تبليغاتX
تفتان خبر

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/15 و ساعت 17:16 |

پس از حادثه ترور روحانی شهید «مهدی توکلی» در روستای افتخارآباد خاش، «حجت الاسلام محمدی راشد» به دلیل احساس وظیفه و پاسخ به ندای درونی‌ فوراً به آن روستا می‌رود تا کار تبلیغ دین در آنجا تعطیل نشده و محراب شهید، بی نمازگزار نماند. اما متأسفانه به دلیل عدم همکاری مسئولان فرهنگی و حوزوی، پس از پایان ماه مبارک به قم بازگشت. مصاحبه ابنا در آستانه چهلمین روز شهادت آن شهید بزرگوار با ایشان:

ابنا: شما با شهید توکلی از قبل آشنایی داشتید؟
● بله. من ایشان را از قبل می‌شناختم و مدتی هم در خاش بوده‌ام. ایشان آدم بامسئولیتی بود و با وجود اینکه در یک حادثه کوه‌نوردی زخمی شده بود و مدت چهار ماه مرخصی داشت، لکن احساس مسئولیت می‌کرد و با عصا به کار خود در آن روستا ادامه می‌داد. نکته دلخراشی که وجود دارد این است که ایشان در حالی شهید شد که فرزند خردسالش بالای سرش ایستاده بود. یک فرزند شش ماهه هم دارد و من نمی‌دانم که به وضعیت خانواده این شهید چگونه رسیدگی می‌شود.

ابنا: از آنجا که شما پس از شهادت شهید توکلی به افتخارآباد رفتید، عکس العمل مردم روستا درباره به شهادت رساندن ایشان چگونه بود؟
● مردم می‌گفتند که ایشان خیلی خوش اخلاق بود و به آنها در کارهایشان کمک می‌کرد. اصولاً آدمی بود که مزاحمتی برای کسی نداشت و در سخنرانی‌هایش به مذاهب دیگر هم توهین نمی‌کرد.

ابنا: کمی در رابطه با وضعیت روستای افتخارآباد توضیح دهید.
● شهرستان خاش، دو روستای شیعه نشین به نام‌های عباس‌آباد و افتخارآباد دارد. اکثریت قریب به اتفاق مردم روستای افتخارآباد شیعه هستند.

در زمینه مسائل فرهنگی باید کار بیشتری در آن مناطق صورت بگیرد که متأسفانه صورت نمی‌گیرد. از نهادهایی مثل سازمان تبلیغات هم که درخواست کمک می‌کنیم می‌گویند بودجه نداریم. همانطور که می‌دانید وهابیت در آن مناطق تبلیغات سنگینی می‌کند و اگر اقدام عاجل نکنیم ممکن است خیلی دیر شود.

ابنا: چه شد که به آن روستا رفتید؟ با وجود آن شرایط امنیتی آیا از شما خواسته شد که به افتخارآباد بروید؟
● من قبلاً هم در خاش بوده‌ام. آن روزها هم زابل بودم که از حادثه باخبر شدم و یک احساس درونی به من گفت که باید به آنجا بروم. با اینکه یک روحانی را در شب بیست‌و‌یکم رمضان ترور کرده بودند، من نمی‌ترسیدم و به آنجا رفتم و مراسم شب بیست‌و‌سوم را در روستا برگزار کردیم.

نه تنها کسی من را آنجا نفرستاد، بلکه موقعی که می‌خواستم به آنجا بروم یکی از مسئولین فرهنگی زابل به من گفت که فلانی، آنجا امنیت ندارد و تو هم به آنجا نرو. اما من چون نسبت به وضعیت آنجا آشنایی داشتم و نمی‌خواستم که آن مسجد خالی بماند، بهتر دیدم که به آنجا بروم.

ابنا: چرا مستقر نشدید و برگشتید؟
● وضعیت آنجا خیلی نامناسب است. هیچ حمایتی هم صورت نمی‌گیرد. در این مدت، غیر از من، کسی آنجا نرفته است. وضعیت به گونه‌ای است که به قول مسئول سازمان تبلیغات خاش، در کل این شهرستان فقط دو روحانی مستقر وجود دارد.

ابنا: استقبال مردم از شما چگونه بود؟
● تا حدودی خوب بود؛ فقط آنچه قابل ذکر است این است که با اینکه من به عنوان طرح هجرت رفتم، ولی هیچگونه پشتیبانی‌ فرهنگی و مالی از من نشد و من حتی کرایه برگشت من را هم ندادند. سازمان تبلیغات خاش چهار هزار تومان جهت کرایه به من داد که من حتی هزار تومان از جیبم گذاشتم و کرایه ماشین تا زاهدان را دادم! در زاهدان هم هیچ کرایه‌ای به من ندادند!!

ابنا: و مطلب پایانی؟
● در مجموع آنچه قابل ذکر است این است که به دلیل دوری و همچنین عدم پشتیبانی مسئولان منطقه از روحانیون اعزامی به آن مناطق، از قدیم الایام روحانیون کمی به آنجا می‌رفتند. عدم امنیت از دیگر مسائل تأثیرگذار در این زمینه است.

در زمینه فرهنگی باید از روحانیون اعزامی به درستی پشتیبانی شود. در شهرستان سرباز، چهار حوزه علمیه اهل سنت وجود دارد که طلاب آن مدارس به خوبی مورد حمایت علما و مردم منطقه قرار دارند و مورد رسیدگی قرار می گیرند ولی ما هیچگونه امکاناتی نداشتیم.

حق‌الزحمه‌ای هم که می‌دهند اصلاً قابل مقایسه با دیگر جاها نیست و خیلی کم است. در صورتی که کار در آنجا خیلی لازم است.

در نیمه اول مهرماه امسال، در آستانه دومین شب قدر ماه مبارک رمضان، محراب مسجد کوچک روستای افتخارآباد بلوچستان به خون شهیدی مظلوم رنگین شد.

 پس از شهادت روحانی این مسجد، روحانی دیگری از سر دلسوزی و احساس مسئولیت به این روستا رفت تا محراب شهید، بی‌نمازگزار نماند؛ اما ...

داستان همان داستان تکراری است. نیاز مردم و بی‌توجهی مسؤولان.

متأسفانه به دلیل عدم رسیدگی نهادهای فرهنگی به اوضاع این مسجد و این روحانی، هم‌اکنون محراب مسجد افتخارآباد بی‌نمازگزار است ...

مبادا که تروریست‌ها به هدف خود رسیده باشند ...

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/09 و ساعت 8:23 |

به مطالب ذيل كه توسط يكي از شاگردان چشم و گوش بسته ي مولوي عبدالحميد نوشته شده وبه كتاب خدا هم توهين ميكند بنگريد:

1- نشان و علامت  منافقين دشمني با صحابه است  و اين امر مهم است

2- هيچ كسي نمي تواند در اين زمان مثل ايمان صحابه داشته باشد چون الله تبارك وتعالي دركتابش  از آنها اعلام رضايت نمود . و معيار تشخيص ايمان  آن ايمان صحابه است

3-  ايمان صحابه ترازوي سنجش ايمان است و هر كس كه  مخالف ايمان صحابه  باشد ايمان او مردود است ودر نزد الله تبارك و تعالي غير قابل و معتبر نيست  پس

4- همانطوريكه صحابه ايمان آورده اند  ايمان بياوريم و اين نشانه هدايت  مي باشد

 5- هروقت كساني روي گردان صحابه باشند آن شخص در اختلاف و مخالفت با صحابه كرام مي باشند معلوم  مي شود در كفر و نفاق هستند

 6- ذكر صفات صحابه ايمانشان را افزايش مي دهد

7- صحابه كساني هستند  كه همه چيز شان را فداي دين اسلام نمودند و هرگز از دستور پيامبر سرپيچي نكردند

8- برابر دستور قران كريم و پيامبر اكرم هر كسي بغض  صحابه را داشته باشد اون مسلمان نيست  بغض صحابه را فقط كفار در دلشان دارند    و اين دستور رب العالمين و رسول اكرم است

9-  از صحابه كسي حق انتقاد را ندارد چون اصحاب پيامبر از انتقاد بالاتر هستند

واما چند سطري هم پاسخ گرچه ميخ اهنين نرود در سنگ فرو!!!

1- خداوند درباره همسران پيامبر(ص) مى فرمايد: «(يَا نِسَاءَ النَّبِىِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَة مُّبَيِّنَة يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللهِ يَسِيراً); اى همسران پيامبر هر كس از شما گناه آشكارى كند مجازات او دو چندان است و اين كار براى خدا آسان است».اما:

همسران پيامبر(ص) كه آشكارترين مصداق آيه هستند، قرآن مى گويد نه تنها از گناهان آنها صرف نظر نمى شود، بلكه مجازاتش دو چندان است.ايا صحابه از همسرا ن شريف ان يگانه ي عالم پاكترند.اهل سنت كه عصمت را مختص پيامبر ميدانند . چه شد كه افرادي ديگر كه كمر به قتل خليفه ي چهارم بسته بودند . و يا اسامه كه از دستور رسول خدا سرپيچي كرده بود و يا وليد كه به مردم دياري ظلم و ستم كرده بود ويا كسي كه به پيامبر تهمت هذيان گفتن بست همه از همسران پيامبر شريفتر شدند؟

2- قرآن درباره فرزند نوح به خاطر خطاهايش مى گويد: «(إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِح); او عملى ناصالح است» و به نوح هشدار مى دهد كه درباره او شفاعت نكند!آيا فرزند پيامبر مهمتر است يا اصحاب و ياران او؟

آيا اين آيات با صراحت نمى گويد: معيار خوبى و بدى افراد، ايمان و اعمال آنهاست و حتّى فرزند و همسر پيامبر بودن، در صورت فساد اعمال مانع از دوزخى شدن افراد نمى شود؟

3- قرآن مى گويد در ميان اطرافيان پيامبر(صلى الله عليه وآله) گروهى از منافقان بودند، آيا اين آيات قرآن را ناديده بگيريم؟ مگر منافقان پيامبر رادرك نكردند؟از او حديث نداشتند؟منظور قران از منافقان چه كساني هستند؟ايا انكار ميكنيد كه برخي از صحابه بعدا منافق شدند؟

 (وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِّنَ الاَْعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ...).

4- هيچ كس همه صحابه را ـ خداى نكرده ـ نادرست و دروغگو نمى داند، چرا كه در ميان آنها افراد ثقه و مورد اعتماد فراوان بودند و همانها مى توانند حلقه اتّصال ما با پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) باشند، همان گونه كه ما درباره ياران اهل بيت(عليهم السلام) مى گوييم.

اما امروز ما با چندين واسطه خود را به عصر رسول خدا(صلى الله عليه وآله)مى رسانيم، ولى چراهيچ كس نمى گويد همه اين واسطه ها ثقه و صادق القول هستند و همگى داراى قداستند

5-وَالسَّابِقُونَ الاَْوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالاَْنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَان رَّضِىَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّات تَجْرِى تَحْتَهَا الاَْنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ....اين ايه دليل عصمت صحابه شده است اما ايه ي بعدي صفات مومنين را برشمرده: أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلا مِّنَ اللهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِى وُجُوهِهِمْ مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ....

آيا كسانى كه آتش جنگ جمل و صفّين را برافروختند و بر ضدّ امام وقت شوريدند و ده ها هزار نفر از مسلمانان را به كشتن دادند، مصداق اين صفات هفت گانه بودند؟ آيا در ميان خود مهربان بودند؟

آيا شدّت عمل آنها در برابر كفّار بود يا در برابر مسلمين؟!

آيا پيامبرى كه براى هدايت و اصلاح مردم آمده، ممكن است ياران خود را استثنا كند و گناه آنها را ناديده بگيرد، در حالى كه قرآن درباره زنان پيامبر(صلى الله عليه وآله) كه از نزديكترين صحابه بودند مى گويد: اگر گناه كنيد مجازات شما دو چندان است

وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً

اين ايه ميفرمايد وعده مغفرت و اجر عظيم فقط براى كسانى است كه داراى ايمان و عمل صالح باشند و لا غير. آيا كسانى كه كشتار مسلمين را در جنگ جمل و مانند آن به راه انداختند يا بيت المال را در عهد عثمان حيف و ميل كردند، داراى عمل صالح بودند؟ جالب اين كه خداوند پيغمبران بزرگ خود را به خاطر يك ترك أولى مورد مؤاخذه قرار داد; آدم را به سبب يك ترك أولى از بهشت بيرون فرستاد.ويونس را به دليل ترك أولى مدّتى در شكم ماهى، در ظلمات ثلاث زندانى كرد.ونوح را به علّت شفاعت براى فرزند گنهكارش مورد مؤاخذه قرار داد آيا باور كردنى است كه صحابه پيامبر اسلام را از اين قانون مستثنا كند.؟

6- ودر اخر يك روايت: بخارى، محدّث معروف در صحيح خود در كتاب التفسير درباره مسأله (تهمتى كه به همسر پيامبر زدند) مى نويسد: روزى پيامبر(صلى الله عليه وآله) بر منبر بود، صدا زد: اى مسلمانان، چه كسى اين مرد را مجازات مى كند (منظور عبدالله بن سلول يكى از سران منافقان است)

براى من نقل كرده اند كه به همسر من نسبت بد داده است، در حالى كه من از همسرم خلافى نديده ام... سعد بن معاذ انصارى (صحابى معروف) برخاست و عرض كرد: من او را مجازات مى كنم، اگر از طايفه «اوس» باشد، او را گردن مى زنم و اگر از طايفه خزرج باشد، هر امرى بفرماييد انجام خواهيم داد. سعد بن عباده بزرگ طايفه خزرج كه پيش از آن مرد صالحى بود، به سبب تعصّب قبيله اى به سعد بن معاذ گفت : به خدا دروغ گفتى، تو هرگز قدرت بر اين كار را ندارى، اسيد بن حضير (پسر عموى سعد بن معاذ) گفت: به خدا تو دروغ مى گويى، او از منافقان است و ما او را به قتل مى رسانيم، نزديك بود طايفه اوس و خزرج به هم بريزند كه رسول الله(صلى الله عليه وآله) آنها را خاموش كرد آيا همه اين چند نفر، صحابى صالح بودند؟

 بیخود نیست که عبدالمالک ریگی به اسم کافر و منافق سر پیروان پیابرخدا را میبرد الحق که اموزه های مدارس دینی اهل سنت به جای به خدا رسیدن بیشتر ترویج ستیزه جویی با دیگر مذاهب هست .نشانه های سیاستهای انگلیس را میتوان در اموزه های طلاب اهل سنت دید. بهتر هست که شما به فکر توشه ی اخرت باشید انجا قطعا علی علیه السلام درسمت راست پیامبر و فاطمه هم در سمت چپ او قرار دارند .دامن علی و فاطمه را داشته باشیم بهتر از فرزندان هند جگر خوار و افرادی هست که قبل از اسلام بت پرست بودند. لب حوض کوثر هر کسی را راه نمی دهند

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/05 و ساعت 18:55 |

یک گروه تازه تأسیس انحرافی ترکیه ای به رهبری «الله وردی.گ» که خود را منتسب به شیعه می کند، به تازگی در قالب تورهای زیارتی به ایران سفر کرده و در تلاش برای اشاعه دیدگاه های خود است. این گروه که منابع مالی آن از عربستان است با هزینه های هنگفت سعی در جذب طلاب جدید الورود ترکیه ای نیز دارد.برخی از اعتقادات این گروه عبارت است از اینکه «اعضای فرقه اگر گناه هم کنند باز اهل بهشتند»، «تجاوز به مال، جان و ناموس اهل سنت مباح است و آنها از کفار بدترند»، «عقل حجت نیست»، «مراسم عاشورا ساختگی و جعلی است»، «کسی که 2 نفر سنی را بکشد، بهشت بر او واجب است»!البته شبیه این فتواها را نیز وهابیت ملعون در بین اهل سنت تندرو نیز رایج کردند که متاسفانه در سیستان و بلوچستان فردی با انبوه گناه با استناد به اقوال باطل انها اگر هفت شیعه را بکشند دربهای بهشت بر روی انها باز میشود.تازه اخیرا هم گفته اند که امیرالمومنین حضرت علی هم به دادشان میرسد.جریان تاسوکی هم گرچه دست استکبار و وهابیت در پشت ان بود اما به اسم شیعه کشی اتفاق افتاد

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/03 و ساعت 23:10 |

فعالیت وهابیت در استان گلستان اعتراض محافل مذهبی را برانگیخته است.

 امام جمعه موقت گرگان و رئیس مرکز بزرگ اسلامی شمال کشور در جلسه تقریب مذاهب استان در گرگان گفت: جماعت تبلیغی وهابیون فعالیت خود را در استان آغاز کرده و برای آسیب رسانی به وحدت مردم گلستان سرمایه گذاریهای کلان می کنند که باید پیش از این مراقب بود.

همچنین «حاج آخوند عبدالرزاق» رهبر امام جمعه و مسئول حوزه علمیه عرفانی شهرستان آق قلا در این جلسه با ابراز نگرانی از نفوذ وهابیت گفت: نفوذ وهابیت و احزاب سیاسی را دست کم نگیریم و شخصیتهای فرهنگی استان باید در جهت خنثی سازی این حرکتها تلاش کنند.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/27 و ساعت 18:37 |

تصویری از مراسم رمی جمرات در شهر مکه در سال 1953 میلادی (1332 هـ.ش)

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/25 و ساعت 16:47 |

پاسخ: بعد از بیان مطالب زیر، پاسخ این پرسش روشن می گردد.

 

1. همه می دانیم که شیعه دارای فرقه های و شاخه هایی متعددی است که شامل امامیه اثنی عشریه، زیدیه، اسماعیلیه و شیعیان علوی ترکیه می شود. برای همین مناسب است ابتدا تعریفی از معنای شیعه داشته باشیم: 

شیعه در لغت برد و معنا اطلاق می شود، یکی توافق و هماهنگی دو یا چند نفر بر مطلبی، و دیگری، پیروی کردن فردی یا گروهی، از فرد یا گروهی دیگر و در اصطلاح به آن عده از مسلمانان گفته می شود که بر خلافت و امامت بلافصل علی ـ علیه السّلام ـ معتقدند، و بر این عقیده اند که امام و جانشین پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - از طریق نصّ شرعی تعیین شده و امامت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی ثابت شده است.با این تعریف مشخص شد مراد از شیعه در پرسش، شیعه اثنا عشریه و شیعه واقعی از نظر اعتقادی است.

2. اصطلاح اهل سنّت، در مقابل اصطلاح شیعه، یعنی اعتقاد به این که درباره ی امامت و خلافت نصّی از کتاب و سنّت وارد نشده و تعیین خلیفه ی پیامبر و پیشوای مسلمانان پس از رسول اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - به انتخاب مسلمانان واگذار شده است. این معنا بر همه ی فرق اسلامی غیر از شیعه منطبق است.

اهل سنت دارای چهار مذهب فقهی هستند:1. حنفی. 2. شافعی. 3. مالکی. 4. حنبلی.وآنچه امروز از لفظ اهل سنت متبادر می شود همین گروه های چهار گانه است که دارای عقاید خاص و فقه خاص می باشند و البته از لحاظ کلامی ده ها فرقه کوچک و بزرگ را شامل می شود.

3. مراد از علمأ شیعه کسانی هستند که در سطح عالی در حوزه های علمیه تحصیل کرده باشد و به درجه اجتهاد رسیده و یا در یکی از علوم اسلامی متخصص باشد.با این توضیحات، و معیارهایی که بیان گردید، کسی از علمای شیعه را سراغ نداریم که از مذهب خود دست برداشته باشد و با دلایل منطقی به اهل سنت گرویده باشد. گرچه شاید اهل سنت مدعی باشند که کسانی از شیعه به مذهب اهل سنت گرویده اند در حقیقت این ادعا به چند دلیل قابل اثبات نیست:

1. اولاً آنچه که آنها مدعی آن هستند از علماء شیعه نیست.

2. هویت آنها معلوم نیست، با این توضیح که اول شیعه بوده باشد و بعد سنی شده باشد.

3. شاید از عوام شیعه در اثر تهدید، تطمیع و یا جاهل بودن به مذهب خود و یا در محیط اهل سنت بودن، سنی شده باشند و این گونه سنی شدن نه تنها حقانیت مذهب تسنن را ثابت نمی کند بلکه دلیلی بر ضعف علمی و منطقی آن خواهد بود.یکی از علمای اهل سنت به نام ابوسلمان عبدالمنعم بلوچ به علامه سید مرتضی عسکری که با تالیفات گرانسنگ خود صدها نفر از اهل سنت را به مذهب تشیع راهنمایی کرده است نامه ای نوشت و در آن مدعی شده که ابوعمر محمد باقر مسعودی شیعه بوده است و اکنون سنی شده است.علامه در جواب مرقوم فرموده اند که: جناب آقای ابوسلمان عبدالمنعم بلوچ! اینکه نوشته اید: جوان بی تجربه شیعه ای در ایران گفته است من شیعه بودم و سنی شده ام، در پاسخ به این گفتار شما می گوئیم:

اولاً: آیا این جوان به یک عالم شیعه مراجعه کرده و پاسخ کافی نشنیده است؟

ثانیاً: چنانچه شمابه کار و گفتار این جوان بی تجربه استناد می نمائید در مقابل باید بگوئیم: بسیاری از علما و استادان دانشگاه های مصر و سودان و مغرب و الجزایر و دیگر کشورها با خواندن کتابهای این بنده ضعیف خدا، شیعه شده اند و نامه ها به این جانب نوشته اند.همین جریان سبب شد که ان شاء الله تعالی این نامه ها را به صورت مستقل، چاپ و نشر کنیم. بعد نامه ها را یک، یک آورده اند.در مقابل،‌ افراد بسیاری از علمای اهل سنت هستند که هم هویت مشخصی دارند و هم افراد شناخته شده ای در جامعه خود بودند که از بدو تولد تا عالم شدنشان سنی مذهب بودند و بعداً مستبصر شده و به حقیقت رسیده اند که نمونه های فراوانی را می شود نام برد. مثلاً:

دکتر محمد تیجانی، وی در شهر قفصه «یکی از شهرهای جنوبی کشور تونس» در سال 1936 میلادی در خانواده ای سرشناس و مذهبی دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در همانجا ادامه داد، تا به رتبه مهندسی نائل آمد. ایشان از کودکی به معارف دینی علاقه فراوان داشت و با استعداد فوق العاده ای که داشت در علم و تقوی معروف گردید و در همان سنین جوانی امام جماعت شهر بود و تدریس تفسیر و فقه نیز می نمود، وی مسافرت های متعددی به کشورهای مختلف نمود و در همین مسافرت ها و برخوردها به حقانیت مذهب شیعه پی برد و رسماً تشیع خود را اعلام نمود. در حال حاضر ایشان با داشتن مدرک دکترای فلسفه از دانشگاه سوربن پاریس، مشغول به تدریس می باشد.همچنین سعید ایوب مصری، احمد یعقوب اردنی، اسعد وحید فلسطینی، صالح الوردانی مصری در عصر حاضر و دهها افراد دیگر که مجال آوردن نام همة آنها نیست، پس از استبصار، خود را وقف مذهب و مکتب تشیع کرده اند و در طول تاریخ نیز افراد زیادی چون محقق دوانی، محقق خضری و... به آیین تشیع گرویده اند.برخی از نویسندگان مانند احمد الکاتب، بعضی از اصول شیعه را قبول ندارد و در عین حال سنی هم نشده، و در یک حالت به اصطلاح روشنفکری به برخی از احکام شیعه اعتراض دارد، که نو اندیشی و تجدید گرایی فرهنگی از عواملی است که در تزلزل افکار و اعتقادات این گونه روشنفکران نقش اساسی را بازی می کند.

آنچه حاصل شد این بود که هیچ یک از علمای شیعه دست از تشیع برنداشته و سنی نشده اند. ولی در مقابل بسیاری از علماء آنها مستبصر شده و شیعه را به عنوان مذهب حق قبول کرده اند.البته منظورمان اهل سنتی که زندگی مسالمت امیز با شیعیان دارند نیست بلکه طرف این مباحث تکفیریان و سلفی ها و وهابیان وطالبانیان هستند که میخواهند جای چهار مذهب شایسته ی حنفی و حنبلی و شافعی و مالکی اهل سنت را بگیرند

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/23 و ساعت 21:19 |

            مهر در نماز از چه زماني و توسط چه کسي استفاده شد ؟

خلاصۀ بحث :

آن‌چه كه قطعي است در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مهري به اين صورت كه الآن در ميان شيعيان رايج است وجود نداشته است و آن حضرت بنا بر اتفاق شيعه و سني بر خاك ، سنگ و حصير سجده مي‌كرده و هرگز بر فرش ، سجاده ، لباس و ... كه الآن اهل سنت بر آن سجده مي‌كنند ، سجده نمي‌كرده است و سجده بر چنين چيزها از بدعت‌هايي است كه در ميان اهل سنت رايج شده است .

نخستين كسي كه بر تربت امام حسين عليه السلام سجده كرد ، امام زين العابدين عليه السلام بود كه بعد از دفن سيد الشهداء عليه السلام مقداري از خاك آن حضرت را برداشت و به مدينه برد و خود و اهل بيت رسول خدا بعد از آن بر خاك سيد الشهداء سجده مي‌كردند .

شيعيان نيز با تأسي به ائمه اهل بيت عليهم السلام كه يكي از ثقلين هستند ، سجده بر تربت سيد الشهداء را مستحب مي‌دانند و بر اين كار مداومت مي‌كنند .

                             سجدۀ رسول خدا بر زمين :

شيعه و سني اتفاق دارند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بر زمين سجده مي‌كرده و مي‌فرموده است :

صحيح البخاري ، البخاري ، ج 1 ، ص 86 .

پنچ چيز به من داده شده است كه به هيچ كس قبل از من داده نشده است ... زمين براي من محل سجده و  پاك كننده قرار داده شده است .

و نيز از ابو وائل نقل شده است كه مي‌گفت :

أحكام القرآن ، الجصاص ، ج 3 ، ص 36 ، و مسند احمد ،  ج 4 ، ص 315 ، 317 .

پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله را ديدم كه وقتي سجده مي‌كرد ، پيشاني و بيني‌اش را بر زمين مي‌نهاد .

و صحابه رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) نيز به تبعيت از آن حضرت ، جز بر زمين بر چيز ديگري سجده نمي‌كردند :

مجمع الزوائد ، الهيثمي ، ج 2 ، ص 57 .

ابن مسعود نماز نمي‌خواند و سجده نمي‌كرد ؛ مگر بر زمين ... طبراني اين روايت را در الكبير نقل كرده است .

حتي نقل شده است كه برخي از صحابه ؛ از جمله مسروق بن الأجدع ، چيزي شبيه مهر امروزي با خود حمل مي‌كرد و در زمان مسافرت با كشتي بر آن سجده مي كرد . محمد بن سعد در الطبقات الكبري مي‌نويسد :

الطبقات الكبرى ، محمد بن سعد ، ج 6 ، ص 79 .

مسروق ، هر وقت كه به مسافرتي مي‌رفت ، مقداري از خاك با خود بر مي‌داشت تا در كشتي بر آن سجده كند .

و رواياتي فراواني كه در كتاب‌هاي شيعه و سني بسيار يافت مي‌شود .

                                   سجدۀ رسول خدا بر سنگ :

از ابن عباس نقل شده است كه مي‌گفت :

پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم بر سنگ سجده مي‌كرد .

اين روايت را حاكم نيشابوري در المستدرك ، ج 3 ، ص473 نقل و آن را تصحيح مي‌كند و ذهبي نيز در تلخيص المستدرك صحت آن را تأييد مي‌كند .

                 سجده رسول خدا بر سجاده‌اي ساخته شده از حصير :

مسلم نيشابوري در صحيح مسلم از أبي سعيد خدري نقل مي كند :

صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 62، كتاب الصلاة ، باب الصلاة في ثوب واحد . و 128، باب فضل صلاة الجماعة .

از ابو سيعد خدري نقل شده است که بر رسول خدا وارد شد و ديد آن حضرت بر روي خمره (حصيري) نماز مي خواند و بر روي همان سجده مي کند .

همچنين بخاري و مسلم از ام المؤمنين ميمونه نقل كرده‌اند :

صحيح البخاري‌ ، ج1 ، ص 101 ، كتاب الصلاة ، باب الصلاة على الخمرة ، صحيح مسلم ،‌ ج 2 ، ص 128،  كتاب الصلاة ، باب فضل صلاة الجماعة .

از ميمونه همسر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نقل شده است که فرمودند رسول خدا بر روي خمره (حصيري) سجده مي فرمودند .

و نيز مسلم ازحضرت عايشه نقل مي‌كند :

 صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 168.

از عائشه نقل شده است که گفت : رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم به من فرمودند به من خمرۀ ( حصير ) سجده را بده . گفتم که من عذر زنانه دارم حضرت پاسخ دادند که عذر تو به دستت مربوط نمي شود.

و هيثمي در مجمع الزوائد از ابن عمر نقل مي‌كند :

 

 مجمع الزوائد ، ج 2 ، ص 56 .

از ابن عمر نقل شده است که رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بر روي تكه حصيري نماز مي خوانده و بر همان سجده مي کردند.

مراد از «خمره » همان طور كه علماي شيعه و سني گفته‌اند ، سجاده‌اي است كه از حصير درست مي‌شده است ؛ چنانچه ابن سلام در غريب الحديث مي نويسد :

غريب الحديث ، ابن سلام ، ج 1 ، ص 276 - 277

 ابو عبيد گفته است که در روايت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم آمده است که ايشان بر روي خمره نماز مي خواندند . ابو عبيد گفت مقصود از خمره ، تکه اي کوچک و بافته است که از برگ خرما درست مي‌شود و در بين آن نخ عبور داده مي شود و کوچک است به اندازه محل سجده يا کمي بزرگتر از آن ؛ ولي اگر بزرگتر باشد که تمام بدن بر روي آن جا شود در نماز يا در هنگام خواب به آن حصير گفته مي شود نه خمره .

و زبيدي در تاج العروس مي‌نويسد :

تاج العروس ، الزبيدي ، ج 6 ، ص 365

وقتي مي گويند فلان کس بر روي خمره نماز خواند ؛ يعني بر روي حصير کوچکي که از برگ درخت خرما درست مي شود و با خط به هم متصل مي گردد.

                     فرمان رسول خدا (ص) بر سجده بر خاك

در بسياري از روايات نقل شده است كه رسول خدا به كساني كه از سجده بر خاك پرهيز مي‌كردند ، دستور مي‌داد كه بر خاك سجده كنند . ما به برخي از اين روايات از كتاب‌هاي اهل سنت اشاره مي‌كنيم :

عبد الرزاق صنعناني از خالد الجهني نقل مي‌كند :

.

المصنف لعبد الرزاق الصنعاني ، ج1 ، ص391 ، ح1528 و كنز العمال ، ج7 ، ص465 .

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و اله ) شخصي به نام صهيب را ديد كه در هنگام سجده مراقب بود كه صورتش به خاك ماليده نشود ، پيامبر به او فرمود : اي صهيب ، صورت را بر خاك بگذار .

و همچنين از ام سلمه رضي الله عنها نقل شده كه فرمود :

الاصابة ، ابن حجر ، ج 1 ، ص252 و أسد الغابة ، ج1 ، ص107 و صحيح الترمذي ، ج 2 ، ص236 و  فتح البارى، ج3 ، ص68 و كنز العمال ، ج7 ص 459 ، ح19776 .

پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم  غلام مرا كه افلح نام داشت ، ديد كه در هنگام سجده خودش را از خاك دور نگه مي‌داشت . پيامبر به او فرمود : خودت را به خاك بينداز ( بر خاك سجده كن ) .

                        منع رسول خدا از سجده بر عمامة :

پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم مردي را ديد كه بر قسمتي از عمامۀ خود سجده مي‌كرد ، آن حضرت با دستش اشاره كرده كه عمامه‌ات را بالا بكش و بر پيشاني‌اش اشاره كرد ( بر پيشاني‌ات سجده كن) .

السنن الكبري ، ج2 ، ص105 .

و از امير المؤمنين عليه السلام نقل شده است كه فرمود :

السنن الكبري ، ج2 ، ص105 .

هر گاه خواستيد سجده كنيد ، بايد عمامه را از پيشاني تان كنار بزنيد .

اين نشان مي‌دهد كه در موقع سجده هيچ مانعي نبايد بين پيشاني و زمين باشد و سجده كردن بر عمامه ، فرش و ... باطل است .

                           سجده فقط بر خاك جايز است :

شيعيان هرگز سجده كردن بر تربت حضرت سيد الشهداء يا هر تربت ديگري را واجب نمي‌دانند ؛ بلكه با تأسي و پيروي از فرامين ائمه اهل بيت عليهم السلام كه عدل و قرين قرآن در حديث ثقلين ذكر شده اند ، سجده كردن بر تربت امام حسين عليه السلام را مستحب مي‌دانند . و طبق رواياتي كه از آن خاندان پاك رسيده است ، سجده ، تنها بر زمين و آن‌چه كه از او مي‌رويد صحيح است و بر چيزهاي ديگر ؛ از جمله لباس ، فرش و ... جايز نيست .

                            فرق بين مسجود له و مسجود عليه :

يكي از ايراد‌هايي كه وهابي‌ها به شيعيان مي‌گيرند ، اين است كه مي‌گويند شما مهر پرست هستيد و خيال مي‌كنند كه نمازگذار مهري را كه جلوي خود گذاشته است ، عبادت مي‌كند ! .

در جواب اين مطلب بايد گفت كه متأسفانه وهابي‌ها فقط به دنبال اين هستند كه با كوچكترين بهانه مشرك بودن شيعيان را ثابت كنند ؛ با اين كه خود آن‌ها مي‌دانند كه شيعيان اگر بر مهر سجده مي‌كنند ، نه به اين خاطر است كه مهر را عبادت كنند ؛ بلكه فقط به اين خاطر است كه به پاك بودن آن اطمينان دارند و و نيز يقين دارند كه اين تربت جزئي از زمين هستند .

اگر قرار باشد كه سجده بر مهر شرك باشد ، قطعاً سجده بر فرش ، عمامه ، لباس ، سجاده و ... نيز شرك خواهد بود . اگر نعوذ بالله شيعيان مهري را كه از پاك‌ترين مكان‌هاي روي زمين تهيه كرده‌اند ، عبادت مي‌كنند ، وهابي‌ها فرش و سجاده را عبادت مي‌كنند . چه فرقي است بين سجده بر مهر و سجده بر فرش ؟

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/21 و ساعت 19:8 |

یک عالم برجسته شیعه در یمن گفت: دولت یمن به شدت در حال نسل‌کشی شیعیان و ریشه‌کنی مذهب زیدی در این کشور است.«ابراهیم الوزیر» که از برجسته‌ترین علمای شیعه‌مذهب زیدی در یمن و صاحب امتیاز نشریه معارض «البلاغ» است در گفت‌وگویی تفصیلی با هفته‌نامه مصری «الوطن‌العربی»، از قلع و قمع شدید شیعیان و پیروان مذهب زیدیه به دست دولت این کشور خبر داد.وی با اشاره به شهادت سید حسین طباطبایی حوثی، از رهبران شیعه یمن به دست دولت این کشور، تأکید کرد: همان‌گونه که حوثی شیعه بود ما نیز شیعه هستیم و آن گونه که او هاشمی بود ما نیز پیرو خاندان اهل بیت(ع) و هاشمی هستیم.وی درباه جدیدترین اوضاع در استان شیعه‌نشین صعده تصریح کرد: راه‌های مسالمت‌آمیز متعددی برای حل‌وفصل بحران در استان صعده در مقابل ژنرال صالح، رئیس جمهور یمن قرار دارد، اما گویا وی نه‌تنها در صدد حل و فصل این بحران نیست، بلکه می‌خواهد اهالی صعده را به زور سرکوب کند این عالم یمنی تأکید کرد:‌ حاکمی که بخواهد با زور و خون‌ریزی بر ملت کشورش غلبه کند، هرگز روی خوش نخواهد دید، زیرا اکنون یمن در آستانه یک فاجعه قرار گرفته است و دولت هم قصد ندارد به وضع جنگی حاکم بر کشور پایان دهد.وی درباره علل عدم پایان بحران از سوی دولت گفت: دولت به خاطر هاشمی‌بودن ما و انتساب ما به امام علی(ع) می‌خواهد ما را به ذلت بکشاند و تشیع زیدی را به مذهب سلفی تبدیل کند.عالم برجسته شیعه یمن درباره بحران حاکم بر استان صعده گفت: شهر صعده (مرکز استان صعده) برای شیعیان زیدی به مثابه قم برای شیعیان جعفری در ایران است زیرا این شهر مرکز انتشار مذهب زیدیه است و طبیعی است که وجود مراکز انتشار تفکر سلفی باعث در تنگنا قرار گرفتن اهالی این شهر شود و به همین دلیل بود که سید حسین حوثی مجبور شد به قله‌های کوه‌ها پناه ببرد و مردم نیز برای مقاومت با تفکر سلفی که از خارج وارد یمن شده به همراه وی به کوه‌ها پناه بردند.وی با بیان اینکه علی محسن الاحمر نفوذ زیادی در میان افسران نظامی دارد گفت: او یکی از سردمداران مبارزه با تفکر تشیع زیدی است و کتاب مشهوری هم در این ارتباط با عنوان «خرافه روز غدیر» نگاشته است و بر این اساس و با توجه به تقویت تفکر سلفی در مقابل مذهب تشیع زیدی پیش‌بینی می‌کنم یمن در آینده شاهد درگیری‌های بیشتری که چه‌بسا به جنگ داخلی منجر شود خواهد بود.این عالم برجسته یمنی تصریح کرد: اگر می‌بینید حکومت از پنج سال تا کنون از ریشه‌کنی تشیع زیدی عاجز مانده است، به این خاطر است که مذهب زیدی، مذهبی بسیار باز است و تشیع از سال 282 هجری یعنی نزدیک به هزار و 200 سال در یمن سابقه داشته و به همین دلیل است که اکثریت جمعیت یمن را شیعیان زیدی تشکیل می‌دهند.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/16 و ساعت 17:44 |

به دنبال دعوت اين جانب از جناب مولوى عبد الحميد براى مناظره و گفتگوى دوستانه پيرامون سخنان ايشان در نماز جمعه زاهدان، در سايت ويژه حوزه علميه زاهدان اعلام كردند كه ايشان حاضر به مناظره نيست بلكه آماده مباهله مى باشد و شاگردان ايشان با شرائطى، آمادگى خود را براى مناظره اعلام كرده اند.اينجانب ضمن احترام به جناب مولوى عبد الحميد اعلام مى دارم

:1 ـ  همانگونه كه در اعلام قبلى اشاره شده، هدف اينجانب مناظره و گفتگوى دوستانه است نه جدل و مناقشه، جناب مولوى عبد الحميد و دوستانشان كه برنامه هاى اين جانب را در شبكه سلام و همچنين در همايش مذاهب در چابهار و زاهدان ديده، و يا شنيده اند به خوبى مى دانند كه اينجانب اهل جدل و مناقشه نيستم; بلكه براى اهل سنت احترام قائل هستم و بارها گفته ام كه اهانت به اهل سنت و مقدسات آنان، خلاف شرع و گناه نابخشودنى است.

2 ـ  فرار از مناظره بر خلاف سيره أنبياء و علماى اسلام است كه در طول تاريخ در موارد اختلافى با يكديگر به گفتگو و مناظره مى پرداختند و قرآن كريم و تاريخ مملوّ از محاجّه و مناظره پيامبران و امامان و علماى شيعه و سنى است.

3 ـ  ارجاع به شاگردان، نوعى فرار از مناظره و تحقير طرف مقابل و عدم رعايت شأن علمى و دور شدن از صفا وصميميت است. اگر هدف جناب مولوى عبد الحميد (العياذ باللّه) با فرستادن شاگردانشان، جدل و مناقشه بوده و مى خواهند با تحريك عواطف و احساسات، آتش اختلاف را در كشور شعله ور نمايند، اين كار نه تنها مخالف با نظر مقام معظم رهبرى مدّ ظله الوارف مى باشد كه امسال را سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى معرفى نموده; بلكه دست زدن به چنين كارى مخالف سيره أئمّة عليهم السلام و روش بزرگان شيعه و مراجع عظام تقليد است.از همه مهمتر اين كه در جهان امروز دشمنان اسلام، كمر به نابودى مسلمانان بسته اند و تمام تلاش خود را در جهت ايجاد اختلاف و تنش هاى مذهبى به كار مى برند، جدل و مناقشه دو گروه مذهبى خيانت به اسلام مى باشد.واگر آقاى مولوى عبد الحميد، شخصيتى شناخته شده و جهانى داشته و پيشواى مذهبى هستند، بايد با شركت در مناظره دوستانه و بدون جدل، عملاً راه و روش مناظره صحيح را به ديگر افراد آموزش دهند.از طرفى ايشان كه اظهار داشته اند: «مقتضاى عدالت اين را مى طلبد كه صدا و سيما افرادى را كه سنى شده اند را فرا بخواند و با آنها مصاحبه اى داشته باشد» اگر اين سخن درست باشد، جناب ايشان با حضور در مناظره، اين افراد را معرفى نمايد، تا أوّلا: مردم با اين افراد آشنا شوند و ثانياً: صدا وسيما زمينه حضور آنان را در كنار آقاى تيجانى فراهم نمايد.

4 ـ اگر ايشان واقعاً خود را پيشواى مذهبى مى دانند، چگونه به خود اجازه مى دهند در نماز جمعه نسبت به جناب آقاى تيجانى كه يك شخصيت بين المللى است و شرق و غرب عالم وى را مى شناسند، جسارت نموده و او را مجهول الحال معرفى نموده و سبب تشيعش را يك خواب بداند با اين كه ايشان در همان مصاحبه شبكه 3، به صراحت گفت: من سه سال تحقيق كردم و با شخصيتهاى متعدد شيعه بويژه شهيد صدر بحث كردم و آنگاه كه حقانيت مذهب شيعه برايم روشن شد، آن را پذيرفتم.و يا نسبت به جناب آقاى دكتر عصام العماد كه قبلا وهابى و شاگرد بن باز مفتى اعظم عربستان  و فارغ التحصيل دانشگاه محمد بن سعود رياض بوده و كتابى تحت عنوان «الصلة بين الإثني عشريّة وفرق الغلاة»  در اثبات  شرك شيعه تأليف كرده بود، ولى جناب مولوى عبد الحميد وى را از شيعيان يمن معرفى مى كنند.و يا تهيه كنندگان برنامه را افراد نا شايست  و برنامه را ساختگى و جعلى و مجرى برنامه را بچه نادان معرفى كند.و با توجه به نكات ياد شده، ما از ايشان دعوت كرديم در يك مناظره وگفتگوى دوستانه شركت كنند و اگر دليل و يا شاهدى بر سخنان خويش دارند ارائه دهند كه با كمال ميل از او مى پذيريم و اگر معلوم شد كه مطالب ياد شده كه  در نماز جمعه و از تريبون حكومتى پخش و در سايت اينترتى حوزه علميه زاهدان قرار گرفت، خلاف واقع و افتراء بوده، ايشان با كمال شجاعت از افراد عذر خواهى نموده و طلب پوزش نمايند.

5 ـ  نسبت به مناظره در رابطه با موارد اختلافى ميان  شيعه و سنى، اگر هر يك از مدرّسان محترم حوزه هاى علميّه اهل سنت  و يا از اساتيد دانشگاهها كه موقعيت علمى آنان محرز باشد و اهل جدل و اهانت نباشند، آمادگى كامل خود را براى گفتگوى علمى، در جلسات كاملا دوستانه و صميمى اعلام مى نمايم.

و معتقد هستم كه چنين جلساتى  نه تنها به وحدت ميان امت اسلامى ضرر نمى زند; بلكه با گفتگوى علمى، بسيارى از بدبينى ها برطرف شده و زمينه وحدت و دوستى ميان شيعه و سنى بيش از پيش فراهم مى شود.و به تعبير شهيد مطهرى «آن چه نبايد صورت گيرد، كارهايى است كه احساسات و تعصّبات و كينه هاى مخالف را بر مى انگيزد، امّا بحث علمى سروكارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات». امامت و رهبرى، ص 21.و به تعبير حضرت آيت اللّه العظمى مكارم شيرازى: «آنچه مايه اختلاف و پراكندگى است، جرّ و بحث هاى تعصب آميز و غير منطقى و پرخاشگرى هاى كينه توزانه است. ولى بحث هاى منطقى و مستدل و دور از تعصّب و لجاجت و پرخاشگرى، در محيطى صميمانه و دوستانه، نه تنها تفرقه انگيز نيست، بلكه فاصله ها را كم مى كند، و نقاط مشترك را تقويت مى نمايد». پنجاه درس اصول عقائد، ص 227.

6 ـ  اگر شاگردان جناب آقاى مولوى عبد الحميد آماده هستند كه با مناظره، حقانيت مذهب اهل سنت بر همگان آشكار نمايند; چرا تحقق اين مناظره را مشروط به پخش از كانال هاى تلويزيون رسمى كشور اعلام نمودند.و اگر راست مى گويند چرا در تلويزيون سلام كه شبكه جهانى است حاضر نمى شوند تا بجاى آن كه حقانيت مذهب اهل سنت را براى مردم ايران ثابت كنند، براى تمام مردم جهان ثابت نمايند.

7 ـ  در رابطه با اعلام مباهله، أوّلا: همگان مى دانند كه  مباهله در صورتى است كه بحثهاى علمى و منطقى به بن بست رسيده باشد، همانگونه كه رسول اكرم (ص) پس از بحث و مناظره با نصارى نجران و اصرار آنان بر عناد، پيشنهاد مباهله دادند.فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنْ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ... آل عمران.

فخر رازى از علماى بزرگ اهل سنت مى گويد: (فَمَنْ حَاجَّكَ) بعد هذه الدلائل الواضحة والجوابات اللائحة فاقطع الكلام معهم وعاملهم بما يعامل به المعاند ، وهو أن تدعوهم إلى الملاعنة. تفسير الكبير، ج 8، ص 82.اين جانب مجدداً از جناب آقاى مولوى عبد الحميد با كمال احترام دعوت مى كنم كه خود بزرگ بينى را كنار گذاشته و به اين گفتگوى دوستانه پاسخ مثبت دهند و يقين كنند كه احترام هريك از طرف مقابل كاملا محفوظ و مقدسات هيچيك از طرفين مورد اهانت قرار نخواهد گرفت; زيرا بر اين عقيده هستيم كه اهانت و جسارت به مقدسات اهل سنت و يا شيعه خيانت به اسلام و گناه نابخشودنى است.وثانياً: اين جانب همانگونه كه به  حقانيت وجود خداوند متعال و نبوت پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه وآله يقين دارم، به حقانيت مذهب شيعه نيز يقين دارم. و در اين عقيده آماده مباهله با هر فردى در سراسر جهان هستم و به نتيجه آن نيز كاملا آگاه هستم.ولى در عصر كنونى كه دشمنان قسم خورده اسلام، از ايجاد اختلاف ميان امت اسلامى و نابودى اسلام و مسلمين از هيچ كوششى دريغ نمى كنند، آيا دست زدن به مباهله و ... در چنين موقعيتى، موجب اتحاد ميان امت اسلامى است و يا سر آغاز اختلاف جديد و تحريك عواطف و تعصبات مذهبى است.و با همه اين حال اگر مناظره و گفتگوى دوستانه نتيجه نبخشيد، نوبت به مباهله خواهد رسيد.

8 ـ  در پايان تكرار مى كنم كه اينجانب آمادگى كامل دارم كه با جناب مولوى عبد الحميد در رابطه با سخنان ايشان در خطبه هاى نماز جمعه و جلسه ختم قرآن بدون هيچ پيش شرطى در هر كجا و در هر زمان مناظره و گفتگوى دوستانه و صميمى داشته باشم و نتيجه آن در اختيار همگان قرار گيرد و هر يك از سايتهاى خبرى و روزنامه ها و شبكه هاى داخلى و جهانى صلاح ديدند منعكس نمايند.طبق آيه شريفه (كُلُّ نَفْس بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ). المدثر: 74/38، كه هر كس مسئول پاسخگويى كارهاى خويش است و مطابق آيه شريفه ديگر (وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى).  الانعام: 6/164 هيچ كس مسئول عملكرد ديگران نيست.اميدوارم كه جناب مولوى عبد الحميد، خود بزرگ بينى را كنار گذاشته و به اين گفتگوى دوستانه پاسخ مثبت دهند و بدانند كه احترام ايشان از طرف اين جانب كاملا محفوظ است و بر اين باور هستم كه ايشان نيز احترام طرف مقابل را حفظ خواهند نمود، زيرا بر اين عقيده هستيم كه اهانت و جسارت به مقدسات اهل سنت و يا شيعه خيانت به اسلام و گناه نابخشودنى است.بديهى است كه در صورت بروز هر گونه تندى از ناحيه ايشان، از طرف اينجانب جز مهربانى و تمناى سلامتى، پاسخى نخواهند شنيد.

وَالسَّلاَمُ عَلَى مَنْ اتَّبَعَ الْهُدَى.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/13 و ساعت 16:56 |

دکتر سید محمد حسینی قزوینی، مسئول مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج) با انتشار بیانیه ای از مولوی عبدالحمید به دلیل طفره رفتن مکرر ایشان از مناظره و گفتگوی دوستانه انتقاد کرد.

به گزارش شیعه نیوز، در این بیانیه که دکتر حسینی قزوینی آن را سخن پایانی خود خطاب به مولوی عبدالحمید اظهار داشته، آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم
1 ـ در این بیانیه عبارتهایی دور از ادبیات اسلامی به کار رفته بود و دو شخصیت جهانی شیعه (آقایان دکتر عصام و دکتر تیجانی) مورد اهانت مجدد قرار گرفته بودند و نظام جمهوری اسلامی و قوه قضائیه نیز به جانبداری متعصبانه متهم شده بودند و... به ایشان و همفکران عزیرشان خالصانه سلام گفته و کریمانه از کنار آن مطالب نادرست مرور می کنم.

2 ـ دعوت اولیه این جانب از جناب مولوی عبدالحمید، مناظره و گفتگوی دوستانه در خصوص مطالبی بود که ایشان در خطبه های نماز جمعه زاهدان نسبت به دو شخصیت شیعه آقایان دکتر عصام و دکتر تیجانی مطرح کرده بودند و ملتزم بودیم که بحث و گفتگو به خارج از آن کشیده نشود و انتظار از جناب مولوی خیلی فراتر از این بود که قضیه را به انحراف کشانده و به یک معضل تبدیل کرده و با جوسازی علیه نظام و قوه قضائیه، بهره برداری سیاسی نمایند.

3 ـ اگر مسأله اتحاد میان مسلمانان از دیدگاه جناب مولوی عبدالحمید این همه حائز اهمیت است، پس چرا در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی در همایش ختم صحیح بخاری از آقای دکتر محمد إبراهیم رئیس دادگاه مدینه دعوت کردند و ایشان در سخنرانی خود به مقدسات شیعه اهانت کرد و ایشان نه تنها به سخنان وی اعتراض نکردند؛ بلکه در سفر اخیر خود به مدینه منوره از حضور ایشان در همایش، تشکر نمودند.و چرا در سال اتحاد ملی کتابهای وهابیون که شیعه را به مشرکان عصر رسالت تشبیه کرده و خون و مال آنان را مباح دانسته، در سایت رسمی حوزه علمیه زاهدان قرار داده اند مانند: توسل مشروع ...، رساله شیخ الاسلام ابن تیمیه و...چرا در برابر حرکت های تند وهابیت بر ضد شیعه عکس العمل مناسبی نداشته اند؟چرا بیانیه 38 تن از علمای وهابی افراطی عربستان، در وجوب قتل شیعیان و تخریب حرم امامام معصوم (ع) را محکوم ننمودند؟چرا با فتوای ضدّ اسلامی بن جبرین وبراک، در تخریب حرم امیرالمؤمنین و امام حسین و ابوالفضل علیهم السلام برخورد صریح نداشتند؟ بلکه کتاب بن جبرین و صالح فوزان وعبد الرحمن دمشقیه که از تکفیریون وهابی هستند، هم اکنون روی سایت رسمی حوزه علمیه زاهدان موجود است!! و صدها چراها که فرصت بازگو کردن آن نیست!!!

4 ـ چگونه جناب مولوی عبد الحمید از انتقال دو نفر از مذهب مالکی و وهابی به مذهب شیعه این چنین حساسیت به خرج داده و جوسازی می کنند با این که در تاریخ، افراد متعددی از مذهب حنفی به شافعی و از شافعی به حنفی و... منتقل شده اند، همانگونه که مناوی از شخصیتهای بزرگ اهل سنت می گوید: گروهی از بزرگان اهل سنت از مذهب خویش به دیگر مذهب انتقال یافته اند همانند: عبد العزیز بن عمران که از مذهب مالکی به مذهب شافعی منتقل شد و ابوثور، از حنفی به شافعی وطحاوی، از شافعی به حنفی، و امام سمعانی از حنفی به شافعی، و خطیب بغدادی وآمدی وابن برهان از حنبلی به شافعی، و ابن فارس از شافعی به مالکی، و ابن دهان از حنبلی به حنفی و از حنفی به شافعی انتقال مذهب دادند. فیض القدیر، ج 1، ص 273

5 ـ مقام معظم رهبری ـ مدّ ظلّه الوارف ـ که امسال را «سال اتحاد ملی وانسجام اسلامی» معرفی نمودند، هرگز از مناظره و گفتگوی دوستانه علمی منع نفرموده اند، و به تعبیر شهید مطهری: «آن چه نباید صورت گیرد، کارهایی است که احساسات و تعصّبات و کینه های مخالف را بر می انگیزد، امّا بحث علمی سروکارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات». امامت و رهبری، ص 21

6 ـ مگر جناب مولوی عبد الحمید ودیگر عزیزان اهل سنت در مناظره و گفتگوی علمی چه مطالبی می خواهند مطرح کنند که از دادگاه ویژه روحانیت هراس دارند؟ و آیا تا کنون قوه قضاییه به خاطر طرح مسائل علمی دور از تعصب و اهانت، کسی را مورد مؤاخذه قرار داده است؟

7 ـ آیا هدف از کشاندن مناظره به یکی از کشورهای اسلامی و پیش داوری غیر منصفانه، فراهم ساختن زمینه بدبینی و جو سازی علیه نظام جمهوری اسلامی نیست؟ و یا پیشنهاد دعوت از افرادی از خارج از کشور جهت مناظره، نشانگر ضعف علمی نیست؟

8 ـ این جانب مباهله را رد نکرده ام، بلکه پیشنهاد نموده ام که با الهام از سیره نبی مکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اول مناظره و گفتگوی علمی دوستانه صورت پذیرد و در صورتی که گفتگوی علمی به بن بست رسید، نوبت به مباهله خواهد رسید و آمادگی کامل خود را برای مباهله اعلام نموده ام.

در پایان برای آخرین بار از جناب مولوی عبد الحمید در خواست می کنم با بهانه های واهی از گفتگوی دوستانه که بهترین راه برای حل اختلاف فیمابین و زمینه ساز وحدت می باشد، طفره نروند.

وَالسَّلاَمُ عَلَی مَنْ اتَّبَعَ الْهُدَی.

دکتر سید محمد حسینی قزوینی 7/8/86

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/11 و ساعت 17:29 |

پس‌از آنکه  یک روحانی مشهور سنی، در شهر «سوکوتو» به طرزی مشکوک و به وسیله افرادی ناشناس به قتل رسید، نیروهای امنیتی نیجریه آزار و اذیت شیعیان مظلوم این کشور را افزایش داده‌اند.به نقل از ابنا، پس‌از مرگ این روحانی سنی، یکی از اعضای شیعه گروه موسوم به «حرکت اسلامی» یا «برادران مسلمان» از سوی مقامات محلی دستگیر شد. متعاقباً نیروهای پلیس 115 نفر دیگر از شیعیان را دستگیر کردند، 68 خانه تخریب شد و بیش از 50 زن و کودک مفقود شدند!

افزون بر این، 7 نفر از شیعیان نیز به قتل رسیدند که بر اساس برخی از گزارش‌ها تعدادی از این شهداء، زنده در خانه‌های تخریب شده خویش دفن شدند. حتی یک نفر پیش از کشته شدن مثله شد و همه این جنایات که با همکاری نیروهای ملی، محلی و جانیانی در لباس مردم انجام شد در انظار پلیس بوده است!چند هفته بعداز قتل روحانی سنی، مرکز شیعیان، کلینیک پزشکی و مدرسه شیعیان توسط دولت ایالتی تخریب شد. افزون بر این، 115 شیعه بازداشت شد که بیش‌از سه ماه است در زندان به سر می‌برند؛ در حالی که هیچ کدام از آن‌ها مظنون به قتل نیستند.شیعیان سوکوتو معتقدند که دولت محلی از قتل مشکوک این اهل سنت به عنوان دست‌آویزی برای هجوم بیشتر به آن‌ها استفاده کرده است.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/09 و ساعت 16:56 |

در سایت سنی انلاین اعلام شده بود که طی درخواستی از مولوی دعوت به مناظره شده که شاگردان ایشان از طف او این مناظره را رد و خودشان اعلام امادگی کردند بدینوسیله به اطلاع ایشان میرساند که این جانب یک معلم ساده و بی الایش و بی ادعاامادگی خود را برای مناظره ی اینترنتی با مولوی عبدالحمید اسماییل زهی در خصوص حقانیت مکتب اهل بیت پیامبر اسلام و اسلام محمدی  اعلام میکنم . این مطالب  و مباحث بدون سانسور در تمام ایران قابل دریافت خواهد بود . ضمنا نماینده هم از طرف ایشان قبول میکنم .ایشان میتوانند موافقت خود را از طریق سایت سنی انلاین اعلام کنند. اگر لازم باشدحاضر به مباهله هم با ایشان هستیم به شرطی که ایشان دست فرزندان ابو حنیفه و سه خلیفه ی اول را بگیرند و من هم دست فرزندان فقط خلیفه ی چهارم را !!!! مباهله یک به سه .

       از اعلام امادگی ایشان ممنون خواهم بود

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/01 و ساعت 20:1 |
أبو حنيفه  گفته است: اگر مردى در برابر قرار داد ده درهم با مادرش ازدواج و نزديكى نمايد زناكار نخواهد بود و حدّ زناكار هم بر وى جارى نمى شود، و اگر مردى آلتش را در پارچه اى به پيچد و با زنى همبستر شود زناكار نيست و حدّ بر او جارى نمى شود.

قال أبو حنيفة : لو أن رجلا تزوج أمه على عشرة دراهم لم يكن زانيا، ولم يجب عليه الحد، ولو أن رجلا لف ذكره بحريرة ثم أدخله فرج امرأة لم يكن زانيا ولم يجب عليه الحد.   - الفضل بن شاذان الأزدي ص 92.

توجه :واقعا که بعضی ها دلشان به فتاوای چه کسانی خوش هست و ریش و قیچی دین و دنیایشان و اخرتشان را به چه کسانی داده اند که هیچ علقه ای و پیوندی با پیامبر اسلام  ندارند و .....حالا اگر از اقای عبدالحمید اسماییل زهی که به مدد پولهای عربستان و ... اسراییل شخصیت مثلا جهانی پیدا کرده است (نقل از سنی انلاین) دعوت به مناظره شوند و همین یک سئوال از او پرسیده شود پاسخی دارند یا خیر ؟

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/01 و ساعت 19:16 |
 

روزی جمعی از اصحاب پیغمبر بحث می نمودند در اطراف این موضوع که کدام حرف است در حروف که از همه بیشتر در کلام موجود است؟ معلوم شد حرف الف از همه بیشتر است و هیچکس نمی نتواند کلامی بگوید که الف در آن نباشد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) حضور داشتند. بدون تأمّل و فی البداهه خطبه ای فرمودند. چنانکه عقلها حیران ماند و نام این خطبه را مونقه گذاشتند؛ یعنی در حسن و نیکویی و بلاغت، شگفت آور است.


حَمِدتُ مَن عَظُمَت مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَت نِعمَتُهُ، وَ سَبَقَت رَحمَتُهُ، وَ تَمَّت کَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَت مَشیَّتُهُ، وَ بَلَغَت حُجَّتُهُ، و عَدَلَت قَضیَّتُهُ، وَ حَمِدتُ حَمَدَ مُقِرٍّ بِرُبوبیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبودیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِن خَطیئتِهِ، مُعتَرِفٍ بِتَوحیَدِهِ، مُستَعیذٍ مِن وَعیدِهِ، مُؤَمِّلٍ مِن رَبِّهِ مَغفِرَةً تُنجیهِ، یَومَ یُشغَلُ عَن فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَستَعینُهُ، وَ نَستَرشِدُهُ، وَ نُؤمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ، وَ شَهِدتُ لَهُ بِضَمیرٍ مُخلِصٍ موقِنٍ، وَ فَرَّدَتُهُ تَفریدَ مُؤمِنٍ مُتقِنٍ، وَ وَحَّدَتُهُ تَوحیدَ عَبدٍ مُذعِنٍ لَیسَ لَهُ شَریکٌ فی مُلکِهِ، وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ فی صُنعِهِ، جَلَّ عَن مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَن مِثلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَکَ، فَقَهَرَ، وَعُصیَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَکَرَ، وَ حَکَمَ فَعَدَلَ، وَ تَکَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ، لَم یَزَل وَ لَم یَزولَ، وَ لیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ، وَهُوَ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ وَ بَعدَ کُلِّ شَیءٍ، رَبٌّ مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ، مَتَمَلِّکٌ بِقُوَّتِهِ، مُتَقَدِّسٌ بِعُلُوِّهِ، مُتَکَبِّرٌ بِسُمُوِّهِ لَیسَ یُدرِکُهُ بَصَرٌ، وَ لَم یُحِط بِهِ نَظَرٌ، قَویٌ، مَنیعٌ، بَصیرٌ، سَمیعٌ، علیٌّ، حَکیمٌ، رَئوفٌ، رَحیمٌ، عَزیزٌ، عَلیمٌ، عَجَزَ فی وَصفِهِ مَن یَصِفُهُ، وَ ضَلَّ فی نَعتِهِ مَن یَعرِفُهُ، قَرُبَ فَبَعُدَ، وَ بَعُدَ فَقَرُبَ، یُجیبُ دَعوَةَ مَن یَدعوهُ، وَ یَرزُقُ عَبدَهُ وَ یَحبوهُ، ذو لُطفٍ خَفیٍّ، وَ بَطشٍ قَویٍّ، وَ رَحمَةٍ موسِعَةٍ، وَ عُقوبَةٍ موجِعَةٍ، رَحمَتُهُ جَنَّةٌ عَریضَةٌ مونِقَةٌ، وَ عُقوبَتُهُ حَجیمٌ مؤصَدَةٌ موبِقَةٌ، وَ شَهِدتُ بِبَعثِ مُحَمَّدٍ عَبدِهِ وَ رَسولِهِ صَفیِّهِ وَ حَبیبِهِ وَ خَلیلِهِ، بَعَثَهُ فی خَیرِ عَصرٍ، وَ حینَ فَترَةٍ، وَ کُفرٍ، رَحمَةً لِعَبیدِهِ، وَ مِنَّةً لِمَزیدِهِ، خَتَمَ بِهِ نُبُوَّتَهُ، وَ قَوّی بِهِ حُجَّتَهُ، فَوَعَظَ، وَ نَصَحَ، وَ بَلَّغَ، وَ کَدَحَ، رَؤفٌ بِکُلِّ مُؤمِنٍ، رَحیمٌ، ولیٌّ، سَخیٌّ، ذَکیٌّ، رَضیٌّ، عَلَیهِ رَحمَةٌ، وَ تَسلیمٌ، وَ بَرَکَةٌ، وَ تَعظیمٌ، وَ تَکریمٌ مِن رَبٍّ غَفورٍ رَحیمٍ، قَریبٍ مُجیبٍ، وَصیَّتُکُم مَعشَرَ مَن حَضَرَنی، بِتَقوی رَبِّکُم، وَ ذَکَّرتُکُم بِسُنَّةِ نَبیِّکُم، فَعَلَیکُم بِرَهبَةٍ تُسَکِّنُ قُلوبَکُم، وَ خَشیَةٍ تَذری دُموعَکُم، وَ تَقیَّةٍ تُنجیکُم یَومَ یُذهِلُکُم، وَ تُبلیکُم یَومَ یَفوزُ فیهِ مَن ثَقُلَ وَزنَ حَسَنَتِهِ، وَ خَفَّ وَزنَ سَیِّئَتِهِ، وَ لتَکُن مَسئَلَتُکُم مَسئَلَةَ ذُلٍّ، وَ خُضوعٍ، وَ شُکرٍ، وَ خُشوعٍ، وَ تَوبَةٍ، وَ نَزوعٍ، وَ نَدَمٍ وَ رُجوعٍ، وَ لیَغتَنِم کُلُّ مُغتَنَمٍ مِنکُم، صِحَّتَهُ قَبلَ سُقمِهِ، وَ شَیبَتَهُ قَبلَ هِرَمِهِ، وَ سِعَتَهُ قَبلَ عَدَمِهِ، وَ خَلوَتَهُ قَبلَ شُغلِهِ، وَ حَضَرَهُ قَبلَ سَفَرِهِ، قَبلَ هُوَ یَکبُرُ، وَ یَهرَمُ، وَیَمرَضُ، وَ یَسقَمُ، وَ یُمِلُّهُ طَبیبُهُ، وَ یُعرِضُ عَنهُ جَیِبُهُ، وَ یَتَغَیَّرَ عَقلُهُ، وَ لیَقطِعُ عُمرُهُ، ثُمَّ قیلَ هُوَ مَوَعوکَ، وَ جِسمُهُ مَنهوکٌ، قَد جَدَّ فی نَزعٍ شَدیدٍ، وَ حَضَرَهُ کُلُّ قریبٍ وَ بَعیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ، وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبینُهُ، وَ سَکَنَ حَنینُهُ، وَ جُذِبَت نَفسُهُ، وَ نُکِبَت عِرسُهُ، وَ حُفِرَ رَمسُهُ، وَ یُتِمَّ مِنهُ وُلدُهُ، وَ تَفَرَقَ عَنهُ عَدَدُهُ، وَ قُسِّمَ جَمعُهُ، وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمعُهُ، وَ کُفِّنَ، وَ مُدِّدَ، وَ وُجِّهَ، وَ جُرِّدَ، وَ غُسِّلَ، وَ عُرِیَ، وَ نُشِفَ، وَ سُجِیَ، وَ بُسِطَ لَهُ، وَ نُشِرَ عَلَیهِ کَفَنُهُ، وَ شُدَّ مِنهُ ذَقَنُهُ، وَ قُمِّصَ، وَ عُمِّمَ، وَ لُفَّ، وَ وُدِعَّ، وَ سُلِّمَ، وَ حُمَلِ فَوقَ سَریرٍ، وَ صُلِّیَ عَلَیهِ بِتَکبیرٍ، وَ نُقِلَ مِن دورٍ مُزَخرَفَةٍ، وَ قُصورٍ مُشَیَّدَةٍ، وَ حَجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فی ضَریحٍ مَلحودَةٍ، ضَیِّقٍ مَرصوصٍ بِلبنٍ، مَنضودٍ، مُسَقَّفٍ بِجُلمودٍ، وَ هیلَ عَلیهِ حَفَرُهُ، وَ حُثِیَ عَلیهِ مَدَرُهُ، فَتَحَقَّقَ حَذَرُهُ، وَ نُسِیَ خَبَرُهُ وَ رَجَعَ عَنهُ وَلیُّهُ، وَ نَدیمُهُ، وَ نَسیبُهُ، وَ حَمیمُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قرینُهُ، وَ حَبیبُهُ، وَ صَفیُّهُ، وَ نَدیمُهُ فَهُوَ حَشوُ قَبرٍ، وَ رَهینُ قَفرٍ، یَسعی فی جِسمِهِ دودُ قَبرِهِ وَ یَسیلُ صَدیدُهُ مِن مِنخَرِهِ، یُسحَقُ ثَوبُهُ وَ لَحمُهُ، وَ یُنشَفُ دَمُهُ، وَ یُدَقُّ عَظمُهُ، حَتّی یَومَ حَشرِهِ، فَیُنشَرُ مِن قَبرِهِ، وَ یُنفَخُ فِی الصّورِ، وَ یُدعی لِحَشرٍ وَ نُشورٍ، فَثَمَّ بُعثِرَت قُبورٌ، وَ حُصِّلَت صُدورٌ، وَ جیء بِکُلِّ نَبیٍّ، وَ صِدّیقٍ، وَ شَهیدٍ، وَ مِنطیقٍ، وَ تَوَلّی لِفَصلِ حُکمِهِ رَبٌّ قدیرٌ، بِعَبیدِهِ خَبیرٌ وَ بَصیرٌ، فَکَم مِن زَفرَةٍ تُضنیهِ، وَ حَسرَةٍ تُنضیهِ، فی مَوقِفٍ مَهولٍ عَظیمٍ، وَ مَشهَدٍ جَلیلٍ جَسیمٍ، بَینَ یَدَی مَلِکٍ کَریمٍ، بِکُلِّ صَغیرَةٍ وَ کَبیرَةٍ عَلیمٍٍ، حینَئِذٍ یُلجِمُهُ عَرَقُهُ، وَ یَحفِزُهُ قَلَقُهُ، عَبرَتُهُ غَیرُ مَرحومَةٍ، وَ صَرخَتُهُ غَیرُ مَسموعَةٍ، وَ حُجَّتُهُ غَیرُ مَقبولَةٍ، وَ تَؤلُ صَحیفَتُهُ، وَ تُبَیَّنُ جَریرَتُهُ، وَ نَطَقَ کُلُّ عُضوٍ مِنهُ بِسوءِ عَمَلِهِ وَ شَهِدَ عَینُهُ بِنَظَرِهِ وَ یَدُهُ بِبَطشِهِ وَ رِجلُهُ بِخَطوِهِ وَ جِلدُهُ بِمَسِّهِ وَ فَرجُهُ بِلَمسِهِ وَ یُهَدِّدَهُ مُنکَرٌ وَ نَکیرٌ وَ کَشَفَ عَنهُ بَصیرٌ فَسُلسِلَ جیدُهُ وَ غُلَّت یَدُهُ وَ سیقَ یُسحَبُ وَحدَهُ فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِکَربٍ شَدیدٍ وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فی جَحیمٍ وَ یُسقی شَربَةٌ مِن حَمیمٍ تَشوی وَجهَهُ وَ تَسلخُ جَلدَهُ یَضرِبُهُ زَبینَتُهُ بِمَقمَعٍ مِن حدیدٍ یَعودُ جِلدُهُ بَعدَ نَضجِهِ بِجلدٍ جدیدٍ یَستَغیثُ فَیُعرِضُ عَنهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمُ وَ یَستَصرخُ فَیَلبَثُ حُقبَهُ بِنَدَمٍ نَعوذُ بِرَبٍّ قَدیرٍ مِن شَرِّ کُلِّ مَصیرٍ وَ نَسئَلُهُ عَفوَ مَن رَضیَ عَنهُ وَ مَغفِرَةَ مَن قَبِلَ مِنهُ فَهُوَ وَلیُّ مَسئَلَتی وَ مُنحُجِ طَلِبَتی فَمَن زُحزِحَ عَن تَعذیبِ رَبِّهِ سَکَنَ فی جَنَّتِهِ بِقُربِهِ وَ خُلِّدَ فی قُصورِ مُشَیَّدةٍ وَ مُکِّنَ مِن حورٍ عینٍ وَ حَفَدَةٍ وَ طیفَ عَلَیهِ بِکُئوسٍ وَ سَکَنَ حَظیرَةَ فِردَوسٍ، وَ تَقَلَّبَ فی نَعیمٍ، وَ سُقِیَ مِن تَسنیمٍ وَ شَرِبَ مِن عَینٍ سَلسَبیلٍ، مَمزوجَةٍ بِزَنجَبیلٍ مَختومَةً بِمِسکٍ عَبیرٍ مُستَدیمٍ لِلحُبورٍ مُستَشعِرٍ لِلسّرورِ یَشرَبُ مِن خُمورٍ فی رَوضٍ مُشرِقٍ مُغدِقٍ لَیسَ یَصدَعُ مَن شَرِبَهُ وَ لَیسَ یَنزیفُ هذِهِ مَنزِلَةُ مَن خَشِیَ رَبَّهُ وَ حَذَّر نَفسَهُ وَ تِلکَ عُقوبَةُ مَن عَصی مُنشِئَهُ وَ سَوَّلَت لَهُ نَفسُهُ مَعصیَةَ مُبدیهِ ذلِکَ قَولٌ فَصلٌ وَ حُکمٌ عَدلٌ خَیرُ قَصَصٍ قَصَّ وَ وَعظٍ بِهِ نَصَّ تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمیدٍ نَزَلَ بِهِ روحُ قُدُسٍ مُبینٍ عَلی نَبیٍّ مُهتَدٍ مَکینٍ صَلَّت عَلَیهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُکَرَّمونَ بَرَرَةٌ عُذتُ بِرَبٍ رَحیمٍ مِن شَرِّ کُلِّ رَجیمٍ فَلیَتَضَرَّع مُتَضَرِّعُکُم وَ لیَبتَهِل مُبتَهِلُکُم فَنَستَغفِرُ رَبَّ کُلِّ مَربوبِ لی وَ لَکُم.


ستایش می کنم کسی را که منّتش عظیم است و نعمتش فراوان؛ و رحمتش (بر غضبش) پیشی گرفته است. سخن (و حکم) اوتمامیّت یافته (و قطعی است)؛ خواست او نافذ و برهانش رسا و حکمش بر عدالت است.


ستایش می کنم، به سان سپاس آن که معترف به ربوبیّتش و پر خضوع دربندگی اوست. و از گناه خویش (بریده و) کنده شده و به توحید او اقرار می نماید. و از وعید (و بیم) عذابش (به خود او) پناه می برد. و از درگاه پروردگارش امیدوار آمرزشی است که او را نجات بخشد، در روزی که (انسان را به گرفتاری خویش مشغول و) از بستگان و فرزندانش غافل می سازد.


از او یاری و هدایت می جوییم و به او ایمان داریم و بر او توکّل می کنیم. از ضمیری با اخلاص و یقین، برای او (به توحید) گواهی می دهم و او را به یکتایی می شناسم. یکتا شناسی فردی مؤمن و استوار (در یقین). و او را یگانه می شمارم، یگانه دانستن بنده ای خاضع. نه در پادشاهی خود شریکی دارد و نه درآفرینشش یاوری. برتر از آن است که مشاور و وزیری داشته باشد و منزّه است از داشتن همانند و نظیری. (بر کردارها) آگاهی یافت و پوشیده داشت. و از نهان امور مطّلع گردید و بدان آگاه است و اقتدار و چیرگی دارد.


نافرمانی گشت و آمرزید، طاعت و بندگی اش نمودند و او شکرگزاری نمود. فرمان روایی کرد و عدالت گسترد؛ و برتر از شائبه ی هر نقص و عیبی است و (آنچه شایسته ی هر چیزی بود، به او) عطا فرمود. همیشه بوده و هست و هیچ گاه زوال نمی یابد. و چیزی همانندش نیست. و او پیش از هر چیزی است و پس از هر چیزی. پروردگاری است که به عزّتش یگانه و به قدرت خویش پادشاه (و مقتدر). و به برتری شأنش پاک (و منزّه) است. و به علوّ مقامش (به حق) خود را بزرگ می شمارد. دیده ای او را نمی بیند و نگرشی (در معرفت) بر او احاطه پیدا نمی کند.


قوی و مقتدر و بینا و شنوا و برتر و حکیم و رؤوف و مهربان و عزّتمند و داناست. هر آن که به توصیف او برآید، در وصفش حیران ماند. (به آفریدگان) نزدیک است و (در رفعت مقام، از آنان) دور است. (به علوّ شأنش از آنان) دور است و (به آنان) نزدیک است، و دعای کسی را که او را بخواند، اجابت می کند. و به بنده اش روزی می دهد و بدو عطا می فرماید. دارای لطفی است پنهان و قهری قوی و رحمتی گسترده و کیفری دردناک. رحمتش بهشتی پهناور و زیبباست و کیفرش جهنمی در بسته و هلاکت بار.


و گواهی می دهم به بعثت محمّد صلّی الله علیه و آله، بنده و فرستاده و برگزیده و حبیب و خلیلش که او را –در بهترین (و ضروری ترین) برهه و در دوران گسیختگی (وحی) و کفر- به عنوان رحمتی برای بندگان خود و نعمتی برجسته از نعمتهای فراوان خویش مبعوث فرمود. خداوند کار (برانگیختن پیامبران به) پیامبری (از جانب) خود را به وسیله او به پایان رسانید و برهان خویش را با وی قوّت بخشید و آن بزرگوار نیز موعظه فرمود و خیرخواهی نمود و به سختی کوشید، نسبت به هر مؤمنی رؤوف و مهربان بود. سروری بخشنده و پاک گهر و راضی (به قضا و حکم حق) بود. رحمت و سلام و برکت و تعظیم و تکریمی (ویژه و فراوان) از سوی پروردگاری آمرزنده و مهربان و نزدیک و اجابت کننده، بر او باد.


ای گروهی که نزدم حاضرید؛ شما را به تقوای پروردگارتان سفارش می کنم و به شیوه پیامبرتان یادآوری می نمایم. پس بر شما باد به ترسی که در دلهایتان جای گیرد و هراسی که اشکتان را جاری کند و تقوایی که نجاتتان بخشد، در روزی که هر که وزن نیکی اش سنگین و وزن کار بدش سبک باشد، رستگار شود. درخواست شما (از پروردگارتان) درخواستی توأم با ذلّت و افتادگی و شکرگزاری و فروتنی و توبه و کنده شدن (از گناه) و پشیمانی و بازگشت (به طاعت) باشد.


هر کدامتان که غنیمت شمار (فرصت) است، عافیتش را پیش از بیماری و پیری اش را پیش از تهی دستی و فراغتش را پیش از (گرفتاری و) مشغولیت و زمان حضورش را پیش از کوچ، غنیمت بشمارد. پیش از آن که پیر شود و گرفتار بیماری و ناخوشی گردد و (به حالی افتد که) طبیبش از او ملول شود و (نزدیکترین) دوستش نیز از او روی گرداند و عقلش تباه گردد و رشته عمرش بگسلد. آن گاه گفته شود که فلانی به سختی بیمار است و تنش به شدّت نحیف شده و در بستر احتضاری سخت افتاده است. و هر خویش و بیگانه ای (به عیادت و وداع) به بالینش آمده است. پس دیده اش را با خیرگی به بالا افکنده، نگاهش را بدان سو دوخته، پیشانی اش عرق کرده، ناله های دردآلودش آرام شده و جانش گرفته شد.


(در چنین حالی می بینی که) تیره بختی به همسرش روی آورده، گورش را کندند و فرزندانش بی سرپرست ماندند و نفراتش از دور او پراکنده شدند و آنچه جمع آوری کرده بود، تقسیم شده و بینایی و شنوایی اش از بین رفته است. (هم اکنون می بینی) رویش پوشانده، دست و پایش کشیده، رو به قبله اش کشیده اند و برهنه اش نموده، غسلش داده اند؛ (از هر جامه و پیرایه ای) عاری اش داشته، خشکش نموده اند و پارچه ای بر او افکنده و بر او کشیده اند و آماده اش نموده، (قطعه دیگر) کفنش را نیز بر او افکنده اند، (به گونه ای که) از آن کفن چانه اش را بسته، پیراهن وعمامه هم برایش قرار داده، در لفافش پیچیده اند و (نزدیکان) با او وداع نموده، بدرودش گفتند.


(اینک می نگری) بر تابوتش حمل نمودند و با تکبیر بر او نماز گزارند و از خانه های پر زرق و برق و قصرهای مجلّل، با اتاقهای منظّم و پی در پی، منتقل شده است. در گوری که برایش کنده اند، گذاشته شد. گوری که تنگ است و با خشتهای محکم چیده شده و سقفش با تخته سنگهایی پوشیده شده است و خاک قبرش را بر او ریخته، کلوخ بر او پاشیدند. پس آنچه که از آن هراسان بود، واقع شد و خبرش به فراموشی سپرده شد و (کسانی که) یار و همنشین و خویشاوند و دوست (او بودند)، از وی برگشتند و تنهایش گذاشتند و همدم و رفیق و یار و ندیمش، کسانی دیگر به جای او برگزیدند.


(اکنون) درون قبری قرار گرفته و به مکان تنها و خلوتی سپرده شده. کرمهای قبر در بدنش می دوند و خون و چرک از بینی اش روان است و جامه و بدنش فرسوده می شوند، خونش می خشکد و استخوانش فرسوده می شود. (و بدین گونه است) تا روز حشر او؛ که از قبرش برانگیخته شود و در صور دمیده شود و برای حشر و نشر فرایش خوانند. پس آنجاست که قبور، زیر و رو می گردند و آنچه در سینه هاست، بیرون کشیده (و هویدا) می شوند و هر پیامبر و صدیق و شهید سخنوری (که مجاز به تکلّم است)، آورده می شوند.


داوری قاطع آن روز را پروردگاری به عهده دارد که مقتدر بر بندگانش وآگاه و بینا (به حالشان) است. پس بسا ناله هایی که او را رنجور و زمین گیر و حسرتی که فرسوده و نحیفش می گرداند. در جایگاهی هولناک و عظیم و مجتمعی بزرگ و وسیع، در مقابل پادشاهی بزرگوار که به هر کار کوچک و بزرگی داناست. در آن هنگام عرقش تا به دهان می رسد و اضطراب و ناراحتی اش، آرامش او را می رباید. اشکش مایه ترحّم بر وی نمی شود و ناله اش شنیده (و بدان توجّه) نمی گردد. و دلیل (و عذر) او پذیرفته نخواهد بود. نامه عملش به سویش باز می گردد (و به وی سپرده می شود) و بدی کردارش (بر او و دیگران) بیان می شود.


هر عضوی از او به بدی کارش گواهی می دهد. چشمش به نگاه او (به حرام) و دستش به سخت گیری (نامورد) او و پایش به گام برداشتن (به سوی حرام)، پوستش به لمس (نامشروع) و شرمگاهش به تماس (به حرام) گواهی می دهند. فرشتگان نکیر و منکر او را (به عذاب وحشتناک) تهدید می کنند و (خداوند) بینا از کارش پرده بر می دارد. پس زنجیر در گردنش افکنده، دستش با غل بسته می شود و کشان کشان و در تنهایی رانده می شود. و در آتش دوزخ عذاب می گردد. و شربتی از آب داغ به وی نوشانیده می شود که چهره اش پخته و پوستش را می کند.


فرشته مأمور (عذاب او) به سوی آتش می راندش، او را با گرزی آهنین می زند، (پیوسته) پوستش پس از پخته شدن، به پوستی جدید بر می گردد (و تبدیل می شود). و فریاد استمداد برمی آورد، ولی مأموران جهنم از او روی بر می گردانند. و فریاد سر می دهد و با ندامت دوران طولانی اش را در جهنم می ماند.


به پروردگار توانا پناه می بریم از شرّ هر سرانجام (نا خجسته ای) و از او عفو می طلبیم به سان عفو کسانی که از آنان راضی گردید و آمرزش می جوییم همانند کسانی که (ایمان و طاعتشان را) از آنان پذیرفت. زیرا تنها اوست که کفیل خواهش و تقاضای من است.


پس هر که از عذاب پروردگارش دور گردانده شود، به قرب حضرتش در بهشت سکنا گزیند و در قصرهایی مزیّن جاودانه ماند و از حوریان زیبا و سیه چشم و خادمان (بهشتی) بهره مند می گردد. و جامهایی (مملو از خوراکی و نوشیدنی) پیرامونش می گردانند و در جایگاه منیع و ممتاز بهشت مسکن یابد و در نعمتهای سرشار به سر برد و از تسنیم (و از نوشیدنی های بهشت) بدو نوشانیده می شود و از چشمه، سلسبیل آمیخته به زنجبیل، می نوشد که با مشک و عبیری سربسته شده که پیوسته نشاط آفرین و سرور انگیز است. از نوشیدنی هایی (پاکیزه) در باغی روشن، (با درختانی) پربار می نوشد که هر کس از آن بنوشد، نه دچار سردرد می شود و نه مست و مدهوش می گردد. ا


این جایگاه کسی است که از پروردگارش بترسد و از نفس خویش بر حذر باشد و آن (نیز) کیفر کسی است که معصیت پروردگارش نماید و نفس (شیطانی) او، نافرمانی آفریدگارش را برایش تزیین نماید.


این کلامی است قاطع و انکارناپذیر و حکمی بر پایه عدل. بهترین سخنی است که (از خدا و رسول) برگرفته شده و برترین پندی است که (درقرآن) بدان تصریح شده است. از سوی پروردگار ستوده نازل شده است و روح القدس (برتر از تمامی فرشتگان و دارای پاکی) ممتاز، آن را بر پیامبری هدایت یافته و بلند منزلت فرود آورده است. درود فرستادگان بزرگوار و گرامی داشتگان شایسته (الهی) بر او باد. پناه می برم به پروردگار مهربان از شرّ هر (شیطان) رانده شده. پس باید هریک از شما (به درگاه خداوند) تذلّل نماید و (به آستانش) دعا و زاری کند تا از پروردگار هر آفریده ای، آمرزش بطلبیم برای خودم و شما.


شرح ابن ابی الحدید ج 19 ص 140 تا ص 143، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه ج 1 ص 87 خ 20، کنز العمال ج 16 ص 208 تا ص 213 ش 44234، سفینة البحار ج 1 ص 397 با نقل از ج 9 بحار الانوار چاپ قدیم، تاریخ عماد زاده ص 436 جلد امیر المؤمنین (ع)

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/30 و ساعت 18:59 |

فرمايشات اقاي عبدالحميد اسماعيل زهي در مصاحبه با بي بي سي را در ذيل توجه بفرماييد. با دقت در اين نكته كه ريشه ي همه ي فتنه ها در استان خطبه هاي اتشين او هست كه  خط و خطوط فكري و عملياتي را به گروه هاي محارب و معاند ميدهد و وقتي كه نتيجه ي سفارشات اين اقا منجر به يك جنايت ميشود. بلافاصله در تريبون نمازهاي جمعه و جماعات با صداي رسا ان حادثه را محكوم ميكند.او هم به ميخ ميكوبد و هم به نعل. ريشه ي همه ي فتنه ها را ميتوان در مسجد مكي جست شكي نيست. به مطالب ذيل توجه بفرماييد:

"" این نکته اغلب مورد غفلت قرار می گیرد که مردم سیستان و بلوچستان تحت فشارهای اقتصادی و معیشتی فراوانی زندگی می کنند. "مردم از اوضاع جاری در استان پریشان هستند.""

""دولت مرکزی به نوعی حساسیت ها در استان از حیث تقسیم قدرت و مناصب را مورد بی توجهی قرار داده و یک طایفه یا قوم را صاحب موقعیت در مناصب کرده و این طیف هم در جلب موافقت و همراهی مجموعه مردم استان ناموفق بوده است. ""

""، اهل سنت که در سیستان و بلوچستان دارای درصد بسیار بالایی در فاکتور جمعیتی منطقه هستند این درخواست را ندارند که حتما یک فرد سنی مذهب استاندار باشد بلکه درخواستشان این است که اگر هم استاندار شیعه در مصدر امور قرار می گیرد کسی باشد که حساسیت ها را درک کرده و بتواند با استفاده از مشارکت مردمی و جلب نگاه مثبت مردم منطقه کارها را در همه حوزه ها از جمله تامین امنیت و مبارزه با موارد نا امنی انجام دهد.""

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/16 و ساعت 23:35 |
 

فراموش نمي کنم در سال هاي نخستين که به زيارت خانه خدا مشرّف شده بودم، در مدينه منظره عجيبي ديدم که مرا سخت در فکرفرو برد.گروهي به نام «آمرين به معروف» (از متعصّبان وهّابي) با ريش هاي بسيار بلند اطراف مرقد پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله)را گرفته بودند و هر کدام شلاّقي در دست داشتند و هر کس به قصد بوسيدن مرقد پيامبر(صلي الله عليه وآله) نزديک مي شد، بر سرش مي کوفتند و مي گفتند «هذا حديد، هذا خشب و هذا شرک ; اين ضريح يک قطعه آهن و چوب بيش نيست، اين کار شما شرک است»!آن ها از اين نکته غافل بودند که هيچ عاقلي آهن و چوب را به خاطر آهن و چوب نمي بوسد، بلکه اين کار حرکت نماديني است براي اظهار علاقه و عشق و محبّت به صاحب آن قبر، همان گونه که همه مسلمين حتّي خود وهّابي ها جلد قرآن را مي بوسند. آيا اظهار عشق و علاقه و محبّت به قرآن و پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله)شرک است؟ هيچ عقل و منطقي با چنين عقيده اي موافق نيست.مردم جهان پرچم کشور خود را مي بوسند و به آن احترام مي گذارند، آيا مقصودشان اظهار علاقه به يک قطعه پارچه بي ارزش است که شايد جزء طاقه پارچه اي بوده که بخشي از آن پرچم شده و بخش ديگري را پيراهن و شلوار کرده اند؟ به يقين هدف آنها احترام به استقلال کشورشان است و مصداق حبّ الوطن است.(1)آيا هيچ کس احترام به وطن و آب و خاک را شرک مي شمرد؟!جالب اين که همه وهّابي ها به «حجرالاسود» احترام مي گذارند و آن را مي بوسند. هنگامي که مي گوييم: هذا حجر لا يضرّ و لا ينفع... اين نيز قطعه سنگي بيش نيست و سرنوشت ما در دست آن نمي باشد؛ مي گويند: پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) آن را بوسيده(2) ما هم پيروي مي کنيم و مي بوسيم!مي گوييم: مقصودتان اين است که پيغمبر(صلي الله عليه وآله) به شما اجازه شرک داده و اين مورد مستثني است و نوعي شرک جايز است، يا بوسيدن دليل بر شرک نيست؟! اينجا سکوت مي کنند و پاسخي ندارند.اضافه بر اين مي گوييم همه شما «جلد قرآن» را مي بوسيد و اين کار را جايز مي شمريد. يک قطعه چرم ومقوا چه ارزشي دارد که مي بوسيد؟ مي گويند هدف اظهار محبّت و احترام به قرآن است!مي گوييم اين کار شرک نيست؟ مي گويند: صحابه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) قرآن را مي بوسيدند.(3)مي گوييم آيا حضرت اجازه داده شما مشرک شويد؟ با اين که دليل شرک غير قابل تخصيص است: (إِنَّ اللهَ لاَ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَکَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُشْرِکْ بِاللهِ فَقَدْ افْتَرَي إِثْماً عَظِيماً)(4);«خداوند (هرگز) شرک را نمي بخشد و گناهان پايين تر از آن را براي هر کس بخواهد (و شايسته بداند) مي بخشد و آن کس که براي خدا، شريکي قرار دهد، گناه بزرگي مرتکب شده است».به يقين بطلان شرک به حکم عقل قطعي ثابت شده و حکم عقل قابل تخصيص نيست. در اينجا پاسخي ندارند.کوتاه سخن اين که آنها در گردابي از تضادها و تناقض ها غوطه ورند و خودشان هم کم و بيش مي دانند امّا به رو نمي آورند.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/16 و ساعت 15:29 |
علی آقاربیع

حیاط مسجد کوفه

مقام حضرت محمد (ص)

مقام حضرت خضر (ع)

محراب مسجد کوفه

عکس دوم از بالا : محل به زمین نشستن کشتی حضرت نوح علیه السلام بعد از ارام شدن طوفان...
درضمن بد نیست بدانید در کنار پیکر پاک و مطهر حضرت علی علیه السلام پیکر حضرت نوح نبی و حضرت ادم مدفون هست حضرت نوح از طرف خدا مامور میشود تا قبری را در اطراف کوفه اماده کند و لوحی را اماده کند و رویش بنویسه این قبر توسط نوح نبی الله کنده شده برای امیرالمونین علی علیه السلام وقتی بدن پاک ومطهر اقارو به محل مقرر اوردن امام حسن بجماعت بر ان حضرت نماز کرد و هفت تکبیر گفت و بعد از نماز جنازه را برداشتند و ان موضع را حفر کردند و ناگاه قبر ساخته و لحد پرداخته ظاهر شد و تخته ای ( لوحی) در زیز قبر فرش کرده بود که بران لوح به خط سریانی 2 سطر نقش بسته بود که این کلمات ترجمه ان است :
بسم الله الرحمن الرحیم
هذا ما حفره نوح النبی لعلی وصی محمد صلی الله علیه واله قبل الطوفان بسبعمات عام.
منبع : منتهی الامال ثقه المحدثین شیخ عباس قمی

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/13 و ساعت 11:46 |

اخیراً چند تن از روحانیون اهل سنت و امام جماعت هاي روستاها اله در رضوانشهرجلساتی برگزار کرده‌اند و پیرامون نحوه اعزام طلبه‌های اهل سنت به مناطق سیستان و بلوچستان، هماهنگی با بلوچ‌های وهابی، نحوه جذب کمک‌های مردمی منطقه و همچنین دریافت پول از مبلغین بلوچ برای بازسازی برخی مساجد تبادل نظر کرده‌اند.

همچنین تعدادی از ميلياردهاي وهابي سعودي ضمن ارتباط با تعدادی از مولوی های اهل سنت در استان سیستان و بلوچستان و برخي استانهاي جنوبي كشور و مناطق محروم اين استانها  با هزينه كردن پول ، امكانات رفاهي و خدماتي و پرداخت حقوقهاي ماهيانه و....  درصدد جذب اهل سنت هستند. در اين راستا وهابيون در حوزه هاي اجتماعي و ايجاد فاصله طبقاتي محروم فعال شده و سعي دارند با تبليغات وسيع به اختلاف شيعه واهل تسنن عمق بخشند. مناطق محروم استانها فارس و هرمزگان از عمده مراكز فعاليتهاي وهابيون مي باشد

 

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/12 و ساعت 18:25 |

«آیا جایز است در رستوران هایی که گوشتشان را از محل ذبح شیعیان اثنی عشری می آورند غذا بخوریم، با توجه به اینکه من از برخی افراد مورد اطمینان شنیده ام که آنها در هنگام ذبح، نام حسین بن علی (ع) را می برند؟»!!

«عبد الهادی عبد اللطیف الصالح» مفتی اهل عربستان سعودی با صدور فتوایی عجیب گفت: «تناول ذبایح مسیحیان به دلیل اینکه اهل کتاب هستند حلال است؛ اما استفاده از ذبایح شیعیان حرام است ضمن اینکه آنها مشرک هستند.» 

وی که ریاست بخش پژوهش های اسلامی دانشکده تعلیم و تربیت دانشگاه جوف را نیز بر عهده دارد ادعا کرد: «کتاب و سنت بر حلال بودن ذبح اهل کتاب دلالت می کند و در مقابل، رافضه (یعنی شیعیان) به دلیل آنکه به درگاه حسن و حسین دعا می کنند متهم به شرک هستند.» این فتوا در پاسخ به استفتایی اعلام شده است که یکی از کاربران سایت متعصب «نور الاسلام» از کانادا از وی پرسیده بود. سؤال کننده پرسیده بود: «آیا جایز است در رستوران هایی که گوشتشان را از محل ذبح شیعیان اثنی عشری می آورند غذا بخوریم، با توجه به اینکه من از برخی افراد مورد اطمینان شنیده ام که آنها در هنگام ذبح، نام حسین بن علی (ع) را می برند؟»!! مفتی نیز در پاسخ این اتهام شگفت انگیز را – که شیعیان، نام امام حسن و امام حسین علیهما السلام را همسنگ نام خدا بر زبان می آورند – تکرار کرده است! 

این فتوای رسوا، در ادامه فتاوای تکفیری فرقه تندرو و استعماری وهابیت صادر شده است
+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/10 و ساعت 18:42 |

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/03 و ساعت 16:24 |


آنچه در پی می آید تصاویری از مراسم و آیین های مذهبی برخی فرق مسیحی در ایام و اماکن مقدس آنان است .رسانه های غربی هر از چند گاهی با انتشار گزارش ها و فیلم های جهت دار از مناسک مذهبی مسلمانان و خصوصا" شیعیان، تلاش می کنند تا تصویری مشوش و تحریف شده از باورهای دینی مسلمانان و ایرانیان ارائه دهند.دستمایه این تبلیغات مغرضانه و جهت دار، برخی مناسک و آیین های مذهبی است که البته بسیاری از این آیین ها جزو اعتقادات اصولی نیست و حالت فراگیر ندارد و در بسیاری از آنها، ردپایی از رسم و رسوم گذشتگان و مردم ساکن آن ناحیه را می توان مشاهده کرد، اما با توجه به اینکه خداوند متعال در قرآن کریم می‏فرماید: «و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب‏»، (هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانه تقوای دلهاست) برپایی این مراسم با نیت تعظیم و بزرگداشت شعائر صورت می پذیرد و در صورتی که آمیخته به گناه و معصیت نباشد، کاری نیکو و پسندیده است. رسانه های غربی با متمرکز شدن بر روی این آیین ها، در حالی تصویری مغشوش و مخدوش از اعتقادات مسلمانان و شیعیان ارائه می دهند که در آیین مسیحیت و فرقه های مختلف آن نیز نمونه های زیادی از همین آداب و مناسکی که به واسطه آنها مسلمانان و شیعیان مورد تحقیر و تخطئه غربی ها قرار می گیرند، وجود دارد.آدابی نظیر: بوسیدن و حتی لیسیدن اشیاء و اماکن مقدس، ایراد جراحت و خونین کردن بدن با اشیاء برنده در ایام و اماکن مقدس، افتادن در آب یخ زده در ایامی از سال، راه اندازی دسته جات عزاداری برای مسیح و جمع آوری نذورات و ... جملگی آیین هایی است که در فرقه های مختلف مسیحی وجود دارد و به آنها عمل می شود.اگر چه از منظر ما، ساحت دین مبین اسلام و آیین مسیحیت اصیل فراتر و والاتر از این چنین دعاوی و مباحثی است، اما با توجه به تبلیغات رسانه های غربی که متاسفانه برخی مدعیان آیین مسیحیت نیز از این تبلیغات حمایت می کنند، .

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/02 و ساعت 21:44 |

 
 


 

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/06/28 و ساعت 23:30 |

فرا رسیدن ماه قرآن و رحمت بر شما مبارک

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/06/23 و ساعت 22:58 |
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : فاطمه پاره تن من است، هركه او را شاد سازد مرا شاد كرده و هر كه او را غمين كند مرا غمزده كرده است . فاطمه عزيزترين فرد براى من است .

 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : همانا فاطمه پاره تن من است . او نور ديده و ميوه دل من است . آنچه او را غمين كند ، مرا نيز غمزده مى كند و آنچه او را شاد سازد ، مرا شاد مى كند . او نخستين فرد از خاندان من است كه به من مى پيوندد

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/03/25 و ساعت 20:39 |

استان سيستان و بلوچستان با ‪ ۳/۴‬درصد بيشترين رشد جمعيت را در ميان ساير استانهاي كشور در سال ‪ ۱۳۸۵‬به خود اختصاص داده است. 
رشد جمعيت در مناطق شهري و روستايي استان سيستان و بلوچستان در آخرين سرشماري انجام شده در كشور به ترتيب ‪ ۴/۱۵‬و ‪ ۲/۷۱‬درصد گزارش شده است.
آمارهاي ارايه شده در خصوص ميزان باسوادي حكايت ديگري از محروميت استان سيستان و بلوچستان است به طوري كه فقط ‪ ۶۸‬درصد جمعيت ‪ ۶‬سال به بالاي اين استان باسواد هستند كه به تفكيك مناطق شهري و روستايي به ترتيب ‪ ۷۶/۳۷‬و ‪ ۵۹/۶۸‬درصد است.
نتايج اوليه سرشماري سال گذشته محروميت استان سيستان و بلوچستان را همواره تائيد مي‌كند و عليرغم رشد توسعه انساني در كشور، اين استان همواره از محرومترين استانهاي كشور محسوب مي‌شود. بيش‌از ‪ ۵۰‬درصد جمعيت ‪ ۲‬ميليون و ‪ ۴۰۰‬هزار نفري استان سيستان و بلوچستان با حداقل‌هاي محدود روزگار مي‌گذرانند

و اما چرا استان سیستان و بلوچستان باید بالاترین رشد بی سوادی را داشته باشد ؟ این سئوال را چه کسی باید پاسخ دهد؟ و چه کسی هم مسئول هست؟ ایا نباید از علمای اهل سنت پرسید که شما که به دنبال تغییر ترکیب جمعیتی در استان هستید  با دست خود به مملکت و مردم خیانت میکنید؟ که مردم را تشویق به تولید بچه میکنید و زنان را به مثابه ماشین جوجه کشی به بردگی کشیده اید . چرا باید یک زن که از مواهب دنیا لذت ببرد تمام عمر خود را بچه داری کند و رخت بشوید و ظلم ببیند؟ ایا علما برای مطامع سیاسی خود جوابی به ظلمهای پنهانی که در حق زنان خانه دار میکنند و بچه هایی که به انبوه در روی دستان این مادران مظلوم میماند و نمی داند که چکونه تربیت کند و کدام را تربیت کند تا عبدالمالک ها از ان بیرون نیایند دارند؟ اگر به قیامتی اعتقاد داشته باشند .!! نگاهی به امار بیاندازید تا ببینید که نرخ بی سوادی نزدیک به نرخ رشد جمعیت در استان هست (بالاترین نرخ بیسوادی و بالاترین رشد جمعیت حتی از تهران همبیشتر)دقیقا این معضل گریبانگیر اشتغالزایی هم هست مگر دولت چه قدر توان دارد تا اهل سنت هرچه دلشان بخواهد زادو ولد کند که او برای انها کار درست کند هوس های سیاسی و مادی هم حدو اندازه ا ی دارد!!قدرتمند ترین کشور دنیا هم با این سیاست رذیلانه در جا میزند چه رسد به کشوری مظلوم با دشمنان پیرامونی و داخلی نادان و جاده صاف کن انها!!!

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/03/04 و ساعت 21:3 |

برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کند

 و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم

 خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند

 نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بیی خوابی و افکار نا

 آرام را از انسان دور می کند.

ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات

 ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات

 بعدی بپردازد. نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم

 نگاه می دارد. تقویت احشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء

 هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.

 کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود کخ در متعادل و آرام

 کردن سمپاتیک موثر است.

 مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شودو به این ترتیب به

 جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد.

تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن , کمک به افزایش حالت استواری و

 استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است.

سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن

 یبوست و سوء هاضمه ,پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی

 کمک می کند.

سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و

 طراوت پوست می شود.

حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابیکه قسمتهای مختلف بدن را به

 مغز وصل می کند,شده و این  اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این عم برای سلامت انسان

 بسیار حائز اهمیت است

سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات

 پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده  , بهبود فتق  , از خواص نشستن بعد نماز است.

روشن است که نماز فلسفی خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای

 خداوند تعالی خواند و نه به انگزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند

 برای برخی مفید باشد.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/02/07 و ساعت 20:36 |
 تاريخ زندگى وفوت پيامبران، همانند محل زندگى ومدفن شان كاملاً مشخص نيست. با اين همه از جستجو در كتابهاى تاريخى ومقدس مى توان به هنر اقوى تاريخ زندگى پيامبران نقب زد و با كنار هم قرار دادن اطلاعات درست، از اسرارى آگاه شد.
 سرزمين بين النهرين وفلسطين به عنوان سرزمين هايى شناخته شده اند كه پيامبران بسيارى در آن دفن هستند هم چنين ايران نيز كشورى است كه در طول تاريخ هم محل ظهور وهم محل حضور پيامبران بوده است.
ايران در طول تاريخ، گاهى چنان كشور امنى به حساب مى آمده كه مهاجران بسيارى را به خود پذيرفته است. گروهى از اين مهاجران پيامبرانى بوده اند كه ايران را براى زندگى در نظر گرفته اند.
دو نفر از فرزندان نوح به نام هاى سام نبی ولام نبی در محلى در نزديكى سمنان دفن شده اند- دیگر پیامبرانی را که در این تعریف قرار می گیرند از این قرار هستند
حضرت خالد بن سنان عبسى
ايشان شريعت حضرت عيسى را تبليغ مى كردند. نسبت وى به حضرت اسماعليل فرزند ابراهيم (ع) مى رسد ويكى از پيامبرانى است كه به بعثت حضرت محمد (ص) بشارت داده ودر دوران فترت مى زيسته است.

دوره فترت به فاصله بين بعثت حضرت عيسى تا بعثت حضرت محمد بن عبد الله اطلاق مى شود. در طايفه عرب به غير از حضرت رسول (ص) وحضرت خالد بن سنان هيچ پيامبرى نيست ومى توان گفت كه از بين اعراب فقط اين دو نفر به پيامبرى برگزيده شده اند وبقيه پيامبران از قوم بني اسرايل هستند.
قبر خالد نبی: مفسر بزرگ حنفى مذهب، شيخ اسماعيل حقى درباره محل قبر حضرت خالد نبی اشاره مى كند كه قبر خالد نبی در منطقه چرجان وبر بلندى كوهى به نام كوه خدا قرار دارد.

حضرت يوشع
حضرت يوشع در گورستان تاريخى تخت فولاد اصفهان مدفون است. محوطه اى كه يوشع نبی در آن دفن است به لسان الأرض معروف است.

لسان الأرض مكانى است كه مى گويند هنگام عبور امام حسن مجتبى (ع) زمين با امام سخن گفت وآمدن دشمن را به حضرت اطلاع داد.

حضرت شعياى نبی
يكى از پيامبران بني اسرائيل است كه نسبتش به حضرت يعقوب مى رسد، محل سكونت ايشان در بيت المقدس بوده وقبل از حضرت زكريا به رسالت مبعوث شدند.
آرامگاه شعياى نبی، جنب امامزاده اسماعيل در حاشيه خيابان هاتف اصفهانى قرار دارد.

حضرت حيقوق
هم با تلفظ حيقوق وهم با تلفظ حبقوق وجود دارد.
حيقوق به معنى "در بغل كشيده شده" است. حيقوق اين نام را بدان جهت يافت كه در طفوليت به علت مريضى از دنيا رفت وحضرت الياس (ع) او را در بغل گرفت ودعا كرد واز خداوند حيات وزندگى وى را طلب نمود واو زنده شد.
حيقوق نبی يكى از پيامبران بني اسرائيل ونگهبان عبد سليمان در اورشليم بوده ونامش در عهد عتيق آمده است. حيقوق نبی پس از شعيا نبی به رسالت مبعوث شد.
بقعه حيقوق بني در جنوب غربى شهر توليسركان واقع شده است.

حضرت حجی
وى در دوران سلطنت داريوش كبير مى زيسته است. در تورات نام آن "حكى" آمده وبه معنى "مسرور" است . مقبره اين پيامبر در همدان در نزديكى ميدان امام خمينى، داخل بازار در راسته پيغمبر وداخل مسجد پيغمبر قرار دارد.

حضرت مردخاى
مردخاى يكى از بزرگان ويا به قولى يكى از انبیاى بنى اسرائيل است ونسبتش به حضرت يعقوب مى رسد. مردخاى نقش زيادى در جلوگيرى از قتل عام يهوديان در زمان خشايارشا ايفا نمود وبه همين دليل نزد يهوديان از جايگاه ويژه اى برخوردار است.
آرامگاه مردخاى وبرادر زاده اش در همدان در نزديكى ميدان امام خمينى ودر خيابان شريعتى واقع است.

حضرت قيدار
حضرت قيدار جد سى ام حضرت محمد (ص) است.
حضرت قيدار فرزند بزرگ اسماعيل بود كه پس از وفات حضرت اسماعيل، قيدار نبى مردم را به توحيد دعوت مى كند.

حضرت دانيال نبى
از انبیاى بزرگ الهى است. وى از نسل حضرت داوود وبعثت پيامبر اسلام را پيشگويى كرده است.
لفظ دانيال درزبان عبرى به معنى "خدا حاكم من است" مى باشد.
دانيال نبی همزمان با كوروش كبير وداريوش اول بوده است.

كوروش كبير
آرامگاهى كه در دشت مرغاب (پارساگاد) مدت هاى مديدى به نام مقبره ما در سليمان شناخته شد. اكنون به عنوان آرامگاه كوروش كبير مورد قبول عامه مردم وبسيارى از كارشناسان است.
كتابى به نام كوروش كبير (ذوالقرنين) نوشته ابو الكلام آزاد موجود است كه در اين كتاب قراين بسيارى آورده شده كه قرآن كوروش را همان ذوالقرنين معرفى مى كند. نظرياتى كه در اين كتاب آورده شده نظر بسيارى از علماى اسلام نظير علامه طباطبايى را به خود معطوف كرده است.
آرامگاه كوروش كبير در استان فارس، راه اصلى اصفهان به شيراز در منطقه اى بنام پاسارگاد قرار دارد.
از ديگر پيامبران دفن شده در ايران كه اطلاع دقيقى از آنها نيست عبارتند از:
حضرت قادر در دهكده بابا ولى- حضرت روبيل، نزديك رودخانه دزفول- حضرت يعقوب، در گرگان- حضرت ابراهيم خليل در سوسنگرد- حضرت ايوب در دهكده بن بن لكناى تنكابن- حضرت باحزقيل در دزفول- حضرت جرجيس در جنوب غربى شوشتر- حضرت يونس در موصل عراق- حضرت اشموئيل در ساوه- حضرت اسحاق واسماعيل در جاده دزفول به هفت تپه- حضرت صالح پيامبر در شوشتر- وحضرات سلام، سلوم، سهولى، القيا در قزوين.
 
+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/02/07 و ساعت 1:47 |

به نقل از سايت اخبار شيعيان، در برخى از مناطق سنى نشين مرزى درکشورمان سازمان هاى وهابيت با صرف هزينه هاى زياد در حال تبليغ وهابى گرى بوده تا سنى مذهب هاى کشورمان را که برادرانه و صميمانه درکنار شيعيان زندگى مى کنند به دشمنان قسم خورده شيعيان تبديل کنند.اين مبلغان وهابيت افراد منتخب را براى آموزش ضد شيعى و ترويج وهابيت به کشورهاى اطراف خليج فارس اعزام کرده ويا با دادن مبالغى ناچيز و قول هاى مختلف به افراد بومي، آنها را به سمت وهابى گرى و ضديت عميق با شيعه هدايت مى کنند. مبلغان وهابيت حتى مبالغى هنگفت را براى ساخت مسجد به سبک معمارى وهابى ها به اين مرزنشينان پرداخت مى کنند تا آنها را تحت تأثير خود قرار داده و وهابيت و ضديت با شيعيان را ترغيب کنند. اين توطئه گران همچنين از شيوه هاى ديگر براى تأليف قلوب هموطنانمان وجذب آنها به سلفى گرى استفاده مى کنند.


+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/02/01 و ساعت 19:1 |

تروريست‌هاي وهابي، مسجد و حسينيه بزرگ امام مهدي(عج) در نزديك بغداد را با خاك يكسان كردند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري «نهرين‌نت»، شاهدان عيني اعلام كردند: تروريست‌ها با كار گذاشتن صدها كيلوگرم مواد منفجره در اين مسجد و حسينيه متعلق به شيعيان، آن را به‌طور كامل ويران كردند.

اين مسجد بزرگ كه در مساحتي به وسعت دو هزار متر مربع بنا شده بود در خيابان فرودگاه در منطقه «ابو غريب» قرار داشت.
هنوز جزئيات بيشتري از اين حادثه اعلام نشده است.

تروريست‌ها سال گذشته نيز با كارگذاشتن صدها كيلوگرم بمب و مواد منفجره در حرم مطهر امام هادي و امام حسن عسكري (عليهما السلام) در شهر سامرا، آن را ويران كردند.
تعرض به اماكن مقدسه و مساجد شيعيان در عراق، خشم مردم اين كشور را برانگيخته است.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/01/28 و ساعت 18:55 |

حجت‌الاسلام و المسلمين اختري دبير کل مجمع جهاني اهل بيت (ع) در ديدار با ميهمانان شيعه وسني بيستمين کنگره بين المللي وحدت اسلامي در هتل استقلال تهران سخنان مهمي ابراز داشت.

وی گفت: «امروز مي‌بينيم که عده‌اي براي پيروان اهل بيت گريه مي‌کنند و عده‌اي براي سني‌ها اشک مي‌ريزند، درحاليکه اينها اشکهاي دروغين است. حاکمان و حکومت‌هايي که در دو سال اخير براي اهل سنت دل مي‌سوزانند در زمان شاه کجا بودند؟ آيا شاه شيعه نبود؟ پس چرا آنها که امروز همه را از شيعه و تشيع مي‌ترسانند قبل از پيروزي انقلاب از شيعه نمي ترسيدند بلکه ارتباط آنها با شاه و ايران، بسيا ر عميق و قوي بود؟»او ترساندن دنياي اسلام از توهمي به نام هلال شيعي را در راستاي توطئه‌هاي امچرياليستي ارزيابي کرد و افزود: «چه چيزي در نقشه منطقه تغيير کرده است که اينان اينگونه به وحشت افتاده اند و امت اسلامي را از هلال شيعي مي‌ترسانند؟ آيا گروه‌هاي شيعي در اين کشورها ظهور کرده و قوي شده اند؟ مطمئناً خير. پس چه چيزي باعث ترس آنها شده است؟ واقعيت اين است که دل آنها نه به حال اهل سنت مي‌سوزد و نه از شيعه مي‌ترسند! آنها از پديده جديدي به نام بيداري اسلامي و مقاومت فراگير در برابر امپرياليسم مي‌هراسند. هلال شيعي کجاست؟ عراق و لبنان که کاملاً شيعه نيستند. فلسطين که شيعه نيست. سوريه که شيعه نيست. پس هلال شيعه‌اي در کار نيست. آنها از هلال مقاومت مي‌ترسند و از اين خوف دارند که اين هلال مقاومت، کامل گردد و تبديل به بدر تمام شود.»

دبيرکل مجمع، قرن‌ها زندگي مسالمت‌آميز شيعيان و اهل سنت در کنار يکديگر را به عنوان شاهدي بر ذاتي نبودن اختلاف بين اين دو فريق مطرح کرد و خطاب به ميهمانان خارجي اجلاس تقريب گفت: «در اين همايش علماي زيادي از اهل سنت ايران حضور دارند. از آنها بپرسيد که وضع اهل سنت ايران در زمان شاه بهتر بود يا الان بهتر است؟ به دلايل متعدد، اوضاع اهل سنت و آزادي‌هاي مدني و مذهبي آنان نه تنها از زمان شاه بمراتب بهتر است بلکه از وضع مسلمانان اهل سنت اکثر کشورهاي اسلامي و عربي هم بهتر است. هم اينک حق شهروندي آنان کاملاً با حقوق شهروندي شيعيان مساوي است».

اختري تفرقه مسلمانان را «توطئه مطالعه شده استکبار» خواند و توضيح داد: «تيم کارشناسي و حکومتي بوش به وي توصيه کرده اند که تنها راه سيطره بر جهان اسلام، ايجاد فتنه قومي، طايفه‌اي و مذهبي است. اين امري است که انگليسي‌ها در آن تجربه 400 ساله دارند و اينک آمريکايي‌ها پا جاي پاي آنها گذاشته‌اند».

دبيرکل مجمع جهاني اهل بيت (ع) موضع ثابت ايران در قضيه فلسطين را به حاضران يادآور شد و گفت: «جمهوري اسلامي از آغازين روزهاي تأسيس عملاً وحدت را ترجمه کرده و آنچه داشته را در خدمت وحدت اسلامي قرار داده است. جمهوري اسلامي در اولين سال پيروزي انقلاب، پرچم فلسطين را در آسمان ايران برافراشت در حاليکه هيچ دولت اسلامي و عربي اين کار را نکرد».

وي در پايان سخنانش از امام راحل (ره) و مقام معظم رهبري به عنوان مناديان وحدت و تقريب ياد کرد و گفت: «امام خميني در اولين موسم حج پس از پيروزي نهضت، تمامي شيعيان را مکلف به شرکت در نماز جماعت به امامت اهل سنت کرد. اين اقدامي عملي براي وحدت اسلامي بود که از سوي شيعيان صورت گرفت و اين فتوا هنوز به قوت خود باقي است».

گفتني است پس از حجت‌الاسلام اختري، برخي از علماي شيعه و سني ـ از جمله آقايان «مرتضي مرتضي» از آفريقا، «شيخ حسين معتوق» از کويت، «آيت‌الله آصفي» از عراق، «سيد ساجد نقوي» از پاکستان، «شيخ احمد الزين» امام جمعه و قاضي اهل سنت شهر صيداي لبنان ـ در تأييد يا نقد سخنان وي صحبت کردند.

از جمله يکي از ميهمانان اهل سنت در واکنش به اين جمله آقاي اختري که «مجمع، براي حمايت از پيروان اهل بيت (ع) در سراسر جهان تأسيس شده است» خواستار تعريف دقيقي از عبارت پيروان اهل بيت شد و گفت: «ما هم به اهل بيت عشق مي‌ورزيم».

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/01/20 و ساعت 21:52 |

این کاریکاتور از طرف جانی بلوچستان ریگی منتشر شده است تا به نوعی ان را منتسب به شیعیان بکند . او چقدر باید نادان و احمق باشد که به فرض صحت اصل این کاریکاتور انرا به معرض دید عموم بگذارد. ایا این کمکی جهت تخریب و اشاعه ی توهین به صحابه ی پیامبر و خلیفه ی مسلمین نمیکند . به یقین شیعه خلفای  اسلام را محترم میشمارد و انان را یاران پیامبر در مقیاس خودشان میداند و هرگونه توهین به انان را محکوم میکند . قطعا توهین به انان و جدا کردن انها از زمره ی مسلمانان به اعتقاد شیعه توطئه یهودیان هست که که شکست سختی از  مسلمین خورده اند . اما افسوس که در این وادی برخی از برادران اهل سنت باورشان شده که اعتقادات انها سوای اعتقادات شیعیان هست باید باور کرد که امامان اهل سنت شاگردان امین امام صادق بوده اند  و توسعه ی اسلام را مرهون خلفا دانست.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/01/20 و ساعت 21:39 |
"بهار" دميدن روح حيات در كالبد طبيعت و فروردين فصل جريان خون است در شاهرگ هستي، سال به پايان خود نزديك مي‌شود، روزها، ماه‌ها درپي هم مي- گذرند و سالها از راه مي‌رسند و اين قصه كه نامش زندگي است، همچنان ادامه دارد.

طبيعت پس از گذران دوره‌اي سرد و بي‌محصول، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفريده مي‌شود پس انسان هم بايد به عنوان يكي از مخلوقات الهي به همراه طبيعت به رستاخيز برخيزد.

سال نو را به همه دوستاران صلح و صمیمیت و صفا و برادری  تبریک میگویم ارزوی سالی سرشار از پیروزی و موفقیت و سلامتی(اگر عبدالمالک ریگی بگذارد)و با برکت را برای همه دارم

 


+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/12/29 و ساعت 23:49 |

سالروز رحلت پیامبر اعظم را به همه مسلمانان تسلیت عرض میکنم

 

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/12/27 و ساعت 19:56 |
آبروریزی  وزیر آموزش و پرورش پاکستان:

این هم از آبروریزی  وزیر آموزش و پرورش

به گزارش سایت العربیه.نت وزیر آموزش و پرورش پاکستان که در یکی از کانالهای محلی پاکستان سخن می گفت در بین سخنانش اشتباه عجیبی مرتکب شد! وی در بخشی از سخنانش گفت: «نظام آموزشی جدید پاکستان دانش آموزان را قادر خواهد کرد طی دوران تحصیل خود به حفظ هر ۴۰ جزء قرآن بپردازند!»

مجری برنامه که متعجب شده بود پرسید: چند جزء؟ و جناب وزیر با تاکید تکرار کرد: ۴۰ جزء! و ادامه داد: و برای همین نیازی به رفتن دانش آموزان به مدارس دینی نیست چون ما تمام قرآن را در مدارس حکومتی آموزش خواهیم داد. اینجا مجری برنامه حرف های وزیر را قطع کرد و گفت: اما تا آنجا که من می دانم قرآن فقط ۳۰ جزء است.  وزیر هم سر خود را تکان داد و گفت: آه... ببخشید!‌بله ۳۰ جزء...

این سخنان وزیر باعث عکس العمل های متمسخرانه روزنامه ها شد.

جاوید اشرف قاضی وزیر کنونی آموزش و پرورش پاکستان قبلا ریاست اطلاعات ارتش را بر عهده داشته و یک جنرال بازنشسته است. باعث تاسف است که وزیر آموزش و پرورش یک کشور کاملا مسلمان تعداد اجزای قرآن را هم نمی داند!

از زمان روی کار آمدن حکومت پرویز مشرف او حکومتش تمام سعی خود را برای ضعیف کردن مدارس دینی پاکستان و آموزش دینی در این کشور مسلمان به کار گرفته اند.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/12/25 و ساعت 10:13 |

متن کامل سخنرانی محمود براهویی نژاد؛ سردبیر هفته نامه مرزپرگهر

تاریخ بر همگان آشکار کرده است که از آغاز ورود اسلام به این سرزمین ، جامعه اهل سنت ایران که روزگاری اکثریت جمعیتی این مرز و بوم را تشکیل می دادند ، مفاخر و مشاهیر بسیاری را در زمینه های مختلف علمی، دینی و ... به جهان بشریت عرضه داشته اند. پس از تسلط حکومت صفویه در ایران با تحمیل ایدئولوژی خاص مذهبی میراث مانده از صفویه بر جامعه ایران توسط حکومتها، اهل سنت به حاشیه رانده شده و به انزوای سیاسی محکوم گشتند.

با اینهمه مردم اهل سنت ایران، با تکیه بر تعالیم دینی خویش، از تکاپو برای ارتقای بینش سیاسی، دینی و علمی بازنماندند. حضور پررنگ و بسیار موثر برجسته ترین اهل سنت در انقلاب بهمن 57 به رهبری علمایشان، همچون مولوی عبدالعزیز و علامه دکتر احمد مفتی زاده و دیگران نشان می دهد که آنان علیرغم بی مهریهای فراوانی که در طول قرنها با این جامعه شده بود، به دلیل برخورداری از بینش عمیق، قابلیت بالایی برای همبستگی با سایر مردم در جهت منافع اسلامی و ملی دارند. متاسفانه پس از انقلاب نگرشهای منشعب از صفویه در درون حاکمیت رخنه کردند و مشقات فراوانی برای اهل سنت آفریدند. این در حالیست که رهبران آگاه اهل سنت با درایت و هوشیاری تلاش ورزیده اند از به خطر افتادن همبستگی ملی و اسلامی مردم ایران جلوگیری  و راه هرگونه سوء استفاده رشمنان خارجی از مسایل داخل کشور را سد کرده اند. از سویی اهل سنت ایران با اندیشه حل مشکلات خود به طور مسالمت آمیز و با پرهیز از شیوه های خشونت طلبانه در صحنه های حساس نظام حضور یافته اند و در انتخاباتهای اخیر به نوعی عامل مشروعیت نظام تلقی می شوند. حضور مردم استان سیستان و بلوچستان در استقبال از رهبر انقلاب در اواخر سال گذشته نیز در واقع به نمایش گذاشتن اعلام موجودیت آنان و درخواست حل مشکلاتشان به شیوه ای مسالمت آمیز بود. اما متاسفانه آنگونه که باید و شاید بهبودی در اوضاع جامعه اهل سنت صورت نپذیرفت. و همچنان بسیاری از مشکلات و مسایل گذشته نه تنها وجود دارند ، بلکه تشدید یافته اند.

در چشم انداز 20 ساله ایران نیز اهل سنت با جمعیتی بالغ بر بیش از 20 درصد جامعه ایران از قلم افتادند و جایگاه مشخصی برای آنان تعریف نشد. براستی جایگاه اهل سنت ، با وجودیکه از درخشان ترین پیشینه تاریخی در دفاع از این مرز و بوم برخوردارند، در چشم انداز آینده ایران کجاست؟ پاسخ این پرسش در عملکرد آینده دولتمردان و تلاش اهل سنت برای احقاق حقوق خود نهفته است.

عملکرد آینده دولتمردان را به خود آنان وامی گذاریم. اما گیریم که آنان هیچ تلاشی برای بهبود اوضاع جامعه نکردند. تعالیم دینی ما به ما می آموزد که باید خود، در جهت آزادی، ساختن و آباد کردن و احقاق حقوق خود بکوشیم. بی تردید این مهم نیازمند دانش و بینش عمیقی است که جز از راه کسب دانش و تکنولوژی و معارف دینی حاصل نمی شود. جوانان امروز ما چشم انداز آینده ما هستند. آنان اگر همه، تحصیلات عالیه داشته باشند و از بینش عمیق سیاسی نیز برخوردار باشند، جایگاه اهل سنت را در چشم انداز آینده ایران تعریف خواهند کرد. 

توجه : این کوتوله ی سیاسی که ادای افراد چیز فهم را در میان ادمهایی میزتد که جز تهجر و زندگی در قرون گذشته ، چیزی نمیفهمند وانان در اطراف خود فقط کفاری را می بینند که کشتن انها درهای بهشت را به روی شان باز میکنند . این کوتوله توهین اشکار به شیعه میکند انگار مسلک و مرام مولا علی را او  میداند و هیچ. و انگار مردم باید چیزی را انتخاب کند که شاگردان امام صادق انتخاب کردند غافل از اینکه . استاد و معلم را رها کردند و خود را به طناب شاگرد اویزان کرده اند سفارش میکنم تاریخ استعمار پیر را در این مناطق بخوانند تا بدانند که مرام انه حتی شیوه و سنت همان شاگردان امام صادق هم نبوده و نیست. توضیح در باره ی مساییل سیاسی بماند...

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/12/25 و ساعت 10:8 |

در استان سیستان و بلوچستان رد پای وهابیت در هر کوچه و منظری دیده می شود طبق همین نگاه ها بودکه مولوی عبدالمالک ریگی وهابی اقدام به کشتن 12 نفر از شیعیان را کرد . در این استان قاطبه علمای ان اموزه های حوزه های اکستان و عربستان را تدریس میکنند و بعضا از ان کشورها پول هم میگیرند . جانی خون خوار بلوچستان هم شاگرد همان مکتب وهابی گری هست که مانند اسلاف خود اقدام به کشتن شیعیان و حتی سر بریدن انها میکند او یک سی دی فروش مبتذلی بود که در بازارهای زاهدان سی دی می فروخت و از ان طرف هم شاگرد وهابیون هم بود . سی دی را هم به قصد به فساد کشاندن جوانان شیعه می فروخت و در قبال ان پولی هم از اربابان خود دریافت نمی کرد و این کار را بر اساس اموزه های دینی وهابیت انجام میداد . این وهابیون اهل فکر و اندیشه نیستند که با انها مباحثه کرد بایدبا اینان که اکثرا هم مهاجر هستند برخورد شود در دین اسلام وهابیت جایی ندارد پیامبر و خلفای راشدین هم هیچ یک از مسلکهای وهابیت را تبلیغ نکرده اند این دین ساختگی انگلستان هست که متاسفانه در این استان طرفداران ان مولوی های نادان هستند و جالب  اینکه تا کنون هیچ یک از مولوی ها هم اموزه های وهابیت رانه تکفیر کرده و نه محکوم.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/12/01 و ساعت 17:11 |

سازمان سنجش آموزش كشور براي آزمون كارشناسي ارشد سال جاري با توجه به تعداد 458 هزار و 801 داوطلب متقاضي كه از اين تعداد 45 هزار و 536 نفر در رشته دوم نيز ثبت نام كرده اند، 531 هزار و 337 كارت ورود به جلسه آزمون صادر كرده است. دكتر «حسين توكلي» معاون اجرايي سازمان سنجش با اعلام اين مطلب افزود: در آزمون كارشناسي ارشد سال 1386 براي 134 رشته امتحاني پذيرش دانشجو انجام مي شود كه 129 رشته به طور متمركز توسط سازمان سنجش و 5 كد رشته ديگر نيز با هماهنگي سازمان توسط ارگانهاي ذي ربط انجام مي شود. وي ادامه داد: با توجه به تقاضا نامه هاي تكميل شده در 129 كد رشته امتحاني، 458 هزار و 801 داوطلب متقاضي ثبت نام و شركت در آزمون بودند كه از اين تعداد 236هزار و 773 نفر زن و 249 هزار و 28 نفر مرد هستند. معاون اجرايي سازمان سنجش گفت: همچنين از تعداد كل ثبت نام كنندگان در آزمون، 45 هزار و 536 نفر علاوه بر انتخاب رشته امتحاني اول، متقاضي شركت در رشته دوم نيز مي باشند.وي اظهار داشت: نظر به اينكه آزمون هر كد رشته امتحاني به صورت مستقل برگزار مي شود، هر داوطلب براي شركت در آزمون بايد كارت آزمون مربوط را داشته باشد و با توجه به آمار داوطلباني كه متقاضي شركت در دو رشته هستند، سازمان سنجش 531 هزار و 337 كارت را براي 254 هزار و  386 داوطلب زن و 276 هزار و 951 داوطلب مرد صادر كرده است. به گزارش مهر، وي در خصوص زمان توزيع كارتهاي ورود به جلسه گفت: بر اساس برنامه زماني، كارتهاي ورود به جلسه و برگه راهنماي شركت در آزمون داوطلبان در صبح و بعد از ظهر 7 و 8 اسفند ماه در 38 شهرستان توزيع مي شود. اطلاعيه سازمان سنجش نيز درباره تاريخ و محل توزيع كارت، تاريخ و محل برگزاري آزمون دوشنبه 30 بهمن ماه و مجدداً در 7 اسفند ماه در نشريه پيك سنجش منتشر مي شود.معاون سازمان سنجش افزود: هر داوطلب با مطالعه اين اطلاعيه با مراجعه به جدول شماره 3 اين نشريه، براساس شهرستان محل اقامت خود كه در تقاضا نامه ثبت نام درج كرده اند، محل توزيع كارت خود را شناسايي كنند. وي در تشريح زمان دقيق مراجعه داوطلبان براي گرفتن كارت ورود به جلسه گفت: تمامي داوطلبان 37 شهرستان به جز تهران كه متولد 1356 و قبل از آن مي باشند، از ساعت 8 تا 12 دوشنبه 7 اسفند، تمامي متولدان 1357،  58، 59 و 60 از ساعت 14  تا 19 دوشنبه 7 اسفند ماه و تمامي داوطلبان متولد سالهاي 1361 و 62  در ساعت 8 تا 12  سه شنبه 8  اسفند و همچنين داوطلبان متولد سال 1363 و بعد از آن از ساعت 14 تا 19 سه شنبه 8 اسفند اقدام به گرفتن كارت ورود به جلسه خود كنند. توكلي با اشاره به داوطلباني كه محل آزمون آنها تهران است، افزود: تمامي داوطلباني كه حوزه توزيع كارت آنها براساس جدول شماره 3 شهر تهران است، بايد براساس سال تولد و شماره شناسنامه با توجه به جدول شماره 6 مندرج براي كارت ورود به جلسه خود اقدام كنند.

آزمون كارشناسي ارشد سال جاري در روزهاي 9 تا 12 اسفند برگزار مي شود.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/11/30 و ساعت 23:21 |
متهم يکي از سه پرونده يي که دادستان تهران براي وي تقاضاي اعدام کرده بود از سوي 5 قاضي شعبه 72 دادگاه کيفري از اتهام زناي محصن تبرئه شد.

به گزارش «اعتماد»، اوايل سال جاري ماموران پليس امنيت، مطلع شدند سي دي مستهجن از زن و مرد جواني در بازار به صورت غيرقانوني به فروش مي رسد. بنا بر اين ماموران تحقيقات نامحسوس و گسترده خود را براي شناسايي عامل توزيع سي دي و زن و مردي که از آنها فيلم تهيه شده بود آغاز و چند نفر از فروشندگان اين سي دي ها را شناسايي و دستگير کردند و در تحقيقات از آنها دريافتند، سي دي از طريق يک موبايل فروشي پخش شده است، پس از شناسايي صاحب موبايل فروشي، ماموران او را نيز دستگير کردند. اين مرد گفت؛ من از ماجراي پخش سي دي خبر ندارم و کمتر در مغازه هستم و بيشتر شاگردم در مغازه است و اگر هم چنين اتفاقي افتاده از طرف او بوده به اين ترتيب شاگرد مغازه موبايل فروشي دستگير شد، او در توضيح ماجرا گفت؛ مدتي قبل مردي جوان به من مراجعه کرد و گفت موبايلش خراب شده و احتياج به تعمير دارد، وقتي گوشي را از او گرفتم متوجه شدم يک فيلم مستهجن در آن است، من مشکل مالي داشتم و براي اينکه بتوانم آن را حل کنم به فکر توزيع اين فيلم افتادم، مدتي به بهانه هاي مختلف موفق شدم گوشي را پيش خودم نگه دارم و فيلم را از روي گوشي خارج و آن را تکثير کردم.

پليس پس از دستگيري اين مرد موفق شد، مرد جواني را که صاحب گوشي موبايل بود شناسايي و دستگير کند. اين مرد در توضيح ماجرا گفت؛ قبول دارم که با زني رابطه داشتم، هر چند من همسر داشتم اما از آنجايي که همسرم مدت ها بود، از من جدا زندگي مي کرد با آن زن آشنا شدم، فکر نمي کردم او شوهر داشته باشد و دراين باره هم چيزي به من نگفته بود.

ماموران پليس با راهنمايي متهم، زن جوان را هم شناسايي و دستگير کردند اما او منکر داشتن ارتباط با مرد جوان شد و گفت؛ من با او هيچ ارتباطي نداشتم. مدتي بود که مزاحمم مي شد، من از ترس اينکه مبادا شوهرم از اين ماجرا باخبر شود چيزي نمي گفتم و مرتب خواهش مي کردم که با من کاري نداشته باشد. اما قبول نمي کرد تا اينکه روز حادثه او مرا به خانه اش کشاند و مورد آزار قرار داد و بعد از من با تلفن همراهش فيلمبرداري کرد و گفت؛ اگر درباره اين مساله چيزي بگويم، فيلم را براي شوهرم مي فرستد من هم سکوت کردم. پس از انجام بازجويي هاي اوليه، پرونده با تقاضاي اعدام براي اين زن و مرد جوان به شعبه 72 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد.

روز گذشته در جلسه غيرعلني اين زن و مرد مورد تحقيق قرار گرفتند، مرد جوان به 5 قاضي اين شعبه گفت؛ من و اين زن با هم ارتباط داشتيم، اما هرگز با زور به او تعرض نکردم، مدت ها بود که به خاطر اختلاف با همسرم، او مرا ترک کرده بود به همين خاطر هم با اين زن رابطه برقرار کردم، هر چند فيلم تهيه کرده بودم اما نمي خواستم فيلم را توزيع کنم و فقط براي خودم نگه داشته بودم، اما مردي که شاگرد تعميرگاه موبايل بود، اين کار را کرد و آبروي مرا برد و من از او شکايت دارم.

5 قاضي با توجه به اينکه شرايط احصان براي مرد جوان وجود نداشته است او را از اتهام زناي محصن تبرئه کردند و وي با قرار وثيقه آزاد شد. اما زن جوان همچنان در بازداشت است و به زودي محاکمه مي شود.

 
+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/11/03 و ساعت 18:54 |

محمدرضا هدايتي اين هنرمند توانمند زاهداني، نياز چنداني به معرفي ندارد. معرفي كاراكتر منصور خان در باغ مظفر خالي از لطف نيست؛ وي 32 ساله، متاهل و داراي يك فرزند پسر بنام هامون است. از اينكه نام فرزندش را هامون گذاشته به خود مي‌بالد، زيرا هم اصالتش را حفظ كرده و هم معتقد است كمتر سيستاني نام پسرش را هامون مي گذارد. هدايتي كارش را با تئاتر شروع كرده، چرا كه تئاتر استخوان بندي بازيگري است و بايد گفت كه هر بازيگر توانايي، خاك خورده صحنه تئاتر  است.

به بهانه پخش مجموعه طنز باغ مظفر، گفت وگويي با وي ترتيب داديم كه در زير مي خوانيد:  ‌
● چطور شد كه مهران مديري باز هم از شما دعوت به كار كرد؟  ‌

هدایتی: من از سال 78 با ايشان كار مي كنم.  پس از 6 كاري كه با مديري داشتم و به ويژه بعد از پاورچين، تقريباً تبديل به يك تيم شديم. گروه آقاي مديري معمولاً همين ها هستند. در هر برنامه معمولاً ذهنش به سمت اين گروه مي رود، اگر مشغول كار و اجراي ديگري بودند، از افراد ديگري استفاده مي كند.  ‌خب طبيعي است كه در اين كار هم از من دعوت به عمل آمد.  ‌

● فكر باغ مظفر از كجا آمد؟  ‌
هدایتی: طرحش متعلق به خودآقاي مديري بود ؛ حدود 2 ماه با نويسنده ها صحبت كردند تا طرح جامعي آماده شد و سپس شروع كردند به نوشتن.  ‌

● اگر موافق باشيد قبل از پرداختن به باغ مظفر قدري راجع به <برره> صحبت كنيم كه معتقدم هنوز فراموش نشده است. اصلاً چه شد كه برره نيمه كاره رها شد؟

هدایتی: برره همزمان با آغاز محرم متوقف شد. قرار براين بود كه تا شب عيد ادامه بدهيم و داستان را به پايان برسانيم. بعد از محرم هم چند بار به ما گفتند آماده باشيد مي خواهيم كليد بزنيم اما هر بار تماس مي‌گرفتند كه منتفي شده است. راستش را بخواهيد خودم هم هيچ وقت نفهميدم جريان از كجا آب مي خورد. البته شايعات زيادي مطرح بود؛ عده اي مي گفتند آقاي مديري براي شركت چاي تبليغ كرده و باعث ممنوعيتش شده كه البته صحت نداشت. نهايتاً فهميديم صدا و سيما به اين نتيجه رسيده كه برره با توجه به بازتاب هاي عجيب و غريبش ادامه پيدا نكند. ظاهراً  آقاي ضرغامي بايد جواب خيلي ها را مي داده.

● ‌‌‌پس فشارهاي سياسي مانع ادامه پخش  <برره> شد؟  
هدایتی: البته شايعه ديگري هم مطرح بود. مي گفتند گروه فشاري كه در قم آن جريان خانقاه گنابادي ها را پيش آورد، پيغام داده كه لوكيشن را با لودر خراب مي كنيم‌! بالاخره خواست صدا و سيما اين بود كه كار ادامه پيدا نكند و چون آقاي مديري اين كار را براي صدا و سيما انجام مي داد، بايد تبعيت مي كرد.

● فكـــــر مي‌كنيـــــد ايراد اصلي مربوط به نوع گويش بود؟  ‌
هدایتی: گويش كه به اعتقاد من مساله مهمي نيست و ضربه اي هم به فرهنگ يك كشور نمي زند.اين قدر نگران بودند كه بچه هاي ما برره اي حرف مي زنند و حرف زدن خودشان يادشان رفته، اما الان يك سال مي گذرد و شما مي بينيد كه تقريباً  كسي اينگونه حرف نمي زند. من فكر نمي‌كنم اين موضوع خيلي دخيل بوده باشد.

● به نظر من پيام هاي اجتماعي- سياسي برره به مراتب بيشتر از باغ مظفر بود. نظر شما چيست؟‌
هدایتی: مي توان اينگونه برداشت كرد كه مهران مديري چنين اهدافي را دنبال مي كرده است. راستش را بخواهيد هدف اصلي ما ساختن مجموعه‌اي براي سرگرمي مردم بود. اينكه هنگامي خسته و كوفته از سركار مي آيند، قدري بخندند. خيلي علاقه اي نداشتيم به سمت مسائل سياسي برويم، چون مي دانستيم عاقبتش همين تعطيل شدن است. البته از اطراف هم متن هاي سفارشي براي ما مي رسيد.  خودِ شبكه مي گفت كه يكي دو قسمت را به فلان مساله اختصاص بدهيد. حتي يك بار خود آقاي احمدي نژاد سفارش دادند كه به جريان هولوكاست پرداخته شود و ما هم آن قسمتي را ساختيم كه عده اي مدعي مي شوند زمين هاي برره مال ماست ...‌ اگر بعضاً سياسي مي شد دست ما نبود و ناخواسته بود. به هر حال صدا و سيما زير نظر مقام معظم رهبري است و يك ارگان شخصي نيست. ما هم نمي توانيم يكسري موارد را ناديده بگيريم.  ‌

● مثلاً يكي از پيام هاي برره اشاره به اقتصاد تك محصولي كشور(نفت) بود. اينكه دست روي دست مي گذاشتند تا نخودها سبز شود و اين بيكاري يك جور كاركردن تلقي مي شد. ‌

هدایتی: بله، شايد چنين برداشتي بتوان كرد.  ‌

● و يا اينكه سيامك انصاري (سواي اينكه همواره كاراكترهاي منفعل، توسري خور و زن ذليل را بازي مي كند) در نقش روزنامه نگاري بازي مي كرد كه هيچ توجهي به وي نمي شد و همواره مورد سرزنش قرار مي گرفت. شايد اين هم نمادي از در حاشيه قرار داشتن و بي توجهي به جريان روشنفكري باشد. اينكه روزنامه نگاران همواره مورد سرزنش حاكميت قرار دارند.  ‌

هدایتی: البته فكر نمي كنم شروع كار با چنين هدفي بود. شالوده شخصيت كيانوش كاملاً اجتماعي بود و شايد نتوان آن را به كل جريان روزنامه نگاري تعميم داد.  ‌

● تفاوت برره با باغ مظفر را در چه مي دانيد؟  ‌
هدایتی: خب ما در باغ مظفر نمي خواستيم كار از نيمه تعطيل شود. (باخنده) ‌‌‌‌خود شبكه هم خيلي اصرار داشت كه به مسائل سياسي نپردازيد. البته خواسته يا ناخواسته مردم ما خيلي سياسي هستند. در صف هاي نانوايي و تاكسي ها امكان ندارد بحث سياسي نشنويد. به همين دليل مردم علاقه دارند كه معضلات اجتماعي و سياسي هم در سريال ها لحاظ بشود. اما همان طور كه محروميت هايي وجود دارد، محدوديت هايي و خط قرمزهايي نيز وجود دارد. خود من ترجيح مي دهم كه يك برنامه روال عادي اش را طي كند تا اينكه به دليل يك مساله سياسي نيمه كاره بماند. كشور ما يك كشور سياست زده است، هر مساله اي كه عنوان كنيد از آن برداشت سياسي مي شود.  ‌

● با توجه به خانواده‌اي سنتي و خاص همچون مظفر و در مقابل خانواده‌اي امروزي همچون بردبار، آيا مي‌شود گفت جدال و تقابل سنت و مدرنيته به تصوير كشيده شده است؟  ‌

هدایتی: اگر شما بخواهيد اين هم مي شود‌! ولي ما اصراري به نشان دادن جدال سنت و مدرنيته نداريم. فكر نمي كنم چنين خانواده اي با اين شمايل (خان و خان زاده) و لباس پوشيدن وجود داشته باشد. ما يك جور كاريكاتور را نشان مي دهيم؛ به نوعي غلو كرده ايم.  ‌

● بردبار چطور؟ ‌شايد اين خانواده نماد يك خانواده امـــــروزي باشد، آن هم با اين همـــــه بي احترامي و شلوغي.
هدایتی: بله، ممكن است چنين خانواده هايي وجود داشته باشند، اما فكر نمي كنم تعدادشان زياد باشد. فكر مي كنم در اين خانواده هم بحث بي خيالي، غلو شده است.

● جناب هدايتي، همچون گذشته كه در نقش هاي طغرل، ددي و.. بازي كرديد، كاراكتر منصور خان نيز به نوعـــــي خشن است. گويي با اين فضا خو گرفته ايد.  ‌

هدایتی: بحث خو گرفتن نيست. وقتي يك كاري شروع مي شود، يك سري چارچوب هايي به بازيگر داده مي شود كه بايد در قالب آن كار كند. عرض كردم كه ما يك تيم شده ايم. در كارهايي كه با مديري انجام مي دهم بيشتر نقش يك پيرمرد غرغرو و خشن را بازي مي كنم و اين خواست ايشان است كه البته به نوعي تخصص هم براي من تبديل شده است.

● خودتان هم راحت تريد يا به صرف خواست مديري بازي مي كنيد؟  ‌

هدایتی: نمي شود گفت راحت ترم. در سريال هاي ديگر هيچ وقت نقش پير نگرفته ام؛ مثلاً سريال نيستان يا وكيل محله و يا فيلم هاي سينمايي بي وفا و شام عروسي هيچ ربطي به اين شخصيت هاي كاريكاتور گونه ندارد.  ‌

● از آخرين كارهايتان بگوييد؟  ‌

هدایتی: آخرين كار سريال در چشم باد به كارگرداني آقاي جوزاني است، كه هنوز تمام نشده. از چند روز ديگر بايد يك ماه به بندر انزلي بروم ...‌ پس از محرم نيز آلبوم موسيقي بنده به بازار مي آيد.  ‌

● آلبوم مذكور محلي است؟  ‌
هدایتی: خير، بصورت پاپ وراك كار شده. البته يكي از دغدغه هاي من خواندن به شيوه محلي است كه بايد وقت كافي و زيادي برايش بگذارم.  ‌

● عنوان آلبوم چيست؟  ‌
هدایتی: برگ و باد.

● برگرديم به منصورخان. اين لهجه بيرجندي از كجا آمد. ياور طغرل زابلي كجا و منصورخان بيرجندي كجا ؟!

هدایتی: البته من جايي عنوان نكردم كه اين گويش، بيرجندي است، گفته ام مربوط به جنوب خراسان است. برخي از بيرجندي ها هم مي گويند كه اين لهجه مربوط به < مود > است؛ ولي باز هم بعضاً از كلمات زابلي استفاده مي كنم.  ‌

● اين < اِندِ> كه آخر جملات اضافه كرده اي ظاهراً در گويش بيرجندي ها جايگاهي ندارد؟

هدایتی: اين يك جور لهجه قُلهكي است. يكي از دوستان من كه اتفاقاً از شميراني هاي اصيل است، اين موضوع را تاييد كرد و اتفاقاً خودش هم در آخر حرفهايش حرف <د> اضافه مي كند.  ‌

● استفاده از اين گويش فكر خودتان بود؟  ‌
هدایتی: چون بحث قاجار مطرح بود، قرار بود تركي صحبت كنم. روز ضبط دقيقاً يك دقيقه قبل از اينكه جلوي دوربين بروم، مهران مديري گفت: بگو ببينم، لهجه را چه طور مي خواهي صحبت كني؟ گفتم تركي.  ‌مديري شديداً مخالفت كرد و گفت: با توجه به جريان كاريكاتور و مسائلي كه پيش آمده، حرفش را هم نزن. گفتم باشه، پس تو يك ، دو، سه را بگو، ببينم چه به ذهنم مي رسد.  ‌

● پس كاملاً بداهه بود؟  ‌
هدایتی: بله، شايد از روي ناچاري !

● چون شايعه شده بود كه چندين ماه آموزش ديده اي؟  ‌

هدایتی: نه، كاملاً اتفاقي بود. البته در زاهدان، بيرجندي هاي زيادي داريم. من هم سال ها در زاهدان بوده و با آنها زندگي كرده‌ام. بنابراين با اين لهجه آشنايي داشتم و نيازي به آموزش نبود.  ‌

● قطعاً هر بازيگري دغدغه هايي نسبت به جامعه خويش دارد. دغدغه هاي شما چيست. آيا سعي كرده ايد كه اين دغدغه هـــــا را در قالب بازي به تصوير بكشيد يا چنين كاري را با اصول حرفه اي مغاير مي دانيد؟  ‌

هدایتی: دغدغه، يك بحث است و حرفه  بحثي ديگر. بله دغدغه هاي زيادي دارم. نسبت به ملتم، به كشورم و مسائلي كه گريبانگيرش شده از قبيل تحريم ها و سختي هايي كه مردم تحمل مي كنند‌ حساسم و دغدغه دارم؛ اينكه هويت ايراني چه بود، الان چه شده و چه قرار است بشود. اينها نه تنها دغدغه من كه دغدغه هر ايراني است. دل آن ايراني كه براي ايران نتپد، همان بهتر كه نتپد.  ‌اما فراموش نكنيم كه شغل و حرفه من چيز ديگريست. من در نهايت يك بازيگرم و آن چيزي را كه به من بدهند، اجرا مي كنم كه در واقع حرف و پيام خود من نيست.  ‌

● صحبت از پيام شد. فكـــــر نمي‌كنيد نوعي پيام زدگي در باغ مظفر ديده مي‌شود. با توجه به سوابق مهران مديري، بعيد بود كه اين قدر به تبليغات بپـــردازد. از لبنيات و ماكاراني گرفته تا بنزين و صرفه جويي. اگر چه به سبك خوبـــــي اجرا مي شـــــود و قالب طنزش را حفظ كرده اما فكر نمي‌كنيـــــد؛ قدري سبك و سطحي به نظر مي‌آيد‌؟  ‌

هدایتی: اولاً كه اين نوع تبليغ را من تاكنون نديدم. مخلوط شدن طنز با پيام بازرگاني كار جالب و منحصربه فردي است كه رخ داده. اما اينكه مي‌گوييد نسبت به كارهاي گذشته عجيب است حرف درستي است كه البته دليل دارد. دليلش اين است كه اين كار هيچ پولي از صدا و سيما نمي گيرد كه هيچ، بايد به تلويزيون پول هم بدهد ! ظاهراً سياست سازمان به اين سمت مي رود كه چون كانال خصوصي نداريم، لااقل كارها با سرمايه خصوصي ساخته شود. شايد هم يك جور تست و آزمايش باشد.  ‌

● از هنگامي كه <گل مراد> آمد، <منصورخان> به محاق رفته است. چرا؟  ‌

هدایتی: بالاخره وقتي شخصيت جديدي وارد مي شود، چند قسمتي بايد به وي پرداخته شود تا جاي خود را باز كند مخصوصاً اينكه برنامه ما 45 قسمت بيشتر نيست.  ‌

● پس به زودي به پايان مي رسد؟  ‌
هدایتی: بله،با شروع محرم باغ مظفر پايان مي يابد و ادامه آن بصورت سي دي به بازار عرضه خواهد شد.  ‌

● لوكيشن باغ مظفر به نسبت لوكيشن متنوع برره، قدري كسل كننده و تكراري نيست؟
هدایتی: نه، به نظر من تكراري نيست. برره يك دِه بود و طبيعي بودكه بزرگ و متنوع باشد، اما اين يك باغ است. اتفاقاً در اين كار بر روي لباس و طراحي صحنه خيلي دقت شده. لباس ها تك به تك دوخته شده است. خانم عربشاهي از طراحان با تجربه لباس هستند. دو خياط از بازنشسته هاي تالار وحدت داريم. براي اينكه كار، قاجاري نباشد، طرحي را اختراع كردند كه نه قاجاري باشد و نه امروزي. حتي چند مدل كلاه درست كردند؛ مثلا ً  كلاه من مربوط به هيچ دوره تاريخي نيست يا اگر به وسايل خانه نگاه كنيد اكثراً قديمي هستند. چندين ماه وقت صرف شده تا اين وسايل از سمساري ها و جمعه بازارها انتخاب و جمع آوري شده است.  ‌

● جناب هدايتي فضاي فرهنگـــــي كشور را چگونه مي بينيد؟  ‌
هدایتی: از روي كتاب هايي كه مجوز چاپ مي گيرند، از روي سانسورها و محدوديت هايي كه براي مطبوعات و نويسنده ها ايجاد شده مي توان به فضاي فرهنگي كشور پي برد.  ‌يكي از دوستانم اخيراً قرار بود كنسرت بزرگي را با حضور 10 ، 15 خواننده مطرح در كيش برگزار كند كه متاسفانه مجوز اجرا داده نشد. فضا را خيلي خوشگل نمي بينم، اميدوارم پربارتر شود.  ‌

● خبر داريد كه تنها سينماي زاهدان هم تعطيل شد؟
هدایتی: ‌اين مساله واقعاً جاي تاسف دارد. تاسف كه چه عرض كنم، احساس شرم مي كنم. شهري كه در اوايل تأسيسش 3 سينما داشته، اكنون كه مدعي هستيم فضاي فرهنگي رشد كرده است، بدون سينماست. اين خيلي اتفاق بدي است.  

● از فضاي سياسي استان هم مطلعيد؟  ‌
هدایتی: تا حدودي. موضوعي كه خوشحال كننده است، اين است كه اكثر مسئولين بومي هستند. اين حقي است كه به مردم استان داده شده و بايد از اين حق به نحو مطلوب استفاده كنند. نبايد ناراحت بود از اينكه فلاني زابلي است يا فلاني بلوچ؛ اين مسائل واقعاً ابلهانه است. من با دكتر دهمرده آشنايي نزديكي ندارم، اما فكر مي كنم فضاي دانشگاه سيستان و بلوچستان مديون اين آدم است. نبايد اجازه بدهيم كه بحث وجدل پيش بيايد.  ‌

●  رمز موفقيتت را در چه مي داني؟  ‌
هدایتی: من به اهداف خودم نرسيدم و خودم را آدم موفقي نمي دانم. اتفاقاً خيلي هم كم كاري داشتم. اينكه آدم، مطرح يا ساده تر بگويم معروف شود، دليل بر موفقيت نيست، اما اگر از ديد شما اين اندازه هم موفقيت است، رمزش را پشتكار و عشق به كار مي دانم. من شرايط سختي را گذراندم. حتي دانشگاه قبول شدم، اما به دليل شرايط نامساعد مالي نتوانستم ثبت نام كنم، به همين علت خودم را موفق نمي دانم.  ‌

● هر مجموعه تلويزيوني يا سينمايي يك هدف كلي را دنبال مي كند. باغ مظفر چه برون دادي را دنبال مي كند؟  ‌
هدایتی: اين را بايد از كارگردان و نويسنده ها بپرسيد. به هر حال يك هدف اين است كه سركار برويم و پولي دربياوريم، آن هم بعد از 8 ماه بيكاري. اين يك واقعيت است؛ هدف اصلي چرخاندن چرخ زندگي است، منتها چون كار فرهنگي است مي‌بايست حرف و هدفي هم براي ارائه كردن داشته باشد. حداقلش‌اين‌است‌كه فضاي مفرحي را براي بيننده ايجاد  مي كند. ‌

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/10/26 و ساعت 16:55 |

پليس كره جنوبي يك سرباز آمريكايي را به جرم تجاوز و كتك زدن يك زن 67 ساله در اين كشور دستگير كردند.
پليس پس از دستگيري اين سرباز 23 ساله آمريكايي در كوچه‌اي در غرب سئول به بازجويي از وي پرداخت.
اين مرد كه تنها خود را فردي در حال خدمت در ارتش آمريكا معرفي كرده، از همكاري با پليس تا زمان رسيدن مقامات قانوني آمريكا خودداري كرد. با توجه به ماهيت اين جنايت، پليس قصد دارد اجازه دادگاه را براي دستگيري اين سرباز در كره جنوبي و نه تحت بازداشت ارتش آمريكا دريافت كند.
اين قرباني در يكي از بيمارستان‌هاي محل زندگي خود در حال درمان است.
حدود 29 هزار نيروي آمريكايي در حمايت از نيروهاي كره جنوبي عليه هرگونه حمله از سوي كره شمالي در اين كشور مستقر هستند.


+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/10/24 و ساعت 19:40 |
 

 

الهی : غدیری ام کن تا در خم زلال ولایت جرعه ای از زمزم عشق علی را بنوشیم

ا

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/10/17 و ساعت 18:13 |

اطلاعات و آمارهاي جمع‌آوري‌شده در زمينه بزهكاري‌هاي اجتماعي، از افزايش نگران‌كننده 32 درصدي افراد دستگيرشده به اتهام تشكيل باندهاي فساد و فحشا حكايت دارد. در پنج ماهه نخست سال جاري، بيش از 3200 نفر در كل كشور به اين اتهام بازداشت شده‌اند كه اين رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل، 32 درصد افزايش نشان مي‌دهد.بر پايه بررسي‌هاي پژوهشي انجام شده از اين افراد، وجود زنان مطلقه و نبود سرپناه و حمايت نکردن دستگاه‌هاي متولي از آنان، عدم تمكن مالي برخي از خانواده‌ها و روي آوردن فرزندان و يا سرپرست خانواده به مسائل مغاير با اخلاق و عفت عمومي، درآمدهاي كاذب از قبل اين پديده، استفاده از تكنولوژي روز و بي‌توجه به پيامدهاي تخريبي ناشي از برنامه‌هاي ماهواره، اينترنت و فيلم‌هاي غيرمجاز، بيكاري و روي آوردن قشر جوان به اين پديده نکوهيده، از عوامل گسترش اين باندها و مراكز فساد و فحشا به شمار مي‌رود.اين گزارش مي‌افزايد: در پنج ماهه نخست سال جاري تعداد بيش از يک ميليون و سيصد هزار حلقه انواع سي‌دي و نوارهاي غيرمجاز كشف شده است كه اين رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل، 61 درصد افزايش نشان مي‌دهد.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/10/12 و ساعت 18:27 |

 مهران مديري كارگرداني كه اين شب‌ها با باغ مظفر مهمان خانه‌هاي مردم است يكي از كارگردان‌هاي موفق تلويزيون و كارهاي متفاوت و طنزهاي روتين او زبانزد خاص و عام است. نوآوري و ارائه كارهاي متفاوت او باعث شده تا بينندگان فراواني با اسم او پاي تلويزيون بنشينند.مهران مديري، بازيگر و كارگردان توانايي است كه در قلب ها تك تك ايرانيان راه پيدا كرده، چه او را از جعبه جادويي ببينيد،‌چه نبينيد... از او چه مي‌دانيد.

   • متولد دي‌ماه سال 1340، پدر و مادرش اراكي هستند اما او در تهران به دنيا آمد.
   • پدرش كارمند وزارت نيرو است و مهران آخرين فرزند يك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگ‌تر از خود دارد.
   • بزرگ‌ترين برادرش از پيانيست‌هاي قابل است و برادر دومش نقاش و گرافيست. در خانواده مديري هنر اهميت فراواني دارد.
   • از پنج سالگي با موسيقي آشنا شد و از 12 سالگي تنها به موسيقي كلاسيك گوش مي‌داد. او يكي از كامل‌ترين آرشيوهاي موسيقي كلاسيك را دارد.
   • در كودكي زياد شر و شور نبود اما بسيار كنجكاو بود، به طوري كه در غياب برادرش به اتاق او مي‌رفت و تمام كتاب‌هاي نقاشي‌اش را زير و رو مي‌كرد.
   • برادر نقاشش (حميد) در سوئد زندگي مي‌كند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثير فراواني از او بگيرد.
   • اولين تئاتر زندگيش را در دبستان بازي كرد. او در اين تئاتر نقش لوطي را به خوبي ايفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.
   • همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوري كه آشنايي با كارهاي «سالواتور دالي» تاثير زيادي بر روي او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران مشهود است.
   • در شانزده سالگي جذب تئاتر شد و اولين كار حرفه‌اي‌اش را تمرين كرد اما اين كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بيشتر با تئاتر آشنا شود.
   • همه با حضورش در عرصه هنر موافق بودند. هنوز هم اعضاي خانواده‌اش بهترين كارشناسان و منتقدان كارهايش هستند.
   • با مدرك ديپلم علوم انساني سال 1361 به راديو رفت و در اين رسانه ملي به فعاليت پرداخت.

   • مدت شش، هفت سال گوينده و بازيگر يكي از مجموعه‌هاي پرطرفدار راديو به نام «داستان شب» بود.
   • همزمان با كار راديو از فعاليت‌هاي تئاتر غافل نمي‌شد و چند نمايش را به روي صحنه داشت، كار گويندگي باعث كامل شدن صداي او شد.
   • سال 1366 اولين تئاتر طنزش را بازي كرد. اين تئاتر كه «پانسيون» نام داشت در تئاتر مولوي روي صحنه رفت.
   • در اواخر 1371 در نمايشي در نياوران، نصرا... رادش، سليماني‌فرد و صيادي را كشف كرد كه بعدها در بسياري از كارها با او همكاري داشتند.
   • گروه مديري به سرعت به شهرت رسيد. در سال 1372 با داريوش كاردان اولين برنامه نوروزي خود را ساخت.
   • در سال 1373 طنز متفاوت «ساعت خوش» را ساخت كه با استقبال فراواني از سوي مردم روبه‌رو شد.
   • ساعت خوش يكي از بهترين و پربيننده‌ترين برنامه‌هاي طنز تلويزيوني شد اما به دليل مشكلاتي كه به وجود آمد برنامه تعطيل شد.
   • با وجود دامن زدن مطبوعات به حاشيه‌ها مديري هرگز اسير حواشي مطبوعات و شايعه‌هاي فراوان نشد و كارش را ادامه داد.
   • از ساعت خوش به بعد دور مطبوعات را خط كشيد و بسيار كم مصاحبه كرد. او هنوز هم از مطبوعات دلخور است.
   • فيلم ديدار ساخته محمدرضا هنرمند هم كه قبل از ساعت خوش با بازي مهران مديري ساخته شده بود پاسوز «ساعت خوش» شد و به موقع اكران نشد.
   • اوايل دهه 70 از راديو به تلويزيون رفت و در تلويزيون اولين كارهاي او «نشانه‌هاي نور» و «باغ گيلاس» بودند.
   • مردم كه تا آن زمان با صداي او آشنا بودند در باغ گيلاس با چهره‌اش نيز آشنا شدند. او در اين سريال تا حدودي به شهرت رسيد.
   • در سال 1371 وارد سينماي حرفه‌اي شد. در «ديگه چه خبر» دستيار طراح صحنه بود و عضو گروه كارگرداني تهمينه ميلاني.
   • با نوروز «77» دوباره به جعبه جادويي برگشت اولين تصويرش را مردم بعد از پنج سال نشناختند و موهايش كاملا سفيد شده بود.
   • با جنگ 77 توانست 85 درصد مردم ايران را پاي تلويزيون بنشاند. نبوغ او در عدم تكرار خود و نوآوري‌هاي پايان‌ناپذيرش است.
   • علت موفقيت او ارائه شيوه جديد مجري‌گري و بازيگري و حضور توامان نقش و واقعيت است، با يك دوربين غوغا كرد و به  
شيوه تئاتري كار را بدون قطع مي‌گرفت.
   • اولين كسي است كه طرح برنامه‌هاي نود قسمتي و روتين را اجرا كرد. او اعتقاد دارد بايد با مردم صادق و روراست بود.
   • هنوز هم خيلي‌ها از سوژه‌ها و ايده‌هاي او كپي‌برداري مي‌كنند. مديري در موسيقي و خوانندگي هم دستي‌ بر آتش دارد. حتي كنسرت هم اجرا كرده و تيتراژ شب‌هاي برره و باغ مظفر را خودش خوانده است.
   • او اولين برنامه‌سازي است كه پشت صحنه كارهايش را به مردم نشان داد.
   • صداقت را بزرگ‌ترين صفت آدمي مي‌داند. او معتقد است چرا مردم نبايد حقايق، اشتباهات و تپق‌هاي ما را ببينند.
   • متاهل است و صاحب يك پسر و يك دختر است.
   • در كارش بسيار جدي است و براي كارش زمان مي‌گذارد به طوري كه در طول يك كار كمتر مي‌تواند به خانواده‌اش سر بزند و آنها را ببينند.
   • سال 1378 اولين كاست دكلمه او به بازار موسيقي آمد.
   • «از روي سادگي» اولين آلبوم پاپش بود كه در سال 1378 به بازار آمد و با استقبال طرفدارانش روبه‌رو شد.
   • آشنايي با حميد و مجيد آقاگليان زندگي حرفه‌اي او را عوض كرد و با پاورچين به خلق شاهكاري بدون تكرار رسيد.
   • با جايزه بزرگ در نوروز 1384 ثابت كرد توان مديريت هر كاري را دارد.
   • تنها بازيگر و سازنده تاريخ نمايش ايران است كه صرف نامش در اثري، مردم را پاي تلويزيون ميخكوب مي‌كند. حضور در كنار او مبدل به رمز موفقيت خواهد شد.
   
   
مجتبي رمضاني/  خانواده سبز

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/10/06 و ساعت 17:18 |


 ناصر عبداللهي، خواننده پاپ كشورمان ساعاتی پیش، دارفانی را وداع گفت.
 مرحوم ناصر عبداللهي در سال ‪ ۱۳۴۹‬در بندرعباس به دنيا آمد ودر ‪ ۱۳‬سالگي به موسيقي علاقه‌مند شد و درسال ‪ ۱۳۷۴‬موسيقي را به صورت حرفه‌اي فرا گرفت. آلبومهاي دوستت دارم ،بوي شرجي، هواي حوا، عشق است از جمله آثار موسيقايي اين هنرمند است. ترانه «يا فاطمه بنت نبي» و «ناصريا» از مشهورترين آثار وي است كه بارها از صدا و سيماي جمهوري اسلامي پخش شده است. «ناصرعبدالهي» بامداد سوم آذر ماه در بيمارستان خليج فارس بندرعباس به دليل مشكل كليوي و از كار افتادن كليه‌ بستري شد و سپس به كما رفت و بعد از چند روز به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس منتقل و در بخش ICU اين بيمارستان بستري شد و سپس به تهران منتقل شد. وي ظهر امروز در بيمارستان شهيد هاشمي‌نژاد تهران درگذشت. به گزارش «انتخاب»، علت به كما رفتن عبداللهی، ضربه وارده به سر بر اثر زمين خوردگي بوده است.پيكر مرحوم «ناصر عبداللهي» از مقابل تالار وحدت تشييع مي‌شود كه زمان آن متعاقبا اعلام خواهد شد. «انتخاب» درگذشت این هنرمند جوان کشور را به خانواده ی این مرحوم، جامعه هنری و همه مردم ایران تسلیت عرض می نماید.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/09/29 و ساعت 15:0 |

اللهم صل علی محمد و آل محمد

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/09/14 و ساعت 21:42 |

ضمن تبریک به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان با پوزش از کاربران محترم به استحضار عزیزان می رساند که به دلایل شخصی تا اطلاع ثانوی وبلاگ تفتان خبر تعطیل میباشد . با یک دنیا شور و نشاط خواستیم وارد عرصه اطلاع رسانی خصوصا مسایل استان سیستان وبلوچستان شویم که احساس میکنم این رسالت بار سنگینی هست که ما تاب تحملش را نداریم . امیدوارم که خداوند توفیق مجدد عنایت کند امین . التماس دعا.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/07/01 و ساعت 22:54 |

انوشه انصاری امیدواریم در ان اسمانی که انسان هیچ چیز نمیبیند اندکی از نور ایمانی که بر قلب خانم مسعود فر ارین تابیده به قلب خانم انصاری هم بتابد و بداند که همه چیز پول نیست . خدایی هم در ان اسمانهاست که میتواند انسان زمینی تا هر کجا که بخواهد با او به وسیله او در هفت اسمان عشق و مولا سفر عاشقانه و دلبرانه داشته باشد ارزو میکنم نوری از انوار الهی در دل ایشان بتابد ودر ان نتهایی محض جز خدا را نبیند .در مصاحبه ای که ایشان با شبکه چهار سیما داشت یک کلمه هم از احساس معنوی خود از این سفر نداشتند و تعجب اینکه مجریان محترم هم پاک فراموش کرده اند که لختی از وادی مادیات بیرون بیایند و دمی با خدای یگانه خلوت کنند .نتایج جرقه های خدایی را میتوان پس از بازگشت خانم انصاری در حداقل حجاب او دید اگر دل او رنگ سیاهی را از خود دور کرده باشد  انشاالله .

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/06/29 و ساعت 19:2 |

  

   

بسيار شنيده‌ايد كه عاشق، ره صدساله را يك شبه طي مي‌كند. افسانه نيست، در عصر پوچ‌گرايي و بي‌ديني برآمده از فرهنگ زندگي غربي، ناگهان در قلب ينگه دنيا، دست عشق بر قلب يك انسان مي‌نشيند تا عاشق‌ترها نجات پيدا كنند.مگر نه اين‌كه شيطان قسم خورده بنده را از بندگي‌اش دور كند، اما خداوند عرش عظيم، دست بندگان خالص و عاشق را سفارشي مي‌گيرد؟
آنچه مي‌خوانيد، هنر عاشقي يك زن ايراني است كه «كوله پشتي» شبكه سوم به جوانان ايراني نشان داد، زني كه منيت خود را به پاي بندگي هزينه كرده است.
از انتها مي‌گويم تا با اين زن عاشق، بهتر آشنا شويد.

مي‌گويد: يك بار در زندگي‌ام برابر همسرم زانو زدم تا اجازه دهد به زيارت امام حسين(ع) بروم. همان شب در خيريه افطاري ايتام در دو شله زرد كه نام امام حسين(ع) و اميرالمؤمنين(ع) نوشته بود، به ايشان گفتم، آقا! پسرت من را دعوت نمي‌كند، ولي خواهش مي‌كنم نام من را در ليست دوستدارانش بنويسيد.شب كه به منزل آمدم، استاد اخلاق كلاسي كه مي‌رفتم، خبر داد به خلاف خبر قبلي كه جايي براي من نبوده، جا هم فراهم شده، چون به واسطه ايشان قبلا استخاره كرده بودم و عالي آمده بود. به علي (همسرم) اصرار كردم، او دايم مي‌گفت: مكه yes، كربلا No.زن نتوانست به شوهرش چيره شود تا اين‌كه گفت: همه مي‌گويند Yes، علي آرين مي‌گويد: No؟ اميرالمؤمنين مشكلم را حل كرده، امام حسين، دعوت كرده،‌ اما تو مي‌گويي، نه!سرانجام شوهرم موافقت كرد تا شب 27 رمضان بالاي سر امام حسين(ع) باشم و نيمي از وجودم را در بين‌الحرمين جا بگذارم، انگار در رويا بودم.
سهيلا مسعودفر آرين، دختري كه در هشت سالگي از ايران به اتريش مي‌رود، ابتدا در آمريكا، فارغ‌التحصيل دانشگاه مامايي از دانشگاه
USC مي‌شود و از خانواده پولدار كه همواره به خاطر زيبايي و ثروت، زبانزد اطرافيان و جامعه بوده‌اند، با يك اتفاق ساده، چنان متحول شد كه اكنون بي‌واسطه با خدا راز و نياز مي‌كند.
خودش مي‌گويد: منيت را پشت سر گذاشتم. وضعيت مالي، ماشين‌هاي رنگارنگ، تحصيلات، هيكل، قد، زيبايي، بچه‌ها، كيف 2000 دلاري، لباس‌هاي مارك شانل، كفش‌هاي گران‌قيمت همه و همه را به يك‌باره كنار گذاشتم، چون ديگر برايم مزه‌اي نداشت.
در واقع او از روزي كه دريافت 35 سال با منيت زندگي كرده و مرده‌اي بيش نيست، متحول شد. همان‌گونه كه يك بار در زندگي به خاطر امام حسين(ع) در برابر شوهرش زانو زد، عاشقي بزرگ‌تري هم داشت.به خاطر اين‌كه در آمريكا زندگي مي‌كرد، حجاب برايش معني نداشت، ولي وقتي خواست حجاب بگذارد، به قول خودش، اسماعيل خويش را قرباني كرد تا به خدا نزديك شود و حجاب چادر براي زني كه زندگي غربي در گوشت و پوستش رسوخ كرده و به قول خودش زندگي شيشه‌اي را ساخته بود، حكم تاج بندگي پيدا كرده و اين را به منتقدان خود هم گوشزد مي‌كند.حادثه بزرگ زندگي سهيلا از يك روز عصر آغاز شد كه براي ورزش روزانه به سر كمد نوارهايش رفت و بي‌اختيار نوار يكي از دوستان شوهرش را برداشت و به ورزش رفت.مي‌گويد: احساس كردم مردي صحبت مي‌كرد، اما چيزي متوجه نمي‌شدم تا اين‌كه به آيه‌اي رسيد كه خداوند مي‌‌گفت: فكر نكن همه اينهايي كه داري مال خودت است، همه از قدرت من است!زندگي‌ام به هم ريخت و مثل سفره‌اي تكانده شد و همه را قطعه قطعه كرد. دو ساعت در همان محل ورزش گريه مي‌كردم و توان بازگشت به منزل را نداشتم. قبول كردم به ايران بيايم، با اين‌كه بسيار سخت بود.يك بار غربت را در هشت سالگي در اتريش تحمل كردم و اين بار به خاطر روح خودم و سواي وجودم، تصميم گرفتم به همراه همسرم به ايران بيايم.از خانواده‌ام دور شدم، ارتباط با اطرافياني كه بيست سال آنان را نديده بودم، خيلي سخت بود اما همان روز از مغازه‌اي دفترچه‌اي خريدم و براي خدا نامه نوشتم يا به اصطلاح ايميل زدم و درددل كردم.عاشقي اين زن آن‌چنان هم آسان نيست. پس از سال‌ها دوري و ديدن خانواده‌اش به خاطر اعتقادات شخصي به عروسي برادرش نرفته و وقتي دليل آن را جويا مي‌شوي، مي‌گويد: رضايت خدا در آن مجلس رعايت نمي‌شد. مشروب سرو مي‌شد و اين با اعتقادات من مخالف بود.از طرفي حجاب من را نه متوجه مي‌شدند، نه درك مي‌كردند، ولي من براي خود اعتقاداتي داشتم.سهيلا مسعودفر آرين وقتي به ايران آمد، به زبان فارسي مسلط نبود و در عوض زبان انگليسي، اسپانيايي و آلماني را به دليل سكونت، دانشگاه و دوران كودكي خوب مي‌دانست، اما چون حتي دوست ايراني نداشت، فارسي را كامل بلد نبود.البته به دليل اصرار پدرش در نوشتن نامه فارسي خط خوبي دارد و نوشتن را فراموش نكرده است.اما پدر سهيلا يك اصرار ديگر و آموزش بزرگ‌تر ديگر هم داشت كه بي‌شك موجب عاقبت به خيري او شد. پدرش به هر سه فرزند خود نماز ياد داده بود، ولي تنها سهيلا بود كه نماز مي‌خواند.هرچند خودش مي‌گويد، «معني آن را نمي‌فهميدم و فقط انجام مي‌دادم و گاهي منظم نبود و به خاطر كار ترك مي‌كردم». ولي بي‌شك همان نماز، دست اين زن پاك‌نيت را گرفت.امروز اين زن ايراني با تسلط به قرآن و نهج‌البلاغه، اميدوار است، الگويي مناسب براي فرزندانش باشد كه اسير منجلاب دنيا نشوند.آيا مي‌توان باز هم باور كرد، بي‌قيدي و بي‌بندوباري، محصول جبر زمانه زندگي ماست! دست‌كم انديشه در زندگي خودمان و اطراف، حرف‌هاي زيادي براي ما دارد. حب امام حسين را در خون خود داريم و قدر آن را نمي‌دانيم!علاقه به ائمه و محبت خالص خانواده پيامبر را داريم، اما چرا براي جلاي قلب خود تلاش نمي‌كنيم؟
شايد براي ما عادي شده و شايد هم غفلت و غفلت و غفلت!
اما مي‌توان همچون اين زن عاشق غبطه خورد كه؛
ـ اي كاش، ما هم به خاطر حرم امام حسين و بين‌الحرمين زانو مي‌زديم!
ـ اي كاش، ما هم به عشق سفر به حريم حسين به نيت دلان كنار سفره افطار نماز عشق
مي‌خوانديم!
ـ اي كاش ما هم براي خدا نامه بنويسيم و بدانيم او خداوند عرش عظيم است و ما بنده
كوچك او!

 

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/06/27 و ساعت 16:7 |
 

 رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به هفتمين نشست ساليانه اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه‌هاي سراسر كشور از ايمان ، عزم و جهاد بعنوان سه رانشگر براي رسيدن به هر هدف و آرمان ياد كردند.

آيت الله خامنه‌اي تاكيد كردند: اين سه درس جاودانه اسلام است كه يك روز مسلمانان را بر قله تاريخي نشانيد و امروز آنان را از اسارت نجات خواهد داد و بي‌شك جوانان شايسته ترين ظرفيت براي اين سه عنصر محوري هستند.

متن پيام مقام معظم رهبري به اين شرح است:
عزيزان دانشجو
هرچه زمان مي‌گذرد و نظام نو خاسته و پر توان جمهوري اسلامي، با تجربه‌هاي انبوه زندگي بشر، تماس بيشتري مي‌يابد، حقانيت صدق وعده‌هاي الهي و تخلف ناپذيري سنتهاي قرآني آشكارتر مي‌گردد.

در معادلات بشدت پيچيده و درهم تنيده‌ي روابط انسانها و جامعه‌ها و پديده‌ها و اقدامها، بارزترين و كارآمدترين نقش، از آن: ايمان، عزم، وجهاد است. در هر نقطه از جهان و براي هر هدف و آرمان، اين سه رانشگر در كنار يكديگر گرد آمده اند. آن هدف، به دست آمده و راه تا سر منزل مقصود، طي شده است.

جامعه‌ئي كه عدالت ، معنويت ، عزت و استغناء را سرلوحه‌ي هدفهاي خود مي‌داند، از آراسته شدن به ايمان و عزم و جهاد، ناگزير است . اين همان سه درس جاودانه‌ي اسلام به پيروان خود و به همه‌ي بشريت است و همين است كه يك روز مسلمانان را بر قله‌ي افتخارات تاريخي نشانيد و امروز آنان را از اسارت هوسهاي خواركننده و هوسرانهاي بر كرسي تحكم نشسته، نجات خواهدداد.

دل پاك و اميدوار و ذهن بي‌شائبه و روشن، و جسم سالم و توانمند شما جوانان، داراي شايسته‌ترين ظرفيت براي آن سه عنصر محوري است. نگذاريد بي ايماني و ترديد و بي‌عملي در اين ظرف گرانبها جاي بگيرد، و نگذاريد دشمنان عدالت و نابينايان معنويت و به زنجير كشانندگان ملتها و غاصبان بين‌المللي حقوق انسانها، در جنگ شرارت آميزشان براي حفظ زر و زور ناحق خود، پيروز شوند.

به وعده‌هاي الهي كه تحقق آن را در روزگار بيداري ملتها شاهديد، اعتماد كنيد و توانائيهاي خود در عرصه علم و عمل را قدر بشناسيد . آينده از آن شما است و لله‌الامر من قبل و من بعد.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/06/24 و ساعت 9:23 |

اظهارات پاپ بنديکت شانزدهم، رهبر کاتوليک های جهان، در مورد مسلمانان که به عقيده برخی در ضديت با دين اسلام بيان شده، انتقادات رو به افزايشی را در ميان تعدادی از کشورهای اسلامی موجب شده است.به گزارش بي بي سي، پاپ روز سه شنبه (12 سپتامبر)، در جريان سفر يک هفته ای خود به آلمان سخنانی بيان کرد که ظاهرا مفهوم جهاد در اسلام را زير سوال برده است. وی در نطق خود در دانشگاه "رگنزبورگ" آلمان از يک امپراتور مسيحی قرن چهاردهم (مانوئل دوم قسطنطنيه) نقل کرده که به يک مسافر ايرانی گفته است که پيامبر اسلام برای جهان ارمغانی جز خشونت نداشته است. پاپ در نطق پايان سفر شش روزه خود به آلمان به نقل از اين امپراتور دوره بيزانس گفته است: "پيامبر اسلام برای جهان فقط شرارت و اعمال غيرانسانی به ارمغان آورده و از جمله دستور داده که دين را با زبان شمشير گسترش دهيد."جاويد احمد گامدی، از روحانيون ارشد مسلمان پاکستان، اظهارات پاپ بنديکت شانزدهم را غيرمسئولانه خوانده و تاکيد داشته است که مفهوم جهاد از ديد اسلام اين نيست که دين را بايد با قدرت شمشير گسترش داد. گزارشگر بی بی سی می گويد يکی از روزنامه های ترکيه نوشته است که پاپ از اين امپراتور قرن چهاردهم ميلادی به عنوان وسيله ای برای ابراز نظرات شخصی خود استفاده کرده است. پليس در کشمير تحت کنترل هند روزنامه هايی را که متن سخنرانی پاپ را منتشر کرده بود، جمع آوری کرده است تا از بروز هرگونه تنش در اين منطقه مورد مناقشه پيشگيری کند. در ترکيه، "علی بارداک اوغلو"، رييس سازمان امور ديانت اين کشور، گفت که اظهارات رهبر کاتوليک های جهان خصمانه بوده و از وی خواست تا از مسلمانان جهان عذرخواهی کند.وی گفت "اميدوار است که اظهارات پاپ منعکس کننده نفرت قلبی وی از اسلام نباشد. فردريکو لومباردی، يکی از سخنگويان واتيکان، مقر حکومتی رهبر کاتوليک های جهان، گفت به نظر وی منظور پاپ از ابراز اين اظهارات انتقاد از اسلام نبوده است؛ اين اظهارات يادآور اين موضوع بوده است که اگر فردی از مذهب تعبير خشونت آميز داشته باشد، در واقع با ذات پروردگار در تضاد بوده است. پاپ قرار است در ماه نوامبر از ترکيه ديدن کند.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/06/24 و ساعت 8:53 |

هيجده سال كي تو را تنها گذاشتيم؟!
حضرت آيت الله مظاهري نقل مي كنند:
استاد بزرگوار ما آن مرد عظيم الشأن « علامه طباطبايي(ره)» فرمودند: در نجف اشرف يك وقت فقر بر من رو آورد، خيلي برايم زندگي مشكل شد، قرض اطرافم را گرفته بود، بعد از نماز صبح در غم و غصه فرو رفتم توي فكر رفتم، معلوم است علامه طباطبايي بعد از نماز صبحشان و بعد از نماز شبشان بايد بروند توي قرآن، مي گويد رفتم توي فكر، همين طور كه فكر مي كردم كه قرضم چه مي شود و آن را چه كنم، اين فقر را چه كنم؟ يك وقت حضرت ولي عصر(عج) در را باز نمود و همان دم فرمودند: «هيجده سال كي تو را تنها گذاشتيم و رفتيم؟»
آن وقت متوجه شدم، عجب گناه بزرگي كرده ام، امروز به جاي قرآن رفتم تو فكر فقرم كه چه كنم، با فرضي كه من امام زمان(عج) را دارم، من خدا را دارم، چرا يارب، يارب، يا اباصالح ادركني، اينها كجا رفتند كه غم و غصه به جايش آمده، بعد هم فكر مي كردم، هيجده سال يعني چه؟ حساب كردم ديدم با اول طلبگي ام جور در نمي آيد، با ازدواجم جور درنمي آيد. فكر كردم ديدم كه با آمدن نجفم درست درنمي آيد، يادم آمد كه با عمامه گذاشتن بر سرم درست درمي آيد، فهميدم كه عمامه ام يك ارزشي نزد امام زمان(عج) دارد.

موقعيت مرگبار
يكي از علماي رباني كه از اولياي خدا مي باشد نقل مي كند: جواني كه با خلوص به جبهه جنگ رفته بود، نقل مي كرد: كه در ميان سنگر غالبا به تنهايي مشغول توسل به اهل بيت عصمت و طهارت بودم و چون دعاي توسل را حفظ كرده بودم و آن را دائما مي خواندم، دست خود را به دامن چهارده معصوم(ع) انداخته و از هيچكس و هيچ چيز نمي ترسيدم.يك روز در جبهه غرب، در سنگر، (بالاي كوهي) ديده باني داشتم، ناگهان ديدم ماري كه اين طرف ها آن را مار كبري و يا كبچه مار مي گويند به طرف من مي آيد، من هم موقعيتم طوريست كه نمي توانم از جايم حركت كنم يعني اگر حركت مي كردم دشمن متوجه من مي شد و به طرف ارتش ما تيراندازي مي كرد و ممكن بود جمعي كشته شوند. لذا ترجيح دادم كه اگر هم مار مرا بگزد از جاي خود حركت نكنم و برادران خود را به كشتن ندهم، لذا در جاي خود ماندم و مار همچنان به طرف من مي آمد تا آن كه روي پشت من قرار گرفت و من احساس كردم كه او زبان خود را به پشت گردنم مي مالد.ولي پس از چند لحظه با آنكه من حركتي از خود نشان نداده بودم با سرعت عجيبي فرار كرد.سپس آن جوان اضافه كرد و گفت: حاج آقا من چندين مرتبه از اين قبيل خطرات را به وسيله توسل به امام زمان(روحي و جسمي له الفداه) از خود دفع كرده ام.
من به او گفتم: امام صادق(ع) فرمود: «ان المومن اذاكان مخلصا اخاف الله منه كل شيء حتي الهوام الارض و سباعها و طير السماء و حتيان البحر»«اگر مومن به مقام خلوص رسيد چون او از غير خدا نمي ترسد خداي تعالي همه چيز را از او مي ترساند حتي گزنده و حيوانات و درنده هاي زمين و پرندگان آسمان و ماهيان را.» (بحارالانوار،ج96، ص 582)مرحوم علامه مجلسي نقل مي كند كه جناب سيدعلي بن حسن زاهد كه يكي از نواده هاي حضرت امام حسن مجتبي(ع) است در بياباني نماز مي خواند كه ناگهان افعي اي از سر كوه پيدا شد و به نزد او آمد و از لباسش بالا رفت و از يقه وارد شد و از پايين لباسش بيرون آمد ولي سيدعلي زاهد در تمام اين احوال كوچكترين تغييري در حال توجهش به نماز و مالك حياتش حضرت باريتعالي نداد و همچنان مشغول عبادت و نماز بود.

آقا را در خواب ديدم!
در تهران مرد پينه دوزي به نام سيدعبدالكريم بود كه اكثر علماي اهل معني معتقد بودند كه گاهي حضرت ولي عصر(عج) به مغازه محقر او تشريف مي برند و با او مي نشينند و هم صحبت مي شوند.
لذا بعضي از آنها به اميد آنكه زمان تشريف فرمايي حضرت ولي عصر(عج) را درك كنند، ساعت ها در مغازه او مي نشستند و انتظار ملاقات حضرت را مي كشيدند و شايد بعضي ها هم بالاخره به خدمتش مشرف مي شدند. مرحوم سيدعبدالكريم اهل دنيا نبود حتي خانه مسكوني نداشت و تنها راه درآمدش كفاشي و پينه دوزي بود.
يكي از تجار محترم بازار تهران كه بسيار مورد وثوق علماي بزرگ و مراجع تقليد بود نقل كرد كه مرحوم سيدعبدالكريم در منزل يكي از اهالي تهران مستاجر بود با اينكه صاحب خانه زياد رعايت حال او را مي كرد، در عين حال وقتي اجاره اش به سر آمده بود حاضر نشد كه دوباره منزل را به او اجاره دهد و به او ده روز مهلت داد كه منزل ديگري براي خود تهيه كند.روز دهم در عين اينكه نتوانسته بود خانه ديگري اجاره كند منزل را طبق وعده اي كه به صاحب خانه داده بود تخليه كرده و وسايل منزل را كنار كوچه گذاشته بود و نمي دانست كه چه بايد بكند؟در اين اثناء حضرت بقيه الله(عج) نزد او مي روند و مي گويند: ناراحت نباش، اجدادمان مصيبت هاي زيادي كشيده اند.سيدعبدالكريم مي گويد: درست است ولي هيچ يك از آنها مبتلا به ذلت اجاره نشيني نشده بودند.
حضرت تبسمي مي كنند و به اين مضمون با مختصر كم و زيادي مي فرمايند: درست است ما ترتيب كارها را داده ايم، من مي روم پس از چند دقيقه ديگر مسئله حل مي شود.آن تاجر تهراني كه قضيه را نقل مي كرد مي گفت كه شب قبل من حضرت ولي عصر(عج) را در خواب ديدم، ايشان به من فرمودند: فردا صبح فلان منزل را به نام سيدعبدالكريم مي خري و در فلان ساعت او در فلان كوچه نشسته، مي روي و كليد منزل را به او مي دهي.
من از خواب بيدار شدم ساعت هشت صبح سراغ آن منزل رفتم، ديدم صاحب آن خانه مي گويد: چون قرض داشتم ديشب متوسل به حضرت بقيه الله(عج) شدم كه اين خانه به فروش برسد تا من قرضم را بدهم.
من خانه را خريدم و كليدش را گرفتم و وقتي خدمت مرحوم سيدعبدالكريم رسيدم كه هنوز تازه حضرت بقيه الله(عج) تشريف برده بودند.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/06/22 و ساعت 23:8 |
روزنامه زاهدان در مرداد ماه هفتگي منتشر مي‌شود

زاهدان ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۵/۰۱‬
داخلي.فرهنگي.نشريات.چاپ.روزنامه‌زاهدان
مدير مسوول و صاحب امتياز روزنامه زاهدان اعلام كرد:اين روزنامه به لحاظ مرخصي همكاران در مرداد ماه به صورت هفتگي منتشر خواهد شد. "محمد تقي رخشاني" درشماره روز يكشنبه اين روزنامه آورده است : طبق معمول سنواتي و برسياق سنت گذشته مرداد ماه زماني است كه براي مرخصي كاركنان روزنامه توافق شده است . وي نگاشته است:ازآنجا كه اكثر مسووليت‌هاي روزنامه منحصر به فرد وقائم به شخص است بارفتن يك نفر بخشي ازكارروز نامه دچار مشكل مي‌شود وقتي قرار باشد كه مرخصي دسته جمعي اتفاق بيافتد به طريق اولي وضعيت نگران‌كننده تر خواهد شد. برهمين اساس درمردادماه هفته‌اي يك شماره بيشتر نخواهيم داشت مگر ضرورتهايي وجود داشته باشد كه خارج از برنامه را بطلبد. يادآوري مي‌شود طبق سنوات گذشته براي دوستان مشترك روزنامه اين فرجه‌ي يك ماهه محاسبه وبه اشتراك آنها اضافه خواهد شد و از وقفه به ناچار پيش آمده پوزش مي‌طلبم. بنابر اعلام روزنامه زاهدان اين روزنامه درمرداد ماه هرهفته روزهاي چهارشنبه منتشر خواهد شد. روزنامه زاهدان تنها روزنامه استاني سيستان وبلوچستان بوده و پر تيراژ ترين و پرمخاطب‌ترين نشريه دراستان است .

قابل توجه اینکه روزنامه زاهدان اسمش زاهدان هست واله خبری که خبرنگارانش مثلا زحمت تهیه ی ان را بکشند کمتر در این مثلا روزنامه میبینیم ضمن اینکه مسوول این روزنامه هم تا حدودی نه چندان زیاد دستی در تعاونی فروش میوه و تره بار هم دارد مثل اقای تاج زاده.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/05/01 و ساعت 16:0 |

چشم اندازهاي طبيعي و تاريخي سيستان و قابليتهاي گردشگري ، تفريحي و طبيعي آن همه ساله پذيراي بسياري از گردشگران داخلي و خارجي است. سرزمين سيستان از شمال و شرق به كشور افغانستان ، از جنوب به زاهدان و از مغرب و شمال غربي نيز به دشت لوت و شهرستان بيرجند منتهي مي‌شود. اين سامان با ‪ ۱۶‬هزار و ‪ ۹۴۷‬كيلومترمربع وسعت با آب و هواي گرم و خشك بيش از ‪ ۴۰۰‬هزارنفر جمعيت را درخود جاي داده است. براساس كتب مكشوفه و موجود، سيستان به لحاظ غناي اقتصادي و فرهنگي در تاريخ ايران و جهان از جايگاه ويژه‌اي برخورداربوده است، بطوريكه در بخش كشاورزي اين سرزمين به لحاظ حاصلخيزي سرآمد زمينهاي جهان به شمار مي‌رفت. بسياري از پژوهشگران و مورخان، تاثير تمدن كهن سيستان و حوزه هيرمند را بر ايران، جهان اسلام و حتي تمدن بشري، ژرف داسته‌اند. پژوهشگران، مردم سيستان را شاخه‌اي از سكاهاي آريايي مي‌دانند كه هزاران سال قبل به هنگام ورود اقوام آريايي به ايران دراين منطقه سكني گزيده‌اند. سيستان، زادگاه بزرگاني همچون رستم (پهلوان ايران باستان)، يعقوب ليث صفاري نخستين شهريار ايران پس ازاسلام، فرخي سيستاني شاعر شهير ايراني ، ابوسعيد سجزي رياضي‌دان و منجم مشهور سده چهارم و رابعه بنت كعب قزداري نخستين بانوي شاعره پارسي گوي ايران بشمار مي‌رود. در دوراني كه مردم ايران به زبان عربي سخن مي‌گفتند خيزش يعقوب ليث صفاري از سيستان منجر به گسترش زبان فارسي و خلق شاهكارهاي ادبي حافظ، سعدي ، مولوي ، فردوسي و ... شد. فردوسي شاعر توانا و حماسه سراي ايران زمين در تنظيم شاهنامه علاوه بر استفاده از روايات بزرگان سيستان و خراسان از منابعي استفاده كرد كه پيش از آن توسط يعقوب ليث دستور گردآوري آن‌ها داده شده بود. اين سرزمين از گذشته‌هاي دور داراي تمدن فرهنگي بسيار شكوفا بود و بر اثر موقعيت‌هاي خاص اقليمي ، سياسي و فرهنگي مركز ارتباطات تمدن‌هاي بزرگ ماوراالنهرين، بين النهرين و هند و چين به شمار مي‌رفت. سيستان از منظر تاريخي ، طبيعي وانساني درزمره مناطق بكري است كه آثار فرهنگي و تاريخي ناشناخته بسياري رادرخود جاي داده است. وجود رود هيرمند وخاك حاصلخيز و امكانات طبيعي و خدادادي موجب شكل‌گيري مدنيت و شهر نشيني كهن در منطقه دلتاي هيرمند شده است. صدها اثر باستاني موجود كه آشكار و يا مدفون شده در زير شن‌ها و ماسه ها است همه حكايت از اين مساله دارد كه اين مكان‌ها با تغيير مسير هيرمند جابجا شده‌اند. ساكنان سيستان باوجود همه هجمه‌هاي فرهنگي هنوز هم به‌آداب وسنن پيشينيان خود ارج مي‌نهند. خيزش ‪ ۱۹‬بهمن ‪ ۱۳۳۰‬هجري شمسي مردم سيستان عليه كارگزاران استعمار، افتخاري بزرگ و برگ زريني در تاريخ ايران و اين منطقه از كشور محسوب مي‌شود. ولايت مدار بودن سيستان با توجه به فرهنگ و تمدن اصيل اين سامان برهيچ كس پوشيده نيست. قيام مردم سيستان در سال ‪ ۶۱‬هجري براي خونخواهي امام "حسين (ع)" و يارانش در كربلا و دفاع از خاندان ايشان ‪ ۴۰‬روز پس از واقعه جانسوز عاشورا افتخاري در تاريخ فراموش نشدني سرزمين كهن سيستان مي‌باشد. اين سرزمين همچنين به عنوان پل ارتباطي آسياي غربي با مناطق هند و چين بوده و خط مسيركاروان‌هاي تجاري و لشكركشيهاي برخي ازسرداران بزرگ تاريخ به شمار مي‌رفت. در ‪ ۵۵‬كيلومتري زابل در حاشيه جاده زابل زاهدان سلسله تپه‌هايي نظر هر مسافر و رهگذري را به خود جلب مي‌كند. با قدم نهادن برروي اين تپه‌ها شهري به نام شهرسوخته با‪ ۱۵۰‬هكتار وسعت مربوط به پنج هزار سال قبل (‪ ۳۲۰۰‬قبل ازميلاد) را خواهيم ديد كه به عنوان بزرگترين استقرار شهرنشيني در نيمه شرق فلات ايران نمونه‌اي منحصر به فرد حكايت گر واقعي علم ، صنعت و فرهنگ گذشته‌هاي دور در سيستان است. در اين شهر كه از بخش‌هاي مختلفي شامل مسكوني شرقي، بناهاي يادماني ، گورستان و بخش صنعتي تشكيل شده تاكنون ‪ ۹‬فصل كاوش انجام و اطلاعات غني از نحوه و شيوه زندگي مردم درپنج هزارسال قبل براي باستان شناسان و محققان دنيا محرز شده است. شهرسوخته تاكنون دوبار در ‪ ۲۷۰۰‬و ‪ ۲۴۰۰‬قبل از ميلاد به دلايل مختلفي دچار آتش سوزي شده و هنوز كسي از نام‌هاي ديگر آن اطلاعي ندارد. كمتر كسي را مي‌توان سراغ گرفت كه نامي از شهر سوخته سيستان و تمدن كهن اين سامان نشنيده باشد.باستان شناسان و محققان داخلي و خارجي تاكنون توانسته‌اند اسرار و رازهاي نهفته‌اي را از نحوه سكونت مردمان پنج هزار سال قبل در محوطه‌اي كه معلوم نيست آن زمان چه نام داشت، كشف كنند.آثار بدست آمده از فصول مختلف كاوش در شهر سوخته وجود علوم و صنايع مختلف را در اين مكان براي مردم دنيا به اثبات رسانده است. علم رياضيات با كشف خط كشي از چوب آبنوس با دقت نيم ميليمتر ، صنعت جواهرسازي ، هوش بالا با كشف انواع بازي‌هاي فكري، پزشكي با انجام نخستين عمل جراحي مغز و سزارين، دامداري و نيز وجود نخستين انيميشن جهان نمونه‌اي از افتخارات ساكنان سرزمين سيستان و بخصوص شهر سوخته در پنج هزار سال قبل است. آثار باستاني و طبيعي مختلف ديگري از جمله زاهدان كهنه ، دهانه غلامان، كوه خواجه، درياچه هامون، چاه نيمه و مجتمع تحقيقي تفريحي دانشگاه جاذبه هايي بشمار مي‌روند كه چشم انتظار قدم‌هاي مسافران هستند. كوه خواجه اثري منحصر به فرد از دوره ساساني ، اشكاني و اسلامي است كه با ‪ ۹۰۰‬متر ارتفاع در جنوب غربي زابل خودنمايي مي‌كند. كوه خواجه سيستان تنها اثري به جا مانده و بزرگترين معماري خشتي جهان است كه براي اديان مختلف از جمله زرتشتيان ،مسيحيان و دوره اسلامي مقدس مي باشد. محوطه باستاني كوه خواجه زابل را مي‌توان مفصل ونقطه اتصال و استقرار فرهنگي بين فلات ايران و جنوب شرق در ادوار تاريخي به شمار آورد. كوه خواجه سيستان از ابعاد تاريخي و باستان شناسي ، ارزش‌هاي معماري و زيبا و نيز مقدس بودن آن بسيار داراي اهميت مي‌باشد. دهانه غلامان شهري هخامنشي به عنوان اثري باستاني و منحصر به فرد كشور در سرزمين تفتيده سيستان است كه با توجه به اهميت و جايگاه ويژه‌اش ، تاكنون كمتر از آن سخن به ميان آمده است. محوطه باستاني دهانه غلامان تنها شهر هخامنشي محسوب مي‌شود كه در دو كيلومتري روستاي قلعه نو از توابع شهرستان زهك بر روي تراسي به طول تقريبي چهار تا پنج كيلومتر واقع شده است. در اين محوطه آثار و خرابه‌هاي بسيار زيادي از دوره‌هاي مختلف تاريخي ديده شده‌اند كه نشان‌دهنده وجود دوره‌هاي شكوفايي تمدن و فرهنگ در آن محل بوده است. چاه نيمه‌ها يا همان گودال‌هاي طبيعي ذخيره آب بخش ديگري از جاذبه‌هاي سيستان را شامل مي‌شوند كه در ‪ ۳۵‬كيلومتري زابل در شهرستان زهك واقع شده اند. وجود سه گودال طبيعي به نام چاه نيمه‌هاي شماره يك تا سه ضمن اهميت ويژه‌اي كه در تامين آب آشاميدني ساكنان دشت سيستان و بخشي از زاهدان دارند، از منظر طبيعي جلوه زيبايي را براي بازديدكنندگان بوجود آورده است.تلاش دانشگاه زابل در كنار اين گودال‌ها باعث شده تا بزرگترين مركز تحقيقي و تفريحي جنوب شرق كشور در اين محل با نام مجتمع تحقيقي و تفريحي "بقيه الله اعظم " ايجاد شود. شاخص‌هاي منحصر به فرد با توجه به امكانات متعدد باعث شده تا مجتمع ياد شده در فهرست بزرگترين اردوگاههاي فرهنگي ، تفريحي و تحقيقي كشور قرار گيرد. توليد و پرورش گياهان زينتي و دارويي، نخيلات، مزرعه پرورش شترمرغ، توسعه طرح توليد محصولات زير پلاستيك، طرح تغيير الگوي كشت متناسب با آب توسط آبياري‌هاي تحت فشار، طرح باغ گياه شناسي، طرح توليد قارچ خوراكي ، باغ وحش و موزه تاريخ طبيعي از جمله ديدني‌هاي مجتمع ياد شده محسوب مي- شوند. درياچه هامون كه شايد زياد از آن گفته شده باشد بخش اعظمي از زيبايي سيستان را در خود جاي داده است. اين درياچه با پنج هزارو ‪ ۷۰۰‬كيلومتر مربع وسعت در شمال و غرب زابل واقع شده واز بخش‌هاي صابوري ، پوزك و هامون هيرمند تشكيل شده است. سالانه ‪ ۳۰۰‬هزار قطعه انواع پرنده شامل مرغابي سانان پليكان ، فلامينگو، حواصيل و اكرت از مناطق شمال سيبري ، سيستان و درياچه هامون را باتوجه به شرايط اقليمي مناسب براي زاد و ولد انتخاب و به اين سامان مهاجرت مي- كنند. بيش از ‪ ۱۰۰‬گونه جانوري از جمله گراز، گربه وحشي و روباه نيز حواشي اين درياچه را براي زيست انتخاب مي‌كنند. البته طي سال‌هاي اخير قطع جريان آب هيرمند به مرزايران ، كمبود نزولات آسماني خشكيدن بخشي از هامون و درنهايت يروز خشكسالي واستمرار آن باعث شد تا مهاجرت پرندگان به اين درياچه كاهش يابد. پرواز پرندگان در سطح آسمان درياچه هامون و زيست انواع جانوران و نسيم وزش بادهاي موسمي ‪ ۱۲۰‬روزه چشم انداز زيبا و بديعي را دراين منطقه بوجود آورده است كه هيچگاه ازيادها نمي‌رود. آداب و فرهنگ و سوغاتي‌هاي سيستان نيز در نوع خود براي مردم مي‌تواند جالب باشد. برپايي جشن‌هاي مختلف با آيين سنتي رقص شمشير، كلوچه خرمايي، لندو و نوع پوشاك سنتي سيستان بسيار جالب توجه است. لنگوته ، كلاه ، تريزه تومون ، پوشاك مردان و پتي و چادر و شلوار زنان سيستاني كه از پارچه دست بافت به نام جاوند و چهارخانه مي‌باشد پوشاك مردمان اين سرزمين را تشكيل مي‌دهند. شهرستان ‪ ۴۰۰‬هزارنفري زابل (سيستان) در ‪ ۲۰۵‬كيلومتري شمال شرقي زاهدان مركز سيستان و بلوچستان بااستان "نيمروز" افغانستان ‪ ۳۱۴‬كيلومترمرزمشترك دارد.

 

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/04/31 و ساعت 13:42 |

يکي از بينندگان بازتاب در پيامي نوشت: من دختري هستم كه در خانواده‌اي از لحاظ فرهنگي فقير زندگي مي‌كنم. والدين من 12 سال پيش از هم جدا شده‌اند و من با پدرم زندگي مي‌كنم. تمام مدتي كه آن دو باهم زندگي مي‌كردند، مادرم تحت فشار و بي‌رحمي پدرم بود و دائما با چاقو و ساطور تهديد مي‌شد و كتك مي‌خورد تا بالاخره طلاق گرفت و رفت.
بعد از جدايي آنان، ما مزاحماني براي پدرم بوديم كه مي‌بايست خانه را ترك مي‌كرديم هر هفته و يا هر روز بدون دليل مورد كتك و آزار و اذيت اين مرد قرار مي‌گرفتيم خواهرم در اثر اين بي‌رحمي‌ها بالاخره با مردي ازدواج كرد و خود را نجات داد ناگفته نماند كه پدرم يك پسر پرست كامل است و پسرهايش را سجده مي‌كند ولي هر روز بدترين فحش‌ها و تهمت‌ها را نثار من و خواهرم مي‌كرد و ما را تنها به دليل اينكه دختر هستم، مورد بدترين آزارها و فحش‌ها قرار مي‌داد و كرامت انساني يك انسان را به كثيف‌ترين شكل ممكن پايين مي‌آورد و مي‌گفت: اگر مي‌خواهيد راحت شويد، بايد از اين خانه برويد.
بعد از ازدواج خواهرم، من و برادر و پدرم با هم زندگي مي‌كنيم. او هر روز به بهانه‌اي بسيار واهي و حتي بدون دليل، مرا كه دختري 30 ساله هستم به باد كتك مي‌گيرد و با چاقو و ساطور يا كمربند به جان من مي‌افتد و گاهي گلوي مرا آنقدر فشار مي‌دهد كه من سياه و كبود مي‌شوم و جاي انگشتانش تا روزها روي گردن من باقي مي‌ماند. بارها خواستم از او شكايت كنم ولي مي‌دانم كه اگر اينكار را كنم او درجا مرا خواهد كشت.
حال من مي خواهم به عنوان يك دختر تحصيل‌كرده كه بدون مادر و تحت زورگويي‌ها و ياغي‌گري‌هاي پدر درس خوانده و همچون يك مادر براي خواهر و برادرانش زحمت كشيده تا آنها بدون مادر بزرگ شوند و تحصيل كنند و اين گونه مورد ظلم و بي‌عدالتي پدري قرار گرفته كه هيچ رحم و مروتي ندارد و دختر را مايه ننگ مي‌داند، بايد به كجا رو بياورد و از چه منبعي درخواست كمك كنم، درحالي كه در اين كشور قانوني براي حمايت از فرزند خصوصا دختران وجود ندارد و ما مي‌گوييم چرا اين همه دختر فراري داريم؛ در حالي كه نمي‌گوييم خانواده‌ها با دختران چه رفتار وقيحانه و دور از انسانيتي دارند. در كجاي دنيا يك پدر دختر 30 ساله خود را به باد كتك و تهديد و ناسزا مي‌گيرد بدون هيج دليلي؟
من در تهران كه تازه متمدن‌ترين قسمت ايران است، زندگي مي‌كنم و اين وضعيت زندگي من است. من از شما درخواست كمك مي‌كنم به من بگوييد به كجا روي آورم؟ دختري مثل من كه پدرش به خاطر اينكه زن بگيرد مي‌خواهد او را بيرو ن كند، بايد به كجا برود؟
من از شما التماس مي كنم كه به من كمك كنيد.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/04/23 و ساعت 13:0 |
 

 هفته نامه يالثارات الحسين در شماره جديد خود با چاپ خبر و عکسي (تصوير روبرو) از برگزاري جشن استقلال اسراييل در ايران (شيراز) خبر داد.*

 به نقل از «نوانديش»، متن کامل اين خبر بدين شرح است:

همزمان با جنايات رژيم صهيونيستى در نوار غزه اخبار و تصاوير تكان دهنده‏اى پيرامون برگزارى جشن استقلال رژيم صهيونيستى در تهران منتشر شده است كه حساسيت و نگرانى فراوانى را در ميان مردم مسلمان ايران كه از جنايات اين رژيم مجعول به خشم آمده‏اند برانگيخته است.
طبق اخبار واصله مراسم سالگرد تاسيس رژيم صهيونيستى توسط يهوديان در شيراز، كرج و تهران برگزار شده است و در اين مراسم سرود به اصطلاح ملى رژيم صهيونيستى و پرچم‏هاى اين دشمن شماره يك مسلمين به اهتزاز درآمده است! تاكنون هيچ منبعى توضيحى پيرامون اخبار و تصاوير منتشر شده از اين مراسم ارائه نداده است .اين در حالى است كه نمايندگان كليميان همواره از جدا كردن حساب يهوديان ايرانى از صهيونيست‏ها سخن گفته و اطمينان داده كه يهوديان ايران از جنايات اين رژيم بيزار هستند.

* اين خبر و تصوير آن که در هفته نامه مذکور به چاپ رسيده هنوز تاييد نشده است.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/04/23 و ساعت 7:24 |

تصاوير زير مربوط به يك مسجد تاريخي در منطقه مورد دعواي دو جمهوري آذربايجان و ارمنستان است

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/04/22 و ساعت 23:45 |
روزنامه نگاری استاندارد (نيک‌آهنگ کوثر)
+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/04/22 و ساعت 13:44 |

نمازهای جمعه در دوران غیبت مستحب ماکد و دردوران حضور امام واجب، اما ما ، پیروان دین مبین اسلا م هم به نمازهای جمعه چه قدر اهمیت می دهیم ؟ واصلا فلسفه برگزاری وحضور در ان و حتی شکل برگزاری ان چیست؟ در این نوشتار قصد پاسخ به سووالات وبیان اهمیت ان نیستم ، اما همین مقدار را باید بگویم که در قران کریم سوره ای به همین نام امده و این بزرگترین دلیل اهمیت ان هست و بس،اما به این سووال باید پاسخ گفت که ما به عنوان مسلمان چقدر به اهمیت اصل نماز های جمعه قائل هستیم ؟ ایا دولت کریمه اسلامی در قبال نمازهای جمعه هیچ مسوولیتی ندارد ؟ مرد م شریف و مسلمانان اگر وظیفه ای دارند به سفارش قران انجام میدهند، اما وظیفه دولتی که داعیه ی اسلامی دارد چیست ؟ وظیف اش این هست تا مسلمانان به جرم شرکت در نمازهای جمعه مشکلات را هم تحمل کنند تا وقتی نماز برگزار می شود لحظه شماری کنند که کی نماز تمام شود تا از گرما هلاک نشوند یا از بوی بد فرش ها  غش نکنند و یا از فرط سرما به خود نلرزند و یا مسیر طولانی ان سر شهر را در روزی که همه سرویسهای عمومی تعطیل هستند با مشقت تا محل نماز طی کنند و ده ها مشکل دیگر؟ مگر امام نفرموده ، نمازهای جمعه را با شکوه برگزار کنید . ایا دولت در شکوه ان وظیفه ای ندارد ؟ ایا امام نفرمودند که نمازهای جمعه سیاسی  و عبادی هست . ایا دولت در امور سیاسی نباید مشارکتی داشته باشد ؟ ملیاردها تومان پول به مراکز مثلا فرهنگی سرازیر هست . ایا مساجد و نمازهای جمعه نمی تواند سنگر های فرهنگی و بازدارندگی برای ناهنجاری های اجتماعی باشند ، به هزارو یک دلیل نقش مساجد و... در کنترل هنجارها بی نظیر و بی بدیل هست که مسوولین هم خوب میدانند . پس چرا به بهانه مشارکت مردم غفلت ؟ مگر امام نفرموده که نمازهای جمعه حج فقراست پس قاطبه فقرای شرکت کننده در نمازهای جمعه از کجا بیاورند تا به مساجد و نمازهای جمعه کمک کنند ؟ انها اگر داشتند که یقین بدانند هیچ دریغی نداشتند . متاسفانه !!! دست این مردم را هم دینشان بسته تا حداقل با چند ادم ربایی بتوانند بخشی از هزینه های مساجد را تامین کنند یا اگر دولت اجازه میداد از راه فروش مواد مخدر هم میتوان مساجد و مکانهای نماز جمعه را اباد کرد . از ان طرف خطیب جمعه و جماعات هم برای تبرئه خود یک محکومیت ضمنی و ظاهری و دهن پر کنی هم میکرد تا نگویند دست او در دست اشرار و ادم رباها ست . خدا را چه دیدی شاید بتوان با یک توجیه ی این کار را کرد تا حداقل اگر دولت در امر کمک به مساجد قدمی بر نمی دارد چشم شان را ببندند تا بتوانیم ما هم از قبل ربایش امثال شهریاری و یا کاوه مساجدمان را اباد کنیم . به هر حال وظیفه دولت رابه این موضوع جلب میکنیم که به داد مراکز دینی برسند وگر نه عربستان و پاکستان تشنه کمکند خود دانید.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 85/04/16 و ساعت 16:35 |