تبليغاتX
تفتان خبر
باتوجه به تغیر کوچکی در ادرس وبلاگ از خوانندگان محترم درخواست میشود برای ادامه ی ارتباط به وبلاگ به ادرس زیر مراجعه کنند. با عرض پوزش و التماس دعا

http://taftankhabar.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/27 و ساعت 18:28 |

اخيراً در يكي از سايتهاي اهل سنت مطلبي با عنوان خلافت عثماني و عوامل انقراض آن درج شده بود كه قسمتهايي از آن قابل نقد و برخلاف ادعاي وحدت و همدلي بين مسلمانان و مذاهب مي باشد . احتمالاً اين مطلب از جاي ديگري برداشت و بدون مطالعه و دقت در سايت دارالعلوم مسجد مكي زاهدان منتشر شده است از طرفي شايد تعمداً اين كار صورت گرفته باشد چنانچه كه برخي از علماي اين مدارس به شاگردان خود درس اختلاف و تقابل با شيعه و ساير اقوام و معاندت با اولياء خدا و توهين وافترا، و بعضاً در گوشهايي نجواي محاربه را زمزمه مي كنند كه حاصل دست رنج شاگردپروري و مريدپروري را چندروز پيش در مدرسة علميه چاه جمال ايرانشهر با مديريت دو نفر از مولويها و رفتار افسار گسيخته شرور و تروريست بلوچستان مولوي عبدالمالك ريگي ديديم و شنيدند كه سياست ضديت با نظام و شيعه و اقوام و تعميم آن بين طلاب مظلوم اهل سنت استان چيزي جز به فتنه گري و فتنه جويي شبيه نيست اما در بخشي از مقالة اشاره شده با ذكر عملكرد سلاطين عثماني به اسم سليم الاول بر مي خوريم كه در خصوص نامبرده  مي گويند : (از جمله مهمترين و حياتي ترين فعاليتهاي سليم الاول تضعيف نفوذ شيعيان در عراق و ايران بود كه قدرت (شيعيان رافضي ) را در جنگ چالدران درهم كوبيد . در اين زمان اروپائيان از فرصت استفاده كرده و همراه با شيعيان در يك صف براي نابودي عثماني ها قرار گرفتند .»

دراين اظهار نظر كوتاه به صف بندي شيعيان ايراني مقابل سني هاي عثماني تاكيد مي كنند و آنها را همدست اروپائيان براي انقراض حكومت و امپراطوري عثمانيان معرفي كرده اند .كه اين تعامل از نظر آنها يكي از دلايل انقراض دولت عثماني مي تواند باشد .

در جاي ديگر از اين مقاله نيز به يكي ديگر از دلايل انقراض دولت عثماني اشاره مي كند كه : «دولت و امراي عثماني با توجه به برخوردار بودن از موقعيت جغرافيايي حساس كه از هر طرف در محاصرة دولتهاي اروپايي قرار داشت بايد اين توصيه عمر بن عاص رضي ا... عنه فرمانده مصر را نصب العين خود قرار مي دادند كه: با توجه به كثرت دشمنان و چشم دوختن آنها به سرزمينهايتان ، گويا شما تا قيامت در حال جنگ هستيد .»

دراين توصيه مجدداً اشاره مي كند كه عثماني ها در محاصره دولتهاي اروپايي هستند و چون قبلاً شيعيان را همدست اروپائيان قلمداد كردند اينك در اين بخش از مقاله گفته اند كه عثمانيان در محاصرة اروپائيان هستند . حاصل اين نظر از نگاه آنها چيزي جز نفوذ اروپائيان در ايران نمي تواند باشد . و اين مطالب تاريخي با تحليل و تفسير خاص در كلاسهاي درس مدارس علميه اهل سنت هست كه شاگرداني چون عبدالمالك ريگي و مولوي عبدالقدوس ملازاده و عبدالسلام ملازاده تربيت مي كند و خدا مي داند كه در آينده از اين حوزه ها چه افراد معاند ديگري سر در بياورند .

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/26 و ساعت 16:38 |

استان سيستان و بلوچستان آبستن خيلي از حوادث مي باشد. شرايط استثنايي قومي و مذهبي ان در ساير نقاط كشور نمونه اي ندارد. در بحث قوميتها ،سيستاني ها ،بيرجنديها و بعضاً كرماني ها و يزدي ها و قوم بزرگ ديگر يعني بلوچها تركيب جمعيتي آن را تشكيل داده اند.  و در مقوله مذهب نيزافرادي از شيعه و سني در همة اقوام وجود دارند . در سيستان  سني و شيعه با هم و در كنار يكديگر در يك طبقه خويشاوندند و در بلوچستان نيز بلوچ  شيعه و سني با هم قرابت خوني دارند . در بين اقوام اين استان آميختگي خوني و خويشاوندي بگونه اي ايجاد شده كه فرزندان برخي خانواده ها عموهايشان از يك قوم و مذهب و دايي هايشان از قوم و مذهبي ديگر و خودشان احساس قرابت به هر دو قوم و مذهب را دارند . آميختگي اقوام و مذاهب در اين استان و جاي جاي شهرها و روستاهها چنان قوي و شدت يافته كه گريزي از حتي تغيير فاميل خانوادگي نيست و هستند فاميلهايي كه با آرم سني در جامعه معروفند اما از نظر اعتقادي شيعه اند ريگي ها ، نارويي ها ، شه بخش ها ، عبدالهي ها ، بامري ها ، كردها و دهها فاميل ديگر و خانوادة ‌ديگر با هم در آميخته اند چنانچه كه نه نام قوميت خاصي برخود مي گيرند و نه مذهب خاصي ، اما يك نام زيبندة آنهاست مسلمان بودن و ايراني بودن . اما چرا دشمن سرمايه گذاشته تا اين زيبندگي را از مردم استان بگيرد و آنها را محصور در بلوچ بودن ،‌سيستاني بودن و قجر بودن و شيعه بودن و سني بودن بنمايد . چرا مردم اين استان قبل از افتخار بر قوميت و مذهب ، بر ايراني بودن و مسلمان بودن خود مباهات نكنند و چرا برخي از سران اقوام و مذاهب در استان نگاه جهاني و انقلابي خود را محدود به سه ضلع بلوچستان ‌، عربستان و پاكستان نموده اند و چرا ورود به بلوچستان براي هر ايراني به مثابة پاگذاشتن به سرزميني بيگانه هست كه به زعم ساكنانش خدا آن را صرفاً براي يك قوم خاص مقرر كرده است . چرا شهروندان ايراني و مسلمان در بلوچستان امنيت نداشته باشند و اين گوشه از خاك ميهن عزيز را وطن خود ندانند آيا سخن آقاي نكونام كه فرمودند : در اين استان بر لبة تيغ حركت مي كنيم درست هست ؟ آيا صهيونيست جهاني سرزمين كوچكي به نام فلسطين را نگفته كه اختصاص به يهود دارد و آيا پيوندي بين تفكر يهوديت و برخي از سران قوم بلوچ كه اين خطه را صرفاً براي بلوچ مي خواهد ، ميتوان يافت .كدام جامعه شناس معروف گفته كه محصور بودن يك قوم در چارچوب مرزي مشخص بدون ارتباط با ساير نقاط سرزميني انها را به پيشرفت و اباداني ميرساند.به خود اييم كه دشمن كمر همت بسته تا سرزمين مادري را تيكه تيكه كند. همانطور كه قبلا تاجيكستان و بحرين و افغانستان و اذربايجان را از ايران بزرگ گرفت. همانطور كه كشورهاي عربي را از هم جدا كرد . افتخار كنيم به ايراني بودن و مسلمان بودنمان.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/25 و ساعت 20:57 |

سحرگاه صبح پنج شنبه صداي سفير گلوله در فضاي شهرستان ايرانشهرخصوصا روستاي چاه جمال پيچيد و مردم سراسيمه به پشت بامهاي خانه ها رفتند تا بدانند كه چه حادثه اي در شرف وقوع ميباشد. در ان ساعتي كه مردم ارام ارام از بستر خواب براي اداي نماز برميخواستند.ميديدند كه در وادي و روستايي صداي انفجار واتش گلوله سكوت شب را شكسته تا مردمي را كه بايد در ارامش زندگي كنند با ترس و دلهره اشنا كنند.وتيري از انبوه تيرها هم قلب مادري را كه تا دقايقي قبل كودكانش در سينه اش ارام گرفته بودند بشكافد.ان اتفاق چه بود وچرا در ان لحظه ، خواب ارام مردم را به هم زد؟گروهي ملعون ، زاده ي امويان، ازنسل قابيليان،پرورش يافته ي مكتب معاويه و يزيد و هند جگر خوار،شاگرد مدرسه ي وهابيت و مزدوريهود بني ساعده و صهيونيست ،جيره خوار سازمان سيا وموساد وانگل قوم بلوچ به نام عبدالمالك ريگي با گرفتن پول از اربابانش و انبوه سلاح هاي مدرن از انواع موشك و نارنجك و سلاح هاي سبك وسنگين به ارزش ريالي ميليون ها دلارو اجير كردن تعدادي خود فروخته ی معتاد و وطن فروش از قوم شريف بلوچ و چند نفر مولوي از ريش سفيدان دنيا طلب و زكات خور مواد مخدرو كالاهاي قاچاق و از اقوام مرحوم محمد عمر سربازي ُ عزم شان را جزم كرده بودند تا يك بار ديگر براي دل خوش كردن امريكا و اسراييل و براي گرفتن چند ريالي پول ، خون دها نفر انسان و مسلمان ، تاكيد ميشود مسلمان را بر زمين بريزند و تعدادي مسجد شيعه و سني را تخريب كنند و تعدادي از مسوولين را هم بكشند.انگاه در پي گزارش براي ارضاء خود چند مصاحبه اي هم انجام و مست از باده ي غرور و جنايت و تفرقه ي قومي و مذهبي در استان باشند به اميد انكه بتوانند جنگ مذهبي در استان با مزدوري چند مولوي بي ايمان ابوجهلي و ابو لهبي راه بيندازد تا در پي ان سيل خون از زن و مرد و پير و جوان از هر قوم و قبيله اي و دسته اي و مذهبي راه بيفتد.چرا؟پاسخش را مردم فهيم و بصير اين مرز و بوم به خوبي ميدانند اما پاسخ عملكرد عده اي باج گيركه چشم فتنه در استان هستند را هنوز نمي دانند؟

چرا در حالي كه اين مزدوران از خدا بي خبر و خناسان جاني به اسم مولوي مرتكب جنايت ميشوند و خون مسلماناني را كه شهادت به مسلماني خود داده اند بر زمين ميريزند. سكوت توام با ترس تمام هيبت مولوي عبدالحميد را ميگيردكه نكند تا ان دو مولوي يعني عبدالقدوس ملازاده و عبدالسلام ملازاده اعتراف كرده باشند كه با رييس مدرسه ي دارالعلوم ارتباط داشتند؟.اين دو مولوي هم با عبدالمالك ارتباط داشتند و هم با مولوي عبدالحميد ، معناي اين دو رابطه چه ميتواند باشد؟و چه ارتباطي بين مولوي عبدالحميد و مولوي عبدالمالك مي باشد؟

در حالي كه همه گفتند كه محمد عمر سربازي به مرگ طبيعي فوت كرده عبدالمالك ريگي گفت كه او را نظام كشته وفرزندان ان مرحوم هم باور كردند . چرا مولوي عبدالحميد و مولوي ملازاده امام جمعه ي چابهار در مقابل اين موج فتنه سكوت كردند تا با اين سكوت فرزندان ان مرحوم باورشان شود كه عبدالمالك راست ميگويد!!!؟ چرا ؟

ان همه موشك كاتيو شا به اسم چه كسي و چه ديني و برسر چه كساني قرار بود فرو ايد؟چرا مولوي عبدالحميد با نبردن از نام عبدالمالك ريگي و محكوم نكردن جدي و مستقيم ان جنايات باعث و باني مشاركت عده اي از قوم بلوچ و مولوي ها با گروهك جندالله ميشود ؟

ايا نمي توان ادعا كرد كه مركزو چشم فتنه ان طرف مرزها نيست و بايد ان را در مدرسه ي دارالعلوم زاهدان جست؟ ايا كور كردن چشم فتنه براي نظام اگر بخواهد كار سختي هست ؟

ايا مولوي عبدالحميد فكر ميكند كه خونهاي همه ي محاربيني كه اعدام شده اند به پاي او نوشته نمي شود؟او قطعا با انان در جهنم محشور خواهد بود؟انشاالله كه داغ دل مادراني كه فرزندانشان گول خوردند و به عبدالمالك پيوستند و اعدام شدند . دامن عبدالحميد فتنه جو را بگيرد .

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/24 و ساعت 19:8 |

طرف چپ من  دوست قدیمی ام جناب آقای سرهنگ سلیمانی معاون سیاسی فرماندار زاهدان.

 نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 18:5 توسط ابو عمار

جناب اقای سلیمانی به مطلب ذیل هم توجه کنند:

مشکلات عمده فرا روی ظهور

حضرت مهدی امام زمان مورد محبت مردم متدین ایران است و مردم مسلمان بیصبرانه منتظر ظهور آن بزرگوار و منجی صادق هستند.

اما متاسفانه در مورد برخی مشکلات فرا روی ظهور آن بزرگوار فکر نمی کنند. برخی از مشکلات که فرا روی ظهور آن منجی وجود دارند و بفکر ناقص بنده رسیده به قرار ذیل اند.

1-     حضرت مهدی به زبان عربی تکلم می فرمایند.

2-     حضرت مهدی لباس عربی بر تن دارند.

3-     حضرت مهدی حتما ریش بلندی دارند.

4-     حضرت مهدی کارت شناسایی ندارند چون تابع یک کشور خاصی نیستند .

5-     شناسناتمه و... هم ندارند.

6-     به اینکه ایشان نمازش را مطابق سنت پیغمبر می خوانند .... با این یکی کاری نداریم.

7-     احتمالا شاید یک شباهتهایی با بن لادن داشته باشند.

با شناختی که از مامورین محترم ایرانی داریم بطور حتم ایشان را دستگیر خواهند کرد و همانگونه که بعضی از عربهای وابسته به القاعده را به ایالات متحده تحویل دادند ایشان را نیز بطمع جایزه تحویل آنان خواهند داد.

پس باید چاره ای اندیشید.

مطالب رنگی فوق از ان کسی هست که درکنار شما عکس گرفته و شما را دوست صمیمی خود میداند . او واقعا یا دروغ میگوید و یا راست اما شما وظیفه ای دیگر دارید تا شان خود را الوده به رفاقت با افرادی که رسما اعتقادات شیعه و اسلام را به اسم وهابیت زیر سووال میبرندنکنید ایشان را میدانید که به همراه دیگرانی !!!!صحنه گردان اختلافات قومی و مذهبی در استان هستند و مطالب دروغ و گزارشات کذبی را برای مولوی عبدالحمید میبرند.
+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/18 و ساعت 18:0 |

عناصر وابسته به يك گروهك ضد انقلابي بنام «خلق عرب» تحت عنوان «گروه عمرابن خطاب» اقدام به پخش اعلاميه تهديدآميز عليه مردم فارس زبان ساكن در استان خوزستان كرده‌اند. دراين اعلاميه از فارس زبان‌ها خواسته شده تا تاريخ 29/12/86 خوزستان را ترك نمايند در غير اين صورت خون آنها مباح و كشتن آنها واجب خواهد شد.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/18 و ساعت 17:49 |

با نزديک شدن به ايام آغاز مناسک روحاني حج، پايگاههاي اينترنتي وابسته به فرقه ضاله وهابيت در عربستان، تحرکات ضد شيعي خود را در سطحي گسترده آغاز کرده اند.
به گزارش شيعه نيوز به نقل از شبکه خبر، پايگاه خبري البروج در خبري ويژه ضمن ارائه مستنداتي از پايگاههاي وهابيت نوشت: موج جديد تهاجم آشکار فرقه ضاله وهابيت عليه شيعه بيشتر متوجه حجاج شيعه به ويژه مراجع و علماي برجسته مذهب شيعه است که براي سفر حج وارد خاک عربستان شده اند. تبليغات ضد شيعي عربستان تنها منحصر به مقالات و اخبار منتشر شده در پايگاههاي اينترنتي وابسته به وهابيت نيست، بلکه در فرودگاههاي عربستان تنگناهاي زيادي عليه حجاج شيعه اعمال مي شود و برخورد مأموران امنيتي سعودي با حجاج شيعه بسيار اهانت آميز است.
بازرسي بسيار دقيق وسايل همراه شيعيان، به کار بردن الفاظي چون رافضي و صفوي هاي کافر در خطاب به حجاج شيعه و معطل کردن طولاني مدت شيعيان در سالن هاي انتظار نمونه هايي از اين اهانتهاست، ضمن آنکه برخي از اخبار موثق از هجوم فيزيکي مأموران امنيتي عربستان به برخي از حجاج شيعه حکايت دارند.
پايگاههاي اينترنتي وابسته به وهابيت نيز در حملات بي سابقه اي به برخي از علماي شيعه که تاکنون براي انجام فريضه حج وارد عربستان شده اند، بدترين و زشت ترين الفاظ را در توصيف اين بزرگان به کار گرفته اند، ضمن آنکه شيعيان مقيم عربستان نيز از اين تبليغات وحشيانه در امان نمانده اند.
+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/18 و ساعت 17:31 |

سوم اسفند ماه، مجموعه گروه‌هاي ضدتروريستي عراق، سالگرد انهدام حرم امامين عسكريين (عليهما السلام ) در سامرا به دست تروريست‌هاي وهابي به عنوان روز جهاني مبارزه با وهابيت و تروريسم نامگذاري كردند.اين گروه‌هاي غير دولتي كه پس از اين فاجعه با نام «انتفاضه مهجر» در پايتخت‌هاي مهم جهان، فعاليت وسيع سياسي حقوقي و فرهنگي خود را آغاز كرده‌اند، از همه دوستاران صلح در جهان خواستند روز سوم اسفندماه سال جاري را كه دومين سالروز انهدام اين مضجع شريف است، به عنوان روز جهاني مبارزه با وهابيت و تروريسم اعلام كرده و در تظاهرات باشكوهي كه همزمان در پايتخت‌هاي مهم جهان برگزار خواهد شد، حضور يافته و برائت خود را از تروريسم، خشونت و وهابيت ابراز كنند. اعضاي اين گروه‌ها در بيانيه‌اي، از همه آزادگان و حاميان صلح در جهان خواستند تا در اين روز به خيابان‌ها ريخته و با ابراز برائت از آل سعود به عنوان كانون پرورش تروريست‌هاي وهابي و سلفي شمارش معكوس سرنگوني حكومت عربستان سعودي و آغاز فصل جديدي از صلح و آسايش در جهاني عاري از خشونت و تروريسم را آغاز كنند. اين بيانيه از آزادگان و صلح‌طلبان جهان خواسته است تا در حدود سه ماه باقي مانده تا اين روز تاريخي، خود را براي اين اقدام ضد تروريستي گسترده آماده كنند

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/15 و ساعت 17:22 |

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/15 و ساعت 17:16 |

پس از حادثه ترور روحانی شهید «مهدی توکلی» در روستای افتخارآباد خاش، «حجت الاسلام محمدی راشد» به دلیل احساس وظیفه و پاسخ به ندای درونی‌ فوراً به آن روستا می‌رود تا کار تبلیغ دین در آنجا تعطیل نشده و محراب شهید، بی نمازگزار نماند. اما متأسفانه به دلیل عدم همکاری مسئولان فرهنگی و حوزوی، پس از پایان ماه مبارک به قم بازگشت. مصاحبه ابنا در آستانه چهلمین روز شهادت آن شهید بزرگوار با ایشان:

ابنا: شما با شهید توکلی از قبل آشنایی داشتید؟
● بله. من ایشان را از قبل می‌شناختم و مدتی هم در خاش بوده‌ام. ایشان آدم بامسئولیتی بود و با وجود اینکه در یک حادثه کوه‌نوردی زخمی شده بود و مدت چهار ماه مرخصی داشت، لکن احساس مسئولیت می‌کرد و با عصا به کار خود در آن روستا ادامه می‌داد. نکته دلخراشی که وجود دارد این است که ایشان در حالی شهید شد که فرزند خردسالش بالای سرش ایستاده بود. یک فرزند شش ماهه هم دارد و من نمی‌دانم که به وضعیت خانواده این شهید چگونه رسیدگی می‌شود.

ابنا: از آنجا که شما پس از شهادت شهید توکلی به افتخارآباد رفتید، عکس العمل مردم روستا درباره به شهادت رساندن ایشان چگونه بود؟
● مردم می‌گفتند که ایشان خیلی خوش اخلاق بود و به آنها در کارهایشان کمک می‌کرد. اصولاً آدمی بود که مزاحمتی برای کسی نداشت و در سخنرانی‌هایش به مذاهب دیگر هم توهین نمی‌کرد.

ابنا: کمی در رابطه با وضعیت روستای افتخارآباد توضیح دهید.
● شهرستان خاش، دو روستای شیعه نشین به نام‌های عباس‌آباد و افتخارآباد دارد. اکثریت قریب به اتفاق مردم روستای افتخارآباد شیعه هستند.

در زمینه مسائل فرهنگی باید کار بیشتری در آن مناطق صورت بگیرد که متأسفانه صورت نمی‌گیرد. از نهادهایی مثل سازمان تبلیغات هم که درخواست کمک می‌کنیم می‌گویند بودجه نداریم. همانطور که می‌دانید وهابیت در آن مناطق تبلیغات سنگینی می‌کند و اگر اقدام عاجل نکنیم ممکن است خیلی دیر شود.

ابنا: چه شد که به آن روستا رفتید؟ با وجود آن شرایط امنیتی آیا از شما خواسته شد که به افتخارآباد بروید؟
● من قبلاً هم در خاش بوده‌ام. آن روزها هم زابل بودم که از حادثه باخبر شدم و یک احساس درونی به من گفت که باید به آنجا بروم. با اینکه یک روحانی را در شب بیست‌و‌یکم رمضان ترور کرده بودند، من نمی‌ترسیدم و به آنجا رفتم و مراسم شب بیست‌و‌سوم را در روستا برگزار کردیم.

نه تنها کسی من را آنجا نفرستاد، بلکه موقعی که می‌خواستم به آنجا بروم یکی از مسئولین فرهنگی زابل به من گفت که فلانی، آنجا امنیت ندارد و تو هم به آنجا نرو. اما من چون نسبت به وضعیت آنجا آشنایی داشتم و نمی‌خواستم که آن مسجد خالی بماند، بهتر دیدم که به آنجا بروم.

ابنا: چرا مستقر نشدید و برگشتید؟
● وضعیت آنجا خیلی نامناسب است. هیچ حمایتی هم صورت نمی‌گیرد. در این مدت، غیر از من، کسی آنجا نرفته است. وضعیت به گونه‌ای است که به قول مسئول سازمان تبلیغات خاش، در کل این شهرستان فقط دو روحانی مستقر وجود دارد.

ابنا: استقبال مردم از شما چگونه بود؟
● تا حدودی خوب بود؛ فقط آنچه قابل ذکر است این است که با اینکه من به عنوان طرح هجرت رفتم، ولی هیچگونه پشتیبانی‌ فرهنگی و مالی از من نشد و من حتی کرایه برگشت من را هم ندادند. سازمان تبلیغات خاش چهار هزار تومان جهت کرایه به من داد که من حتی هزار تومان از جیبم گذاشتم و کرایه ماشین تا زاهدان را دادم! در زاهدان هم هیچ کرایه‌ای به من ندادند!!

ابنا: و مطلب پایانی؟
● در مجموع آنچه قابل ذکر است این است که به دلیل دوری و همچنین عدم پشتیبانی مسئولان منطقه از روحانیون اعزامی به آن مناطق، از قدیم الایام روحانیون کمی به آنجا می‌رفتند. عدم امنیت از دیگر مسائل تأثیرگذار در این زمینه است.

در زمینه فرهنگی باید از روحانیون اعزامی به درستی پشتیبانی شود. در شهرستان سرباز، چهار حوزه علمیه اهل سنت وجود دارد که طلاب آن مدارس به خوبی مورد حمایت علما و مردم منطقه قرار دارند و مورد رسیدگی قرار می گیرند ولی ما هیچگونه امکاناتی نداشتیم.

حق‌الزحمه‌ای هم که می‌دهند اصلاً قابل مقایسه با دیگر جاها نیست و خیلی کم است. در صورتی که کار در آنجا خیلی لازم است.

در نیمه اول مهرماه امسال، در آستانه دومین شب قدر ماه مبارک رمضان، محراب مسجد کوچک روستای افتخارآباد بلوچستان به خون شهیدی مظلوم رنگین شد.

 پس از شهادت روحانی این مسجد، روحانی دیگری از سر دلسوزی و احساس مسئولیت به این روستا رفت تا محراب شهید، بی‌نمازگزار نماند؛ اما ...

داستان همان داستان تکراری است. نیاز مردم و بی‌توجهی مسؤولان.

متأسفانه به دلیل عدم رسیدگی نهادهای فرهنگی به اوضاع این مسجد و این روحانی، هم‌اکنون محراب مسجد افتخارآباد بی‌نمازگزار است ...

مبادا که تروریست‌ها به هدف خود رسیده باشند ...

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/09 و ساعت 8:23 |

به مطالب ذيل كه توسط يكي از شاگردان چشم و گوش بسته ي مولوي عبدالحميد نوشته شده وبه كتاب خدا هم توهين ميكند بنگريد:

1- نشان و علامت  منافقين دشمني با صحابه است  و اين امر مهم است

2- هيچ كسي نمي تواند در اين زمان مثل ايمان صحابه داشته باشد چون الله تبارك وتعالي دركتابش  از آنها اعلام رضايت نمود . و معيار تشخيص ايمان  آن ايمان صحابه است

3-  ايمان صحابه ترازوي سنجش ايمان است و هر كس كه  مخالف ايمان صحابه  باشد ايمان او مردود است ودر نزد الله تبارك و تعالي غير قابل و معتبر نيست  پس

4- همانطوريكه صحابه ايمان آورده اند  ايمان بياوريم و اين نشانه هدايت  مي باشد

 5- هروقت كساني روي گردان صحابه باشند آن شخص در اختلاف و مخالفت با صحابه كرام مي باشند معلوم  مي شود در كفر و نفاق هستند

 6- ذكر صفات صحابه ايمانشان را افزايش مي دهد

7- صحابه كساني هستند  كه همه چيز شان را فداي دين اسلام نمودند و هرگز از دستور پيامبر سرپيچي نكردند

8- برابر دستور قران كريم و پيامبر اكرم هر كسي بغض  صحابه را داشته باشد اون مسلمان نيست  بغض صحابه را فقط كفار در دلشان دارند    و اين دستور رب العالمين و رسول اكرم است

9-  از صحابه كسي حق انتقاد را ندارد چون اصحاب پيامبر از انتقاد بالاتر هستند

واما چند سطري هم پاسخ گرچه ميخ اهنين نرود در سنگ فرو!!!

1- خداوند درباره همسران پيامبر(ص) مى فرمايد: «(يَا نِسَاءَ النَّبِىِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَة مُّبَيِّنَة يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللهِ يَسِيراً); اى همسران پيامبر هر كس از شما گناه آشكارى كند مجازات او دو چندان است و اين كار براى خدا آسان است».اما:

همسران پيامبر(ص) كه آشكارترين مصداق آيه هستند، قرآن مى گويد نه تنها از گناهان آنها صرف نظر نمى شود، بلكه مجازاتش دو چندان است.ايا صحابه از همسرا ن شريف ان يگانه ي عالم پاكترند.اهل سنت كه عصمت را مختص پيامبر ميدانند . چه شد كه افرادي ديگر كه كمر به قتل خليفه ي چهارم بسته بودند . و يا اسامه كه از دستور رسول خدا سرپيچي كرده بود و يا وليد كه به مردم دياري ظلم و ستم كرده بود ويا كسي كه به پيامبر تهمت هذيان گفتن بست همه از همسران پيامبر شريفتر شدند؟

2- قرآن درباره فرزند نوح به خاطر خطاهايش مى گويد: «(إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِح); او عملى ناصالح است» و به نوح هشدار مى دهد كه درباره او شفاعت نكند!آيا فرزند پيامبر مهمتر است يا اصحاب و ياران او؟

آيا اين آيات با صراحت نمى گويد: معيار خوبى و بدى افراد، ايمان و اعمال آنهاست و حتّى فرزند و همسر پيامبر بودن، در صورت فساد اعمال مانع از دوزخى شدن افراد نمى شود؟

3- قرآن مى گويد در ميان اطرافيان پيامبر(صلى الله عليه وآله) گروهى از منافقان بودند، آيا اين آيات قرآن را ناديده بگيريم؟ مگر منافقان پيامبر رادرك نكردند؟از او حديث نداشتند؟منظور قران از منافقان چه كساني هستند؟ايا انكار ميكنيد كه برخي از صحابه بعدا منافق شدند؟

 (وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِّنَ الاَْعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ...).

4- هيچ كس همه صحابه را ـ خداى نكرده ـ نادرست و دروغگو نمى داند، چرا كه در ميان آنها افراد ثقه و مورد اعتماد فراوان بودند و همانها مى توانند حلقه اتّصال ما با پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) باشند، همان گونه كه ما درباره ياران اهل بيت(عليهم السلام) مى گوييم.

اما امروز ما با چندين واسطه خود را به عصر رسول خدا(صلى الله عليه وآله)مى رسانيم، ولى چراهيچ كس نمى گويد همه اين واسطه ها ثقه و صادق القول هستند و همگى داراى قداستند

5-وَالسَّابِقُونَ الاَْوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالاَْنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَان رَّضِىَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّات تَجْرِى تَحْتَهَا الاَْنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ....اين ايه دليل عصمت صحابه شده است اما ايه ي بعدي صفات مومنين را برشمرده: أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلا مِّنَ اللهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِى وُجُوهِهِمْ مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ....

آيا كسانى كه آتش جنگ جمل و صفّين را برافروختند و بر ضدّ امام وقت شوريدند و ده ها هزار نفر از مسلمانان را به كشتن دادند، مصداق اين صفات هفت گانه بودند؟ آيا در ميان خود مهربان بودند؟

آيا شدّت عمل آنها در برابر كفّار بود يا در برابر مسلمين؟!

آيا پيامبرى كه براى هدايت و اصلاح مردم آمده، ممكن است ياران خود را استثنا كند و گناه آنها را ناديده بگيرد، در حالى كه قرآن درباره زنان پيامبر(صلى الله عليه وآله) كه از نزديكترين صحابه بودند مى گويد: اگر گناه كنيد مجازات شما دو چندان است

وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً

اين ايه ميفرمايد وعده مغفرت و اجر عظيم فقط براى كسانى است كه داراى ايمان و عمل صالح باشند و لا غير. آيا كسانى كه كشتار مسلمين را در جنگ جمل و مانند آن به راه انداختند يا بيت المال را در عهد عثمان حيف و ميل كردند، داراى عمل صالح بودند؟ جالب اين كه خداوند پيغمبران بزرگ خود را به خاطر يك ترك أولى مورد مؤاخذه قرار داد; آدم را به سبب يك ترك أولى از بهشت بيرون فرستاد.ويونس را به دليل ترك أولى مدّتى در شكم ماهى، در ظلمات ثلاث زندانى كرد.ونوح را به علّت شفاعت براى فرزند گنهكارش مورد مؤاخذه قرار داد آيا باور كردنى است كه صحابه پيامبر اسلام را از اين قانون مستثنا كند.؟

6- ودر اخر يك روايت: بخارى، محدّث معروف در صحيح خود در كتاب التفسير درباره مسأله (تهمتى كه به همسر پيامبر زدند) مى نويسد: روزى پيامبر(صلى الله عليه وآله) بر منبر بود، صدا زد: اى مسلمانان، چه كسى اين مرد را مجازات مى كند (منظور عبدالله بن سلول يكى از سران منافقان است)

براى من نقل كرده اند كه به همسر من نسبت بد داده است، در حالى كه من از همسرم خلافى نديده ام... سعد بن معاذ انصارى (صحابى معروف) برخاست و عرض كرد: من او را مجازات مى كنم، اگر از طايفه «اوس» باشد، او را گردن مى زنم و اگر از طايفه خزرج باشد، هر امرى بفرماييد انجام خواهيم داد. سعد بن عباده بزرگ طايفه خزرج كه پيش از آن مرد صالحى بود، به سبب تعصّب قبيله اى به سعد بن معاذ گفت : به خدا دروغ گفتى، تو هرگز قدرت بر اين كار را ندارى، اسيد بن حضير (پسر عموى سعد بن معاذ) گفت: به خدا تو دروغ مى گويى، او از منافقان است و ما او را به قتل مى رسانيم، نزديك بود طايفه اوس و خزرج به هم بريزند كه رسول الله(صلى الله عليه وآله) آنها را خاموش كرد آيا همه اين چند نفر، صحابى صالح بودند؟

 بیخود نیست که عبدالمالک ریگی به اسم کافر و منافق سر پیروان پیابرخدا را میبرد الحق که اموزه های مدارس دینی اهل سنت به جای به خدا رسیدن بیشتر ترویج ستیزه جویی با دیگر مذاهب هست .نشانه های سیاستهای انگلیس را میتوان در اموزه های طلاب اهل سنت دید. بهتر هست که شما به فکر توشه ی اخرت باشید انجا قطعا علی علیه السلام درسمت راست پیامبر و فاطمه هم در سمت چپ او قرار دارند .دامن علی و فاطمه را داشته باشیم بهتر از فرزندان هند جگر خوار و افرادی هست که قبل از اسلام بت پرست بودند. لب حوض کوثر هر کسی را راه نمی دهند

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/05 و ساعت 18:55 |

یک گروه تازه تأسیس انحرافی ترکیه ای به رهبری «الله وردی.گ» که خود را منتسب به شیعه می کند، به تازگی در قالب تورهای زیارتی به ایران سفر کرده و در تلاش برای اشاعه دیدگاه های خود است. این گروه که منابع مالی آن از عربستان است با هزینه های هنگفت سعی در جذب طلاب جدید الورود ترکیه ای نیز دارد.برخی از اعتقادات این گروه عبارت است از اینکه «اعضای فرقه اگر گناه هم کنند باز اهل بهشتند»، «تجاوز به مال، جان و ناموس اهل سنت مباح است و آنها از کفار بدترند»، «عقل حجت نیست»، «مراسم عاشورا ساختگی و جعلی است»، «کسی که 2 نفر سنی را بکشد، بهشت بر او واجب است»!البته شبیه این فتواها را نیز وهابیت ملعون در بین اهل سنت تندرو نیز رایج کردند که متاسفانه در سیستان و بلوچستان فردی با انبوه گناه با استناد به اقوال باطل انها اگر هفت شیعه را بکشند دربهای بهشت بر روی انها باز میشود.تازه اخیرا هم گفته اند که امیرالمومنین حضرت علی هم به دادشان میرسد.جریان تاسوکی هم گرچه دست استکبار و وهابیت در پشت ان بود اما به اسم شیعه کشی اتفاق افتاد

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/09/03 و ساعت 23:10 |