تبليغاتX
تفتان خبر

فعالیت وهابیت در استان گلستان اعتراض محافل مذهبی را برانگیخته است.

 امام جمعه موقت گرگان و رئیس مرکز بزرگ اسلامی شمال کشور در جلسه تقریب مذاهب استان در گرگان گفت: جماعت تبلیغی وهابیون فعالیت خود را در استان آغاز کرده و برای آسیب رسانی به وحدت مردم گلستان سرمایه گذاریهای کلان می کنند که باید پیش از این مراقب بود.

همچنین «حاج آخوند عبدالرزاق» رهبر امام جمعه و مسئول حوزه علمیه عرفانی شهرستان آق قلا در این جلسه با ابراز نگرانی از نفوذ وهابیت گفت: نفوذ وهابیت و احزاب سیاسی را دست کم نگیریم و شخصیتهای فرهنگی استان باید در جهت خنثی سازی این حرکتها تلاش کنند.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/27 و ساعت 18:37 |

تصویری از مراسم رمی جمرات در شهر مکه در سال 1953 میلادی (1332 هـ.ش)

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/25 و ساعت 16:47 |

پاسخ: بعد از بیان مطالب زیر، پاسخ این پرسش روشن می گردد.

 

1. همه می دانیم که شیعه دارای فرقه های و شاخه هایی متعددی است که شامل امامیه اثنی عشریه، زیدیه، اسماعیلیه و شیعیان علوی ترکیه می شود. برای همین مناسب است ابتدا تعریفی از معنای شیعه داشته باشیم: 

شیعه در لغت برد و معنا اطلاق می شود، یکی توافق و هماهنگی دو یا چند نفر بر مطلبی، و دیگری، پیروی کردن فردی یا گروهی، از فرد یا گروهی دیگر و در اصطلاح به آن عده از مسلمانان گفته می شود که بر خلافت و امامت بلافصل علی ـ علیه السّلام ـ معتقدند، و بر این عقیده اند که امام و جانشین پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - از طریق نصّ شرعی تعیین شده و امامت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی ثابت شده است.با این تعریف مشخص شد مراد از شیعه در پرسش، شیعه اثنا عشریه و شیعه واقعی از نظر اعتقادی است.

2. اصطلاح اهل سنّت، در مقابل اصطلاح شیعه، یعنی اعتقاد به این که درباره ی امامت و خلافت نصّی از کتاب و سنّت وارد نشده و تعیین خلیفه ی پیامبر و پیشوای مسلمانان پس از رسول اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - به انتخاب مسلمانان واگذار شده است. این معنا بر همه ی فرق اسلامی غیر از شیعه منطبق است.

اهل سنت دارای چهار مذهب فقهی هستند:1. حنفی. 2. شافعی. 3. مالکی. 4. حنبلی.وآنچه امروز از لفظ اهل سنت متبادر می شود همین گروه های چهار گانه است که دارای عقاید خاص و فقه خاص می باشند و البته از لحاظ کلامی ده ها فرقه کوچک و بزرگ را شامل می شود.

3. مراد از علمأ شیعه کسانی هستند که در سطح عالی در حوزه های علمیه تحصیل کرده باشد و به درجه اجتهاد رسیده و یا در یکی از علوم اسلامی متخصص باشد.با این توضیحات، و معیارهایی که بیان گردید، کسی از علمای شیعه را سراغ نداریم که از مذهب خود دست برداشته باشد و با دلایل منطقی به اهل سنت گرویده باشد. گرچه شاید اهل سنت مدعی باشند که کسانی از شیعه به مذهب اهل سنت گرویده اند در حقیقت این ادعا به چند دلیل قابل اثبات نیست:

1. اولاً آنچه که آنها مدعی آن هستند از علماء شیعه نیست.

2. هویت آنها معلوم نیست، با این توضیح که اول شیعه بوده باشد و بعد سنی شده باشد.

3. شاید از عوام شیعه در اثر تهدید، تطمیع و یا جاهل بودن به مذهب خود و یا در محیط اهل سنت بودن، سنی شده باشند و این گونه سنی شدن نه تنها حقانیت مذهب تسنن را ثابت نمی کند بلکه دلیلی بر ضعف علمی و منطقی آن خواهد بود.یکی از علمای اهل سنت به نام ابوسلمان عبدالمنعم بلوچ به علامه سید مرتضی عسکری که با تالیفات گرانسنگ خود صدها نفر از اهل سنت را به مذهب تشیع راهنمایی کرده است نامه ای نوشت و در آن مدعی شده که ابوعمر محمد باقر مسعودی شیعه بوده است و اکنون سنی شده است.علامه در جواب مرقوم فرموده اند که: جناب آقای ابوسلمان عبدالمنعم بلوچ! اینکه نوشته اید: جوان بی تجربه شیعه ای در ایران گفته است من شیعه بودم و سنی شده ام، در پاسخ به این گفتار شما می گوئیم:

اولاً: آیا این جوان به یک عالم شیعه مراجعه کرده و پاسخ کافی نشنیده است؟

ثانیاً: چنانچه شمابه کار و گفتار این جوان بی تجربه استناد می نمائید در مقابل باید بگوئیم: بسیاری از علما و استادان دانشگاه های مصر و سودان و مغرب و الجزایر و دیگر کشورها با خواندن کتابهای این بنده ضعیف خدا، شیعه شده اند و نامه ها به این جانب نوشته اند.همین جریان سبب شد که ان شاء الله تعالی این نامه ها را به صورت مستقل، چاپ و نشر کنیم. بعد نامه ها را یک، یک آورده اند.در مقابل،‌ افراد بسیاری از علمای اهل سنت هستند که هم هویت مشخصی دارند و هم افراد شناخته شده ای در جامعه خود بودند که از بدو تولد تا عالم شدنشان سنی مذهب بودند و بعداً مستبصر شده و به حقیقت رسیده اند که نمونه های فراوانی را می شود نام برد. مثلاً:

دکتر محمد تیجانی، وی در شهر قفصه «یکی از شهرهای جنوبی کشور تونس» در سال 1936 میلادی در خانواده ای سرشناس و مذهبی دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در همانجا ادامه داد، تا به رتبه مهندسی نائل آمد. ایشان از کودکی به معارف دینی علاقه فراوان داشت و با استعداد فوق العاده ای که داشت در علم و تقوی معروف گردید و در همان سنین جوانی امام جماعت شهر بود و تدریس تفسیر و فقه نیز می نمود، وی مسافرت های متعددی به کشورهای مختلف نمود و در همین مسافرت ها و برخوردها به حقانیت مذهب شیعه پی برد و رسماً تشیع خود را اعلام نمود. در حال حاضر ایشان با داشتن مدرک دکترای فلسفه از دانشگاه سوربن پاریس، مشغول به تدریس می باشد.همچنین سعید ایوب مصری، احمد یعقوب اردنی، اسعد وحید فلسطینی، صالح الوردانی مصری در عصر حاضر و دهها افراد دیگر که مجال آوردن نام همة آنها نیست، پس از استبصار، خود را وقف مذهب و مکتب تشیع کرده اند و در طول تاریخ نیز افراد زیادی چون محقق دوانی، محقق خضری و... به آیین تشیع گرویده اند.برخی از نویسندگان مانند احمد الکاتب، بعضی از اصول شیعه را قبول ندارد و در عین حال سنی هم نشده، و در یک حالت به اصطلاح روشنفکری به برخی از احکام شیعه اعتراض دارد، که نو اندیشی و تجدید گرایی فرهنگی از عواملی است که در تزلزل افکار و اعتقادات این گونه روشنفکران نقش اساسی را بازی می کند.

آنچه حاصل شد این بود که هیچ یک از علمای شیعه دست از تشیع برنداشته و سنی نشده اند. ولی در مقابل بسیاری از علماء آنها مستبصر شده و شیعه را به عنوان مذهب حق قبول کرده اند.البته منظورمان اهل سنتی که زندگی مسالمت امیز با شیعیان دارند نیست بلکه طرف این مباحث تکفیریان و سلفی ها و وهابیان وطالبانیان هستند که میخواهند جای چهار مذهب شایسته ی حنفی و حنبلی و شافعی و مالکی اهل سنت را بگیرند

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/23 و ساعت 21:19 |
اخیرا نقش واضح الله بر گوش یک نوزاد فلسطینی اعجاب همگان را برانگیخته بسیاری از رسانه های خبری جهان را به خود مشغول کرد.

تامرشادی حوشیه کودک 45 روزه فلسطینی در حالی متولد شد که نقش لا اله الا الله بر گوش وی به صورت مادرزادی نقش بسته بود.مادر این کورک در گفتوگوبا بنا در این باره گفت: پس از گذشت 37 روز ازتولد فرزندم تامر متوجه لفظ پر جلال الله برگوش سمت چپ وی شدم.ازسوی دیگر شادی پدر این نوزاد فلسطینی تصریح کرد: نقش پرجلال الله بر گوش برفرزندم کرامتی الهی است که من در آن خوش یمنی فراوانی برای مردم فلسطین وآزادی آن می بینم.وی افزود: از زمان اعلام این خبر تاکنون هزاران نفر از این کرامت الهی بازدید کرده وهدایای فراوانی به این کودک اهدا شده است.شادی پدر 25 ساله این کودک کارگر یک مغازه لباس فروشی در رام الله ومادر وی خانه دار است.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/22 و ساعت 21:27 |

            مهر در نماز از چه زماني و توسط چه کسي استفاده شد ؟

خلاصۀ بحث :

آن‌چه كه قطعي است در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مهري به اين صورت كه الآن در ميان شيعيان رايج است وجود نداشته است و آن حضرت بنا بر اتفاق شيعه و سني بر خاك ، سنگ و حصير سجده مي‌كرده و هرگز بر فرش ، سجاده ، لباس و ... كه الآن اهل سنت بر آن سجده مي‌كنند ، سجده نمي‌كرده است و سجده بر چنين چيزها از بدعت‌هايي است كه در ميان اهل سنت رايج شده است .

نخستين كسي كه بر تربت امام حسين عليه السلام سجده كرد ، امام زين العابدين عليه السلام بود كه بعد از دفن سيد الشهداء عليه السلام مقداري از خاك آن حضرت را برداشت و به مدينه برد و خود و اهل بيت رسول خدا بعد از آن بر خاك سيد الشهداء سجده مي‌كردند .

شيعيان نيز با تأسي به ائمه اهل بيت عليهم السلام كه يكي از ثقلين هستند ، سجده بر تربت سيد الشهداء را مستحب مي‌دانند و بر اين كار مداومت مي‌كنند .

                             سجدۀ رسول خدا بر زمين :

شيعه و سني اتفاق دارند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بر زمين سجده مي‌كرده و مي‌فرموده است :

صحيح البخاري ، البخاري ، ج 1 ، ص 86 .

پنچ چيز به من داده شده است كه به هيچ كس قبل از من داده نشده است ... زمين براي من محل سجده و  پاك كننده قرار داده شده است .

و نيز از ابو وائل نقل شده است كه مي‌گفت :

أحكام القرآن ، الجصاص ، ج 3 ، ص 36 ، و مسند احمد ،  ج 4 ، ص 315 ، 317 .

پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله را ديدم كه وقتي سجده مي‌كرد ، پيشاني و بيني‌اش را بر زمين مي‌نهاد .

و صحابه رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) نيز به تبعيت از آن حضرت ، جز بر زمين بر چيز ديگري سجده نمي‌كردند :

مجمع الزوائد ، الهيثمي ، ج 2 ، ص 57 .

ابن مسعود نماز نمي‌خواند و سجده نمي‌كرد ؛ مگر بر زمين ... طبراني اين روايت را در الكبير نقل كرده است .

حتي نقل شده است كه برخي از صحابه ؛ از جمله مسروق بن الأجدع ، چيزي شبيه مهر امروزي با خود حمل مي‌كرد و در زمان مسافرت با كشتي بر آن سجده مي كرد . محمد بن سعد در الطبقات الكبري مي‌نويسد :

الطبقات الكبرى ، محمد بن سعد ، ج 6 ، ص 79 .

مسروق ، هر وقت كه به مسافرتي مي‌رفت ، مقداري از خاك با خود بر مي‌داشت تا در كشتي بر آن سجده كند .

و رواياتي فراواني كه در كتاب‌هاي شيعه و سني بسيار يافت مي‌شود .

                                   سجدۀ رسول خدا بر سنگ :

از ابن عباس نقل شده است كه مي‌گفت :

پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم بر سنگ سجده مي‌كرد .

اين روايت را حاكم نيشابوري در المستدرك ، ج 3 ، ص473 نقل و آن را تصحيح مي‌كند و ذهبي نيز در تلخيص المستدرك صحت آن را تأييد مي‌كند .

                 سجده رسول خدا بر سجاده‌اي ساخته شده از حصير :

مسلم نيشابوري در صحيح مسلم از أبي سعيد خدري نقل مي كند :

صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 62، كتاب الصلاة ، باب الصلاة في ثوب واحد . و 128، باب فضل صلاة الجماعة .

از ابو سيعد خدري نقل شده است که بر رسول خدا وارد شد و ديد آن حضرت بر روي خمره (حصيري) نماز مي خواند و بر روي همان سجده مي کند .

همچنين بخاري و مسلم از ام المؤمنين ميمونه نقل كرده‌اند :

صحيح البخاري‌ ، ج1 ، ص 101 ، كتاب الصلاة ، باب الصلاة على الخمرة ، صحيح مسلم ،‌ ج 2 ، ص 128،  كتاب الصلاة ، باب فضل صلاة الجماعة .

از ميمونه همسر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نقل شده است که فرمودند رسول خدا بر روي خمره (حصيري) سجده مي فرمودند .

و نيز مسلم ازحضرت عايشه نقل مي‌كند :

 صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 168.

از عائشه نقل شده است که گفت : رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم به من فرمودند به من خمرۀ ( حصير ) سجده را بده . گفتم که من عذر زنانه دارم حضرت پاسخ دادند که عذر تو به دستت مربوط نمي شود.

و هيثمي در مجمع الزوائد از ابن عمر نقل مي‌كند :

 

 مجمع الزوائد ، ج 2 ، ص 56 .

از ابن عمر نقل شده است که رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بر روي تكه حصيري نماز مي خوانده و بر همان سجده مي کردند.

مراد از «خمره » همان طور كه علماي شيعه و سني گفته‌اند ، سجاده‌اي است كه از حصير درست مي‌شده است ؛ چنانچه ابن سلام در غريب الحديث مي نويسد :

غريب الحديث ، ابن سلام ، ج 1 ، ص 276 - 277

 ابو عبيد گفته است که در روايت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم آمده است که ايشان بر روي خمره نماز مي خواندند . ابو عبيد گفت مقصود از خمره ، تکه اي کوچک و بافته است که از برگ خرما درست مي‌شود و در بين آن نخ عبور داده مي شود و کوچک است به اندازه محل سجده يا کمي بزرگتر از آن ؛ ولي اگر بزرگتر باشد که تمام بدن بر روي آن جا شود در نماز يا در هنگام خواب به آن حصير گفته مي شود نه خمره .

و زبيدي در تاج العروس مي‌نويسد :

تاج العروس ، الزبيدي ، ج 6 ، ص 365

وقتي مي گويند فلان کس بر روي خمره نماز خواند ؛ يعني بر روي حصير کوچکي که از برگ درخت خرما درست مي شود و با خط به هم متصل مي گردد.

                     فرمان رسول خدا (ص) بر سجده بر خاك

در بسياري از روايات نقل شده است كه رسول خدا به كساني كه از سجده بر خاك پرهيز مي‌كردند ، دستور مي‌داد كه بر خاك سجده كنند . ما به برخي از اين روايات از كتاب‌هاي اهل سنت اشاره مي‌كنيم :

عبد الرزاق صنعناني از خالد الجهني نقل مي‌كند :

.

المصنف لعبد الرزاق الصنعاني ، ج1 ، ص391 ، ح1528 و كنز العمال ، ج7 ، ص465 .

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و اله ) شخصي به نام صهيب را ديد كه در هنگام سجده مراقب بود كه صورتش به خاك ماليده نشود ، پيامبر به او فرمود : اي صهيب ، صورت را بر خاك بگذار .

و همچنين از ام سلمه رضي الله عنها نقل شده كه فرمود :

الاصابة ، ابن حجر ، ج 1 ، ص252 و أسد الغابة ، ج1 ، ص107 و صحيح الترمذي ، ج 2 ، ص236 و  فتح البارى، ج3 ، ص68 و كنز العمال ، ج7 ص 459 ، ح19776 .

پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم  غلام مرا كه افلح نام داشت ، ديد كه در هنگام سجده خودش را از خاك دور نگه مي‌داشت . پيامبر به او فرمود : خودت را به خاك بينداز ( بر خاك سجده كن ) .

                        منع رسول خدا از سجده بر عمامة :

پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم مردي را ديد كه بر قسمتي از عمامۀ خود سجده مي‌كرد ، آن حضرت با دستش اشاره كرده كه عمامه‌ات را بالا بكش و بر پيشاني‌اش اشاره كرد ( بر پيشاني‌ات سجده كن) .

السنن الكبري ، ج2 ، ص105 .

و از امير المؤمنين عليه السلام نقل شده است كه فرمود :

السنن الكبري ، ج2 ، ص105 .

هر گاه خواستيد سجده كنيد ، بايد عمامه را از پيشاني تان كنار بزنيد .

اين نشان مي‌دهد كه در موقع سجده هيچ مانعي نبايد بين پيشاني و زمين باشد و سجده كردن بر عمامه ، فرش و ... باطل است .

                           سجده فقط بر خاك جايز است :

شيعيان هرگز سجده كردن بر تربت حضرت سيد الشهداء يا هر تربت ديگري را واجب نمي‌دانند ؛ بلكه با تأسي و پيروي از فرامين ائمه اهل بيت عليهم السلام كه عدل و قرين قرآن در حديث ثقلين ذكر شده اند ، سجده كردن بر تربت امام حسين عليه السلام را مستحب مي‌دانند . و طبق رواياتي كه از آن خاندان پاك رسيده است ، سجده ، تنها بر زمين و آن‌چه كه از او مي‌رويد صحيح است و بر چيزهاي ديگر ؛ از جمله لباس ، فرش و ... جايز نيست .

                            فرق بين مسجود له و مسجود عليه :

يكي از ايراد‌هايي كه وهابي‌ها به شيعيان مي‌گيرند ، اين است كه مي‌گويند شما مهر پرست هستيد و خيال مي‌كنند كه نمازگذار مهري را كه جلوي خود گذاشته است ، عبادت مي‌كند ! .

در جواب اين مطلب بايد گفت كه متأسفانه وهابي‌ها فقط به دنبال اين هستند كه با كوچكترين بهانه مشرك بودن شيعيان را ثابت كنند ؛ با اين كه خود آن‌ها مي‌دانند كه شيعيان اگر بر مهر سجده مي‌كنند ، نه به اين خاطر است كه مهر را عبادت كنند ؛ بلكه فقط به اين خاطر است كه به پاك بودن آن اطمينان دارند و و نيز يقين دارند كه اين تربت جزئي از زمين هستند .

اگر قرار باشد كه سجده بر مهر شرك باشد ، قطعاً سجده بر فرش ، عمامه ، لباس ، سجاده و ... نيز شرك خواهد بود . اگر نعوذ بالله شيعيان مهري را كه از پاك‌ترين مكان‌هاي روي زمين تهيه كرده‌اند ، عبادت مي‌كنند ، وهابي‌ها فرش و سجاده را عبادت مي‌كنند . چه فرقي است بين سجده بر مهر و سجده بر فرش ؟

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/21 و ساعت 19:8 |
 

اهل سنت شهر زاهدان 18 نماز جمعه مختلف برپا می کنند و تلاش مولوی عبدالحمید برای برپایی یک نماز جمعه مشترک برای اهل سنت تاکنون بی نتیجه بوده است که این خود نشان از عدم مقبولیت وی حتی به عنوان امام جمعه اهل سنت شهر زاهدان می باشد. ایشان به دعوت رسمی از سوی «انجمن جهانی مسلمانان»  به ادعای خودشان به نمایندگی از اهل سنت ایران جهت شرکت در نوزدهمین نشست شورای فقه اسلامی مکه مکرمه، به عربستان سفر کرده است‏.  این نشست با حضور «خالد فیصل آل سعود» امیر مکه به نیابت از پادشاه عربستان و بیش از هفتاد شخصیت علمی، تعدادی از ائمه مساجد و فقهایی از کشورهای اسلامی برگزار شد. با توجه به اینکه مولوی عبدالحمید به عنوان رهبر اهل سنت ایران در این نشست شرکت کرده است، این سؤال پیش می آید که وی چگونه خود را رهبر اهل سنت ایران می نامد؛ در حالی که اهل سنت گلستان و کردستان به شدت با ایشان اختلاف نظر دارند و مولوی عبدالحمید در میان ایشان از کمترین مقبولیت ممکن برخوردار است.و اعتراضاتی هم به این دعوت داشته اند. این در حالی است که اهل سنت شهر زاهدان 18 نماز جمعه مختلف برپا می کنند و تلاش مولوی عبدالحمید برای برپایی یک نماز جمعه مشترک برای اهل سنت تاکنون بی نتیجه بوده است که این خود نشان از عدم مقبولیت وی حتی به عنوان امام جمعه اهل سنت شهر زاهدان می باشد. لازم به ذکر است که این روحانی بلوچ و سنی و اختلاف برانداز میان اقوام و مذاهب در استان که نمونه اش ایجاد فتنه در زابل و روستای لوتک هست و دست بردار هم نیست و مردم انجا را به حال خودشان رها نمیکند در حالی در نشست یکی از بزرگترین تشکیلات وهابیت شرکت کرده است که علمای وهابی عربستان با تکفیر شیعیان، صدور فتوای قتل شیعیان، صدور فتوای انهدام ضریح حضرت سیدالشهداء (ع) و حضرت زینب (س) و بسیاری اعمال دیگر، در دشمنی با شیعیان و نابودی آنها کمر همت بسته اند و با تمام توان هم تلاش می کنند. این فتاوای تکفیری در حالی صادر شده اند که بسیاری از علماء و پیروان اهل سنت نیز اینگونه اعمال و حرکات را محکوم کرده اند و با روشهای گوناگون نسبت به اندیشه های تکفیری و سلفی اعلام انزجار کرده اند. با توجه به این که در سال وحدت ملی و انسجام اسلامی به سر می بریم، حضور مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی در جمع وحدت شکن وهابیون، سؤالی است که امیدواریم ایشان برای آن جوابی قانع کننده داشته باشد. شایان ذکر است که مولوی عبدالحمید مدتی قبل از پادشاه عربستان هدیه ی ویژه دریافت کرد و او بلافاصله برای عرض ارادت به عربستان رفت و اینک هم برای عرض گزارش به انجا رفته تا پول هم برای فتنه گری های بیشتر در استان بگیرد . فعلا که ایشان تخم فتنه را در زابل کاشتند تا ببینیم جواب این فتنه گری های خودش را کی دریافت خواهد کرد . سئوال اینجاست که ایشان چرا این منافق بازی هارا در شهرهای بلوچستان اجرا نمیکند.ایا اجازه میدهد در پانصد متری مسجد مکی مسجد دیگری و یا مدرسه ی علوم دینی برپا شود. اگر نگذارد باید گفت که انروز روز عزای مسلمانان خواهد بود.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/19 و ساعت 18:4 |

ملک عبدالله» پادشاه عربستان، مفتیان تکفیرکننده وهابی را «گمراه» و «گمراه کننده» خواند و آنان را به ارتکاب گناهانی عظیم‌تر از شرک متهم نمود. وی در پیامی که به مناسبت افتتاح نوزدهمین همایش فقهی اتحادیه جهان اسلام (الدورة التاسعه عشرة للمجمع الفقهی برابطة العالم الاسلامی) صادر نمود، شرکت‌کنندگان در این مجمع را به ایستادن در مقابل مفتیان گمراه و گمراه کننده‌ای فرا خوانده است که امت اسلامی را در فتنه عظیم قتل، انفجار ، انتحار، تکفیر و انحراف انداخته‌اند.شاه عربستان افرادی که آنها را «شیوخ ماهواره و اینترنت» نامید را به افتراء بستن بر خداوند متهم کرد و افزود: کار اینان از بزرگ‌ترین مصیبت‌ها و کبیرترین گناهان کبیره و چیزی عظیم‌تر از شرک به خداوند است.ملک عبدالله در این پیام آورده است: «برخی از این مفتیان، که در چشم به هم زدنی فتوا صادر می‌کنند، حتی پس‌از اینکه اشتباهشان معلوم می‌شود، فتوایشان را پس نمی‌گیرند؛ که این نشانه تکبر آنها و تسلیم شدنشان در برابر تلبیسات شیطان است».گفتنی است این همایش علمی برای آنچه «قانونمند کردن صدور فتواهای دینی در ماهواره و اینترنت» خوانده می‌شود، برگزار شده است.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/16 و ساعت 17:53 |

یک عالم برجسته شیعه در یمن گفت: دولت یمن به شدت در حال نسل‌کشی شیعیان و ریشه‌کنی مذهب زیدی در این کشور است.«ابراهیم الوزیر» که از برجسته‌ترین علمای شیعه‌مذهب زیدی در یمن و صاحب امتیاز نشریه معارض «البلاغ» است در گفت‌وگویی تفصیلی با هفته‌نامه مصری «الوطن‌العربی»، از قلع و قمع شدید شیعیان و پیروان مذهب زیدیه به دست دولت این کشور خبر داد.وی با اشاره به شهادت سید حسین طباطبایی حوثی، از رهبران شیعه یمن به دست دولت این کشور، تأکید کرد: همان‌گونه که حوثی شیعه بود ما نیز شیعه هستیم و آن گونه که او هاشمی بود ما نیز پیرو خاندان اهل بیت(ع) و هاشمی هستیم.وی درباه جدیدترین اوضاع در استان شیعه‌نشین صعده تصریح کرد: راه‌های مسالمت‌آمیز متعددی برای حل‌وفصل بحران در استان صعده در مقابل ژنرال صالح، رئیس جمهور یمن قرار دارد، اما گویا وی نه‌تنها در صدد حل و فصل این بحران نیست، بلکه می‌خواهد اهالی صعده را به زور سرکوب کند این عالم یمنی تأکید کرد:‌ حاکمی که بخواهد با زور و خون‌ریزی بر ملت کشورش غلبه کند، هرگز روی خوش نخواهد دید، زیرا اکنون یمن در آستانه یک فاجعه قرار گرفته است و دولت هم قصد ندارد به وضع جنگی حاکم بر کشور پایان دهد.وی درباره علل عدم پایان بحران از سوی دولت گفت: دولت به خاطر هاشمی‌بودن ما و انتساب ما به امام علی(ع) می‌خواهد ما را به ذلت بکشاند و تشیع زیدی را به مذهب سلفی تبدیل کند.عالم برجسته شیعه یمن درباره بحران حاکم بر استان صعده گفت: شهر صعده (مرکز استان صعده) برای شیعیان زیدی به مثابه قم برای شیعیان جعفری در ایران است زیرا این شهر مرکز انتشار مذهب زیدیه است و طبیعی است که وجود مراکز انتشار تفکر سلفی باعث در تنگنا قرار گرفتن اهالی این شهر شود و به همین دلیل بود که سید حسین حوثی مجبور شد به قله‌های کوه‌ها پناه ببرد و مردم نیز برای مقاومت با تفکر سلفی که از خارج وارد یمن شده به همراه وی به کوه‌ها پناه بردند.وی با بیان اینکه علی محسن الاحمر نفوذ زیادی در میان افسران نظامی دارد گفت: او یکی از سردمداران مبارزه با تفکر تشیع زیدی است و کتاب مشهوری هم در این ارتباط با عنوان «خرافه روز غدیر» نگاشته است و بر این اساس و با توجه به تقویت تفکر سلفی در مقابل مذهب تشیع زیدی پیش‌بینی می‌کنم یمن در آینده شاهد درگیری‌های بیشتری که چه‌بسا به جنگ داخلی منجر شود خواهد بود.این عالم برجسته یمنی تصریح کرد: اگر می‌بینید حکومت از پنج سال تا کنون از ریشه‌کنی تشیع زیدی عاجز مانده است، به این خاطر است که مذهب زیدی، مذهبی بسیار باز است و تشیع از سال 282 هجری یعنی نزدیک به هزار و 200 سال در یمن سابقه داشته و به همین دلیل است که اکثریت جمعیت یمن را شیعیان زیدی تشکیل می‌دهند.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/16 و ساعت 17:44 |

به دنبال دعوت اين جانب از جناب مولوى عبد الحميد براى مناظره و گفتگوى دوستانه پيرامون سخنان ايشان در نماز جمعه زاهدان، در سايت ويژه حوزه علميه زاهدان اعلام كردند كه ايشان حاضر به مناظره نيست بلكه آماده مباهله مى باشد و شاگردان ايشان با شرائطى، آمادگى خود را براى مناظره اعلام كرده اند.اينجانب ضمن احترام به جناب مولوى عبد الحميد اعلام مى دارم

:1 ـ  همانگونه كه در اعلام قبلى اشاره شده، هدف اينجانب مناظره و گفتگوى دوستانه است نه جدل و مناقشه، جناب مولوى عبد الحميد و دوستانشان كه برنامه هاى اين جانب را در شبكه سلام و همچنين در همايش مذاهب در چابهار و زاهدان ديده، و يا شنيده اند به خوبى مى دانند كه اينجانب اهل جدل و مناقشه نيستم; بلكه براى اهل سنت احترام قائل هستم و بارها گفته ام كه اهانت به اهل سنت و مقدسات آنان، خلاف شرع و گناه نابخشودنى است.

2 ـ  فرار از مناظره بر خلاف سيره أنبياء و علماى اسلام است كه در طول تاريخ در موارد اختلافى با يكديگر به گفتگو و مناظره مى پرداختند و قرآن كريم و تاريخ مملوّ از محاجّه و مناظره پيامبران و امامان و علماى شيعه و سنى است.

3 ـ  ارجاع به شاگردان، نوعى فرار از مناظره و تحقير طرف مقابل و عدم رعايت شأن علمى و دور شدن از صفا وصميميت است. اگر هدف جناب مولوى عبد الحميد (العياذ باللّه) با فرستادن شاگردانشان، جدل و مناقشه بوده و مى خواهند با تحريك عواطف و احساسات، آتش اختلاف را در كشور شعله ور نمايند، اين كار نه تنها مخالف با نظر مقام معظم رهبرى مدّ ظله الوارف مى باشد كه امسال را سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى معرفى نموده; بلكه دست زدن به چنين كارى مخالف سيره أئمّة عليهم السلام و روش بزرگان شيعه و مراجع عظام تقليد است.از همه مهمتر اين كه در جهان امروز دشمنان اسلام، كمر به نابودى مسلمانان بسته اند و تمام تلاش خود را در جهت ايجاد اختلاف و تنش هاى مذهبى به كار مى برند، جدل و مناقشه دو گروه مذهبى خيانت به اسلام مى باشد.واگر آقاى مولوى عبد الحميد، شخصيتى شناخته شده و جهانى داشته و پيشواى مذهبى هستند، بايد با شركت در مناظره دوستانه و بدون جدل، عملاً راه و روش مناظره صحيح را به ديگر افراد آموزش دهند.از طرفى ايشان كه اظهار داشته اند: «مقتضاى عدالت اين را مى طلبد كه صدا و سيما افرادى را كه سنى شده اند را فرا بخواند و با آنها مصاحبه اى داشته باشد» اگر اين سخن درست باشد، جناب ايشان با حضور در مناظره، اين افراد را معرفى نمايد، تا أوّلا: مردم با اين افراد آشنا شوند و ثانياً: صدا وسيما زمينه حضور آنان را در كنار آقاى تيجانى فراهم نمايد.

4 ـ اگر ايشان واقعاً خود را پيشواى مذهبى مى دانند، چگونه به خود اجازه مى دهند در نماز جمعه نسبت به جناب آقاى تيجانى كه يك شخصيت بين المللى است و شرق و غرب عالم وى را مى شناسند، جسارت نموده و او را مجهول الحال معرفى نموده و سبب تشيعش را يك خواب بداند با اين كه ايشان در همان مصاحبه شبكه 3، به صراحت گفت: من سه سال تحقيق كردم و با شخصيتهاى متعدد شيعه بويژه شهيد صدر بحث كردم و آنگاه كه حقانيت مذهب شيعه برايم روشن شد، آن را پذيرفتم.و يا نسبت به جناب آقاى دكتر عصام العماد كه قبلا وهابى و شاگرد بن باز مفتى اعظم عربستان  و فارغ التحصيل دانشگاه محمد بن سعود رياض بوده و كتابى تحت عنوان «الصلة بين الإثني عشريّة وفرق الغلاة»  در اثبات  شرك شيعه تأليف كرده بود، ولى جناب مولوى عبد الحميد وى را از شيعيان يمن معرفى مى كنند.و يا تهيه كنندگان برنامه را افراد نا شايست  و برنامه را ساختگى و جعلى و مجرى برنامه را بچه نادان معرفى كند.و با توجه به نكات ياد شده، ما از ايشان دعوت كرديم در يك مناظره وگفتگوى دوستانه شركت كنند و اگر دليل و يا شاهدى بر سخنان خويش دارند ارائه دهند كه با كمال ميل از او مى پذيريم و اگر معلوم شد كه مطالب ياد شده كه  در نماز جمعه و از تريبون حكومتى پخش و در سايت اينترتى حوزه علميه زاهدان قرار گرفت، خلاف واقع و افتراء بوده، ايشان با كمال شجاعت از افراد عذر خواهى نموده و طلب پوزش نمايند.

5 ـ  نسبت به مناظره در رابطه با موارد اختلافى ميان  شيعه و سنى، اگر هر يك از مدرّسان محترم حوزه هاى علميّه اهل سنت  و يا از اساتيد دانشگاهها كه موقعيت علمى آنان محرز باشد و اهل جدل و اهانت نباشند، آمادگى كامل خود را براى گفتگوى علمى، در جلسات كاملا دوستانه و صميمى اعلام مى نمايم.

و معتقد هستم كه چنين جلساتى  نه تنها به وحدت ميان امت اسلامى ضرر نمى زند; بلكه با گفتگوى علمى، بسيارى از بدبينى ها برطرف شده و زمينه وحدت و دوستى ميان شيعه و سنى بيش از پيش فراهم مى شود.و به تعبير شهيد مطهرى «آن چه نبايد صورت گيرد، كارهايى است كه احساسات و تعصّبات و كينه هاى مخالف را بر مى انگيزد، امّا بحث علمى سروكارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات». امامت و رهبرى، ص 21.و به تعبير حضرت آيت اللّه العظمى مكارم شيرازى: «آنچه مايه اختلاف و پراكندگى است، جرّ و بحث هاى تعصب آميز و غير منطقى و پرخاشگرى هاى كينه توزانه است. ولى بحث هاى منطقى و مستدل و دور از تعصّب و لجاجت و پرخاشگرى، در محيطى صميمانه و دوستانه، نه تنها تفرقه انگيز نيست، بلكه فاصله ها را كم مى كند، و نقاط مشترك را تقويت مى نمايد». پنجاه درس اصول عقائد، ص 227.

6 ـ  اگر شاگردان جناب آقاى مولوى عبد الحميد آماده هستند كه با مناظره، حقانيت مذهب اهل سنت بر همگان آشكار نمايند; چرا تحقق اين مناظره را مشروط به پخش از كانال هاى تلويزيون رسمى كشور اعلام نمودند.و اگر راست مى گويند چرا در تلويزيون سلام كه شبكه جهانى است حاضر نمى شوند تا بجاى آن كه حقانيت مذهب اهل سنت را براى مردم ايران ثابت كنند، براى تمام مردم جهان ثابت نمايند.

7 ـ  در رابطه با اعلام مباهله، أوّلا: همگان مى دانند كه  مباهله در صورتى است كه بحثهاى علمى و منطقى به بن بست رسيده باشد، همانگونه كه رسول اكرم (ص) پس از بحث و مناظره با نصارى نجران و اصرار آنان بر عناد، پيشنهاد مباهله دادند.فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنْ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ... آل عمران.

فخر رازى از علماى بزرگ اهل سنت مى گويد: (فَمَنْ حَاجَّكَ) بعد هذه الدلائل الواضحة والجوابات اللائحة فاقطع الكلام معهم وعاملهم بما يعامل به المعاند ، وهو أن تدعوهم إلى الملاعنة. تفسير الكبير، ج 8، ص 82.اين جانب مجدداً از جناب آقاى مولوى عبد الحميد با كمال احترام دعوت مى كنم كه خود بزرگ بينى را كنار گذاشته و به اين گفتگوى دوستانه پاسخ مثبت دهند و يقين كنند كه احترام هريك از طرف مقابل كاملا محفوظ و مقدسات هيچيك از طرفين مورد اهانت قرار نخواهد گرفت; زيرا بر اين عقيده هستيم كه اهانت و جسارت به مقدسات اهل سنت و يا شيعه خيانت به اسلام و گناه نابخشودنى است.وثانياً: اين جانب همانگونه كه به  حقانيت وجود خداوند متعال و نبوت پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه وآله يقين دارم، به حقانيت مذهب شيعه نيز يقين دارم. و در اين عقيده آماده مباهله با هر فردى در سراسر جهان هستم و به نتيجه آن نيز كاملا آگاه هستم.ولى در عصر كنونى كه دشمنان قسم خورده اسلام، از ايجاد اختلاف ميان امت اسلامى و نابودى اسلام و مسلمين از هيچ كوششى دريغ نمى كنند، آيا دست زدن به مباهله و ... در چنين موقعيتى، موجب اتحاد ميان امت اسلامى است و يا سر آغاز اختلاف جديد و تحريك عواطف و تعصبات مذهبى است.و با همه اين حال اگر مناظره و گفتگوى دوستانه نتيجه نبخشيد، نوبت به مباهله خواهد رسيد.

8 ـ  در پايان تكرار مى كنم كه اينجانب آمادگى كامل دارم كه با جناب مولوى عبد الحميد در رابطه با سخنان ايشان در خطبه هاى نماز جمعه و جلسه ختم قرآن بدون هيچ پيش شرطى در هر كجا و در هر زمان مناظره و گفتگوى دوستانه و صميمى داشته باشم و نتيجه آن در اختيار همگان قرار گيرد و هر يك از سايتهاى خبرى و روزنامه ها و شبكه هاى داخلى و جهانى صلاح ديدند منعكس نمايند.طبق آيه شريفه (كُلُّ نَفْس بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ). المدثر: 74/38، كه هر كس مسئول پاسخگويى كارهاى خويش است و مطابق آيه شريفه ديگر (وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى).  الانعام: 6/164 هيچ كس مسئول عملكرد ديگران نيست.اميدوارم كه جناب مولوى عبد الحميد، خود بزرگ بينى را كنار گذاشته و به اين گفتگوى دوستانه پاسخ مثبت دهند و بدانند كه احترام ايشان از طرف اين جانب كاملا محفوظ است و بر اين باور هستم كه ايشان نيز احترام طرف مقابل را حفظ خواهند نمود، زيرا بر اين عقيده هستيم كه اهانت و جسارت به مقدسات اهل سنت و يا شيعه خيانت به اسلام و گناه نابخشودنى است.بديهى است كه در صورت بروز هر گونه تندى از ناحيه ايشان، از طرف اينجانب جز مهربانى و تمناى سلامتى، پاسخى نخواهند شنيد.

وَالسَّلاَمُ عَلَى مَنْ اتَّبَعَ الْهُدَى.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/13 و ساعت 16:56 |

دکتر سید محمد حسینی قزوینی، مسئول مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج) با انتشار بیانیه ای از مولوی عبدالحمید به دلیل طفره رفتن مکرر ایشان از مناظره و گفتگوی دوستانه انتقاد کرد.

به گزارش شیعه نیوز، در این بیانیه که دکتر حسینی قزوینی آن را سخن پایانی خود خطاب به مولوی عبدالحمید اظهار داشته، آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم
1 ـ در این بیانیه عبارتهایی دور از ادبیات اسلامی به کار رفته بود و دو شخصیت جهانی شیعه (آقایان دکتر عصام و دکتر تیجانی) مورد اهانت مجدد قرار گرفته بودند و نظام جمهوری اسلامی و قوه قضائیه نیز به جانبداری متعصبانه متهم شده بودند و... به ایشان و همفکران عزیرشان خالصانه سلام گفته و کریمانه از کنار آن مطالب نادرست مرور می کنم.

2 ـ دعوت اولیه این جانب از جناب مولوی عبدالحمید، مناظره و گفتگوی دوستانه در خصوص مطالبی بود که ایشان در خطبه های نماز جمعه زاهدان نسبت به دو شخصیت شیعه آقایان دکتر عصام و دکتر تیجانی مطرح کرده بودند و ملتزم بودیم که بحث و گفتگو به خارج از آن کشیده نشود و انتظار از جناب مولوی خیلی فراتر از این بود که قضیه را به انحراف کشانده و به یک معضل تبدیل کرده و با جوسازی علیه نظام و قوه قضائیه، بهره برداری سیاسی نمایند.

3 ـ اگر مسأله اتحاد میان مسلمانان از دیدگاه جناب مولوی عبدالحمید این همه حائز اهمیت است، پس چرا در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی در همایش ختم صحیح بخاری از آقای دکتر محمد إبراهیم رئیس دادگاه مدینه دعوت کردند و ایشان در سخنرانی خود به مقدسات شیعه اهانت کرد و ایشان نه تنها به سخنان وی اعتراض نکردند؛ بلکه در سفر اخیر خود به مدینه منوره از حضور ایشان در همایش، تشکر نمودند.و چرا در سال اتحاد ملی کتابهای وهابیون که شیعه را به مشرکان عصر رسالت تشبیه کرده و خون و مال آنان را مباح دانسته، در سایت رسمی حوزه علمیه زاهدان قرار داده اند مانند: توسل مشروع ...، رساله شیخ الاسلام ابن تیمیه و...چرا در برابر حرکت های تند وهابیت بر ضد شیعه عکس العمل مناسبی نداشته اند؟چرا بیانیه 38 تن از علمای وهابی افراطی عربستان، در وجوب قتل شیعیان و تخریب حرم امامام معصوم (ع) را محکوم ننمودند؟چرا با فتوای ضدّ اسلامی بن جبرین وبراک، در تخریب حرم امیرالمؤمنین و امام حسین و ابوالفضل علیهم السلام برخورد صریح نداشتند؟ بلکه کتاب بن جبرین و صالح فوزان وعبد الرحمن دمشقیه که از تکفیریون وهابی هستند، هم اکنون روی سایت رسمی حوزه علمیه زاهدان موجود است!! و صدها چراها که فرصت بازگو کردن آن نیست!!!

4 ـ چگونه جناب مولوی عبد الحمید از انتقال دو نفر از مذهب مالکی و وهابی به مذهب شیعه این چنین حساسیت به خرج داده و جوسازی می کنند با این که در تاریخ، افراد متعددی از مذهب حنفی به شافعی و از شافعی به حنفی و... منتقل شده اند، همانگونه که مناوی از شخصیتهای بزرگ اهل سنت می گوید: گروهی از بزرگان اهل سنت از مذهب خویش به دیگر مذهب انتقال یافته اند همانند: عبد العزیز بن عمران که از مذهب مالکی به مذهب شافعی منتقل شد و ابوثور، از حنفی به شافعی وطحاوی، از شافعی به حنفی، و امام سمعانی از حنفی به شافعی، و خطیب بغدادی وآمدی وابن برهان از حنبلی به شافعی، و ابن فارس از شافعی به مالکی، و ابن دهان از حنبلی به حنفی و از حنفی به شافعی انتقال مذهب دادند. فیض القدیر، ج 1، ص 273

5 ـ مقام معظم رهبری ـ مدّ ظلّه الوارف ـ که امسال را «سال اتحاد ملی وانسجام اسلامی» معرفی نمودند، هرگز از مناظره و گفتگوی دوستانه علمی منع نفرموده اند، و به تعبیر شهید مطهری: «آن چه نباید صورت گیرد، کارهایی است که احساسات و تعصّبات و کینه های مخالف را بر می انگیزد، امّا بحث علمی سروکارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات». امامت و رهبری، ص 21

6 ـ مگر جناب مولوی عبد الحمید ودیگر عزیزان اهل سنت در مناظره و گفتگوی علمی چه مطالبی می خواهند مطرح کنند که از دادگاه ویژه روحانیت هراس دارند؟ و آیا تا کنون قوه قضاییه به خاطر طرح مسائل علمی دور از تعصب و اهانت، کسی را مورد مؤاخذه قرار داده است؟

7 ـ آیا هدف از کشاندن مناظره به یکی از کشورهای اسلامی و پیش داوری غیر منصفانه، فراهم ساختن زمینه بدبینی و جو سازی علیه نظام جمهوری اسلامی نیست؟ و یا پیشنهاد دعوت از افرادی از خارج از کشور جهت مناظره، نشانگر ضعف علمی نیست؟

8 ـ این جانب مباهله را رد نکرده ام، بلکه پیشنهاد نموده ام که با الهام از سیره نبی مکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اول مناظره و گفتگوی علمی دوستانه صورت پذیرد و در صورتی که گفتگوی علمی به بن بست رسید، نوبت به مباهله خواهد رسید و آمادگی کامل خود را برای مباهله اعلام نموده ام.

در پایان برای آخرین بار از جناب مولوی عبد الحمید در خواست می کنم با بهانه های واهی از گفتگوی دوستانه که بهترین راه برای حل اختلاف فیمابین و زمینه ساز وحدت می باشد، طفره نروند.

وَالسَّلاَمُ عَلَی مَنْ اتَّبَعَ الْهُدَی.

دکتر سید محمد حسینی قزوینی 7/8/86

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/11 و ساعت 17:29 |

پس‌از آنکه  یک روحانی مشهور سنی، در شهر «سوکوتو» به طرزی مشکوک و به وسیله افرادی ناشناس به قتل رسید، نیروهای امنیتی نیجریه آزار و اذیت شیعیان مظلوم این کشور را افزایش داده‌اند.به نقل از ابنا، پس‌از مرگ این روحانی سنی، یکی از اعضای شیعه گروه موسوم به «حرکت اسلامی» یا «برادران مسلمان» از سوی مقامات محلی دستگیر شد. متعاقباً نیروهای پلیس 115 نفر دیگر از شیعیان را دستگیر کردند، 68 خانه تخریب شد و بیش از 50 زن و کودک مفقود شدند!

افزون بر این، 7 نفر از شیعیان نیز به قتل رسیدند که بر اساس برخی از گزارش‌ها تعدادی از این شهداء، زنده در خانه‌های تخریب شده خویش دفن شدند. حتی یک نفر پیش از کشته شدن مثله شد و همه این جنایات که با همکاری نیروهای ملی، محلی و جانیانی در لباس مردم انجام شد در انظار پلیس بوده است!چند هفته بعداز قتل روحانی سنی، مرکز شیعیان، کلینیک پزشکی و مدرسه شیعیان توسط دولت ایالتی تخریب شد. افزون بر این، 115 شیعه بازداشت شد که بیش‌از سه ماه است در زندان به سر می‌برند؛ در حالی که هیچ کدام از آن‌ها مظنون به قتل نیستند.شیعیان سوکوتو معتقدند که دولت محلی از قتل مشکوک این اهل سنت به عنوان دست‌آویزی برای هجوم بیشتر به آن‌ها استفاده کرده است.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/09 و ساعت 16:56 |
مصطفی پورمحمدی" با صدور حکمی "سیدمحسن صادقی" را به سمت مشاور وزیر و مدیر کل امنیتی منصوب کرد.
در حکم صادره از سوی وزیر کشور، رسیدگی به مسائل، شناسائی و احصاء تهدیدات امنیتی و برنامه ریزی مناسب و شایسته برای مدیریت آن و ارتقاء احساس امنیت شهروندی از جمله موارد مهم و در خور اهتمام توسط اداره کل امنیتی وزارت کشور ذکر شده است.

معاون سیاسی و امنیتی استانداری سیستان و بلوچستان، آخرین سمت "صادقی" پیش از انتصاب به سمت مدیر کل امنیتی وزارت کشور بوده است
+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/09 و ساعت 16:49 |
                                                                                                              

 

نشست «شق القمر معجزه پیامبر اعظم (ص) با استناد به تحقیقات ناسا» به همت معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مرکز پژوهش‌ها و فعالیت‌های قرآن و عترت) در پانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم برگزار شد. این نشست از سلسله نشست‌های بخش دانشگاهی ‌پانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم است که به همت معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مرکز پژوهش‌ها و فعالیت‌های قرآن و عترت) با سخنرانی دکتر «عبدالکریم بی‌آزار شیرازی» رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی» و با حضور دکتر سید «بابک فرزانه» رئیس مرکز پژوهش‌ها و فعالیت‌های قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی، در پانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم برگزار شد.حجت الاسلام بی‌آزار شیرازی در این نشست ابتدا سخنانی درباره شق القمر معجزه پیامبر اکرم (ص) از طریق آیات و شواهد تاریخی بیان کرد سپس به بررسی این موضوع با یافته‌های فضانوردان سازمان ناسا پرداخت و اثبات کرد که این یافته‌های علمی در واقع سندی بر حقانیت این معجزه از سوی پیامبر اسلام (ص) است.وی در ارتباط با اهمیت معجزه شق القمر گفت: این معجزه هم‌چون قرآن معجزه باقیه رسول اکرم (ص) است و کسانی که فعل «انشق» را در آیه «اقتربت الساعة و انشق القمر» مضارع لحاظ کرده‌اند و گفتند که این انشقاق مربوط به زمان ظهور حضرت است، اشتباه کرده‌اند بلکه این معجزه باقیه پیامبر اکرم (ص) است و می‌توان این مسأله را در یافته‌های دانشمندان غربی به طور وضوح یافت.نویسنده تفسیر «کاشف» گفت: طبق مطالعاتی که بر روی تحقیقات سازمان ناسا در این رابطه انجام داده‌ام متوجه شده‌ام که آن‌ها سه نوع شکاف را در روی کره ماه شناسایی کرده‌اند؛ اول شکاف‌های دایره‌ای که توسط ریزش سنگ‌های آسمانی به وجود آمده است، دوم شکاف‌های مارپیچ و سوم شکاف‌های کمربندی، آن‌ها در بررسی این شکاف‌ها برای هر کدام از دو شکاف اولیه دلایلی را یافته‌اند اما در رابطه با شکاف کمربندی به پاسخی علمی دست نیافته‌اند؛ زیرا این امر معجزه و از امور خرق عادت است.بی‌آزار شیرازی در پایان سخنان خود به اهمیت بالای آیات علمی در قرآن کریم اشاره کرد و گفت: آیات علمی قرآن علومی را به ما می‌دهند که بسیار کاربردی و جدید است ولی متأسفانه ما مسلمانان تنها یاد گرفته‌ایم این کتاب را روخوانی کنیم و آن را منبعی برای کسب ثواب برای خود قرار دهیم و این در صورتی است که جامعه غربی به نحو احسن از این آیات برای رسیدن به مسائل علمی استفاده می‌کند به شکلی که بسیاری از دانشمندان غربی با دیدن این آیات در قرآن کریم تلاش کرده و نظریه علمی خود را اثبات می‌کنند و این در واقع مصداق کلام رسول اکرم (ص) است که فرمودند: «مبادا دیگران در خواندن این کتاب (قرآن) بر شما سبقت بگیرند.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/08 و ساعت 17:14 |
                             دوستی از ان سر ایران سئوال ذیل را پرسیدند

سلام
خواستی بحث کیم
چرا در پایتخت کشور اسلامی ایران (تهران) اجازه ی ساخت مسجد اهل سنت را نمی دهند
چون می دانند
جا الحق وزهق الباطل
منظرم به من سر بزنی وجواب قانع کننده ای بدهی

در پاسخ: فارغ از همه ی دغدقه ها مثل کشتار بی رحمانه ی روزانه ی مسلمانان سنی در فلسطین - افغانستات- عراق-دارفو-و ظلم وستمی که بر جهان اسلام توسط یهود حاکم هست و دشمنان قسم خورده اسلام شمشیر را از رو بسته اندو هروز دامنه ی تجاوز شان را گسترده میکنندتا دمار از روزگار مسلمانان در بیاورند چند پاسخ ابکی نوشتیم شاید مفهوم ان را بفهمند!!!

چرا اجازه ي ساخت مسجد در تهران داده نميشود؟

چند پاسخ مختصر:

1-     به همين دليل كه اجازه نمي دهند تا مقبره اي براي امامان معصوم در بقيع بسازند.

2-     اجازه نمي دهند تا قبر پيامبر را مشتاقانش و دوستارانش ببوسن.

3-     اجازه دادند تا خانه ي زهرا دختر پيامبر را در مدينه خراب كنند

4-     اجازه ميدهند تا مسجد شيعيان را در مدينه خراب كنند

5-     اجازه نميدهند تا شيعيان مسجدي در مكه بسازند

6-     اجازه نميدهند تا مسجد دوازده متري شيعيان در مدينه بزرگ شود

7-     اجازه ميدهند تا در عراق مسجد شيعيان را منفجر كنند و بعد هم مسجد سنيان را خراب كنند و بندازند به گردن هم

8-     به همين دليل كه ساخت مسجد در مهد كفر و رافضي جايز نيست

9-     به همين دليل كه ساخت مسجد در زمين غصبي كه شيعيان ان را غصب كردند جايز نيست

10- به همين دليل كه قاطبه مردم تهران دشمنان سنيها و كافرند.جايز نيست تا در وسط كفار كه احتمال تخريب خانه ي خدا ميرود مسجد ساخت و با دست خودمان هتك حرمت بيت ا لله را بكنيم.

11- به همين دليل كه هيچ تضميني براي نفوذ دشمن در دل شيعيان نيست انها ممكن هست گول بخورند و خانه خدا را خراب كنند.اين گنا ه هست .

12- و شايد به همين دليل كه در دل تهران هزاران خانه ي ضراره   به اسم خانه ي خدا وجود دارد و درروز مليونها نفر در ان ،خدا را كه نه . شيطان را عبادت ميكنند انهم بي شرم و روها به طرف كعبه ، جايز نيست در كنار خانه مشركين خانه ي امن خدا ساخته شود . اين بي حرمتي هست.

13- و.......شايد چون در خانه هاي مشركين به اسم مساجد هزاران قران تحريف شده وجود دارد كه ممكن هست خداي نا كرده با يكي از قرانهاي مسجد اهل سنت عوض شود در اين صورت جايز نيست ما با دست خودمان قران تحريف شده اي را به دست مسلماني بدهيم تا كلام خدار ا تحريف مند . اين حرام هست.

14- و......در تهران مليونها كافر حضور دارند كه كشتن هريك از انها بهشت را براي قاتلينشان واجب ميكند با توجه به اينكه حكومت ضد اسلام و قران هست ممكن هست ان قاتلين بي گناه را به دار اويزان كند و اين جايز نيست.

15- و....بقول خودتان.... جا الحق وزهق الباطل و..... دهها دليل ديگر ديگه

اميراحمدي

دیگران را هم برای مشارکت دعوت میکنیم . بسم الله

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/06 و ساعت 17:3 |

در پی انتشار خبر اعتراض شدید مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان نسبت به شبکه سوم سیما، دکتر سید محمد حسینی قزوینی روز جمعه 27 مهرماه آمادگی خود را جهت مناظره با ایشان بدون هیچ پیش شرطی اعلام کرد.دکتر حسینی قزوینی، عضو هیأت علمی و رئیس بخش حدیث دانشگاه بین المللی آل البیت علیهم السلام، استاد حوزه علمیه قم در سطوح عالی و مسئول مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج) می باشد که در اطلاعیه ای آمادگی خود را برای مناظره با عبدالحمید اعلام کرده بود.پس از گذشت چند روز از دعوت به مناظره عبدالحمید توسط دکتر حسینی قزوینی، حوزه دارالعلوم زاهدان از رد این مناظره از سوی امام جماعت مسجد مکی زاهدان خبر داد.بنابر این گزارش، این حوزه به علت آنچه که شخصیت شناخته شده و جهانی عبدالحمید خوانده و همچنین پرهیز از بحث، جدل و مناقشاتی که در مناظره ها رخ می دهد، میدان مناظره را برای شخص عبدالحمید مناسب ندیده و آورده است: «اگر آقای دکتر قزوینی آمادگی مباهله داشته باشد، ایشان جهت مباهله آمادگی کامل خود را اعلام می‌دارند.» حوزه دارالعلوم زاهدان در ادامه می افزاید: «این در واقع روش حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم و بزرگان دین است. آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم نیز دعوت به مناظره شدند اما پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم خواستار مباهله شدند.»

واما درخواست مجدد از مولوی برای مناطره:

بسم الله الرحمن الرحیم
«به دنبال دعوت این جانب از جناب مولوی عبد الحمید برای مناظره و گفتگوی دوستانه پیرامون سخنان ایشان در نماز جمعه زاهدان، در سایت ویژه حوزه علمیه زاهدان اعلام کردند که ایشان حاضر به مناظره نیست بلکه آماده مباهله می باشد و شاگردان ایشان با شرائطی، آمادگی خود را برای مناظره اعلام کرده اند. اینجانب ضمن احترام به جناب مولوی عبد الحمید اعلام می دارم:

1 ـ فرار از مناظره بر خلاف سیره أنبیاء و علمای اسلام است که در طول تاریخ در موارد اختلافی با یکدیگر به گفتگو و مناظره می پرداختند.

2 ـ ارجاع به شاگردان، نوعی فرار از مناظره و تحقیر طرف مقابل و عدم رعایت شأن علمی و دور شدن از صفا وصمیمیت است.اگر هدف از جلو فرستادن شاگردان، جدل و مناقشه وتحریک عواطف و احساسات، وشعله ور ساختن آتش اختلاف میان شیعه و سنی می باشد، این کار نه تنها مخالف با نظر مقام معظم رهبری مدّ ظله الوارف می باشد که امسال را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی معرفی نموده است بلکه دست زدن به چنین کاری مخالف سیره أئمّة علیهم السلام و روش بزرگان شیعه و مراجع عظام تقلید است.در جهان امروز که دشمنان اسلام، در جهت ایجاد اختلاف و تنش های مذهبی و نابودی اسلام و مسلمانان، تمام تلاش خود را به کار می برند، جدل و مناقشه دو گروه مذهبی که تابع یک دین می باشند و مشترکات متعددی دارند، خیانت به اسلام می باشد.

3 ـ مناظره را مشروط به شرطی نمودن در مقابل کسی که هیچ شرطی قائل نیست، خلاف عدالت است.

4 ـ اگر جناب آقای مولوی عبد الحمید بر این باور هستند که یک شخصیتی شناخته شده و... می باشند، با شرکت در مناظره دوستانه و بدون جدل، عملاً راه و روش مناظره صحیح را به دیگر افراد آموزش دهند.

5 ـ مباهله در صورتی است که بحثهای علمی و منطقی به بن بست رسیده باشد، همانگونه که رسول اکرم (ص) پس از بحث و مناظره با نصاری نجران و اصرار آنان بر عناد، پیشنهاد مباهله دادند.فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنْ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ... آل عمران: 61. فخر رازی از علمای بزرگ اهل سنت می گوید: (فَمَنْ حَاجَّکَ) بعد هذه الدلائل الواضحة والجوابات اللائحة فاقطع الکلام معهم وعاملهم بما یعامل به المعاند ، وهو أن تدعوهم إلی الملاعنة. تفسیر الکبیر، ج 8، ص 82.

مجدداً از جناب آقای مولوی عبد الحمید دعوت می کنیم که خود بزرگ بینی را کنار گذاشته و به این گفتگوی دوستانه پاسخ مثبت دهند و یقین کنند که احترام هریک از طرف مقابل کاملا محفوظ و مقدسات هیچیک از طرفین مورد اهانت قرار نخواهد گرفت؛ زیرا بر این عقیده هستیم که اهانت و جسارت به مقدسات اهل سنت و یا شیعه خیانت به اسلام و گناه نابخشودنی است.

بنا بر این، با الگو پذیری از روش پیامبر گرامی صلّی اللّه علیه وآله، در صورتی که گفتگوی دوستانه نتیجه نبخشید، نوبت به مباهله خواهد رسید.

وَالسَّلاَمُ عَلَی مَنْ اتَّبَعَ الْهُدَی.
دکترسید محمد حسینی قزوینی

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/04 و ساعت 9:24 |

در سایت سنی انلاین اعلام شده بود که طی درخواستی از مولوی دعوت به مناظره شده که شاگردان ایشان از طف او این مناظره را رد و خودشان اعلام امادگی کردند بدینوسیله به اطلاع ایشان میرساند که این جانب یک معلم ساده و بی الایش و بی ادعاامادگی خود را برای مناظره ی اینترنتی با مولوی عبدالحمید اسماییل زهی در خصوص حقانیت مکتب اهل بیت پیامبر اسلام و اسلام محمدی  اعلام میکنم . این مطالب  و مباحث بدون سانسور در تمام ایران قابل دریافت خواهد بود . ضمنا نماینده هم از طرف ایشان قبول میکنم .ایشان میتوانند موافقت خود را از طریق سایت سنی انلاین اعلام کنند. اگر لازم باشدحاضر به مباهله هم با ایشان هستیم به شرطی که ایشان دست فرزندان ابو حنیفه و سه خلیفه ی اول را بگیرند و من هم دست فرزندان فقط خلیفه ی چهارم را !!!! مباهله یک به سه .

       از اعلام امادگی ایشان ممنون خواهم بود

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/01 و ساعت 20:1 |
أبو حنيفه  گفته است: اگر مردى در برابر قرار داد ده درهم با مادرش ازدواج و نزديكى نمايد زناكار نخواهد بود و حدّ زناكار هم بر وى جارى نمى شود، و اگر مردى آلتش را در پارچه اى به پيچد و با زنى همبستر شود زناكار نيست و حدّ بر او جارى نمى شود.

قال أبو حنيفة : لو أن رجلا تزوج أمه على عشرة دراهم لم يكن زانيا، ولم يجب عليه الحد، ولو أن رجلا لف ذكره بحريرة ثم أدخله فرج امرأة لم يكن زانيا ولم يجب عليه الحد.   - الفضل بن شاذان الأزدي ص 92.

توجه :واقعا که بعضی ها دلشان به فتاوای چه کسانی خوش هست و ریش و قیچی دین و دنیایشان و اخرتشان را به چه کسانی داده اند که هیچ علقه ای و پیوندی با پیامبر اسلام  ندارند و .....حالا اگر از اقای عبدالحمید اسماییل زهی که به مدد پولهای عربستان و ... اسراییل شخصیت مثلا جهانی پیدا کرده است (نقل از سنی انلاین) دعوت به مناظره شوند و همین یک سئوال از او پرسیده شود پاسخی دارند یا خیر ؟

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/08/01 و ساعت 19:16 |