تبليغاتX
تفتان خبر
 

روزی جمعی از اصحاب پیغمبر بحث می نمودند در اطراف این موضوع که کدام حرف است در حروف که از همه بیشتر در کلام موجود است؟ معلوم شد حرف الف از همه بیشتر است و هیچکس نمی نتواند کلامی بگوید که الف در آن نباشد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) حضور داشتند. بدون تأمّل و فی البداهه خطبه ای فرمودند. چنانکه عقلها حیران ماند و نام این خطبه را مونقه گذاشتند؛ یعنی در حسن و نیکویی و بلاغت، شگفت آور است.


حَمِدتُ مَن عَظُمَت مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَت نِعمَتُهُ، وَ سَبَقَت رَحمَتُهُ، وَ تَمَّت کَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَت مَشیَّتُهُ، وَ بَلَغَت حُجَّتُهُ، و عَدَلَت قَضیَّتُهُ، وَ حَمِدتُ حَمَدَ مُقِرٍّ بِرُبوبیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبودیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِن خَطیئتِهِ، مُعتَرِفٍ بِتَوحیَدِهِ، مُستَعیذٍ مِن وَعیدِهِ، مُؤَمِّلٍ مِن رَبِّهِ مَغفِرَةً تُنجیهِ، یَومَ یُشغَلُ عَن فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَستَعینُهُ، وَ نَستَرشِدُهُ، وَ نُؤمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ، وَ شَهِدتُ لَهُ بِضَمیرٍ مُخلِصٍ موقِنٍ، وَ فَرَّدَتُهُ تَفریدَ مُؤمِنٍ مُتقِنٍ، وَ وَحَّدَتُهُ تَوحیدَ عَبدٍ مُذعِنٍ لَیسَ لَهُ شَریکٌ فی مُلکِهِ، وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ فی صُنعِهِ، جَلَّ عَن مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَن مِثلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَکَ، فَقَهَرَ، وَعُصیَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَکَرَ، وَ حَکَمَ فَعَدَلَ، وَ تَکَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ، لَم یَزَل وَ لَم یَزولَ، وَ لیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ، وَهُوَ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ وَ بَعدَ کُلِّ شَیءٍ، رَبٌّ مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ، مَتَمَلِّکٌ بِقُوَّتِهِ، مُتَقَدِّسٌ بِعُلُوِّهِ، مُتَکَبِّرٌ بِسُمُوِّهِ لَیسَ یُدرِکُهُ بَصَرٌ، وَ لَم یُحِط بِهِ نَظَرٌ، قَویٌ، مَنیعٌ، بَصیرٌ، سَمیعٌ، علیٌّ، حَکیمٌ، رَئوفٌ، رَحیمٌ، عَزیزٌ، عَلیمٌ، عَجَزَ فی وَصفِهِ مَن یَصِفُهُ، وَ ضَلَّ فی نَعتِهِ مَن یَعرِفُهُ، قَرُبَ فَبَعُدَ، وَ بَعُدَ فَقَرُبَ، یُجیبُ دَعوَةَ مَن یَدعوهُ، وَ یَرزُقُ عَبدَهُ وَ یَحبوهُ، ذو لُطفٍ خَفیٍّ، وَ بَطشٍ قَویٍّ، وَ رَحمَةٍ موسِعَةٍ، وَ عُقوبَةٍ موجِعَةٍ، رَحمَتُهُ جَنَّةٌ عَریضَةٌ مونِقَةٌ، وَ عُقوبَتُهُ حَجیمٌ مؤصَدَةٌ موبِقَةٌ، وَ شَهِدتُ بِبَعثِ مُحَمَّدٍ عَبدِهِ وَ رَسولِهِ صَفیِّهِ وَ حَبیبِهِ وَ خَلیلِهِ، بَعَثَهُ فی خَیرِ عَصرٍ، وَ حینَ فَترَةٍ، وَ کُفرٍ، رَحمَةً لِعَبیدِهِ، وَ مِنَّةً لِمَزیدِهِ، خَتَمَ بِهِ نُبُوَّتَهُ، وَ قَوّی بِهِ حُجَّتَهُ، فَوَعَظَ، وَ نَصَحَ، وَ بَلَّغَ، وَ کَدَحَ، رَؤفٌ بِکُلِّ مُؤمِنٍ، رَحیمٌ، ولیٌّ، سَخیٌّ، ذَکیٌّ، رَضیٌّ، عَلَیهِ رَحمَةٌ، وَ تَسلیمٌ، وَ بَرَکَةٌ، وَ تَعظیمٌ، وَ تَکریمٌ مِن رَبٍّ غَفورٍ رَحیمٍ، قَریبٍ مُجیبٍ، وَصیَّتُکُم مَعشَرَ مَن حَضَرَنی، بِتَقوی رَبِّکُم، وَ ذَکَّرتُکُم بِسُنَّةِ نَبیِّکُم، فَعَلَیکُم بِرَهبَةٍ تُسَکِّنُ قُلوبَکُم، وَ خَشیَةٍ تَذری دُموعَکُم، وَ تَقیَّةٍ تُنجیکُم یَومَ یُذهِلُکُم، وَ تُبلیکُم یَومَ یَفوزُ فیهِ مَن ثَقُلَ وَزنَ حَسَنَتِهِ، وَ خَفَّ وَزنَ سَیِّئَتِهِ، وَ لتَکُن مَسئَلَتُکُم مَسئَلَةَ ذُلٍّ، وَ خُضوعٍ، وَ شُکرٍ، وَ خُشوعٍ، وَ تَوبَةٍ، وَ نَزوعٍ، وَ نَدَمٍ وَ رُجوعٍ، وَ لیَغتَنِم کُلُّ مُغتَنَمٍ مِنکُم، صِحَّتَهُ قَبلَ سُقمِهِ، وَ شَیبَتَهُ قَبلَ هِرَمِهِ، وَ سِعَتَهُ قَبلَ عَدَمِهِ، وَ خَلوَتَهُ قَبلَ شُغلِهِ، وَ حَضَرَهُ قَبلَ سَفَرِهِ، قَبلَ هُوَ یَکبُرُ، وَ یَهرَمُ، وَیَمرَضُ، وَ یَسقَمُ، وَ یُمِلُّهُ طَبیبُهُ، وَ یُعرِضُ عَنهُ جَیِبُهُ، وَ یَتَغَیَّرَ عَقلُهُ، وَ لیَقطِعُ عُمرُهُ، ثُمَّ قیلَ هُوَ مَوَعوکَ، وَ جِسمُهُ مَنهوکٌ، قَد جَدَّ فی نَزعٍ شَدیدٍ، وَ حَضَرَهُ کُلُّ قریبٍ وَ بَعیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ، وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبینُهُ، وَ سَکَنَ حَنینُهُ، وَ جُذِبَت نَفسُهُ، وَ نُکِبَت عِرسُهُ، وَ حُفِرَ رَمسُهُ، وَ یُتِمَّ مِنهُ وُلدُهُ، وَ تَفَرَقَ عَنهُ عَدَدُهُ، وَ قُسِّمَ جَمعُهُ، وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمعُهُ، وَ کُفِّنَ، وَ مُدِّدَ، وَ وُجِّهَ، وَ جُرِّدَ، وَ غُسِّلَ، وَ عُرِیَ، وَ نُشِفَ، وَ سُجِیَ، وَ بُسِطَ لَهُ، وَ نُشِرَ عَلَیهِ کَفَنُهُ، وَ شُدَّ مِنهُ ذَقَنُهُ، وَ قُمِّصَ، وَ عُمِّمَ، وَ لُفَّ، وَ وُدِعَّ، وَ سُلِّمَ، وَ حُمَلِ فَوقَ سَریرٍ، وَ صُلِّیَ عَلَیهِ بِتَکبیرٍ، وَ نُقِلَ مِن دورٍ مُزَخرَفَةٍ، وَ قُصورٍ مُشَیَّدَةٍ، وَ حَجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فی ضَریحٍ مَلحودَةٍ، ضَیِّقٍ مَرصوصٍ بِلبنٍ، مَنضودٍ، مُسَقَّفٍ بِجُلمودٍ، وَ هیلَ عَلیهِ حَفَرُهُ، وَ حُثِیَ عَلیهِ مَدَرُهُ، فَتَحَقَّقَ حَذَرُهُ، وَ نُسِیَ خَبَرُهُ وَ رَجَعَ عَنهُ وَلیُّهُ، وَ نَدیمُهُ، وَ نَسیبُهُ، وَ حَمیمُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قرینُهُ، وَ حَبیبُهُ، وَ صَفیُّهُ، وَ نَدیمُهُ فَهُوَ حَشوُ قَبرٍ، وَ رَهینُ قَفرٍ، یَسعی فی جِسمِهِ دودُ قَبرِهِ وَ یَسیلُ صَدیدُهُ مِن مِنخَرِهِ، یُسحَقُ ثَوبُهُ وَ لَحمُهُ، وَ یُنشَفُ دَمُهُ، وَ یُدَقُّ عَظمُهُ، حَتّی یَومَ حَشرِهِ، فَیُنشَرُ مِن قَبرِهِ، وَ یُنفَخُ فِی الصّورِ، وَ یُدعی لِحَشرٍ وَ نُشورٍ، فَثَمَّ بُعثِرَت قُبورٌ، وَ حُصِّلَت صُدورٌ، وَ جیء بِکُلِّ نَبیٍّ، وَ صِدّیقٍ، وَ شَهیدٍ، وَ مِنطیقٍ، وَ تَوَلّی لِفَصلِ حُکمِهِ رَبٌّ قدیرٌ، بِعَبیدِهِ خَبیرٌ وَ بَصیرٌ، فَکَم مِن زَفرَةٍ تُضنیهِ، وَ حَسرَةٍ تُنضیهِ، فی مَوقِفٍ مَهولٍ عَظیمٍ، وَ مَشهَدٍ جَلیلٍ جَسیمٍ، بَینَ یَدَی مَلِکٍ کَریمٍ، بِکُلِّ صَغیرَةٍ وَ کَبیرَةٍ عَلیمٍٍ، حینَئِذٍ یُلجِمُهُ عَرَقُهُ، وَ یَحفِزُهُ قَلَقُهُ، عَبرَتُهُ غَیرُ مَرحومَةٍ، وَ صَرخَتُهُ غَیرُ مَسموعَةٍ، وَ حُجَّتُهُ غَیرُ مَقبولَةٍ، وَ تَؤلُ صَحیفَتُهُ، وَ تُبَیَّنُ جَریرَتُهُ، وَ نَطَقَ کُلُّ عُضوٍ مِنهُ بِسوءِ عَمَلِهِ وَ شَهِدَ عَینُهُ بِنَظَرِهِ وَ یَدُهُ بِبَطشِهِ وَ رِجلُهُ بِخَطوِهِ وَ جِلدُهُ بِمَسِّهِ وَ فَرجُهُ بِلَمسِهِ وَ یُهَدِّدَهُ مُنکَرٌ وَ نَکیرٌ وَ کَشَفَ عَنهُ بَصیرٌ فَسُلسِلَ جیدُهُ وَ غُلَّت یَدُهُ وَ سیقَ یُسحَبُ وَحدَهُ فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِکَربٍ شَدیدٍ وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فی جَحیمٍ وَ یُسقی شَربَةٌ مِن حَمیمٍ تَشوی وَجهَهُ وَ تَسلخُ جَلدَهُ یَضرِبُهُ زَبینَتُهُ بِمَقمَعٍ مِن حدیدٍ یَعودُ جِلدُهُ بَعدَ نَضجِهِ بِجلدٍ جدیدٍ یَستَغیثُ فَیُعرِضُ عَنهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمُ وَ یَستَصرخُ فَیَلبَثُ حُقبَهُ بِنَدَمٍ نَعوذُ بِرَبٍّ قَدیرٍ مِن شَرِّ کُلِّ مَصیرٍ وَ نَسئَلُهُ عَفوَ مَن رَضیَ عَنهُ وَ مَغفِرَةَ مَن قَبِلَ مِنهُ فَهُوَ وَلیُّ مَسئَلَتی وَ مُنحُجِ طَلِبَتی فَمَن زُحزِحَ عَن تَعذیبِ رَبِّهِ سَکَنَ فی جَنَّتِهِ بِقُربِهِ وَ خُلِّدَ فی قُصورِ مُشَیَّدةٍ وَ مُکِّنَ مِن حورٍ عینٍ وَ حَفَدَةٍ وَ طیفَ عَلَیهِ بِکُئوسٍ وَ سَکَنَ حَظیرَةَ فِردَوسٍ، وَ تَقَلَّبَ فی نَعیمٍ، وَ سُقِیَ مِن تَسنیمٍ وَ شَرِبَ مِن عَینٍ سَلسَبیلٍ، مَمزوجَةٍ بِزَنجَبیلٍ مَختومَةً بِمِسکٍ عَبیرٍ مُستَدیمٍ لِلحُبورٍ مُستَشعِرٍ لِلسّرورِ یَشرَبُ مِن خُمورٍ فی رَوضٍ مُشرِقٍ مُغدِقٍ لَیسَ یَصدَعُ مَن شَرِبَهُ وَ لَیسَ یَنزیفُ هذِهِ مَنزِلَةُ مَن خَشِیَ رَبَّهُ وَ حَذَّر نَفسَهُ وَ تِلکَ عُقوبَةُ مَن عَصی مُنشِئَهُ وَ سَوَّلَت لَهُ نَفسُهُ مَعصیَةَ مُبدیهِ ذلِکَ قَولٌ فَصلٌ وَ حُکمٌ عَدلٌ خَیرُ قَصَصٍ قَصَّ وَ وَعظٍ بِهِ نَصَّ تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمیدٍ نَزَلَ بِهِ روحُ قُدُسٍ مُبینٍ عَلی نَبیٍّ مُهتَدٍ مَکینٍ صَلَّت عَلَیهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُکَرَّمونَ بَرَرَةٌ عُذتُ بِرَبٍ رَحیمٍ مِن شَرِّ کُلِّ رَجیمٍ فَلیَتَضَرَّع مُتَضَرِّعُکُم وَ لیَبتَهِل مُبتَهِلُکُم فَنَستَغفِرُ رَبَّ کُلِّ مَربوبِ لی وَ لَکُم.


ستایش می کنم کسی را که منّتش عظیم است و نعمتش فراوان؛ و رحمتش (بر غضبش) پیشی گرفته است. سخن (و حکم) اوتمامیّت یافته (و قطعی است)؛ خواست او نافذ و برهانش رسا و حکمش بر عدالت است.


ستایش می کنم، به سان سپاس آن که معترف به ربوبیّتش و پر خضوع دربندگی اوست. و از گناه خویش (بریده و) کنده شده و به توحید او اقرار می نماید. و از وعید (و بیم) عذابش (به خود او) پناه می برد. و از درگاه پروردگارش امیدوار آمرزشی است که او را نجات بخشد، در روزی که (انسان را به گرفتاری خویش مشغول و) از بستگان و فرزندانش غافل می سازد.


از او یاری و هدایت می جوییم و به او ایمان داریم و بر او توکّل می کنیم. از ضمیری با اخلاص و یقین، برای او (به توحید) گواهی می دهم و او را به یکتایی می شناسم. یکتا شناسی فردی مؤمن و استوار (در یقین). و او را یگانه می شمارم، یگانه دانستن بنده ای خاضع. نه در پادشاهی خود شریکی دارد و نه درآفرینشش یاوری. برتر از آن است که مشاور و وزیری داشته باشد و منزّه است از داشتن همانند و نظیری. (بر کردارها) آگاهی یافت و پوشیده داشت. و از نهان امور مطّلع گردید و بدان آگاه است و اقتدار و چیرگی دارد.


نافرمانی گشت و آمرزید، طاعت و بندگی اش نمودند و او شکرگزاری نمود. فرمان روایی کرد و عدالت گسترد؛ و برتر از شائبه ی هر نقص و عیبی است و (آنچه شایسته ی هر چیزی بود، به او) عطا فرمود. همیشه بوده و هست و هیچ گاه زوال نمی یابد. و چیزی همانندش نیست. و او پیش از هر چیزی است و پس از هر چیزی. پروردگاری است که به عزّتش یگانه و به قدرت خویش پادشاه (و مقتدر). و به برتری شأنش پاک (و منزّه) است. و به علوّ مقامش (به حق) خود را بزرگ می شمارد. دیده ای او را نمی بیند و نگرشی (در معرفت) بر او احاطه پیدا نمی کند.


قوی و مقتدر و بینا و شنوا و برتر و حکیم و رؤوف و مهربان و عزّتمند و داناست. هر آن که به توصیف او برآید، در وصفش حیران ماند. (به آفریدگان) نزدیک است و (در رفعت مقام، از آنان) دور است. (به علوّ شأنش از آنان) دور است و (به آنان) نزدیک است، و دعای کسی را که او را بخواند، اجابت می کند. و به بنده اش روزی می دهد و بدو عطا می فرماید. دارای لطفی است پنهان و قهری قوی و رحمتی گسترده و کیفری دردناک. رحمتش بهشتی پهناور و زیبباست و کیفرش جهنمی در بسته و هلاکت بار.


و گواهی می دهم به بعثت محمّد صلّی الله علیه و آله، بنده و فرستاده و برگزیده و حبیب و خلیلش که او را –در بهترین (و ضروری ترین) برهه و در دوران گسیختگی (وحی) و کفر- به عنوان رحمتی برای بندگان خود و نعمتی برجسته از نعمتهای فراوان خویش مبعوث فرمود. خداوند کار (برانگیختن پیامبران به) پیامبری (از جانب) خود را به وسیله او به پایان رسانید و برهان خویش را با وی قوّت بخشید و آن بزرگوار نیز موعظه فرمود و خیرخواهی نمود و به سختی کوشید، نسبت به هر مؤمنی رؤوف و مهربان بود. سروری بخشنده و پاک گهر و راضی (به قضا و حکم حق) بود. رحمت و سلام و برکت و تعظیم و تکریمی (ویژه و فراوان) از سوی پروردگاری آمرزنده و مهربان و نزدیک و اجابت کننده، بر او باد.


ای گروهی که نزدم حاضرید؛ شما را به تقوای پروردگارتان سفارش می کنم و به شیوه پیامبرتان یادآوری می نمایم. پس بر شما باد به ترسی که در دلهایتان جای گیرد و هراسی که اشکتان را جاری کند و تقوایی که نجاتتان بخشد، در روزی که هر که وزن نیکی اش سنگین و وزن کار بدش سبک باشد، رستگار شود. درخواست شما (از پروردگارتان) درخواستی توأم با ذلّت و افتادگی و شکرگزاری و فروتنی و توبه و کنده شدن (از گناه) و پشیمانی و بازگشت (به طاعت) باشد.


هر کدامتان که غنیمت شمار (فرصت) است، عافیتش را پیش از بیماری و پیری اش را پیش از تهی دستی و فراغتش را پیش از (گرفتاری و) مشغولیت و زمان حضورش را پیش از کوچ، غنیمت بشمارد. پیش از آن که پیر شود و گرفتار بیماری و ناخوشی گردد و (به حالی افتد که) طبیبش از او ملول شود و (نزدیکترین) دوستش نیز از او روی گرداند و عقلش تباه گردد و رشته عمرش بگسلد. آن گاه گفته شود که فلانی به سختی بیمار است و تنش به شدّت نحیف شده و در بستر احتضاری سخت افتاده است. و هر خویش و بیگانه ای (به عیادت و وداع) به بالینش آمده است. پس دیده اش را با خیرگی به بالا افکنده، نگاهش را بدان سو دوخته، پیشانی اش عرق کرده، ناله های دردآلودش آرام شده و جانش گرفته شد.


(در چنین حالی می بینی که) تیره بختی به همسرش روی آورده، گورش را کندند و فرزندانش بی سرپرست ماندند و نفراتش از دور او پراکنده شدند و آنچه جمع آوری کرده بود، تقسیم شده و بینایی و شنوایی اش از بین رفته است. (هم اکنون می بینی) رویش پوشانده، دست و پایش کشیده، رو به قبله اش کشیده اند و برهنه اش نموده، غسلش داده اند؛ (از هر جامه و پیرایه ای) عاری اش داشته، خشکش نموده اند و پارچه ای بر او افکنده و بر او کشیده اند و آماده اش نموده، (قطعه دیگر) کفنش را نیز بر او افکنده اند، (به گونه ای که) از آن کفن چانه اش را بسته، پیراهن وعمامه هم برایش قرار داده، در لفافش پیچیده اند و (نزدیکان) با او وداع نموده، بدرودش گفتند.


(اینک می نگری) بر تابوتش حمل نمودند و با تکبیر بر او نماز گزارند و از خانه های پر زرق و برق و قصرهای مجلّل، با اتاقهای منظّم و پی در پی، منتقل شده است. در گوری که برایش کنده اند، گذاشته شد. گوری که تنگ است و با خشتهای محکم چیده شده و سقفش با تخته سنگهایی پوشیده شده است و خاک قبرش را بر او ریخته، کلوخ بر او پاشیدند. پس آنچه که از آن هراسان بود، واقع شد و خبرش به فراموشی سپرده شد و (کسانی که) یار و همنشین و خویشاوند و دوست (او بودند)، از وی برگشتند و تنهایش گذاشتند و همدم و رفیق و یار و ندیمش، کسانی دیگر به جای او برگزیدند.


(اکنون) درون قبری قرار گرفته و به مکان تنها و خلوتی سپرده شده. کرمهای قبر در بدنش می دوند و خون و چرک از بینی اش روان است و جامه و بدنش فرسوده می شوند، خونش می خشکد و استخوانش فرسوده می شود. (و بدین گونه است) تا روز حشر او؛ که از قبرش برانگیخته شود و در صور دمیده شود و برای حشر و نشر فرایش خوانند. پس آنجاست که قبور، زیر و رو می گردند و آنچه در سینه هاست، بیرون کشیده (و هویدا) می شوند و هر پیامبر و صدیق و شهید سخنوری (که مجاز به تکلّم است)، آورده می شوند.


داوری قاطع آن روز را پروردگاری به عهده دارد که مقتدر بر بندگانش وآگاه و بینا (به حالشان) است. پس بسا ناله هایی که او را رنجور و زمین گیر و حسرتی که فرسوده و نحیفش می گرداند. در جایگاهی هولناک و عظیم و مجتمعی بزرگ و وسیع، در مقابل پادشاهی بزرگوار که به هر کار کوچک و بزرگی داناست. در آن هنگام عرقش تا به دهان می رسد و اضطراب و ناراحتی اش، آرامش او را می رباید. اشکش مایه ترحّم بر وی نمی شود و ناله اش شنیده (و بدان توجّه) نمی گردد. و دلیل (و عذر) او پذیرفته نخواهد بود. نامه عملش به سویش باز می گردد (و به وی سپرده می شود) و بدی کردارش (بر او و دیگران) بیان می شود.


هر عضوی از او به بدی کارش گواهی می دهد. چشمش به نگاه او (به حرام) و دستش به سخت گیری (نامورد) او و پایش به گام برداشتن (به سوی حرام)، پوستش به لمس (نامشروع) و شرمگاهش به تماس (به حرام) گواهی می دهند. فرشتگان نکیر و منکر او را (به عذاب وحشتناک) تهدید می کنند و (خداوند) بینا از کارش پرده بر می دارد. پس زنجیر در گردنش افکنده، دستش با غل بسته می شود و کشان کشان و در تنهایی رانده می شود. و در آتش دوزخ عذاب می گردد. و شربتی از آب داغ به وی نوشانیده می شود که چهره اش پخته و پوستش را می کند.


فرشته مأمور (عذاب او) به سوی آتش می راندش، او را با گرزی آهنین می زند، (پیوسته) پوستش پس از پخته شدن، به پوستی جدید بر می گردد (و تبدیل می شود). و فریاد استمداد برمی آورد، ولی مأموران جهنم از او روی بر می گردانند. و فریاد سر می دهد و با ندامت دوران طولانی اش را در جهنم می ماند.


به پروردگار توانا پناه می بریم از شرّ هر سرانجام (نا خجسته ای) و از او عفو می طلبیم به سان عفو کسانی که از آنان راضی گردید و آمرزش می جوییم همانند کسانی که (ایمان و طاعتشان را) از آنان پذیرفت. زیرا تنها اوست که کفیل خواهش و تقاضای من است.


پس هر که از عذاب پروردگارش دور گردانده شود، به قرب حضرتش در بهشت سکنا گزیند و در قصرهایی مزیّن جاودانه ماند و از حوریان زیبا و سیه چشم و خادمان (بهشتی) بهره مند می گردد. و جامهایی (مملو از خوراکی و نوشیدنی) پیرامونش می گردانند و در جایگاه منیع و ممتاز بهشت مسکن یابد و در نعمتهای سرشار به سر برد و از تسنیم (و از نوشیدنی های بهشت) بدو نوشانیده می شود و از چشمه، سلسبیل آمیخته به زنجبیل، می نوشد که با مشک و عبیری سربسته شده که پیوسته نشاط آفرین و سرور انگیز است. از نوشیدنی هایی (پاکیزه) در باغی روشن، (با درختانی) پربار می نوشد که هر کس از آن بنوشد، نه دچار سردرد می شود و نه مست و مدهوش می گردد. ا


این جایگاه کسی است که از پروردگارش بترسد و از نفس خویش بر حذر باشد و آن (نیز) کیفر کسی است که معصیت پروردگارش نماید و نفس (شیطانی) او، نافرمانی آفریدگارش را برایش تزیین نماید.


این کلامی است قاطع و انکارناپذیر و حکمی بر پایه عدل. بهترین سخنی است که (از خدا و رسول) برگرفته شده و برترین پندی است که (درقرآن) بدان تصریح شده است. از سوی پروردگار ستوده نازل شده است و روح القدس (برتر از تمامی فرشتگان و دارای پاکی) ممتاز، آن را بر پیامبری هدایت یافته و بلند منزلت فرود آورده است. درود فرستادگان بزرگوار و گرامی داشتگان شایسته (الهی) بر او باد. پناه می برم به پروردگار مهربان از شرّ هر (شیطان) رانده شده. پس باید هریک از شما (به درگاه خداوند) تذلّل نماید و (به آستانش) دعا و زاری کند تا از پروردگار هر آفریده ای، آمرزش بطلبیم برای خودم و شما.


شرح ابن ابی الحدید ج 19 ص 140 تا ص 143، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه ج 1 ص 87 خ 20، کنز العمال ج 16 ص 208 تا ص 213 ش 44234، سفینة البحار ج 1 ص 397 با نقل از ج 9 بحار الانوار چاپ قدیم، تاریخ عماد زاده ص 436 جلد امیر المؤمنین (ع)

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/30 و ساعت 18:59 |
 قاصدک
شخص مولوي عبدالحميد بايد پاسخگوي شرارتهاي قوم بلوچ باشد.

قوم بلوچ مجري شرارتهاي كور و ماموريتهاي سفارشي بيگانگان و ضد انقلاب شده است؟

آيا عبدالمالک نماینده مردم بلوچ است ؟

تربيت نيروهاي وهابي در مسجد مكي و ساختن مسجد از پول قاچاق آيا از نظر شما كار درستي است؟

چرا در بين افرادي كه در تاسوكي به دست گروهك تروريستي عبدالمالك ريگي به شهادت رسيدند حتي يك بلوچ نيست؟

با توجه به اينكه مدتي است قوم بلوچ مجري شرارتهاي كور و ماموريتهاي سفارشي بيگانگان و ضد انقلاب و دشمنان اسلام و انقلاب به سركردگي آمريكاي جنياتكار گرديده است شخص آقاي مولوي عبدالحميد بايد پاسخگوي اين شرارتها و نا امني ها باشد چرا كه در حال حاظر ايشان رهبري قوم بلوچ را به عهده دارد .

با اجازه تعدادی از مطالب شما را در وبلاگم استفاده میکنم

نویسنده: یک انسان
شنبه 28 مهر1386 ساعت: 9:4
سلام متن توهین آمیزتان را خواندم واقعا این طرز تفکر جای تاسف دارد

در ضمن لینک شما اصلاح گردید

نویسنده: امیر
شنبه 28 مهر1386 ساعت: 17:51
اقای انسان چرا وب سایت تان تحلیل نمی کنید و فقط فرافکنی کردید به سه جمله ی دروغ -توهین و حقیقت؟ مایلم بدانم کدام گزینه به چه دلیل دروغ هست. ضمن اینکه اگر در ایران هستید لطف کرده یک سری به پاساژ قائم و دکه های چهارراه و مقابل مسجد مکی سر بزنید . ضمن اینکه بنده خود نمونه ی این سی دی ها را خریده ام و ....

نویسنده: ح
شنبه 28 مهر1386 ساعت: 18:8
سلام

منتظر نظرتان هستم

نویسنده: محمد بلوچ
یکشنبه 29 مهر1386 ساعت: 7:37
از آشنایی با سایت شما بسیار خوشحال شدم . ممنون از زحماتتان. در این مورد لطفا بیشتر بنویسید سعی فرمایید از الفاظ رکیک و فحش بیشتر استفاده فرمایید. فعلا در مورد همین عالم بنویسید خوب است بعدا من تعدادی عالم دیگر خدمتتان معرفی می کنم در مورد آنها هم بنویسید زیرا برخی مردم نادان ما به بسیاری از علما بدبین هستند و فکر می کنند آنها با حکومت همکارند فحش دادن شما برادر زابلی..... سبب هدایت آنان می گردد. خوشحال می شوم چند فحش در وبلاگ من بنویسید.

نویسنده: امیر
یکشنبه 29 مهر1386 ساعت: 17:4
یک کلمه زمانی فحش هست که دروغ و تهمت باشد و ان خصوصیت در فرد مورد نظر نباشد مثلا به دزد بگوییم دزد که فحش نیست دزد دزد هست . نادان نادن هست اینکه فحش نیست ضمنا انکه فحش میدهد زابلی نیست اصلا مسلمان نیست بلوج هم نیست . ضمنا اگر پشت پرده عبدالحمید افشا شود هر کس هر چه نماز خوانده پشت سر او باید دوباره ادا کند و .... حتی اق احمد نارویی ....
+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/29 و ساعت 17:18 |

مطلب شماره يك و دو از اقاي عبدالحميد  امام جماعت مسجد مكي ميباشد و متن سوم هم يك گزارش مستند اما به ملاحظه ي زير هم توجه داشته باشند جناب مولوي!!!!

 

1- بعد از پخش این برنامه مردم از سراسر ایران با ما تماس گرفتند وانزجار و اعتراض خود را نسبت به این برنامه ابراز داشتند؛ بنابراین ما از مسئولین امر تقاضا داریم این مسئله را پیگیری کرده و جلوی چنین افرادی را که باعث خدشه دار شدن وحدت ما می شوند، بگیرند و با آنان برخورد کنند. نباید به هر بچه نادانی اجازه داده شود تا اعتقادات یک ملت را بازیچه خود قرار دهد و باعث جریحه دارشدن قلب های آنان گردد.

2- من در این جا این مطلب را اعلام می دارم که اهل سنت بالاتفاق از دوستداران حضرت علی رضی الله عنه هستند و هرکس که نسبت به حضرت علی، اهل بیت ایشان، حضرت حسین، حضرت حسن، و حضرت فاطمه رضی الله عنهم محبت نداشته باشد صد در صد او سنی نیست. سنی به کسی می گویند که خلفای راشدین و فرزندان آن حضرت صلی الله علیه و سلم، ازواج مطهرات و همه مهاجرین و انصار رضی الله عنهم را دوست داشته باشد.

3- سی دی‌های سخنرانی های علمای وهابی در تکفیر شیعه و کشتن شیعیان، در معابر پر رفت و آمد و پیاده روهای شهر زاهدان خصوصا مقابل مسجد مكي و توسط تعداد زيادي از جوانان اهل سنت به فروش می‌رسد. این سی دی‌ها در مقادیر بسیار زیادی حتی در روستاهای دور افتاده این زاهدان و با قیمت ناچیزی به فروش می‌رسد. بنابراین گزارش، در تمام نقاط استان سیستان و بلوچستان با بودجه وهابیون سعودی مساجدی با شمایل مساجد وهابیون در حال ساخت است.این گزارش حاکیست: برخی طلبه‌های خارجی در سیستان و بلوچستان که با وهابیون در ارتباط هستند، مجوز اقامت در ایران را نیز در اختیار دارند.تعداد طلبه‌های خارجی در مدارس دینی این استان نزدیک به 10 هزار نفر است و بیشتر از کشورهایی چون پاکستان و عربستان سعودی وارد این استان شده‌اند.در چند سال اخیر، وهابیون فعالیت‌های گسترده خود را متوجه ایران و به ویژه مناطق مرزی و سنی نشین کرده اند و با صرف هزینه های کلان، سعی در ایجاد تفرقه در بین شیعیان و اهل تسنن ساکن در این مناطق دارند و نیز تلاش می‌کنند با سوء استفاده از برخی کمبودها در مناطق فقیرنشین، جایگاه اجتماعی خود را ارتقا دهند.

توجه:

اقاي مولوي يك سئوال كوچك كه مايل به ارائه ي پاسخ هستم وان اينكه:

1-   هنگامي كه به مدت 100 سال بر روي منابر پيابر به نام اسلام و سنت و مسلماني خليفه ي چهارم (به قول شما ) امام متقين ، مولا علي عليه السلام را لعن و نفرين ميكردند اسلافتان و و گذشتگانتان واجدادتان كجا بودند تا اعتراض كنند و بگويند كه هركس علي و اولاد پيامبر را دوست نداشته باشد سني نيست . به استناد اين فرمايش ، اسلافتان مسلمان نبوده كه اينك براي انها يقه ميدرانيد كه معلوم نيست در كدام طبقه جهنم شما را ديدار كنند چرا انها را تكفير نمي كنيد؟

2-   اقاي مولوي !!: وقتي كه به نام سني سر شيعه را بريدند و در تاسوكي كشتند و رفتند و در بلوچستان  شيعه را ميكشند و در خانه هاي مولوي ها پناه ميگيرند و هروز از تريبونهاي وهابيت توهين به تشيع ميكنند و...  و دوستان وهابيتان كه به شما هديه ميدهند حكم تكفير شيعه را صادر ميكنند چرا زبان گوشتي تان در دهانتان زنداني كرديد و ترسيديد كه حرفي بزنيد تا خداي نكرده اهل سنت شما راهم تكفير نكنند. ان موقع شما چرا خفه خون گرفته بوديد و نداي وا اسلاما سر نداديد؟

3-   اقاي مولوي : مقابل چشمتان و مسجد تان سي دي تكفير شيعه را دارند ميفروشند . چرا سر خود را در اخور هداياي وهابيون برديد تا لذت ان را از دست ندهيد . چرا صداي اين تذهبونتان در نمي ايد كه در مملكت اسلامي شيعه را تكفير كنند تا عدهاي جوان هم تحريك شوند و به عشق بهشت رفتن به جاي عبادت و بندگي خدا براي كفاره ي گناهان شيعه بكشند . كجاييد اقاي عبدالحميد؟

4-   و اقاي عبدالحميد!! شما چنان با فشار و تاكييد ميگوييد كه از سراسر كشور و خارج با من در تماس هستند كه انگار خود را رهبر اهل سنت ايران ميدانيد اف بر اهل سنتي كه شما نادان و بي سواد را كه بلد حرف زدن نيستيد رهبر خود بداند. !!

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/27 و ساعت 21:37 |

آقاى جهرى (از مسئولين سابق وهابيت در سنگاپور) درباره گرويدنش به مذهب فرزندان پيامبر سخن مى‏گويد: 

بسم الله الرحيم الرحيم 

خدا را شكر و سپاس مى‏گويم كه مرا به صراط مستقيم كه همانا دين اسلام و مذهب پر از فرزندان پيامبر است رهنمون ساخت. 

با دعوتى كه در سال 1983 ميلادى مصادف با 1362 هجرى شمسى از طرف تعدادي از دوستانم از مسلمانان مالزى، سنگاپور،اندونزى و كلا كشورهاى آسيائى بعمل آمد به كشور ايران سفر نمودم درآن زمان افكار و نگرش من برپايه مذهب وهابيت استوار بود و خود يكى از مسئولين حزب وهابيت در سنگاپور بودم. از زمانيكه وارد تهران شدم مورد تفقد و ميهمان‏نوازى مسئولين محترم قرار گرفتيم. پس از پذيرائى كه از ما بعمل آمد ما را به مدرسه عالى شهيد مطهرى بردند و آشنايى‏هاى لازم را در خصوص آن مكان علمى به ما دادند پس از دو روز اقامت‏به همراهى مسئولين محترم به بازديد اماكن مختلف شهر تهران پرداختيم سپس ما را به مراسم دعاى پر فيض كميل عزيمت دادند. 

آن شب، شب سردى بود وقتى به آن مكان مورد نظر رسيديم با كنجكاوى به چهره‏هاى مردمى كه درين هواى سرد به آنجا آمده بودند نظاره كردم و پيش خودم گفتم كه اينها چه مى‏خواهند و چه مى‏گويند اصلا دعا چيست و چه فلسفه‏اى دارد و.... 

در جائى به اتفاق همراهان نشستيم و هنوز محو حالات مردم بودم كه متوجه شدم ضمن دعا گريه هم مى‏كنند و برايم خيلى عجيب بود، با خود گفتم چه سخنان نافذ و زيبايى چه مطالب سحرانگيز و با معنويتى، سرماى آن شب را فراموش كردم و تمام وجودم مملو از گرماى دعا و انابه بود. بخود آمدم و ديدم كه صورتم غرق در اشك است، احساس سبك‏بالى مى‏كردم از خدا مى‏خواستم كه دعا به پايان نرسد كه متوجه شدم همراهانم به من اشاره مى‏كنند برخيز كه وقت رفتن است. صبح روز جمعه به مراسم نماز جمعه رفتيم. بعدازظهر كمى از شهر تهران ديدن كرديم. 

صبح روز بعد به زيارت حضرت على ابن موسى الرضا (ع) در مشهد مقدس رفتيم كه اوصاف آن بماند كه چه بود و چه گذشت. بعداز شهر مقدس مشهد به شهرهاى شيراز، اصفهان نيز سفر كرديم و بعد از عزيمت‏به تهران به زيارت حضرت معصومه عليهما السلام در شهر مقدس قم رفتيم و پس از آن به بازديد از شهرهاى جنگى و مناطق جنگى رهسپار شديم كه از جمله شهرها شهر دزفول - اهواز وانديمشك بود. پس از ده روزى كه در سفرهاى متعدد بوديم مجددا به تهران بازگشتيم و بعد از اسكان به ما خبر دادند كه فردا براى ديدار از امام خمينى به جماران خواهيم رفت روز بعد پس از طلوع آفتاب راهى جماران شديم در مسيرى كه حركت مى‏كرديم همواره به اين فكر بودم كه جماران كجاست؟ ! منزل امام چگونه است؟ حركات او چگونه خواهد بود؟ و...كه ناگهان اتوبوسها متوقف شدند. 

يكى از برادران ما را بسوى كوچه‏هايى باصفا راهنمائى كرد تا اينكه به محله‏اى ساده و بى تكلف و عادى رسيديم. ما را جداگانه جهت‏بازرسى بدنى هدايت كردند و بازرسى انجام شد و حتى انگشترهاى ما را نيز گرفتند و وارد حسينيه‏اى كه بالا و پايين نداشت - مكانى بى‏ريا و بدور از تجملات حاكمان، مكانى محقر ولى پر از معنويت. همه منتظر و بى‏قرار نشسته بودند و من هم قلبم همانند تلاطم امواج دريا مى‏تپيد و هر آن احساس مى‏كردم كه قلبم مى‏خواهد از حركت‏بايستد، كه ناگهان درب جايگاه باز شد و نور خورشيد عالم افروز امام خمينى (ره) ظاهر شد و قلبم يكباره با ديدن امام فرو ريخت و در چهره نورانى امام غرق شدم. و مردم بى‏قرار، قرار از كف دادند و صداى پر از خلوص آنان كه مى‏گفتند روح منى خمينى - بت‏شكنى خمينى فضاى آنجا را در هم شكست و من شاهد پرواز روح آنان در گرداگرد امام بودم، و من همچنان قلبم مى‏تپيد، تا بحال چنين احساس ضعفى نكرده بودم 

با خود خاطرات اين چند روز و چند شبى كه در ايران بودم را مرور مى‏كردم و با خود مى‏گفتم آيا در رويا بسر مى‏برم يا اينها حقيقت دارد، خدايا اين چه تحولى است كه بر من عارض شده است. 

بعد از بازگشت از جماران ازيك  روحانيون ايرانى كه همراه ما بود خواستم كه با او جلسه مباحثه‏اى در خصوص مبانى علمى و اعتقادى خود داشته باشم .اين جلسه منعقد گرديد و نتيجه اين جلسه نور هدايتى بود كه بر من تابيد و مرا از ضلالت و گمراهى نجات بخشيد و به حقيقت مذهب حقه ي اولاد پيامبر رهنمون ساخت و نتيجتا به آن ايمان آوردم و با خواندن شهادتين بدان اقرار نمودم. 

لاجرم سفر به پايان رسيد وروح و روان من از آب زلال اهل بيت و فرزند خلف آنان پاك و منزه و معطر گشته بود اما دل كندن از چنين فضايى برايم دشوار بود ولى بالاخره سوار بر هواپيما شديم و به سوى كشور خود رهسپار گشتيم تا آن زمان محب اهل بيتي در ديار ما نبود و يا اگر بود من از آن بى‏اطلاع بودم پس از رسيدن به سنگاپور تغيير افكار خود را از همراهان، آشنايان، خانواده‏ام كتمان نمودم و سعى در مستحكم كردن اين عقيده داشتم. در زمان خواندن نمازهايم مادرم مرا كنترل كرده و از من سوال مى‏كرد كه نماز را چرا در پنج وقت نمى‏خواني. لذا با شيعيان كشورهاى‏اندونزى و مالزى ارتباط پيدا كردم و خود را مجهز به علم و معرفت نمودم تا بتوانم اين مذهب حقه اهل بيت را اشاعه و ترويج دهم، ابتدا از خانواده خود شروع كردم و همسرم را دعوت به اين امر نمودم كه او نيز به لطف خداوند متعال از وهابيت دست كشيد و بيشترين كمك را در ترويج‏برنامه‏هايم به من كرده است. سپس با همكارى همسرم باجناقهاى خود را به اين صراط مستقيم دعوت نموديم كه آنهم موثر افتاد و در اين راستا با يكديگر جلسات هفتگى داشتيم كه دولت‏سنگاپور اقدام به كنترل و جاسوسى جلسات ما را نمود ولى پس از اينكه متوجه شد كه ما در اين جلسات خطرى نداريم و فقط صحبت مذهبى مى‏كنيم ديگر با جمع ما كارى نداشتند ولى هنوز كنترل خود را بر ما دارند. و از آنجايى كه خداوند اگر بخواهد هدايت مى‏كند لطف و رحمتش شامل حال ما شد و ما توانستيم در اين مدت شعاع تبليغ خود را به تمام شهر و كشور توسعه داده و مروج مذهب فرزندان پيامبر بشويم و از خداوند متعال خواستاريم كه اين توفيق را بر ما روز افزون نمايد. البته لازم به ذكر است كه در طى اين مدت مشقتها و سختيهايى را نيز متحمل شده‏ايم كه شيرينى پيشرفت كار آن تلخيها را از كام ما مى‏زدايد.

 

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/25 و ساعت 18:36 |

در پی شهادت شهید توکلی و وقوع این دست اتفاقات زنجیره ای در استان يك درخواست کوتاه از مسئولين استان داریم !! وان این كه آيا روزي خواهد رسيد كه  مردم شريف اين خطه مانند ساير شهروندان كشور روي آرامش و امنيت را به خود ببينند .؟ آيا روزي فرا خواهد رسيد كه مسجد جامع شهر زاهدان ديگر گوي سبقت را درپذيرش شهدا  از ساير مساجد كشور نربايد ؟ . آيا مسئولان مي توانند تصميم بگیرند تا مزار شهداي زاهدان را بيش از اين وسعت ندهند؟ . آيا روزی دغدغه هاي فرو خفته اين مردم مظلوم را مرهمي خواهد بود كه ديگر عادت نكنند !!در رساي فرزندان به خاک و خون غلتیده ی اين مرز و بوم كه ناجوانمردانه درخانه ي خودشان بدست سفاك ترين و شقي ترين جانيان روي زمين كشته مي شوند ، گريه كنند . آيا آن روز خواهد رسيد ؟! قرار بود عقاب انتقام برای برقراری امنیت در استان فرو نشیند. چه شد و کجاست ان وعده ها و امیدها؟ پاسخ منطقي مسئولین شايد اندک مرهمي باشد بر گوشه اي از آلام اين مردم مظلوم شیعه وسنی که به نام سنی شیعه میکشند تا منفور شوند .

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/23 و ساعت 17:6 |

خدایا نکند که با اولین صبحانه لذت یک ماه مهمانی ات را از یاد ببریم-

عید سعید فطر عید پاکی دلها بر شما احرام پوشان

رمضان مبارک باد- التماس دعا

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/20 و ساعت 18:25 |
نباید به شیعیان اجازه داد تا سمت های مهمی را در کشور به دست گیرند، ضمن آنکه باید قربة الی الله! با فرزندان شیعه در دانشگاهها سختگیری کرد . در صورت لزوم حتی کشتار شیعیان واجب است! 
الفوزان سلمان بن عبدالعزیز امیر منطقه ریاض در همایشی ضد شیعی با عنوان « مملکت ما ... وحدت ما » که با حضور امیران برخی از مناطق عربستان، چهره های سیاسی و مفتیان سلفی  و برخی از چهره های مشهور ضد شیعی دیگر برگزار شد، در سخنانی التزام عربستان به مذهب سلفی را از اصول کشور خود دانست و از چنین اندیشه ای به عنوان تنها اندیشه صحیح اسلامی! نام برد.
 در این همایش سخنرانان به جای دعوت به وحدت در جهان اسلام، حاضران را به دوری و حتی قتل مسلمانانی که اندیشه سلفی را نمی پسندند ترغیب کردند!
در این زمینه، شیخ صالح الفوزان در سخنانی خواستار دوری از شیعیان شد و پیروان مذهب شیعه را خطر اصلی برای عربستان دانست .وی در ادامه خواستار آن شد که هیئت حاکمه کشور عربستان، شیعیان مقیم مناطقی چون القطیف، مدینه منوره و نجران را به اسلام (اندیشه سلفی) دعوت کنند و در صورتی که نپذیرفتند آنان را برای پذیرش اندیشه سلفی مجبور نمایند!
همچنین عبدالله بن جبرین نیز در این همایش خواستار دشمنی با شیعیان و اهانت و تحقیر آنان شد و گفت: نباید به شیعیان اجازه داد تا در مساجد نماز بخوانند، باید با آنان برخورد شدید داشت! وی ادامه داد: باید روش ملک عبدالعزیز در برخورد با شیعیان را ادامه داد و شیعیان را در مقامات دیپلماتیک و نظامی نپذیرفت و به آنان اجازه نداد تا سمت های مهمی را در کشور به دست گیرند، ضمن آنکه باید قربة الی الله! با فرزندان شیعه در دانشگاهها سختگیری کرد و در صورت لزوم حتی کشتار شیعیان واجب است!!
ناصرالعمراز سوی دیگر، ناصر العمر نیز در سخنان خود خواستار برخورد با شیعیان عراق شد. وی پیشاپیش در یادداشتی خواستار ممانعت از حج شیعیان، تخریب مساجد و حسینیه های شیعیان و هم چنین جلوگیری از انتشار که شیعیان در نگارش آن نقش دارند، تعطیلی دادگاه شیعیان در منطقه القطیف و جلوگیری از مشغول شدن شیعیان در مشاغلی چون مشاغل امنیتی، بهداشت و درمان شد.
 وی در ادامه اظهار داشت : نباید اجازه داد، شیعیان در هیچ مقطعی به تدریس مشغول باشند.
قابل توجه اقای عبدالحمید اسماعیلزهی که مخصوصا از طرف ملک عبدالله در ایران هدیه ی ویژه دریافت میکند و بلافاصله برای دست بوسی به عربستان رفته و خط و خطوط بعدی تحریکات قومی و مذهبی را گرفته تا سیاستهای سلفی و وهابیون عربستان را در ایران با زبان نرم و در پوشش مطالبات قومی و مذهبی ادامه دهد و در کنار ان به تروریستها و اشرار هم چراغ سبز دهد تا بیشتر به کشتار شیعیان  در ایران ادامه دهند.
حرفهای مولوی و اقدامات اشرار و عبدالمالک ریگی و سفارشات مفتی های عربستان و گرفتن هدیه مولوی عبدالحمید از طرف ملک عبدالله و سفر او برای دست بوسی به عربستان و ...همه را در کنار هم بگذارید تا نتیجه بگیریدکه چه خطر بزرگی ایران عزیز را تهدید میکند . ایا وقتی امریکا به ایران حمله کنداشرار مسلح به رهبری مولوی عبدالحمید ساکت مینشینند؟
+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/19 و ساعت 21:41 |

فرمايشات اقاي عبدالحميد اسماعيل زهي در مصاحبه با بي بي سي را در ذيل توجه بفرماييد. با دقت در اين نكته كه ريشه ي همه ي فتنه ها در استان خطبه هاي اتشين او هست كه  خط و خطوط فكري و عملياتي را به گروه هاي محارب و معاند ميدهد و وقتي كه نتيجه ي سفارشات اين اقا منجر به يك جنايت ميشود. بلافاصله در تريبون نمازهاي جمعه و جماعات با صداي رسا ان حادثه را محكوم ميكند.او هم به ميخ ميكوبد و هم به نعل. ريشه ي همه ي فتنه ها را ميتوان در مسجد مكي جست شكي نيست. به مطالب ذيل توجه بفرماييد:

"" این نکته اغلب مورد غفلت قرار می گیرد که مردم سیستان و بلوچستان تحت فشارهای اقتصادی و معیشتی فراوانی زندگی می کنند. "مردم از اوضاع جاری در استان پریشان هستند.""

""دولت مرکزی به نوعی حساسیت ها در استان از حیث تقسیم قدرت و مناصب را مورد بی توجهی قرار داده و یک طایفه یا قوم را صاحب موقعیت در مناصب کرده و این طیف هم در جلب موافقت و همراهی مجموعه مردم استان ناموفق بوده است. ""

""، اهل سنت که در سیستان و بلوچستان دارای درصد بسیار بالایی در فاکتور جمعیتی منطقه هستند این درخواست را ندارند که حتما یک فرد سنی مذهب استاندار باشد بلکه درخواستشان این است که اگر هم استاندار شیعه در مصدر امور قرار می گیرد کسی باشد که حساسیت ها را درک کرده و بتواند با استفاده از مشارکت مردمی و جلب نگاه مثبت مردم منطقه کارها را در همه حوزه ها از جمله تامین امنیت و مبارزه با موارد نا امنی انجام دهد.""

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/16 و ساعت 23:35 |
 

فراموش نمي کنم در سال هاي نخستين که به زيارت خانه خدا مشرّف شده بودم، در مدينه منظره عجيبي ديدم که مرا سخت در فکرفرو برد.گروهي به نام «آمرين به معروف» (از متعصّبان وهّابي) با ريش هاي بسيار بلند اطراف مرقد پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله)را گرفته بودند و هر کدام شلاّقي در دست داشتند و هر کس به قصد بوسيدن مرقد پيامبر(صلي الله عليه وآله) نزديک مي شد، بر سرش مي کوفتند و مي گفتند «هذا حديد، هذا خشب و هذا شرک ; اين ضريح يک قطعه آهن و چوب بيش نيست، اين کار شما شرک است»!آن ها از اين نکته غافل بودند که هيچ عاقلي آهن و چوب را به خاطر آهن و چوب نمي بوسد، بلکه اين کار حرکت نماديني است براي اظهار علاقه و عشق و محبّت به صاحب آن قبر، همان گونه که همه مسلمين حتّي خود وهّابي ها جلد قرآن را مي بوسند. آيا اظهار عشق و علاقه و محبّت به قرآن و پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله)شرک است؟ هيچ عقل و منطقي با چنين عقيده اي موافق نيست.مردم جهان پرچم کشور خود را مي بوسند و به آن احترام مي گذارند، آيا مقصودشان اظهار علاقه به يک قطعه پارچه بي ارزش است که شايد جزء طاقه پارچه اي بوده که بخشي از آن پرچم شده و بخش ديگري را پيراهن و شلوار کرده اند؟ به يقين هدف آنها احترام به استقلال کشورشان است و مصداق حبّ الوطن است.(1)آيا هيچ کس احترام به وطن و آب و خاک را شرک مي شمرد؟!جالب اين که همه وهّابي ها به «حجرالاسود» احترام مي گذارند و آن را مي بوسند. هنگامي که مي گوييم: هذا حجر لا يضرّ و لا ينفع... اين نيز قطعه سنگي بيش نيست و سرنوشت ما در دست آن نمي باشد؛ مي گويند: پيغمبر اکرم(صلي الله عليه وآله) آن را بوسيده(2) ما هم پيروي مي کنيم و مي بوسيم!مي گوييم: مقصودتان اين است که پيغمبر(صلي الله عليه وآله) به شما اجازه شرک داده و اين مورد مستثني است و نوعي شرک جايز است، يا بوسيدن دليل بر شرک نيست؟! اينجا سکوت مي کنند و پاسخي ندارند.اضافه بر اين مي گوييم همه شما «جلد قرآن» را مي بوسيد و اين کار را جايز مي شمريد. يک قطعه چرم ومقوا چه ارزشي دارد که مي بوسيد؟ مي گويند هدف اظهار محبّت و احترام به قرآن است!مي گوييم اين کار شرک نيست؟ مي گويند: صحابه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) قرآن را مي بوسيدند.(3)مي گوييم آيا حضرت اجازه داده شما مشرک شويد؟ با اين که دليل شرک غير قابل تخصيص است: (إِنَّ اللهَ لاَ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَکَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُشْرِکْ بِاللهِ فَقَدْ افْتَرَي إِثْماً عَظِيماً)(4);«خداوند (هرگز) شرک را نمي بخشد و گناهان پايين تر از آن را براي هر کس بخواهد (و شايسته بداند) مي بخشد و آن کس که براي خدا، شريکي قرار دهد، گناه بزرگي مرتکب شده است».به يقين بطلان شرک به حکم عقل قطعي ثابت شده و حکم عقل قابل تخصيص نيست. در اينجا پاسخي ندارند.کوتاه سخن اين که آنها در گردابي از تضادها و تناقض ها غوطه ورند و خودشان هم کم و بيش مي دانند امّا به رو نمي آورند.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/16 و ساعت 15:29 |
علی آقاربیع

حیاط مسجد کوفه

مقام حضرت محمد (ص)

مقام حضرت خضر (ع)

محراب مسجد کوفه

عکس دوم از بالا : محل به زمین نشستن کشتی حضرت نوح علیه السلام بعد از ارام شدن طوفان...
درضمن بد نیست بدانید در کنار پیکر پاک و مطهر حضرت علی علیه السلام پیکر حضرت نوح نبی و حضرت ادم مدفون هست حضرت نوح از طرف خدا مامور میشود تا قبری را در اطراف کوفه اماده کند و لوحی را اماده کند و رویش بنویسه این قبر توسط نوح نبی الله کنده شده برای امیرالمونین علی علیه السلام وقتی بدن پاک ومطهر اقارو به محل مقرر اوردن امام حسن بجماعت بر ان حضرت نماز کرد و هفت تکبیر گفت و بعد از نماز جنازه را برداشتند و ان موضع را حفر کردند و ناگاه قبر ساخته و لحد پرداخته ظاهر شد و تخته ای ( لوحی) در زیز قبر فرش کرده بود که بران لوح به خط سریانی 2 سطر نقش بسته بود که این کلمات ترجمه ان است :
بسم الله الرحمن الرحیم
هذا ما حفره نوح النبی لعلی وصی محمد صلی الله علیه واله قبل الطوفان بسبعمات عام.
منبع : منتهی الامال ثقه المحدثین شیخ عباس قمی

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/13 و ساعت 11:46 |
راستی این قران را چه کسی پاره کرده است ؟ ایا فرد یا افراد هتاک مسلمان بوده اند؟جرم کسی که قران را پاره می کند چیست؟مدعیان پاسخ دهند.
+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/13 و ساعت 11:36 |

اخیراً چند تن از روحانیون اهل سنت و امام جماعت هاي روستاها اله در رضوانشهرجلساتی برگزار کرده‌اند و پیرامون نحوه اعزام طلبه‌های اهل سنت به مناطق سیستان و بلوچستان، هماهنگی با بلوچ‌های وهابی، نحوه جذب کمک‌های مردمی منطقه و همچنین دریافت پول از مبلغین بلوچ برای بازسازی برخی مساجد تبادل نظر کرده‌اند.

همچنین تعدادی از ميلياردهاي وهابي سعودي ضمن ارتباط با تعدادی از مولوی های اهل سنت در استان سیستان و بلوچستان و برخي استانهاي جنوبي كشور و مناطق محروم اين استانها  با هزينه كردن پول ، امكانات رفاهي و خدماتي و پرداخت حقوقهاي ماهيانه و....  درصدد جذب اهل سنت هستند. در اين راستا وهابيون در حوزه هاي اجتماعي و ايجاد فاصله طبقاتي محروم فعال شده و سعي دارند با تبليغات وسيع به اختلاف شيعه واهل تسنن عمق بخشند. مناطق محروم استانها فارس و هرمزگان از عمده مراكز فعاليتهاي وهابيون مي باشد

 

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/12 و ساعت 18:25 |

در شب شهادت مولی الموحدین امام علی علیه السلام روحانی جوان و شیعه ای به دست شقی ترین سنی افراطی و خارج شده از دین و وابسته به سلفی های خشک مسلک در حالی که در مسجد افتخار اباد شهرستان خاش قران میخواند و مشغول عبادت خداوند بود و برای شهادت داماد پیامبر و خدیجه و همسر دختر پیامبر و پدر نوه های پیامبر عذاداری میکرد به رگبار گلوله ی فرزندان هند جگر خوار و ابوسفیانها و یاران خوارج و سلفی ها و وهابیون از دین خارج شده و سنی های افراطی به شهادت رسیده و محراب مسجد را با خون این عزیز رنگین کردند . این حادثه در حالی اتفاق افتاد که قران مجید هم به واسطه ی شلیک گلوله های نفرت و کینه سوراخ سوراخ شدو  یک بار دیگر ندای فزت و رب الکعبه سر داده شد . این جنایت را به پیشگاه مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی امام جماعت مسجد مکی زاهدان تبریک گفته ارزو دارم که دعای ایشان مبنی بر تشدید تفرقه های قومی و مذهبی هرچه بیشتر تشدید یابد  و ایشان به خواست خود که همانا کشته شدن یک مولوی اهل سنت به تلافی جنایت دیشب هست برسند . مولوی سر سلامت باشند.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/11 و ساعت 9:37 |

«آیا جایز است در رستوران هایی که گوشتشان را از محل ذبح شیعیان اثنی عشری می آورند غذا بخوریم، با توجه به اینکه من از برخی افراد مورد اطمینان شنیده ام که آنها در هنگام ذبح، نام حسین بن علی (ع) را می برند؟»!!

«عبد الهادی عبد اللطیف الصالح» مفتی اهل عربستان سعودی با صدور فتوایی عجیب گفت: «تناول ذبایح مسیحیان به دلیل اینکه اهل کتاب هستند حلال است؛ اما استفاده از ذبایح شیعیان حرام است ضمن اینکه آنها مشرک هستند.» 

وی که ریاست بخش پژوهش های اسلامی دانشکده تعلیم و تربیت دانشگاه جوف را نیز بر عهده دارد ادعا کرد: «کتاب و سنت بر حلال بودن ذبح اهل کتاب دلالت می کند و در مقابل، رافضه (یعنی شیعیان) به دلیل آنکه به درگاه حسن و حسین دعا می کنند متهم به شرک هستند.» این فتوا در پاسخ به استفتایی اعلام شده است که یکی از کاربران سایت متعصب «نور الاسلام» از کانادا از وی پرسیده بود. سؤال کننده پرسیده بود: «آیا جایز است در رستوران هایی که گوشتشان را از محل ذبح شیعیان اثنی عشری می آورند غذا بخوریم، با توجه به اینکه من از برخی افراد مورد اطمینان شنیده ام که آنها در هنگام ذبح، نام حسین بن علی (ع) را می برند؟»!! مفتی نیز در پاسخ این اتهام شگفت انگیز را – که شیعیان، نام امام حسن و امام حسین علیهما السلام را همسنگ نام خدا بر زبان می آورند – تکرار کرده است! 

این فتوای رسوا، در ادامه فتاوای تکفیری فرقه تندرو و استعماری وهابیت صادر شده است
+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/10 و ساعت 18:42 |
 

اخیراً آیین‌پرست نماینده مردم مهاباد در مجلس اعلام کرده است: یک مسجد بسیار عالی برای اهل سنت در تهران ساخته می‌شود.


آیین‌پرست از این اقدام به عنوان عامل مهم وحدت شیعه و سنی یاد کرده و گفته: وجود مسجد اهل سنت در تهران موجب دلگرمی و سپاسگزاری پیروان اهل سنت مقیم تهران خواهد شد. تعدادی از نمایندگان کرد در دیدار با دکتر حداد عادل رئیس مجلس شورای اسلامی مشکلات اهل سنت برای اقامه نماز جماعت و مراسم مذهبی در تهران را مطرح کردند که ایشان از این اقدام استقبال کرد.


به گفته آیین پرست، در زمان حاضر افزون بر یک میلیون نفر از برادران اهل سنت در تهران زندگی می‌کنند ولی یک مسجد برای عبادت و برگزاری مراسم ندارند وی تأکید کرد: احداث مسجد آرزوی بزرگی برای اهل سنت مقیم تهران می‌باشد که با عنایت رئیس مجلس شورای اسلامی محقق می‌شود.


این خبر باعث دلگرمی اهالی مسجد مکی شده است البته مولوی عبدالحمید به شدت دنبال عملی کردن این درخواست و گذاشتن آن به حساب اهل سنت می‌باشد. از طرفی برای اهالی مسجد مکی شخص اما جماعت هم شرط می‌باشد

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/09 و ساعت 18:33 |
                                                               

ya ali

                                                              فزت و رب الکعبه

كمينگاه ها فراوانند، تيرهاي فتنه از هر سو مي بارد. چرا جوشن نپوشيم و خود را آرامش نبخشيم. وقت زمزمه است. زمان نيايش و فصل استجابت است. بايد از خواب به نفع »بيداري« گذشت. چشم هاي بسته، فرصت تماشا را از ما مي گيرند، خواب را به حرمت »بيداران« ناديده بگيريم و ديده را به جست و جوي خورشيد، به جست و جوي ستاره ها از شب عبور دهيم! ماه رمضان را قدر بدانيم. همين شب هاست كه مناجات علي(ع) در نخلستان خاموش مي شود.
همين شب هاست كه پيش از طلوع آفتاب، برق شمشيري آفتاب را به خسوف مي نشاند. همين شب هاست كه كودكان يتيم شرنگ يتيمي را ديگر بار در كام مي ريزند. همين شب هاست كه آسمان يتيم مي شود و كهكشان كمرشكسته و نخل ها غريب و بي همنوا! ماه رمضان را قدر بدانيم، شب قدر در دو قدمي ماست. شبي عزيزتر از هزار ماه، خوب تر از هرچه »روزه« است. شبي كه قرآن بر سفره جان ما گذاشته مي شود شبي كه آسمانيان مهمان زمين هستند و آن قدر فرشته مي آيد كه زمين »تنگ« مي شود. شبي كه خواندن سوره » قدر« را پاداش چنان است كه گويي پيش چشم رسول خدا(ص) در خون خود غوطه مي خورد. شبي كه هركه ادراكش كرد از همه شب هاي درون خويش رسته است! ماه رمضان را قدر بدانيم وگرنه »بي قدر« مي مانيم و پس از آن باز دهان بازي هستيم كه زيستن را خوردن و بلعيدن مي فهمد و حيات را عرصه اي براي بازي، همين    

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/08 و ساعت 21:5 |

توماس رومر، استاد الهیات دانشگاه لوزان فرانسه، در سال 2003 تماس تلفنی از طرف کاخ الیزه دریافت کرد. مشاوران ژاک شیراک می‌خواستند درباره یأجوج و مأجوج، دو اسم مرموزی که جورج بوش حین متقاعد کردن فرانسه به همراهی آمریکا برای حمله به عراق به زبان آورده بود، بیشتر بدانند. به گزارش شیعه نیوز به نقل از موعود، شماره‌ی ماه سپتامبر نشریه دانشگاه لوزان اعلام کرد چنانچه داستان بوش نتیجه‌ی عقاید مذهبی در سیاست‌هایش نبود، ابدا خارق العاده به نظر نمی‌رسید.اما یأجوج و مأجوج چه نقشی در پیشگویی‌های آخرالزمانی مسیحیان صهیونیست دارند؟ احتمالا بوش باید به شیراک چنین توضیح می‌داد: یأجوج و مأجوج که در خاورمیانه فعالند از پیشگویی‌های کتاب مقدسند و در آخرالزمان به حقیقت خواهند پیوست. این ماجرا چند هفته پیش از حمله آمریکا یه عراق روی داد و در پی آن رئیس جمهور وقت فرانسه، ژاک شیراک، که نام یأجوج و مأجوج برایش هیچ معنایی را تداعی نمی‌کرد در تحیر فرو رفت. رومر در این نشریه توضیح می‌دهد: یأجوج و مأجوج دو موجودی هستند که در کتاب آفرینش عهد عتیق و بویژه در فصول خاص کتاب حزقیال ظاهر شده‌اند و طبق پیشگویی‌های آخرالزمانی عاملان جنگ آخرالزمان در اسرائیل می‌باشند. او در ادامه می‌گوید: این رویارویی مشیت خداست که می‌خواهد پیش از آغاز عصر جدید بوسیله آن دشمنان ملت خود را از روی زمین پاک کند.
به گفته رومر جورج بوش اولین کسی نیست که به دنبال تجسم یأجوج و مأجوج است. پیش از او نیز رونالد ریگان می‌پنداشت جنگ سرد و پیدایش بمب اتم پیشگویی حزقیال نبی را محقق می‌کنند.
اگر امروز دانشگاه لوزان توضیحات رومر برای شیراک را آشکار می‌کند، علتش این است که شیراک دیگر در کاخ الیزه ساکن نیست. اما به گفته صاحب‌نظران فرانسوی چنین راز سیاسی کوچکی یک مسئله‌ی بزرگ را مطرح می‌کند و آن فقدان آموزشات مذهبی و ناآگاهی آنان از کتب مقدس است؛ یعنی ناآگاهی از آنچه در اتخاذ سیاست‌های عده‌ای نقش عمده را بازی می‌کند.

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/07 و ساعت 18:54 |

يك روزنامه‌ي كره‌يي امروزنوشت، كيم جونگ ايل، رهبر كره‌ي شمالي هوادار پر و پا قرص "لي يونگ ئه" (يانگوم) در سريال "جواهري در قصر"، هنرپيشه‌ي محبوب كره‌ي جنوبي است و در اجلاس قريب‌الوقوع رهبران دو كره دي وي دي‌هايي از فيلم‌ها و بازي‌هاي اين هنرپيشه را به عنوان هديه دريافت خواهد كرد 

به گزارش سایت خبری ایران ،  روزنامه‌ي "جونگ آنگ" به نقل از يك مقام رسمي كره‌ي جنوبي اعلام كرد: كيم جونگ ايل، رهبر كره‌ي شمالي به برنامه‌هاي تلويزيوني كره‌ي جنوبي علاقمند است ودر ميان هنرپيشه‌هاي كره‌ي جنوبي لي يونگ ئه را از همه بيشتر دوست دارد 

اين مقام رسمي گفت: دي وي دي‌هاي فيلم‌ها و نمايش‌هاي كره‌ي جنوبي از جمله آن دسته از فيلم‌هايي كه لي يونگ ئه در آنها بازي مي كند، به عنوان هديه در اجلاس سران دو كره به رهبر كره‌ي شمالي داده خواهد شد 

لي يونگ ئه 26 ساله از محبوبيت بسيار زيادي در آسيا برخوردار است. قرار است كيم جونگ ايل و رو مو هيون، رييس‌جمهور كره‌ي جنوبي 2 تا 4 ماه اكتبر (10 تا 12 مهر) با يكديگر در پيونگ يانگ ديدار كنند.

 گفته مي‌شود كيم جونگ ايل مجموعه‌اي شامل بيش از 20 هزار فيلم خارجي در كتابخانه‌ي شخصي‌اش دارد. هم‌چنين گفته مي‌شود رهبر كره‌ي شمالي خودش نيز چندين فيلم تهيه كرده كه بيشتر آنها درباره‌ي قهرمانان انقلابي است

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/07 و ساعت 18:52 |

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/03 و ساعت 16:24 |


آنچه در پی می آید تصاویری از مراسم و آیین های مذهبی برخی فرق مسیحی در ایام و اماکن مقدس آنان است .رسانه های غربی هر از چند گاهی با انتشار گزارش ها و فیلم های جهت دار از مناسک مذهبی مسلمانان و خصوصا" شیعیان، تلاش می کنند تا تصویری مشوش و تحریف شده از باورهای دینی مسلمانان و ایرانیان ارائه دهند.دستمایه این تبلیغات مغرضانه و جهت دار، برخی مناسک و آیین های مذهبی است که البته بسیاری از این آیین ها جزو اعتقادات اصولی نیست و حالت فراگیر ندارد و در بسیاری از آنها، ردپایی از رسم و رسوم گذشتگان و مردم ساکن آن ناحیه را می توان مشاهده کرد، اما با توجه به اینکه خداوند متعال در قرآن کریم می‏فرماید: «و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب‏»، (هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانه تقوای دلهاست) برپایی این مراسم با نیت تعظیم و بزرگداشت شعائر صورت می پذیرد و در صورتی که آمیخته به گناه و معصیت نباشد، کاری نیکو و پسندیده است. رسانه های غربی با متمرکز شدن بر روی این آیین ها، در حالی تصویری مغشوش و مخدوش از اعتقادات مسلمانان و شیعیان ارائه می دهند که در آیین مسیحیت و فرقه های مختلف آن نیز نمونه های زیادی از همین آداب و مناسکی که به واسطه آنها مسلمانان و شیعیان مورد تحقیر و تخطئه غربی ها قرار می گیرند، وجود دارد.آدابی نظیر: بوسیدن و حتی لیسیدن اشیاء و اماکن مقدس، ایراد جراحت و خونین کردن بدن با اشیاء برنده در ایام و اماکن مقدس، افتادن در آب یخ زده در ایامی از سال، راه اندازی دسته جات عزاداری برای مسیح و جمع آوری نذورات و ... جملگی آیین هایی است که در فرقه های مختلف مسیحی وجود دارد و به آنها عمل می شود.اگر چه از منظر ما، ساحت دین مبین اسلام و آیین مسیحیت اصیل فراتر و والاتر از این چنین دعاوی و مباحثی است، اما با توجه به تبلیغات رسانه های غربی که متاسفانه برخی مدعیان آیین مسیحیت نیز از این تبلیغات حمایت می کنند، .

+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/02 و ساعت 21:44 |
 به نامزدهاى دوم خردادى مجلس هشتم در شهرستان ها توصيه شده تا در سخنرانى ها از طرح شعارهاو مباحث سياسى گذشته ی دوم خرداد از جمله  آزادى، توسعه سياسى، آزادى بيان و طرح مباحث جنجالى كه ممكن است حساسيت برانگيز باشد، خوددارى كنند. همچنين به آنان گفته شده كه صحبت هاى خود را بر مباحث اقتصادى و نقد عملكرد اقتصادى دولت متمركز و بيشتر از مفاهيم اقتصادى استفاده كنند.البته تعدادی از اصلاح طلبان هم اطراف مسجد مکی در حال پلیدن هستند تا شاید دل و قلوه بدهند و در عوض رای بگیرند از طرفی بیچاره ان اهالی مسجد که به طمع دو روز مسئولیت برای عواملش چه دست و پایی میزند فعلا که اقای مولانا رفته مکه تا تشکری از اقای ملک عبدالله در ازای هدیه ای که برای او فرستادند دست بوسی داشته باشند . هنوز عده ای میگویند پول از ان طرف اب به مسجد مکی سرازیر نیست . نه خدا وکیلی خرج چهار زن اقای احمد نارویی و بیست و چهار فرزندش از کجا میاید و ....
+ نوشته شده توسط امیر احمدی در 86/07/01 و ساعت 23:2 |