عکس جدیدی از جانی خونخوار بلوچستان . این جانی قصد دارد یک جنایت عظیمی در شهرهای استان خصوصا زاهدان و زابل ،ایام دهه ی فجر و یا ایام عاشورا انجام دهد. او احتمالا با متد جدیدی از انواع بمب گذاری ها و یا ترورهای کور قصد دارد تعدادی از هم وطنان مسلمان و عمدتا شیعه را به خاک و خون بمالد .این شرور خون خوار از اربابان اسراییلی خود دستور تازه ای گرفته تا در فرصت ی دیگربه هر طریقی که بتواند نقشه ی انها را مبنی بر دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی اجرا کند . امید است که این اتفاق نیفتد و نیرو های امنیتی هم ازخواب خود بیدار شوند.انشالله
محمدرضا هدايتي اين هنرمند توانمند زاهداني، نياز چنداني به معرفي ندارد. معرفي كاراكتر منصور خان در باغ مظفر خالي از لطف نيست؛ وي 32 ساله، متاهل و داراي يك فرزند پسر بنام هامون است. از اينكه نام فرزندش را هامون گذاشته به خود ميبالد، زيرا هم اصالتش را حفظ كرده و هم معتقد است كمتر سيستاني نام پسرش را هامون مي گذارد. هدايتي كارش را با تئاتر شروع كرده، چرا كه تئاتر استخوان بندي بازيگري است و بايد گفت كه هر بازيگر توانايي، خاك خورده صحنه تئاتر است.
به بهانه پخش مجموعه طنز باغ مظفر، گفت وگويي با وي ترتيب داديم كه در زير مي خوانيد:
● چطور شد كه مهران مديري باز هم از شما دعوت به كار كرد؟
هدایتی: من از سال 78 با ايشان كار مي كنم. پس از 6 كاري كه با مديري داشتم و به ويژه بعد از پاورچين، تقريباً تبديل به يك تيم شديم. گروه آقاي مديري معمولاً همين ها هستند. در هر برنامه معمولاً ذهنش به سمت اين گروه مي رود، اگر مشغول كار و اجراي ديگري بودند، از افراد ديگري استفاده مي كند. خب طبيعي است كه در اين كار هم از من دعوت به عمل آمد.
● فكر باغ مظفر از كجا آمد؟
هدایتی: طرحش متعلق به خودآقاي مديري بود ؛ حدود 2 ماه با نويسنده ها صحبت كردند تا طرح جامعي آماده شد و سپس شروع كردند به نوشتن.
● اگر موافق باشيد قبل از پرداختن به باغ مظفر قدري راجع به <برره> صحبت كنيم كه معتقدم هنوز فراموش نشده است. اصلاً چه شد كه برره نيمه كاره رها شد؟
هدایتی: برره همزمان با آغاز محرم متوقف شد. قرار براين بود كه تا شب عيد ادامه بدهيم و داستان را به پايان برسانيم. بعد از محرم هم چند بار به ما گفتند آماده باشيد مي خواهيم كليد بزنيم اما هر بار تماس ميگرفتند كه منتفي شده است. راستش را بخواهيد خودم هم هيچ وقت نفهميدم جريان از كجا آب مي خورد. البته شايعات زيادي مطرح بود؛ عده اي مي گفتند آقاي مديري براي شركت چاي تبليغ كرده و باعث ممنوعيتش شده كه البته صحت نداشت. نهايتاً فهميديم صدا و سيما به اين نتيجه رسيده كه برره با توجه به بازتاب هاي عجيب و غريبش ادامه پيدا نكند. ظاهراً آقاي ضرغامي بايد جواب خيلي ها را مي داده.
● پس فشارهاي سياسي مانع ادامه پخش <برره> شد؟
هدایتی: البته شايعه ديگري هم مطرح بود. مي گفتند گروه فشاري كه در قم آن جريان خانقاه گنابادي ها را پيش آورد، پيغام داده كه لوكيشن را با لودر خراب مي كنيم! بالاخره خواست صدا و سيما اين بود كه كار ادامه پيدا نكند و چون آقاي مديري اين كار را براي صدا و سيما انجام مي داد، بايد تبعيت مي كرد.
● فكـــــر ميكنيـــــد ايراد اصلي مربوط به نوع گويش بود؟
هدایتی: گويش كه به اعتقاد من مساله مهمي نيست و ضربه اي هم به فرهنگ يك كشور نمي زند.اين قدر نگران بودند كه بچه هاي ما برره اي حرف مي زنند و حرف زدن خودشان يادشان رفته، اما الان يك سال مي گذرد و شما مي بينيد كه تقريباً كسي اينگونه حرف نمي زند. من فكر نميكنم اين موضوع خيلي دخيل بوده باشد.
● به نظر من پيام هاي اجتماعي- سياسي برره به مراتب بيشتر از باغ مظفر بود. نظر شما چيست؟
هدایتی: مي توان اينگونه برداشت كرد كه مهران مديري چنين اهدافي را دنبال مي كرده است. راستش را بخواهيد هدف اصلي ما ساختن مجموعهاي براي سرگرمي مردم بود. اينكه هنگامي خسته و كوفته از سركار مي آيند، قدري بخندند. خيلي علاقه اي نداشتيم به سمت مسائل سياسي برويم، چون مي دانستيم عاقبتش همين تعطيل شدن است. البته از اطراف هم متن هاي سفارشي براي ما مي رسيد. خودِ شبكه مي گفت كه يكي دو قسمت را به فلان مساله اختصاص بدهيد. حتي يك بار خود آقاي احمدي نژاد سفارش دادند كه به جريان هولوكاست پرداخته شود و ما هم آن قسمتي را ساختيم كه عده اي مدعي مي شوند زمين هاي برره مال ماست ... اگر بعضاً سياسي مي شد دست ما نبود و ناخواسته بود. به هر حال صدا و سيما زير نظر مقام معظم رهبري است و يك ارگان شخصي نيست. ما هم نمي توانيم يكسري موارد را ناديده بگيريم.
● مثلاً يكي از پيام هاي برره اشاره به اقتصاد تك محصولي كشور(نفت) بود. اينكه دست روي دست مي گذاشتند تا نخودها سبز شود و اين بيكاري يك جور كاركردن تلقي مي شد.
هدایتی: بله، شايد چنين برداشتي بتوان كرد.
● و يا اينكه سيامك انصاري (سواي اينكه همواره كاراكترهاي منفعل، توسري خور و زن ذليل را بازي مي كند) در نقش روزنامه نگاري بازي مي كرد كه هيچ توجهي به وي نمي شد و همواره مورد سرزنش قرار مي گرفت. شايد اين هم نمادي از در حاشيه قرار داشتن و بي توجهي به جريان روشنفكري باشد. اينكه روزنامه نگاران همواره مورد سرزنش حاكميت قرار دارند.
هدایتی: البته فكر نمي كنم شروع كار با چنين هدفي بود. شالوده شخصيت كيانوش كاملاً اجتماعي بود و شايد نتوان آن را به كل جريان روزنامه نگاري تعميم داد.
● تفاوت برره با باغ مظفر را در چه مي دانيد؟
هدایتی: خب ما در باغ مظفر نمي خواستيم كار از نيمه تعطيل شود. (باخنده) خود شبكه هم خيلي اصرار داشت كه به مسائل سياسي نپردازيد. البته خواسته يا ناخواسته مردم ما خيلي سياسي هستند. در صف هاي نانوايي و تاكسي ها امكان ندارد بحث سياسي نشنويد. به همين دليل مردم علاقه دارند كه معضلات اجتماعي و سياسي هم در سريال ها لحاظ بشود. اما همان طور كه محروميت هايي وجود دارد، محدوديت هايي و خط قرمزهايي نيز وجود دارد. خود من ترجيح مي دهم كه يك برنامه روال عادي اش را طي كند تا اينكه به دليل يك مساله سياسي نيمه كاره بماند. كشور ما يك كشور سياست زده است، هر مساله اي كه عنوان كنيد از آن برداشت سياسي مي شود.
● با توجه به خانوادهاي سنتي و خاص همچون مظفر و در مقابل خانوادهاي امروزي همچون بردبار، آيا ميشود گفت جدال و تقابل سنت و مدرنيته به تصوير كشيده شده است؟
هدایتی: اگر شما بخواهيد اين هم مي شود! ولي ما اصراري به نشان دادن جدال سنت و مدرنيته نداريم. فكر نمي كنم چنين خانواده اي با اين شمايل (خان و خان زاده) و لباس پوشيدن وجود داشته باشد. ما يك جور كاريكاتور را نشان مي دهيم؛ به نوعي غلو كرده ايم.
● بردبار چطور؟ شايد اين خانواده نماد يك خانواده امـــــروزي باشد، آن هم با اين همـــــه بي احترامي و شلوغي.
هدایتی: بله، ممكن است چنين خانواده هايي وجود داشته باشند، اما فكر نمي كنم تعدادشان زياد باشد. فكر مي كنم در اين خانواده هم بحث بي خيالي، غلو شده است.
● جناب هدايتي، همچون گذشته كه در نقش هاي طغرل، ددي و.. بازي كرديد، كاراكتر منصور خان نيز به نوعـــــي خشن است. گويي با اين فضا خو گرفته ايد.
هدایتی: بحث خو گرفتن نيست. وقتي يك كاري شروع مي شود، يك سري چارچوب هايي به بازيگر داده مي شود كه بايد در قالب آن كار كند. عرض كردم كه ما يك تيم شده ايم. در كارهايي كه با مديري انجام مي دهم بيشتر نقش يك پيرمرد غرغرو و خشن را بازي مي كنم و اين خواست ايشان است كه البته به نوعي تخصص هم براي من تبديل شده است.
● خودتان هم راحت تريد يا به صرف خواست مديري بازي مي كنيد؟
هدایتی: نمي شود گفت راحت ترم. در سريال هاي ديگر هيچ وقت نقش پير نگرفته ام؛ مثلاً سريال نيستان يا وكيل محله و يا فيلم هاي سينمايي بي وفا و شام عروسي هيچ ربطي به اين شخصيت هاي كاريكاتور گونه ندارد.
● از آخرين كارهايتان بگوييد؟
هدایتی: آخرين كار سريال در چشم باد به كارگرداني آقاي جوزاني است، كه هنوز تمام نشده. از چند روز ديگر بايد يك ماه به بندر انزلي بروم ... پس از محرم نيز آلبوم موسيقي بنده به بازار مي آيد.
● آلبوم مذكور محلي است؟
هدایتی: خير، بصورت پاپ وراك كار شده. البته يكي از دغدغه هاي من خواندن به شيوه محلي است كه بايد وقت كافي و زيادي برايش بگذارم.
● عنوان آلبوم چيست؟
هدایتی: برگ و باد.
● برگرديم به منصورخان. اين لهجه بيرجندي از كجا آمد. ياور طغرل زابلي كجا و منصورخان بيرجندي كجا ؟!
هدایتی: البته من جايي عنوان نكردم كه اين گويش، بيرجندي است، گفته ام مربوط به جنوب خراسان است. برخي از بيرجندي ها هم مي گويند كه اين لهجه مربوط به < مود > است؛ ولي باز هم بعضاً از كلمات زابلي استفاده مي كنم.
● اين < اِندِ> كه آخر جملات اضافه كرده اي ظاهراً در گويش بيرجندي ها جايگاهي ندارد؟
هدایتی: اين يك جور لهجه قُلهكي است. يكي از دوستان من كه اتفاقاً از شميراني هاي اصيل است، اين موضوع را تاييد كرد و اتفاقاً خودش هم در آخر حرفهايش حرف <د> اضافه مي كند.
● استفاده از اين گويش فكر خودتان بود؟
هدایتی: چون بحث قاجار مطرح بود، قرار بود تركي صحبت كنم. روز ضبط دقيقاً يك دقيقه قبل از اينكه جلوي دوربين بروم، مهران مديري گفت: بگو ببينم، لهجه را چه طور مي خواهي صحبت كني؟ گفتم تركي. مديري شديداً مخالفت كرد و گفت: با توجه به جريان كاريكاتور و مسائلي كه پيش آمده، حرفش را هم نزن. گفتم باشه، پس تو يك ، دو، سه را بگو، ببينم چه به ذهنم مي رسد.
● پس كاملاً بداهه بود؟
هدایتی: بله، شايد از روي ناچاري !
● چون شايعه شده بود كه چندين ماه آموزش ديده اي؟
هدایتی: نه، كاملاً اتفاقي بود. البته در زاهدان، بيرجندي هاي زيادي داريم. من هم سال ها در زاهدان بوده و با آنها زندگي كردهام. بنابراين با اين لهجه آشنايي داشتم و نيازي به آموزش نبود.
● قطعاً هر بازيگري دغدغه هايي نسبت به جامعه خويش دارد. دغدغه هاي شما چيست. آيا سعي كرده ايد كه اين دغدغه هـــــا را در قالب بازي به تصوير بكشيد يا چنين كاري را با اصول حرفه اي مغاير مي دانيد؟
هدایتی: دغدغه، يك بحث است و حرفه بحثي ديگر. بله دغدغه هاي زيادي دارم. نسبت به ملتم، به كشورم و مسائلي كه گريبانگيرش شده از قبيل تحريم ها و سختي هايي كه مردم تحمل مي كنند حساسم و دغدغه دارم؛ اينكه هويت ايراني چه بود، الان چه شده و چه قرار است بشود. اينها نه تنها دغدغه من كه دغدغه هر ايراني است. دل آن ايراني كه براي ايران نتپد، همان بهتر كه نتپد. اما فراموش نكنيم كه شغل و حرفه من چيز ديگريست. من در نهايت يك بازيگرم و آن چيزي را كه به من بدهند، اجرا مي كنم كه در واقع حرف و پيام خود من نيست.
● صحبت از پيام شد. فكـــــر نميكنيد نوعي پيام زدگي در باغ مظفر ديده ميشود. با توجه به سوابق مهران مديري، بعيد بود كه اين قدر به تبليغات بپـــردازد. از لبنيات و ماكاراني گرفته تا بنزين و صرفه جويي. اگر چه به سبك خوبـــــي اجرا مي شـــــود و قالب طنزش را حفظ كرده اما فكر نميكنيـــــد؛ قدري سبك و سطحي به نظر ميآيد؟
هدایتی: اولاً كه اين نوع تبليغ را من تاكنون نديدم. مخلوط شدن طنز با پيام بازرگاني كار جالب و منحصربه فردي است كه رخ داده. اما اينكه ميگوييد نسبت به كارهاي گذشته عجيب است حرف درستي است كه البته دليل دارد. دليلش اين است كه اين كار هيچ پولي از صدا و سيما نمي گيرد كه هيچ، بايد به تلويزيون پول هم بدهد ! ظاهراً سياست سازمان به اين سمت مي رود كه چون كانال خصوصي نداريم، لااقل كارها با سرمايه خصوصي ساخته شود. شايد هم يك جور تست و آزمايش باشد.
● از هنگامي كه <گل مراد> آمد، <منصورخان> به محاق رفته است. چرا؟
هدایتی: بالاخره وقتي شخصيت جديدي وارد مي شود، چند قسمتي بايد به وي پرداخته شود تا جاي خود را باز كند مخصوصاً اينكه برنامه ما 45 قسمت بيشتر نيست.
● پس به زودي به پايان مي رسد؟
هدایتی: بله،با شروع محرم باغ مظفر پايان مي يابد و ادامه آن بصورت سي دي به بازار عرضه خواهد شد.
● لوكيشن باغ مظفر به نسبت لوكيشن متنوع برره، قدري كسل كننده و تكراري نيست؟
هدایتی: نه، به نظر من تكراري نيست. برره يك دِه بود و طبيعي بودكه بزرگ و متنوع باشد، اما اين يك باغ است. اتفاقاً در اين كار بر روي لباس و طراحي صحنه خيلي دقت شده. لباس ها تك به تك دوخته شده است. خانم عربشاهي از طراحان با تجربه لباس هستند. دو خياط از بازنشسته هاي تالار وحدت داريم. براي اينكه كار، قاجاري نباشد، طرحي را اختراع كردند كه نه قاجاري باشد و نه امروزي. حتي چند مدل كلاه درست كردند؛ مثلا ً كلاه من مربوط به هيچ دوره تاريخي نيست يا اگر به وسايل خانه نگاه كنيد اكثراً قديمي هستند. چندين ماه وقت صرف شده تا اين وسايل از سمساري ها و جمعه بازارها انتخاب و جمع آوري شده است.
● جناب هدايتي فضاي فرهنگـــــي كشور را چگونه مي بينيد؟
هدایتی: از روي كتاب هايي كه مجوز چاپ مي گيرند، از روي سانسورها و محدوديت هايي كه براي مطبوعات و نويسنده ها ايجاد شده مي توان به فضاي فرهنگي كشور پي برد. يكي از دوستانم اخيراً قرار بود كنسرت بزرگي را با حضور 10 ، 15 خواننده مطرح در كيش برگزار كند كه متاسفانه مجوز اجرا داده نشد. فضا را خيلي خوشگل نمي بينم، اميدوارم پربارتر شود.
● خبر داريد كه تنها سينماي زاهدان هم تعطيل شد؟
هدایتی: اين مساله واقعاً جاي تاسف دارد. تاسف كه چه عرض كنم، احساس شرم مي كنم. شهري كه در اوايل تأسيسش 3 سينما داشته، اكنون كه مدعي هستيم فضاي فرهنگي رشد كرده است، بدون سينماست. اين خيلي اتفاق بدي است.
● از فضاي سياسي استان هم مطلعيد؟
هدایتی: تا حدودي. موضوعي كه خوشحال كننده است، اين است كه اكثر مسئولين بومي هستند. اين حقي است كه به مردم استان داده شده و بايد از اين حق به نحو مطلوب استفاده كنند. نبايد ناراحت بود از اينكه فلاني زابلي است يا فلاني بلوچ؛ اين مسائل واقعاً ابلهانه است. من با دكتر دهمرده آشنايي نزديكي ندارم، اما فكر مي كنم فضاي دانشگاه سيستان و بلوچستان مديون اين آدم است. نبايد اجازه بدهيم كه بحث وجدل پيش بيايد.
● رمز موفقيتت را در چه مي داني؟
هدایتی: من به اهداف خودم نرسيدم و خودم را آدم موفقي نمي دانم. اتفاقاً خيلي هم كم كاري داشتم. اينكه آدم، مطرح يا ساده تر بگويم معروف شود، دليل بر موفقيت نيست، اما اگر از ديد شما اين اندازه هم موفقيت است، رمزش را پشتكار و عشق به كار مي دانم. من شرايط سختي را گذراندم. حتي دانشگاه قبول شدم، اما به دليل شرايط نامساعد مالي نتوانستم ثبت نام كنم، به همين علت خودم را موفق نمي دانم.
● هر مجموعه تلويزيوني يا سينمايي يك هدف كلي را دنبال مي كند. باغ مظفر چه برون دادي را دنبال مي كند؟
هدایتی: اين را بايد از كارگردان و نويسنده ها بپرسيد. به هر حال يك هدف اين است كه سركار برويم و پولي دربياوريم، آن هم بعد از 8 ماه بيكاري. اين يك واقعيت است؛ هدف اصلي چرخاندن چرخ زندگي است، منتها چون كار فرهنگي است ميبايست حرف و هدفي هم براي ارائه كردن داشته باشد. حداقلشايناستكه فضاي مفرحي را براي بيننده ايجاد مي كند.
چرا چند شب پیش برادران نیروی انتظامی به خانه ی یکی از جوانان منطقه ی محروم زاهدان در ساعت چهار صبح حمله کرده و او را دستگیر میکند ؟. میگویند او به همراه چندجوان دیگر که اعلامیه ای انتقاد امیز از فرماندار بسیجی وانقلابی و روزی شجاع زاهدان نوشته بود دستگیر شد . میگویند او به دستور جناب نوری دستگیر میشود . چرا اقای نوری ؟. شما که روزی خودت زبان انتقادت ادم و عالم را گرفته بود اما چرا حالا فرماندار بسیجی دیروز. فرماندار محافظه کار امروز شده است . چرا اقای نوری .
محمود احمدي نژاد در فرودگاه كاراكاس مورد استقبال معاون رئيس جمهور ونزوئلا و وزراي امور خارجه، صنايع و معادن و كار اين كشور قرار گرفت. در طي مسير ٠٤كيلومتري فرودگاه كاراكاس تا مركز اين شهر، پارچه نوشته و بيلبوردهايي به چند زبان از جمله فارسي مبني بر وحدت دو كشور ايران و ونزوئلا نوشته شده بود.
همچنين تصاوير احمدي نژاد و هوگو چاوز در طول اين مسير ديده مي شد. در پاسخ به سوال خبرنگار فارس در مورد علت عدم حضور هوگو چاوز در مراسم استقبال از محمود احمدي نژاد، دليل اين موضوع، ارائه گزارش از سوي چاوز در مجلس اين كشور به مردم ونزوئلا اعلام شد ؛ كه از اهميت بسيار زيادي براي مردم اين كشور برخوردار است.همچنين به گزارش ايرنا احمدي نژاد در مسير سفر دوره اي به كشورهاي ونزوئلا، نيكاراگوئه و اكوادور به مدت يك و نيم ساعت در فرودگاه بانجول توقف داشت كه در اين مدت، از سوي رئيس جمهوري گامبيا مورد استقبال و بدرقه رسمي قرار گرفت.
|
|
||
پليس كره جنوبي يك سرباز آمريكايي را به جرم تجاوز و كتك زدن يك زن 67 ساله در اين كشور دستگير كردند.
پليس پس از دستگيري اين سرباز 23 ساله آمريكايي در كوچهاي در غرب سئول به بازجويي از وي پرداخت.
اين مرد كه تنها خود را فردي در حال خدمت در ارتش آمريكا معرفي كرده، از همكاري با پليس تا زمان رسيدن مقامات قانوني آمريكا خودداري كرد. با توجه به ماهيت اين جنايت، پليس قصد دارد اجازه دادگاه را براي دستگيري اين سرباز در كره جنوبي و نه تحت بازداشت ارتش آمريكا دريافت كند.
اين قرباني در يكي از بيمارستانهاي محل زندگي خود در حال درمان است.
حدود 29 هزار نيروي آمريكايي در حمايت از نيروهاي كره جنوبي عليه هرگونه حمله از سوي كره شمالي در اين كشور مستقر هستند.
رژیم سرکوبگر آخوندیسم جهت سرکوب مبارزات و رشد بیداری در بین مردم به دسیسه های فراوانی دست می زند یکی از دسیسه های رژیم بنا بر اینکه مردم ما مذهبی و مسلمان هستند توسل به مذهب و دین می باشد و با این شیوه چهره مبارزات را ضد دینی و ضد مذهبی معرفی می نماید و می کوشد مبارزان را عوامل بیگانگان معرفی نماید تا مردم مسلمان بلوچ ، آذری ، کرد ،عرب و ترکمن از مبارزان متنفر شده و حس بیداری و آزادیخواهی و حقوق طلبی در مردم خفه گردد در همین راستا هنگامیکه مردم آذری به مبارزه بر خواستند و این حرکت رو به گسترش بود رژیم با بی دین خواندن محرکان و اتهام وابستگی به بیگانگان و تجزیه طلبی می خواست به گمان خود جلوی مبارزات را بگیرد خوشبختانه سندی از طرح رژیم برای از بین بردن روح آزادگی و آزادیخواهی به دست برادران آذری افتاده که پرده از هویت ضد دینی و ضد مردمی رژیم برمی دارد و ما هم این سند را جهت بیشتر آگاه شدن مردم از دسیسه های رژیم نشر می نمائیم :

حوالي ساعت شش و سي دقيقه صبح امروز انفجار مهيبي در نزديكي رشتههاي جبال بارز در حوالي شهرستان بردسير روي داد كه به رغم گذشت 6 ساعت از آن، هنوز علت واقعي آن اعلام نشده است. نور شيء منفجرشده حتي در آسمان برخي استانهاي همجوار يزد و اصفهان نيز ديده شده است. محل انفجار در كوههاي بين كرمان و جيرفت و حدود 100 كيلومتري كرمان بوده است. برخي منابع هم از وقوع يك حادثه مشابه و كوچكتر در هفته گذشته در منطقه رفسنجان خبر ميدهند.
تا كنون دو فرضيه برخورد شهاب سنگ يا يك هواپيماي باري به كوه درباره علت اين حادثه بيان شده است.معاون سياسي امنيتي استانداري كرمان با بيان اينكه تاكنون هيچ گونه تلفاتي در مورد انفجار صبح امروز در نزديكي رشتههاي جبال بارز در حوالي شهرستان بردسير گزارش نشده است، گفت: هنوز مشخص نيست عامل اين انفجار چه بوده است و تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.
ابوالقاسم نصراللهي در گفتوگو با فارس افزود: طبق آخرين اطلاعات به دست آمده به رغم شايعات موجود تمامي هواپيماهايي كه امروز بر فراز استان كرمان در حال پرواز بودهاند همگي سالم هستند و احتمال اينكه انفجار مذكور در اثر سقوط يك هواپيما يا بالگرد صورت گرفته باشد وجود ندارد.
وي گفت: احتمالاً اين انفجار در اثر برخورد يك شهاب سنگ صورت گرفته است اما با توجه به اينكه از محل انفجار دود مشاهده ميشود هم اكنون تعدادي بالگرد مشغول بررسي هوايي محل انفجار هستند. وي تأكيد كرد: اين انفجار در محل مسكوني رخ نداده است و هيچ گونه تلفاتي نيز از آن اعلام نشده است. معاون سياسي امنيتي استانداري كرمان به ايسنا با بياني متفاوت گفت: در حاليكه در ابتدا احتمال سقوط شهاب سنگ ميرفت، با توجه به مشاهده دود در آسمان قبل از شنيده شدن صداي انفجار، احتمال سقوط يك هواپيماي باربري خارجي را ميدهيم كه اين مسأله با اعزام گروههاي تجسس و همچنين تحقيق از شركتهاي هوايي خارجي ادامه دارد. نصراللهي ادامه داد: شدت صداي انفجار به حدي بود كه در شهرستانهاي جيرفت و بافت نيز شنيده شد. اهالي جوپار گفتند حدود ساعت 6:30 صبح امروز، ابتدا نور شديدي را مشاهده كرده و سپس صداي انفجار را در آسمان شنيدهاند و در ادامه اظهار كردند كه دود سفيدي به مدت چند دقيقه بعد از انفجار در آسمان كوههاي اطراف لالهزار ديده ميشد.به گفته وي عليرغم ادامه تحقيق از شركتهاي هوايي داخلي و خارجي تا كنون خبري مبني بر مفقود شدن هيچ هواپيمايي اعلام نشده است و اين درحالي است كه رادارهاي ما هواپيمايي را نيز در منطقه مشاهده نكردند. در آخرين خبر، يك منبع آگاه در استانداري كرمان گفت: شهاب سنگي كه صبح امروز قبل از برخورد با كوههاي كرمان توسط مردم مشاهده شده در حال دود كردن بوده است و اين اتفاق در حالي است كه شهاب سنگ نميتواند از خود دود متصاعد كند.
وي در گفتوگو با فارس احتمال اينكه شي مذكور شايد يك هواپيماي جاسوسي باشد را قوي دانست.
جانی خون خوار بلوچستان دلسوز جوانان شده است او که عطش کشتن و خون ریختن به دستو اربابان یهودی خود را دارد داعیه ی دلسوز تر از مادر شده . او یادش رفته که در دشت تاسوکی دانش اموز 15 ساله را به رگبار گلوله بست و دانشجویی را هم کشت این تذهبون . بخوانید اراجیف جرثومه ی فساد و ادم کشی و لواط را
مهمترین چیزی که افراد یک جامعه را با خطر روبرو می نماید و یک ملت را بازیچه اهداف شوم دشمنان می گرداند عدم شعور صحیح دینی و سیاسی یا کمبود علم و آگاهی است . بعد از این است که افراد ساده لوح چنین جامعه ای با هر دعوتی فریب می خورند و در مقابل هر زورگوئی تسلیم می شوند و مسائل را آنچنان که باید بفهمند نمی فهمند بارها و بارها هدف حملات فریبکارانه قرار می گیرند و متاسفانه از حوادث پند نمی گیرند ، تجربه های گزشته را به کار نمی گیرند و همچنان رهبری امور جامعه شان را بدست کسانی می سپارند که بارها ناتوانی و ساده لوحی خود را ثابت کرده اند و همیشه سبب شکست و ذلت شده اند اما جامعه نا آگاه به رهبران خود و لو بی کفایت اعتماد می کند ومردم چنین جامعه ای آنان را بر جان ، آبرو و سرمایه های خود مسلط می سازند و خیلی سریع زیانها و شکستها ئی را که توسط همین رهبران بر آنها تحمیل شده بود به فراموشی می سپارند بنابر این رهبران از خشم جوابدهی و پاسخگوئی ملت در امان می مانند و همچنان به بازی با سرنوشت ملت با تکیه بر کم فهمی ، سادگی و نا آگاهی آنان ادامه می دهند.عزیزان بدون شک جامعه ما با کمال تاسف با همین مشکل روبروست فقط با این فرق که ما رهبرانی رسمی نداشتیم و شبه رهبرانی هم که بودند الا ماشاءالله از تصویر مذکور استثناء نبودند.جامعه ما تصویری کامل از واقعیتهای یک جامعه نابالغ به لحاظ شعور علمی و سیاسی است متاسفانه دوست را از دشمن نمی شناسند و با هر دو برخوردی یکسان دارند و بعضی اوقات برخوردشان با دشمن به مراتب از دوست بهتر است و چه بسا که دوست سراسر زندگی خود را از جانب مردم جامعه در سختی و مشقت به سر می برد اما دشمن در آسودگی خاطر در کنارمردم زندگی می کند چه بسا با دشمن جهت نابودی دوست همراه می شود جامعه ما به لحاظ شناخت دینی و اجتماعی و بیشتر از این دو شناخت سیاسی در ضعف کامل به سر می برد و این وضعیت برای خیرخواهان قوم اسفبار و اندوهناک است و برای استبدادگران ، متجاوزان و دشمنان خوشحال کننده و موجب مسرت است.دوستان یکی از رسالتهای بزرگ شما طلباء و دانش جویان عزیز برای مبارزه با استعمار ، استثمار و فقر و بی عدالتی و رشد جامعه ایجاد بیداری در طبقات و گروههای مختلف و تربیت عقلی ، مدنی و سیاسی توده هاست. بنده در این پیامم به جوانان دلیر و غیور و عزیزم می خواهم بگویم که یک فکر و عقیده زمانی پیروز می شود که ایمان به آن قوی باشد ودر راستای هدف اخلاص باشد و شور و علاقه به آن رو به فزونی باشد و استعدادی ایجاد شود که افراد را وادارد تا در راه عملی کردن و تحقق بخشیدن به آن جان خود را فدا نمایند.جوانان عزیز شما می دانید که این چهار شرط : ایمان ، اخلاص ، حماسه و عمل از ویژیگیهای جوانان است ، چرا که اساس ایمان قلب نورانی ، اساس اخلاص ، دل پاک ، اساس حماسه بینش قوی و اساس عمل اراده محکم وآهنین است به همین خاطر ، جوانان در هر دوره و درمیان هر جامعه ای ، اساس جنبش ، و در هر جنبشی سر و راز قدرت و توان ، و در هر تفکری ، پرچمدار آن بوده اند.از اینکه ارکان و ستون فقرات بیداری و جنبش مقاومت را جوانان تشکیل می دهند نباید شگفت زده شد زیرا جوانان به خاطر برخورداری از دلهای پاکتر و عواطف لطیف و اراده برتر در طول تاریخ در تمام انقلابها و تحولات اجتماعی نقش کلیدی را ایفا نموده اند.به همین خاطر است که قران در مورد جوانان بلند همت و نمونه که بسان ستارگان درخشان در آسمان ایمان و پرهیزگاری و شجاعت و شکیبائی و فداکاری درخشیده اند با ما سخن می گوید: در مورد حضرت ابراهیم که در مقابل نماد طاغوتی نمرود قد علم کرد و بتهای دروغین را با تدبیر خویش توانمندانه بدون کوچکترین هراس و واهمه ای در هم شکست. اسماعیل علیه السلام که در راستای خوشنودی پروردگار بدون کوچکترین ترددی و با ایمان و آگاهی گردن خویش را در اختیار پدر نهاد و گفت : یا ابت افعل ما تومر ستجدنی ان شاء الله من الصبرین . الصافات 102ترجمه : پدر آنچه را بدان مامور شده ای انجام بده به امید خداوند مرا از شکیبایان خواهی یافت. جوانان عزیز ، مردان دلاور آماده شوید و تلاش و جهادی وسیع و فراگیر را آغاز نمائید و بدانید که نصر الهی برای مومنان نزدیک است و پیروزی بزرگی در انتظار مبارزان تلاشگر و نستوه است.در اینجا می خواهم به بزرگترین معضل و مشکل جوانان جامعه ما یعنی اعتیاد اشاره نمایم و از تمام جوانان عزیز ، علماء و مصلحان قوم و ملت می خواهم که برای نابودی کامل این مصیبت خانمان سوز فکر و چاره ای بیاندیشند و از جوانان عزیز می خواهم که تیمهائی تشکیل داده و با اجرای برنامه هائی مدبرانه با این مشکل بزرگ به مبارزه برخیزند جوانان عزیز در وضعیتی که ما و شما با آن دست و پنجه نرم می کنیم مسئولیت من و شما خیلی مهم و خطیر است لذا لازم است که ما بیشتر از آنچه به امور شخصی خود می پردازیم به حل معظلات اجتماعی جامعه مان توجه نمائیم .جوانان مایوس و نا امید را به تحصیل علم و دانش تشویق نمائید و به آنها انگیزه دهید و برنامه دیدار و گفتگو با جوانان را در برنامه های خود گنجانیده و دلسوزانه و برادرانه با آنها ملاقات نمائید همچنین با کسانی که مبتلا به اعتیاد هستند دیدار نمائید و گفتگو کنید و امید به زندگی خوب و سالم را در آنها القا نمائید و با روشی مهربانانه و دلسوزانه آنها را از ارتکاب به این عمل زشت بازدارید و در راستای احیای شعور سیاسی و دینی خود و دیگران گامهای بلندی بردارید و برای اعاده حقوق سلب شده و میراث به غارت رفته فرهنگی و بازگرداندن آزادی تباه شده و افتخارات ارزشمند و آرمانهای متعالی انسسانی خود تا جائی که می توانید تلاش نمائید. این فراخوان از عموم مردم عزیز برای مبارزه ای همه جانبه است و دیگر بسان گزشته سخنی خاص و مخفی در مجالس ، کلامی عارضی و حاشیه ای در نشستها نیست بلکه فریادی از ژرفای دردهای درونی یک ملت مظلوم و ستمدیده است که بازتاب مردمی آن همه عرصه های جامعه و زندگی را فراگرفته است.
جوانان عزیز باز در آخر اختصارا می گویم:
1 : خودتان در تحصیل علم و دانش و ارتقای سطح آگاهی و شعور سیاسی تلاش نمائید و دیگران را هم به آن تشویق و ترغیب نمائید.
۲: خودتان از اعتیاد ، این بلای خانمانسوز دوری نمائید و دوستانتان را نیز از این بلا نجات دهید.
به امید روزی که جوانان ما متدین ، شاداب و سرحال ، عالم و دانشمند و همه مبارز در راه آزادی باشند
والسلام
زنده باد اسلام ، زنده باد مقاومت و آزادی
رهبر جنبش مقاومت مردمی (جندالله)
مولوی عبدالمالک ریگی
چند مرد مسلح يكى از بازاريان منطقه «چهار راه رسولى» زاهدان را ربودند.به گفته شاهدان عينى حادثه، شامگاه شنبه ۱۶ دى ماه اين مرد بازارى پس از تعطيلى محل كسب خود هنگام رفتن به خانه اش توسط پنج سرنشين يك خودروى سوارى كه دو نفر آنان لباس نظامى پلنگى و سه نفر ديگر لباس محلى بلوچ بر تن داشتند، ربوده شد.بنابه تحقيقات نخست پليس، آدم ربايان كه با مقاومت يكى از اقوام مرد ربوده شده مواجه شدند با تيراندازى و ايجاد وحشت او را سوار بر خودرو كرده و متوارى شدند.معاون اجتماعى و ارشاد فرماندهى انتظامى سيستان و بلوچستان درباره اين حادثه گفت: دو نفر مسلح به كلت كمرى و ملبس به لباس محلى با استفاده از يك دستگاه خودرو پيكان يكى از بازاريان چهارراه رسولى را ربودند. وى اضافه كرد: در پى اين واقعه مأموران انتظامى در محل حضور يافته و درحال پيگيرى موضوع و علت اين اقدام هستند.
جالب اینکه چند روز قبل ایشان به یکی از دوستان گفته بود که از طرف چند بلوچ وافغانی مورد تهدید قرار گرفته است . افرادی که او را تهدید کرده گفته بودند که مغازه ات را بفروش و یا به یک بلوچ سنی واگذارش کن . که او چون ساکن همان محله بود جواب رد می دهد البته سیاست روحانیون اهل سنت زاهدان فعلا این هست که در بازار چهاراه رسولی شیعیان را با تهدید برانند و تمایل انها به حضور افغانیها بیشتر از هموطنهایشان هست . ضمن تاکید به اینکه اهل سنت تا میتوانند خانه های نبش خیابانها را بخرند تا اقتصاد استان و زاهدان را در اختیار خودشان بگیرند.در این بازار بیش از شش صد مغازه وجود دارد که حدود سی صد و هشتاد مغازه در اختیار افغانی هایی هست که در دوران اصلاحات شناسنامه ی جعلی گرفته اند . متاسفانه این اتفاقات مقابل چشم مسوولین دلسوز استان می افتد و ککشان هم نمی گزد
کشيش پروتستان 107 ساله نيجريهاي در سومين ازدواج خود با دختري 30 ساله ازدواج کرد.
به گزارش واحد مركزي خبر، «ساموئل اکينبود پسادلا» در مراسم ازدواج خود ادعا کرد نيروي خود را به طور مستقيم از خدا ميگيرد.اين کشيش در سال 1934 براي نخستين بار در 21 سالگي ازدواج کرد که حاصل اين ازدواج هفت فرزند بود که همه آنها در جواني مردند.
وي پس از مرگ همسر اولش در سال 1965 براي دومين بار ازدواج کرد که همسر دومش نيز در سال 2001 فوت کرد.
وي افزود: پرونده اين شخص براي انجام محاكمه تكميل شده و به زودي محاكمه وي آغاز ميشود.
اين در حالي است كه مديركل حراست مجلس ششم كه مسئوليت اين اقدام بر عهده وي بوده است، از مديران ارشد يك نهاد امنيتي در دهه 70 بوده است كه پس از تحولات اين نهاد و مسئوليت چهرههاي ارزشي در حفاظت اطلاعات، از اين نهاد پاكسازي شد، اما با حمايت ويژه رئيس مجلس ششم، به رغم نظر منفي نهادهاي مسئول، به سمت مديركل حراست مجلس ششم منصوب ميشود.
گفتني است، تخلفات گسترده اين مدير سابق امنيتي نيز تاكنون از رسيدگي دقيق قضائي در امان مانده است.
از 14 هزار و 90 مبتلا به HIV و ايدز شناسايي شده تا كنون 13 هزار و 308 نفر مرد (4/94 درصد) و 782 نفر زن ( 6/5 درصد) هستند. همچنين از 864 فرد مبتلا به ايدز (مرحله نهايي بيماري) در كشور، 789 نفر مرد (3/91 درصد) و 75 نفر زن (7/8 درصد) هستند.
بر پايه اين گزارش آماري، تعداد فوتشدگان بر اثر ابتلا به ايدز تا كنون يكهزار و 760 نفر گزارش شده كه از اين تعداد يكهزار و 695 نفر (3/96 درصد) مرد و 65 نفر (7/3 درصد) زن هستند.
بر اساس آمار نهايي مبتلايان به HIV /ايدز، بر حسب جنس و سن، در رده سني 25 تا 34 سال 4 هزار و 407 مبتلا به HIV / ايدز (8/40 درصد ) بيشترين مبتلا قرار دارد و رده سني 35 تا 44 سال با 3 هزار و 338 مبتلا (9/30 درصد) در مرحله بعدي به لحاظ فراواني ابتلاست.
راه انتقال غالب در مبتلايان به HIV / ايدز شناسايي شده در كشور اعتياد تزريقي (9/64 درصد) و سپس راه انتقال نامشخص (5/25 درصد)، آميزشي (5/7 درصد) دريافت خون و فراوردههاي خوني (7/1 درصد) و بالاخره مادر به كودك 5/0 درصد است.
بر اساس موارد ابتلا به HIV / ايدز بر حسب راه انتقال و سن نيز در رده سني 25 تا 34 سال راه انتقال به ترتيب اعتياد تزريقي، نامشخص، آميزشي، دريافت خون و فراوردههاي خوني و بالاخره مادر به كودك گزارش شد.
اين در حاليست كه در رده سني 35 تا 44 سال نيز اعتياد تزريقي، راه انتقال نامشخص، آميزشي و بالاخره دريافت خون و فراوردههاي خوني به ترتيب راههاي انتقال غالب گزارش شده است.
براساس موارد ابتلا به ايدز بر حسب جنس و سن در كشور نيز، رده سني 25 تا 34 سال با 298 مبتلا (5/35 درصد) و سپس گروه سني 35 تا 44 سال با 296 مبتلا (2/35 درصد) بيشترين مبتلايان را به خود اختصاص دادهاند. همچنين راه انتقال 864 مبتلا به ايدز به ترتيب، اعتياد تزريقي (9/56 درصد)، آميزشي (1/19 درصد)، دريافت خون و فراوردههاي خوني (6/14 درصد)، راه انتقال نامشخص 8 درصد و بالاخره مادر به كودك 2/1 درصد گزارش شده است.
بر پايه اين گزارش بيشترين مرگ ناشي از ايدز در مردان 25 تا 34 سال (577 نفر) و سپس مردان 35 تا 44 سال (542 نفر) بوده است.
اين در حاليست كه راه انتقال غالب در فوت شدگان بر اثر ابتلا به ايدز به ترتيب اعتياد تزريقي (1/72 درصد)، راه انتقال نامشخص (5/10 درصد)، آميزش (7/9 درصد)، دريافت خون و فرآوردههاي خوني (1/7 درصد) و بالاخره از مادر به كودك (6/0 درصد) گزارش شده است
سردار احمدى مقدم، فرمانده انتظامى تصريح كرد: طرح كنترل مرزهاى شرقى در حال تكميل است و از اين پس مرزهاى شرقى كشور از طريق هواپيماهاى بدون سرنشين نيز كنترل خواهد شد. وى از كاهش آمار جرايمى از قبيل شرارت و گروگانگيرى در شرق كشور خبر داد.
سردار احمدى مقدم افزود: براساس آمار موجود احساس امنيت در كشور ۵ درصد افزايش يافته است. فرمانده ناجا تأكيد كرد: با هماهنگى انجام شده با قوه قضايى، با اشرار و قاچاقچيان به شدت برخورد خواهد شد.
| ||
آقاي احمدينژاد همچنان در خوزستان است و مورد استقبال شديد قرار ميگيرد.

ـ يكي منو از اين استقبال شديد نجات بده!
لابد با ديدن اين عكس فكر ميكنيد پليس برف هم تشكيل شده.

ولي اين عكس مربوط به «همايش» اسكي ناجا در ديزين است.

اينجا اگر لنگر فكندي ناخدايي!
اين هم تصويري از يك كارت دعوت به جشن تولد كه يكي از خوانندهها برايمان فرستاده.

البته جناب فرستنده توضيح هم داده كه هيچ كدام از ميهمانها اين كار را نكردهاند: به خاطر عدم اعتماد به آقاي بابا!
نانسي پلوسي، رهبر حزب دمكرات آمريكا، اولين رئيس مجلس زن آمريكا شد.

همانطور كه مشاهده ميشود، همه جا دارد احمدينژادي ميشود، به خصوص سر ماجراي كنترل جمعيت...!
تضاد!

طی روزهای گذشته در زاهدان اطلاعیه تسلیت مرگ صدام دیکتاتور عراق منتشر شده است.بنابراین گزارش، در این بیانیه ها كه در آن ، «شهادت صدام» تسليت گفته شده است.ما، چنین اقداماتی را کار وهابیون وطنی دانسته و باعث«جریحه دار شدن دل دیار سیستان و بلوچستان» خواهد شد
ظاهراً 8 سال قتل و غارت جوانان و سرمایه این مملکت برای «وهابیون وطنی» کوچکترین ارزشی ندارد.
با وجود كمبود بنزين توليدي در كشور و افزايش بيرويه مصرف آن، بخش زيادي از بنزين توليدي در كشور به وسيله قاچاقچيان به خارج از كشور منتقل ميشود.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، با توجه به پايين بودن قيمت بنزين در ايران كه با مبلغي حدود يكپنجم قيمت تمامشده در اختيار مصرفكنندگان قرار ميگيرد، گراني بنزين در كشورهاي همسايه، زمينه خوبي براي انتقال غيرقانوني اين محصول به كشورهاي همسايه ايران، فراهم آورده است.
كشور تركيه كه قيمت هر ليتر بنزين در آن نزديك به دو هزار تومان است، از مقاصد قاچاقچيان سوخت است كه از راه سلماس و كردستان انجام ميشود. قاچاقچيان با خريد قاطر به مبلغي حدود هفت ميليون تومان، روزانه نزديك به 320 ليتر بنزين با هر قاطر به خارج از كشور حمل ميكند كه درآمدي حدود چهارصد هزار تومان در هر حمل بار، نصيب آنان ميشود.
بنا بر اين گزارش، نحوه استفاده از قاطرها به اين صورت است كه 16 پيت 20 ليتري كه در هر طرف هشت عدد قرار ميگيرد،بر روي قاطر جاسازي شده، به خارج از كشور منتقل ميشود.
مقاومت قاطرها و كارايي بالاي آنها براي قاچاق سوخت از نقاط صعبالعبور مرزي باعث شده تا قيمت اين حيوانات در مناطق مرزي، چندين برابر قيمتشان در مناطق مركزي كشور باشد.
اين گزارش ميافزايد: در شهرهاي جنوب شرقي كشور مانند زاهدان هم كه به دو شهر «كويته» و «كراچي» پاكستان راه دارد، قاچاق سوخت با تويوتا هايلوكس كه در هر بار رفتوآمد، قابليت حمل پنجاه پيت 20 ليتري را دارد، انجام ميشود و در منزل بسياري از خانوادههاي فقير، اين خودرو مدل بالا ديده ميشود.
گفتني است، بنا بر محاسبات انجام شده، روزانه رقمي در حدود چهارده ميليون ليتر سوخت به خارج از كشور قاچاق ميشود كه چهارده ميليارد تومان سود ناشي از خريد و فروش غيرقانوني سوخت را به جيب قاچاقچيان سرازير ميكند.
به نظر من با چند اصطلاح «فسیل»، «ناکارآمد» و ... نمیتوان به «مطالعه آسیب شناسانه مسایل امنیتی استان» پرداخت.
کل مطلب مذکور علی الظاهر برای توصیه به استاندار جهت تعویض «جاودان» مدیرکل امنیتی و انتظامی استانداری تحریر شده است.
البته بنده از این عزل و نصب ها بهره ای نبرده و نخواهم برد، لیکن جهت تنویر شما و خوانندگان سایتتان و دادن یک تصویر کلی از وضعیت مدیریت سیاسی و امنیتی استان، مروری میکنم به عزل و نصب های دولت نهم در حوزه سیاسی و امنیتی استانداری و اگر شد خارج از استانداری.
با روی کار آمدن دولت نهم و انتصاب دهمرده به استانداری سیستان و بلوچستان، برخی افراد از بروز معضلات امنیتی در آینده خبر دادند. بالاخره هم مشخص نشد که اینها پیش بینی بود یا پیش گویی؟!
به هر حال اگر اندکی انصاف دهیم دهمرده نه فردی سیاسی است و نه امنیتی، یعنی فقدان دو پارامتر اصلی یک «نماینده عالی دولت در استان» به خوبی در او مشهود میباشد. شاید بتوان گفت شایسته ترین پست برای دهمرده «معاونت عمرانی وزیر کشور» بود.
همه به خوبی میدانیم که پرورش شترمرغ در مجتمع چاه نیمه ربطی به تأمین و توسعه امنیت در استان ندارد.
اما برگردیم به عزل و نصب های سیاسی و امنیتی در سیستان و بلوچستان؛
معاونت سیاسی و امنیتی استاندار
صادقی معاون سیاسی و امنیتی دهمرده که به جای ملایی معاون سیاسی و امنیتی دولت خاتمی بر مصدر کار تکیه زد از کارمندان وزارت اطلاعات است. وی سابقاً معاون فرهنگی اداره اطلاعات استان سیستان و بلوچستان و مدیرکل اطلاعات یزد بوده و علی القاعده باید از شامه قوی سیاسی و امنیتی برخوردار باشد.
به نظر میرسد وی از ابتدا به منظور جایگزینی با دهمرده وارد استان شد (چیزی که این روزها با تثبیت جایگاه دهمرده در پایتخت برای صادقی مایه دردسر شده).
چون تجربه مدیریت بومی در این استان تجربه ای نو بود میطلبید تا در کنار یک نیروی صرفاً عمرانی (دهمرده) یک نیروی سیاسی نیز باشد تا این خلاء پر شود (در این مقال به دلایل ناکارآمدی این الگو نمیپردازم).
اداره کل اجتماعی و شوراها
خلیلی که از کارمندان قدیمی وزارت کشور است اولین مدیر منصوب استاندار سیستان و وبلوچستان در دولت نهم بود (حتی پیش از همه معاونانش).
دهمرده پس از عدم پذیرش مدیرکلی حوزه استاندار و فرمانداری زابل از سوی خلیلی، وی را به سمت مدیرکل امور اجتماعی و شوراها منصوب کرد. خلیلی به همراه شهریاری (نماینده مردم زاهدان در مجلس) از اعضای اصلی ستاد هاشمی رفسنجانی در انتخابات نهم ریاست جمهوری بود.
از وی به عنوان مشاور سیاسی شهریاری نیز یاد میشود.
اما سوالی که همیشه مطرح بود اینکه، آیا شهریاری (که عامل اصلی انتصاب دهمرده به استانداری محسوب میشود) در موضوع فوق نیز با نظر مشاور سیاسی خود عمل کرده و یا بر خلاف نظر وی عمل نموده است؟
در مورد نقش خلیلی در تثبیت جایگاه دهمرده باید گفت:
معمولاً کارکنان دستگاههای سیاسی، جریان های سیاسی و اجتماعی را در پشت سر خود دارند و در بسیاری موارد همین کارکنان و مدیران، عامل اصلی ساقط کردن مدیران ارشد خود هستند، دهمرده نیز در ابتدا با چنین چالشهایی روبرو گردید. بسیاری معتقدند که تلاش های خلیلی در حمایت از دهمرده عامل اصلی تثبیت وی در میان کارکنان و مدیران استانداری بود.
اداره کل اتباع و مهاجرین خارجی
از این اداره بگذریم چرا که به رغم تغییرات فراوان در آن، تأثیری در معادلات سیاسی نداشته است.
اداره کل سیاسی و انتخابات
سرهنگ سلطانعلی میر مدیرکل سیاسی و انتخابات استانداری، از اعضای دفتر سیاسی سپاه میباشد که با حمایت فرمانده سپاه استان وارد استانداری شد اما بنا به دلایلی مورد غضب فرمانده خود قرار گرفته است، وی به جای سروانی بر مصدر امور سیاسی نشست. سروانی از کارمندان قدیمی وزارت کشور و از اعضای ستاد هاشمی رفسنجانی است که در ماههای پایانی استانداری امینی (و با فشارهای طیف راست استانداری به رهبری خلیلی) به سمت مدیرکل سیاسی و انتخابات استانداری منصوب شده بود.
اما میر که علاقه وافری به مصاحبه ب مطبوعات دارد، نقش عمده ای در پاسخگویی به جوسازیها علیه استاندار ایفا میکند. بسیاری معتقدند که استاندار از وی به عنوان سپر مطبوعاتی خود استفاده مینماید.
میر به همراه زاهدشیخی- مشاور استاندار ، نوری- فرماندار زاهدان، اعضای اصلی طیف ستاد احمدی نژاد را در استانداری تشکیل میدهند.
اداره کل امنیتی و انتظامی
اما جاودان، مدیرکل امنیتی و انتظامی استانداری؛ از کارمندان قدیمی وزارت کشور.
وی سابقه فرمانداری در شهرهای مختلف استان و مدیریت در سطوح مختلف را تجربه کرده است. جاودان از اعضای تیم فداحسین مالکی (معاون رییس جمهور) است. مالکی که در رفیق نوازی شهره است عامل اصلی تثبیت جاودان در پست مدیرکلی امنیتی و انتظامی به شمار میرود.
در مورد او میتوان گفت که تقریباً خط سیاسی ندارد. اما به سبب تجربیات وی نمیشود او را فسیل شده و ناکارآمد نام داد. اما از انصاف هم نباید گذشت، زیرا اصولاً جاودان یک مدیر امنیتی نیست و اگر از او در پست های اقتصادی استفاده شود بهتر است.
یک نکته دیگر هم اینکه، از یک سال قبل طیف ستاد احمدی نژاد به دنبال جایگزینی جاودان با سرهنگ خسروی (یک عضو دیگر دفتر سیاسی سپاه) هستند که تا این لحظه تلاش هایشان افاقه نکرده است.
جاودان علاوه بر مدیرکلی امنیتی و انتظامی، دبیر ستاد مبارزه با موادمخدر استان نیز میباشد و در صورت خداحافظی از اداره امنیتی، فراغ البال تر به امور مبارزه با موادمخدر خواهد پرداخت.
تغییرات حوزه سیاسی امنیتی استانداری به همین جا ختم نشد؛هفته قبل خلیلی مدیرکل اجتماعی در پی فشارهای طیف نزدیکان دهمرده (معاون امور عمرانی، رییس حراست) و طیف ستاد احمدی نژاد و به بهانه بازنشستگی، از خدمت وزارت کشور مرخص شد.
ناگفته نماند که وی در مدت بحران امنیتی استان و مجروحیت نوری فرماندار زاهدان، با حفظ سمت، فرمانداری زاهدان را نیز اداره میکرده است.
در مراسم تودیع وی، صادقی (معاون سیاسی و امنیتی) از او به عنوان دایره المعارف سیاسی و اجتماعی استان یاد کرد و این سوال را بی پاسخ گذاشت که چرا این دایره المعارف را کنار میگذارد. (هر چند که میدانیم در این ماجرا صادقی نقشی نداشته است).
همچنین طی ماههای گذشته طیف ستاد احمدی نژاد تلاش فراوانی کردند تا پس از بازنشستگی خلیلی، زاهدشیخی را بر مصدر مدیریت امور اجتماعی بنشانند که این تلاش ها هم ثمر نداد و تیم نزدیکان دهمرده، اوکاتی را به اداره اجتماعی فرستاد. به هر عنوان بازنشستگی بهانه ای بیش نبوده، چرا که هم کانون مبارکی- معاون برنامه ریزی استاندار، اکبری- رییس سازمان مدیریت، کرد- مدیرکل طرح و برنامه، هاشمزهی- رییس سازمان مسکن و شهرسازی، روحانی- رییس سازمان ثبت احوال، ریگی-مدیرکل کار و امور اجتماعی و ... جملگی از موعد بازنشستگی شان گذشته است اما همچنان به کار خود ادامه میدهند.
فکر میکنم به بخش عمده ای از صف بندی های استانداری اشاره کرده ام. چیزی که مشهود است عرصه مدیریت سیاسی و امنیتی استانداری به محل زورآزمایی دو طیف نزدیکان دهمرده (که هیچ خط سیاسی ندارد و از گرده آشنایی با استاندار وارد سیستم شده اند) و طیف ستاد احمدی نژاد تبدیل شده است.
والعاقبه للمتقین...
ادیب علیقارداشی
اطلاعات و آمارهاي جمعآوريشده در زمينه بزهكاريهاي اجتماعي، از افزايش نگرانكننده 32 درصدي افراد دستگيرشده به اتهام تشكيل باندهاي فساد و فحشا حكايت دارد. در پنج ماهه نخست سال جاري، بيش از 3200 نفر در كل كشور به اين اتهام بازداشت شدهاند كه اين رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل، 32 درصد افزايش نشان ميدهد.بر پايه بررسيهاي پژوهشي انجام شده از اين افراد، وجود زنان مطلقه و نبود سرپناه و حمايت نکردن دستگاههاي متولي از آنان، عدم تمكن مالي برخي از خانوادهها و روي آوردن فرزندان و يا سرپرست خانواده به مسائل مغاير با اخلاق و عفت عمومي، درآمدهاي كاذب از قبل اين پديده، استفاده از تكنولوژي روز و بيتوجه به پيامدهاي تخريبي ناشي از برنامههاي ماهواره، اينترنت و فيلمهاي غيرمجاز، بيكاري و روي آوردن قشر جوان به اين پديده نکوهيده، از عوامل گسترش اين باندها و مراكز فساد و فحشا به شمار ميرود.اين گزارش ميافزايد: در پنج ماهه نخست سال جاري تعداد بيش از يک ميليون و سيصد هزار حلقه انواع سيدي و نوارهاي غيرمجاز كشف شده است كه اين رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل، 61 درصد افزايش نشان ميدهد.
همزمان با اعدام صدام به دست مردم عراق، پيامي از سوي نزديكترين گروه تروريستي به بعثيهاي عراق منتشر شد كه در آن، ايران به جاي آمريكا، اشغالكننده اصلي عراق اعلام شده است به نقل از خبرگزاري فرانسه، رئيس ارتش اسلامي عراق، يكي از گروههاي تروريستي بعثي در عراق، از همه مسلمانان خواست تا عراق را از اشغال ايران، نجات دهند.آنان در پيامي صوتي كه در اينترنت منتشر شده، گفتند: «عراق تحت اشغال دو جانبه ايران و آمريكاست كه بدترين آن، اشغال توسط ايرانيان صفوي (فارسهاي شيعه) است. در اين پيام كسي كه خود را امير ارتش اسلامي در عراق خوانده، ميگويد: «امت اسلام بايد تضمين دهند كه بغداد را نيز مانند قدس (اورشليم) و پيش از آن اندلس از دست نميدهد! امت اسلام بايد وظيفه اسلامي خود مبني بر حمايت از سنيهاي عراق را به هر وسيلهاي انجام دهند؛ چراكه جنگ تعيينكننده در عراق، جنگ براي بغداد است».رئيس اين گروه شورشي گفت: آمريكا در عراق گيج شده است. آنان آتش درگيريهاي قومي را شعلهور كرده و متوجه نبودند در دامي كه ايران گسترده است، افتادهاند. آمريكا هماكنون به طور كامل با نظاميان صفوي همكاري ميكند و تكتك شيعيان عراق نيز براي ايران مهم هستند.اين در حالي است كه هفته گذشته، آمريكا چهار تن از ديپلماتهاي ايراني را بازداشت و پس از فشار شديد مقامات عراقي، آنها را آزاد كرد.
اين پيغام روز جمعه گذشته ضبط شده بود و عيد قربان را نيز به همه مسلمانان تبريك ميگفت و روز دوشنبه روي اينترنت منتشر شد. تاريخ پيام نشان ميدهد پيام در زماني ضبط شده كه مراحل نهايي آمادهسازي اعدام صدام در حال شكلگيري بوده است.روز دوشنبه چندين روزنامه سني سعودي اعدام صدام را عملي قومي دانستند. «الوطن» در حملهاي صريح به ايران نوشت: «نوري المالكي، نخستوزير عراق بايد حامي درگيريهاي قومي خارج از مرزها را اعدام كند».
خبر ها حاکیست عناصر تعدادي از سفارتخانههاي خارجي در تهران تحت پوشش ديپلمات، سفرهاي زيادي به استان سيستان و بلوچستان مينمايند به طوري كه در يك بررسي اجمالي مشخص شد ميانگين اين سفرها حداقل روزانه يك سفر ميباشد. به نوشته «جمهوري اسلامي»، اغلب اين سفرها توسط عناصري از سفارتخانههاي انگليس فرانسه استراليا و سوئيس صورت ميگيرد. سفارت سوئيس در تهران حافظ منافع آمريكاست. با توجه به اهداف تفرقهافكنانه غربيها ميان شيعيان و اهل سنت و دامن زدن به مسائل قومي قابل درك است كه انجام اين سفرها با چه اهدافي صورت ميگيرد ولي متاسفانه مسئولان وزارتخارجه كشورمان اقدامي در جهت كنترل اين اقدامات مداخلهگرانه صورت نداده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، به رغم این که شبکههای بینالمللی تصاویر متعددی از کشتار شیعیان، کردها و جنایتهای وی در ایران و کویت را به نمایش میگذارند، الجزیره مشغول نشان دادن تصاویر سوگواری علاقه مندان وی در فلسطین و برخی کشورهای همسایه عراق است!
این شبکه با نشان دادن تصاویر مجلس ختمی که در فلسطین برای وی برگزار شد، با برخی از شرکت کنندگان مصاحبه میکرد و آنها نیز با بیان جملات خاص حزن انگیز در وصف صدام اظهارنظر می کردند. همچنین در این مراسم پرچم های گروه های حماس و فتح در کنار پرچم فلسطین و عکسی از صدام و عرفات در کنار هم قرار داشت.
گفتني است، عوامفريبيهاي صدام در مقطع جنگ كويت و زدن موشك به اسرائيل موجب محبوبيت وي در ميان گروهي از فلسطينيان شده بود.
«الجزیره» همچنین مراسمی را نشان داد که در اردن برای صدام برگزار کرده بودند و مشابه همین مراسم در هند نیز توسط گروه های چپ کمونیست برای صدام برگزار شد.
تصاویر انتخابی الجزیره در طول روز با تصاویری از علاقه همشهریان تکریتی وی و زیارت خانه خدا همراه میشود. اما در مقابل سایر رسانههای دیگر بینالمللی با نشان دادن تصاویر اعدام وی به بررسی جنایتهای وی میپردازند.
در حاشیه اعدام صدام
به گفته عدهاي از هواداران صدام، او در هنگام اجرای حکم اعدام یک جلد قرآن به همراه داشته و به هنگام انداخته شدن طناب دار شهادتین خوانده است!
دیکتاتور سابق عراق به ظاهر آرام بود، ولی به گفته شاهدان عینی در لحظاتی پیش از مراسم اعدام کنترل خودش را از دست داده بود.
دختران صدام که در اردن تبعید شده و زندگی میکنند، از این که پدرشان به زیر طناب دار رفته، احساس خشنودی می کنند. دوست یکی از دختران صدام در اردن گفته است، دختر صدام از اینکه دیده است پدرش با شجاعت به استقبال مرگ رفته است، احساس غرور میکند!
همچنین دختر دیگر وی نیز درخواست کرده بود که جسد پدرش به یمن رفته و در آنجا دفن شود. 10 سال پیش زمانی که دو داماد صدام به اردن گریخته و پناهنده شدند، پس از بازگشت از اردن به دستور صدام اعدام شدند.
شبکه الجزیره ضمن نشان دادن تصاویر نماز میت بر قبر صدام! صحنههایی از گریه اطرافیان قبیله و زادگاه وی را به تصویر کشید. این شبکه همچنین از مراسمی تصویر نشان داد که به رسم اعراب بزرگان قبايل از حضور مردم در آن استقبال میکردند.
به رغم اینکه تصاویر لحظه آویخته شدن صدام از طناب دار توسط استخبارات عراق منتشر نشد، ولی یکی از شاهدان عینی با انتشار تصاویر ضبط شده خود روی تلفن همراه این رویداد را هم چنان در صدر اخبار مهم جهان قرار داد. امروز در آخرین روز سال میلادی شبکههای مختلف اروپایی و خاورمیانه با نشان دادن تصاویر نامشخص این فیلم و فریادهای «الله اکبر» و «الی جهنم» ثانیههایی از لحظات پایانی زندگی دیکتاتور سابق عراق را به تصویر کشیدند.
شبکههای تلویزیونی مختلف عربی با نشان دادن تصاویر مختلف جنایتهای صدام و فیلم اعدام وی به بحثهای مردمی در این خصوص پرداخته اند. مهمترین بحث روز یکشنبه تلویزیون های مشهور و منطقه ای عربی، بحث میان طرفداران و مخالفان صدام بود. در این میان تنها شبکه های عربستان با ارتباطات زنده تصویری میان منا و گزارشهای تصویری از حرکت حجاج بیتالله الحرام بیتوجهی جالبی به این موضوع نشان دادند.

يك منبع آگاه و موثق در گفت وگو با دفتر خبرگزاري جمهوري اسلامي در بغداد به نقل از يكي از قضات دادگاه " صدام حسين " ديكتاتور عراق گفت : صدام در آخرين لحظه قبل از اعدام گفته است كه "از فارسها برحذر باشيد".
اين منبع كه خواست نامش فاش نشود افزود: ترس از فارسها يكي از دغدغههاي اصلي ديكتاتور عراق بود كه تا آخرين لحظه تنهايش نگذاشت. صدام حمله به كشور پهناور ايران را در زماني آغاز كرد كه تصور پيروزي سريع در جنگي نابرابر را در سر ميپروراند. در ابتداي جنگ تصور صدام بر اين بود كه تسلط يافتن بر وطن ايرانيان با توجه به وضعيت آشفتهي ايران پس از پيروزي انقلاب، آسان خواهد بود، تصوري كه باطل بودنش پس از حملهي ارتش عراق اثبات شد. با عقب نشستن نيروهاي عراقي به پشت مرزهاي بينالمللي و آزاد شدن خرمشهر ، صدام قطعنامه ۵۹۸شوراي امنيت را پذيرفت و به طرح لزوم پايان جنگ تن داد. او كه روياهاي خود را پس از تحمل شكست در جنگ تحميلي عليه ايران از دست رفته ديد در اثر افزايش فشارهاي رواني، ديوانهوار به همسايهي ديگرش يعني كويت حمله كرد. صدام بارها دليل حمله به كويت را التيام يافتن زخمهاي عميق پيكر ارتش عراق ناشي از ۸سال جنگ با ايران عنوان و از جوانمردي ايرانيان در دفاع از ميهنشان با حسرت ياد كرد. از ميان علل و عوامل مختلف و موثر در سقوط ديكتاتور عراق، بيگمان وزنهي سياستهاي منطقهاي ايران جايگاه خاص و فراموش نشدني دارد.
ذهنيت ديكتاتور عراق در هنگام اعدام بر اين نكته متمركز شد كه بگويد "مراقب فارسها باشيد". "فارسها" دليل مهمي براي سقوط ديكتاتورها هستند و قدرت آنها و ايران اسلامي همواره روح ديكتاتور عراق را خواهد آزرد.
مسايل روحي صدام موجب شد كه ميان او و مجريان حكم اعدامش درگيري لفظي روي دهد و تصاوير پخش شده از شبكههاي تلويزيوني عرب صورت رنگ پريده حاكم عراق را بخوبي به جهانيان نشان داد.
این حرفها را کنار حرفهای جانی سیستان و بلوچستان مالک ریگی بگذارید که میگوید شیعیان و فارسها را باید بکشند غافل از اینکه او هم یک اریایی هست وزبانش فارسی و لهجه اش بلوچی ...مفتیان عربستان هم گفتند باید شیعیان را کشت بعضی از مولوی های بلوچستان هم خون شیعه را حلال میدارند ... امریکا و انگلیس هم با ایران دشمنند .. چه قرابتی بین این دیدگاها وجود دارد ؟ شنیدیم که در زاهدان بعضی از اهل سنت صدام را شهید میدانند . لیبی هم سه روز عزای عمومی اعلام کرده .. یک سی دی مقابل مسجد مکی زاهدان به فروش میرود که صدام را مجاهد اسلام می دانند .. چه قرابتی بین همه ی این دیدگاها وجود دارد....این منبع موثق فوق چرا در این برهه این مطلب را به زبان می اورد غیر از این هست که بگویند صدام را فقط به خاطر شیعیان اعدام کردند...
سرانجام امروز با طلوع سپيده دم در بغداد، صدام ديكتاتور عراق به دار آويخته شد.
صدام زندگي پر فراز و نشيبي داشت كه در نهايت منجر به خلق ديكتاتور بي نظير عراق شد. صدام در آوريل ۱۹۳۷ميلادي در روستاي فقيرنشين "العوجه" مشرف به شهر "تكريت" مركز استان عرب سني صلاحالدين در ۱۵۰كيلومتري شمال بغداد در خانوادهاي فقير به دنيا آمد. بسياري خشونت ذاتي صدام را ناشي از زندگي بسيار سخت وي در دوران كودكي مي دانند. يكي از عواملي كه به اعتقاد بسياري بر زندگي شخصي صدام تاثير گذاشت پدر وي است. صدام قبل از اينكه به دنيا بيايد پدر خود كه گفته ميشود شخصي به نام " حسين " بوده را از دست داد. درباره پدر صدام روايات مختلفي وجود دارد كه معروفترين حكايت اين بوده كه پدر صدام يكي از ژاندارمهاي وقت در منطقه بوده كه با مادر صدام ازدواج و بعد از مدتي او را ترك ميكند. حكايت ديگر كه در افكار عمومي عراق شايع تر است اينكه صدام فرزند نامشروعي بوده كه پدرش را كسي نميشناسد و عشيره فقير صدام براي پوشش گذاشتن بر اين بدنامي با ازدواج مادرش با عموي صدام موافقت كرد. در جامعهاي كه بر قبيله و شرف خانوادگي مبتني شده نام ننگ همواره صفتي است كه فرد نميتواند از آن بگريزد و اين شرايطي بود كه صدام را از آغازين روزهاي زندگياش عذاب ميداد. از ازدواج عموي صدام با مادرش، برداران ناتني وي برزان التكريتي، و " وطبان" و ديگر برادر و خواهرانش به دنيا آمدند. صدام دوران كودكي خود را تحت تربيت دايياش "خيرالله طلفاح" سپري كرد و معروف است كه وي در همان دوران ، كودكي شرور بوده است. ديكتاتور عراق مقاطع مختلف تحصيلي را در زادگاه خود سپري كرد و به دانشگاه راه يافت . در دوران دانشگاه موج پان عربيسم كشورهاي عربي را در برگرفته بود و او در سن ۲۰سالگي به حزب بعث پيوست . در عمليات سوء قصد ناكام به "عبدالكريم قاسم" رييس جمهور وقت عراق در در اكتبر ۱۹۵۹ناچار شد به قاهره فرار كند و در آنجا تحصيلات خود را در رشته حقوق ادامه داد اما با كودتاي بعثيها برضد عبدالكريم قاسم تحصيلات را ناتمام گذاشت به عراق بازگشت. عبدالكريم قاسم با همكاري بعثيها به حكومت سلطنتي در عراق پايان داد تا بعدها خود قرباني بعثيها شود. صدام در فوريه ۱۹۶۳به بغداد بازگشت اما بعد از ۹ماه در نتيجه مخالفت دولت وقت با بعثيها به همراه تعدادي ديگر از همفكران سياسياش به زندان افكنده شد. در ايام زندان از سوي همفكرانش به عنوان دبيركل حزب بعث در عراق برگزيده شد و با كودتا بر ضد دولت "عبدالرحمن عارف" و روي كار آمدن مجدد بعثيها از زندان آزاد شد. او در كنار "حسن البكر" همشهري تكريتياش توانست به سرعت و با استفاده از سياست تفرقهافكني و ارعاب در داخل دستگاه حاكمه به درجات عالي برسد. در دوران حسن البكر، صدام همه كاره دولت بود و دستگاههاي امنيتي و اطلاعات در اختيار او بود. در جريان معاهده الجزاير در مارس ۱۹۷۵با شاه وقت ايران و پايان دادن به منازعات مرزي بين دو كشور جايگاه سياسي برجستهاي در دولت عراق پيدا كرد و بيشتر در صحنه سياسي حضور يافت . در شانزدهم جولاي ۱۹۷۹با يك كودتاي سفيد، حسن البكر را ناچار به كناره گيري از رياست جمهوري كرد و خود جايگزين وي شد تا دوران ۲۴ساله حاكميت وي آغاز شود. روي كار آمدن صدام با پيروزي انقلاب اسلامي ايران همزمان شد. جنگ طلبي و تجاوز گري ذاتي وي باعث شد كه صدام تحت حمايت آمريكا و برخي كشورهاي عربي كه از پيروزي انقلاب اسلامي بيم داشتند ، به جنگ برضد ايران تشويق شود.
او در سال ۱۹۸۰جنگ همه جانبه عليه همسايه شرقي خود را با اشغال خرمشهر" و محاصره "آبادان" به بهانه اينكه استان خوزستان جزيي از عراق است آغاز كرد. بر خلاف تصور صدام، جمهوري اسلامي ايران به سرعت در مقابل اين هجوم قواي خود را تجهيز كرد و بعد از مدتي حصر آبادان شكسته و خرمشهر بازپس گرفته شد.
اين جنگ برخلاف انتظار وي هشت سال به طول انجاميد تا در نهايت در هشتم آگوست ۱۹۸۸با قطعنامه ۵۹۸آتش بس بين دو كشور برقرار شد. صدام در طول جنگ از سلاحهاي شيميايي برضد رزمندگان اسلام و حتي شهروندان عراقي استفاده كرد كه مهمترين حادثه مربوط به بمباران شيميايي شهر حلچبه است كه منجر به قتل بيش از پنج هزار شهروند كرد شد. صدام بعد از ناكامي و سرخوردگي در جنگ هشت ساله عليه ايران براي تحت الشعاع قرار دادن اين ناكامي دست به حمله بر ضد كويت در آگوست سال ۱۹۹۰ زد. اشغال كويت براي صدام بيش از آنچه تصور كرده بود گران تمام شد و جامعه جهاني در مقابل اين اشغال موضع مخالف گرفت. حتي كشورهاي عربي از جمله مصر و اردن و يمن به عنوان نزديكترين كشورها به رژيم صدام در موضع مخالف وي قرار گرفتند. در ۱۷ژانويه ۱۹۹۱ميلادي ۳۰كشور جهان تحت عنوان كشورهاي همپيمان به سركردگي آمريكا جنگ ۴۰روزهاي را بر ضد صدام آغاز و ارتش عراق را به خروج از كويت واداشتند. بعد از خروج ارتش صدام از كويت و سرخوردگي بيش از پيش مردم عراق از رفتارهاي رژيم صدام ، قيام عمومي در شهرهاي جنوبي كه بيش از ديگر مناطق از رژيم صدام آسيب ديده بودند، آغاز شد. انتفاضه شعبانيه ۱۹۹۱شيعيان عراق كه همزمان با آن در كردستان نيز قيامي ديگري برضد رژيم صدام آغاز شد در كمتر از چند ماه باعث شد كه ۱۴ استان عراق ساقط شود. اما در حالي كه چيزي به سقوط رژيم صدام نمانده بود با چراغ سبز آمريكاييها ، هواپيماها و بالگردهاي رژيم صدام اجازه پرواز و بمباران قيامكنندگان را آغاز كردند. در جريان اين قتل عام صدها و هزاران نفر كشته شدند و در همين زمان گورهاي جمعي توسعه پيدا كرد. رژيم صدام كنترل اوضاع را در دست گرفت و در مقابل شوراي امنيت سازمان ملل نيز به بهانه تنبيه رژيم صدام ، تحريمهاي اقتصادي بينالمللي برضد عراق اعمال كرد. اين تحريمها كه تا سقوط رژيم صدام ادامه يافت بيش از اينكه رژيم صدام را تضعيف كند باعث كشتار مردم عراق براثر شدت فقر شد. در مارس ۲۰۰۳و بعد از حملات ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱آمريكا جنگ ۲۰روزهاي بر ضد رژيم صدام آغاز كرد و بعد از حدود ۲۰روز رژيم صدام سقوط كرد. صدام متواري شد و در باغستانهاي زادگاه خود مخفي شد تا در نهايت روز ۱۴ دسامبر ۲۰۰۳در يكي از مخفيگاههاي خود در وضع خفت باري به دست سربازان آمريكايي افتاد. اولين دادگاه صدام در ۱۹اكتبر ۲۰۰۵به اتهام قتل ۱۴۸تن از اهالي روستاي شيعه "دجيل" از توابع استان صلاحالدين در سال ۱۹۸۲ميلادي آغاز شد. وي و هفت مسوول ديگر رژيم سابق بعث متهم بودند كه در نتيجه يك سوء قصد نافرجام اقدام به كشتار اهالي اين روستا كه از معدود روستاهاي شيعهنشين در استان عرب سنينشين صلاحالدين است كردهاند. در نوامبر ۲۰۰۶دادگاه عالي جنايي صدام و برزان التكريتي بردار ناتني و رييس سابق سازمان امنيت و "عواد البندر" رييس دادگاه رژيم بعثي را به جرم جنايات متعدد برضد بشريت محكوم به اعدام كرد.
هيات قضايي استيناف دادگاه عالي جنايي در سهشنبه هفته گذشته بعد از قريب يك ماه حكم اعدام را مورد تاييد قرار داد. سرانجام در بامداد شنبه حدود ساعت شش بامداد صدام در حالي كه لباس سياه برتنش كرده بودند در ساختمان سابق سازمان امنيت وي در منطقه شيعه نشين "كاظمين" به دار آويخته شد.
او در هنگام اعدام گفته است نه حرفي براي گفتن دارد و نه وصيتي كه برجاي بگذارد و با اين كلام زندگي او با دار مجازات به پايان رسيد تا پاياني براي دورهاي باشد كه به دوره صدام در عراق معروف شده است.
صدام حسين، ديکتاتور پيشين عراق که حکم اعدامش روز سه شنبه از سوي ديوان عالي عراق تاييد شد، در نامه خداحافظي که روز چهارشنبه منتشر کرده، نوشته است که چون يک «قرباني» به پاي چوبه دار خواهد رفت و از مردم عراق خواسته است که «اتحاد خود را در برابر دشمنان حفظ کنند.»به گزارش راديو فردا، صدام اين نامه را در زندان نوشته و صحت آن از سوي شوراي وکلاي وي تاييد شده است. وي در اين نامه از خداوند خواسته است که او را «با مردان راستين و شهدا، محشور کند.»اين نامه در يک وب سايت عراقي منتشر شده است و يکي از وکلاي صدام گفته است که اين نامه در ماه نوامبر، بعد از اينکه دادگاه بدوي حکم اعدام صدام را صادر کرد، نوشته شده است.صدام حسين در اين نامه که توسط وکلای صدام حسين انتشار يافته می گويد که ايران و آمريکا در خشونت ها و خونريزی ها در عراق دست دارند و از مردم عراق می خواهد عليه اشغالگران و ايران متحد شوند. روز سه شنبه، ديوان عالي محاکمات عراق، حکم اعدام صدام حسين را به جرم جنايت عليه بشريت طي 24 سال اداره کشور عراق، تاييد کرد.عارف عبدالرزاق ال شاهين، رييس دادگاه صدام در اين باره گفت: «کار ما به پايان رسيده و از اين به بعد همه چيز در دستان مقام هاي اجرايي است. مقام ها اين حق را دارند که از فردا (چهارشنبه) تا ۳۰ روز ديگر، تاريخي براي اجراي حکم تعيين کنند.»با اين حال، مقام هاي دولت عراق از درخواست هاي بسيار براي اظهارنظر در اين باره شانه خالي کرده اند و هنوز هيچ يک از اعضاي دولت در اين باره اظهارنظر نکرده است.به رغم اينکه بنا به اين قانون، حکم اعدام صدام حسين بايد به تاييد جلال طالباني، رييس جمهوري عراق برسد، قاضي دادگاه گفت که اين حکم «بايد» اجرا شود.روز چهارشنبه، حزب بعث عراق نيز با صدور بيانيه اي که در اينترنت منتشر شد، اعلام کرد در صورتي که حکم اعدام صدام اجرا شود، منافع ايالات متحده آمريکا را «در هر کجاي دنيا» هدف قرار خواهد داد.
تلاشهاي فرزندان مرحوم جمال كريمي راد وزير دادگستري و سخنگوي قوه قضاييه براي نجات وي در شامگاه پنجشنبه بجايي نرسيد. در آن غروب يخبندان جاده ساوه به اراك، آمبولانسها در ماموريت بودند و سرانجام پيكر نيمه جان وزير دادگستري با تريلي به درمانگاهي در سلفچگان منتقل شد كه در مسير درمانگاه، دار فاني را وداع گفت. جمال كريمي راد پنجشنبه شب درحالي كه سوار بر خودرو پژو پارس از مسير ساوه - اراك عازم بروجرد بود، در اثر يك سانحه رانندگي در سه راهي تفرش ۱۲كيلومتر مانده به سلفچگان، دچار ضربه مغزي شد. بهگفته "محمد" فرزند ۲۶ساله مرحوم كريمي راد كه رانندگي خودرو را برعهده داشت، بر اثر لغزندگي جاده و انحراف به چپ و گردش ۱۸۰درجهاي خودرو، تريلي عبوري از پشت سر با آنان برخورد كرد.وي گفت: به كمك برادرم، پدر و مادر را كه در پشت خودرو آسيب ديده و گرفتارشده بودند، پس از ۱۵دقيقه تلاش از خودرو خارج كرديم، اما به دليل نبود آمبولانس، ناچارا پدر را كه نيمه هوشيار بود، به همراه مجيد برادر كوچكتر سوار بر تريلي به درمانگاه سلفچگان اعزام كرديم. محمد ميگويد: متاسفانه به محض رسيدن به درمانگاه به ما گفتند پدرتان بر اثر جراحات وارده در مسير درمانگاه جان باخته است. بهگفته رييس اورژانس قم، دليل عدم حضور خودروهاي امدادي و آمبولانس در محل صحنه تصادف خودروي وزير دادگستري، ماموريتهاي امدادي آمبولانسهاي مستقر در منطقه سلفچگان بوده است. دكتر حسين خاكي رييس اورژانس قم در گفتو گو با خبرنگار ايرنا افزود:
سانحه تصادف درساعت ۱۹و ۵۰دقيقه پنجشنبه شب از طريق پليس ۱۱۰اعلام شد كه به دليل ماموريت آمبولانسهاي درمانگاه سلفچگان و نبودن آنها در محل، يك آمبولانس از قم و يك آمبولانس از دو راهي آشتيان به محل اعزام شد. وي يادآور شد: آمبولانسهاي اعزامي به دليل وضعيت مه آلوده و يخبندان بودن جاده درساعت ۲۰و ۴۰دقيقه به درمانگاه سلفچگان رسيدند و همسر و دو فرزند مجروح وزير را به بيمارستان نيكويي قم منتقل كردند و هم اكنون حال آنها خوب است و همسر مرحوم كريمي راد در حال مداوا و درمان است. وي بهاين نكته اشاره كرد كه وزير فقيد دادگستري قبل از رسيدن به درمانگاه سلفچگان در مسير فوت كرده بود. مجيد پسر ۲۰ساله كريمي راد نيز به خبرنگار ايرنا گفت: به رانندگي محمد برادر بزرگترم به سمت سلفچگان درحال حركت بوديم كه در اثر لغزندگي جاده خودرو به سمت چپ منحرف شد و تريلر عبوري از پشت به خودرو برخورد كرد. وي گفت: مدت زيادي طول كشيد كه پدر مصدوممان را از خودرو بيرون آورديم و بعد از نااميد شدن از آمدن خودروهاي اورژانس، مرحوم را كه هنوز زنده بود به وسيله تريلر به درمانگاه سلفچگان منتقل كرديم. هماكنون پيكر مرحوم جمال كريمي راد به قم منتقل شده و قرار است روز جمعه طي مراسمي تشيع وبه تهران منتقل شود.
تلاشهاي فرزندان مرحوم جمال كريمي راد وزير دادگستري و سخنگوي قوه قضاييه براي نجات وي در شامگاه پنجشنبه بجايي نرسيد. در آن غروب يخبندان جاده ساوه به اراك، آمبولانسها در ماموريت بودند و سرانجام پيكر نيمه جان وزير دادگستري با تريلي به درمانگاهي در سلفچگان منتقل شد كه در مسير درمانگاه، دار فاني را وداع گفت. جمال كريمي راد پنجشنبه شب درحالي كه سوار بر خودرو پژو پارس از مسير ساوه - اراك عازم بروجرد بود، در اثر يك سانحه رانندگي در سه راهي تفرش ۱۲كيلومتر مانده به سلفچگان، دچار ضربه مغزي شد. بهگفته "محمد" فرزند ۲۶ساله مرحوم كريمي راد كه رانندگي خودرو را برعهده داشت، بر اثر لغزندگي جاده و انحراف به چپ و گردش ۱۸۰درجهاي خودرو، تريلي عبوري از پشت سر با آنان برخورد كرد. وي گفت: به كمك برادرم، پدر و مادر را كه در پشت خودرو آسيب ديده و گرفتارشده بودند، پس از ۱۵دقيقه تلاش از خودرو خارج كرديم، اما به دليل نبود آمبولانس، ناچارا پدر را كه نيمه هوشيار بود، به همراه مجيد برادر كوچكتر سوار بر تريلي به درمانگاه سلفچگان اعزام كرديم. محمد ميگويد: متاسفانه به محض رسيدن به درمانگاه به ما گفتند پدرتان بر اثر جراحات وارده در مسير درمانگاه جان باخته است. بهگفته رييس اورژانس قم، دليل عدم حضور خودروهاي امدادي و آمبولانس در محل صحنه تصادف خودروي وزير دادگستري، ماموريتهاي امدادي آمبولانسهاي مستقر در منطقه سلفچگان بوده است. دكتر حسين خاكي رييس اورژانس قم در گفتو گو با خبرنگار ايرنا افزود:
سانحه تصادف درساعت ۱۹و ۵۰دقيقه پنجشنبه شب از طريق پليس ۱۱۰اعلام شد كه به دليل ماموريت آمبولانسهاي درمانگاه سلفچگان و نبودن آنها در محل، يك آمبولانس از قم و يك آمبولانس از دو راهي آشتيان به محل اعزام شد. وي يادآور شد: آمبولانسهاي اعزامي به دليل وضعيت مه آلوده و يخبندان بودن جاده درساعت ۲۰و ۴۰دقيقه به درمانگاه سلفچگان رسيدند و همسر و دو فرزند مجروح وزير را به بيمارستان نيكويي قم منتقل كردند و هم اكنون حال آنها خوب است و همسر مرحوم كريمي راد در حال مداوا و درمان است. وي بهاين نكته اشاره كرد كه وزير فقيد دادگستري قبل از رسيدن به درمانگاه سلفچگان در مسير فوت كرده بود. مجيد پسر ۲۰ساله كريمي راد نيز به خبرنگار ايرنا گفت: به رانندگي محمد برادر بزرگترم به سمت سلفچگان درحال حركت بوديم كه در اثر لغزندگي جاده خودرو به سمت چپ منحرف شد و تريلر عبوري از پشت به خودرو برخورد كرد. وي گفت: مدت زيادي طول كشيد كه پدر مصدوممان را از خودرو بيرون آورديم و بعد از نااميد شدن از آمدن خودروهاي اورژانس، مرحوم را كه هنوز زنده بود به وسيله تريلر به درمانگاه سلفچگان منتقل كرديم. هماكنون پيكر مرحوم جمال كريمي راد به قم منتقل شده و قرار است روز جمعه طي مراسمي تشيع وبه تهران منتقل شود.
كيفرخواست پسر جوانى كه پس از دوستى اينترنتى با دختر دانشجويى، وى را به قتل رسانده بود، صادر شد.
عصر يكى از روزهاى مرداد سال گذشته، در حالى كه مرد كشاورزى قصد داشت براى استراحت به آلاچيقى كه در زير درختان انگور ساخته بود، برود، متوجه جسد دختر جوانى شد.
بازپرس محمدى جرقويه اى پس از حضور در محل جنايت، پى برد جسد به دختر ۲۸ساله اى تعلق دارد كه بر اثر خفگى ميان ساعات ۱۲ تا ۱۵ به قتل رسيده است. جسد با دستور بازپرس جنايى به پزشكى قانونى منتقل شد. دو روز بعد، دو مرد ميانسال جسد را شناسايى كردند وگفتند: جسد مربوط به خواهرشان است كه دانشجوى دانشگاه آزاد است و از ۲روز پيش ناپديد شده است. تحقيقات نشان داد اين دختر دانشجو كه با پدر و مادرش زندگى مى كرده، از طريق اينترنت با پسرى آشنا شده بود. پس از بررسى پرينت تلفن ها، شماره تلفنى به دست آمد كه مربوط به پسرى ۲۳ساله بود. پدر اين پسر به مأموران گفت: از ۲۰روز قبل، پسرم كارى در اطراف اصفهان پيدا كرده و رفته است.پس از بازرسى وسايل شخصى اين پسر ۲۳ساله مدارك مربوط به مقتول پيدا شد و متهم به قتل جوان دستگير شد. وى گفت: ۸ ماه پيش بود كه از طريق اينترنت با هم آشنا شديم و او اصرار به ازدواج داشت. وى افزود: آن روز براى ناهار با هم بيرون رفتيم و بعد از ناهار با موتور او را به باغ بردم. مى دانستم صاحب باغ براى ناهار از باغ بيرون مى رود. او را به باغ بردم و به قتل رساندم. با صدور كيفرخواست، پرونده براى صدور حكم به شعبه اول دادگاه كيفرى ارسال شد.
مهران مديري كارگرداني كه اين شبها با باغ مظفر مهمان خانههاي مردم است يكي از كارگردانهاي موفق تلويزيون و كارهاي متفاوت و طنزهاي روتين او زبانزد خاص و عام است. نوآوري و ارائه كارهاي متفاوت او باعث شده تا بينندگان فراواني با اسم او پاي تلويزيون بنشينند.مهران مديري، بازيگر و كارگردان توانايي است كه در قلب ها تك تك ايرانيان راه پيدا كرده، چه او را از جعبه جادويي ببينيد،چه نبينيد... از او چه ميدانيد.
• متولد ديماه سال 1340، پدر و مادرش اراكي هستند اما او در تهران به دنيا آمد.
• پدرش كارمند وزارت نيرو است و مهران آخرين فرزند يك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگتر از خود دارد.
• بزرگترين برادرش از پيانيستهاي قابل است و برادر دومش نقاش و گرافيست. در خانواده مديري هنر اهميت فراواني دارد.
• از پنج سالگي با موسيقي آشنا شد و از 12 سالگي تنها به موسيقي كلاسيك گوش ميداد. او يكي از كاملترين آرشيوهاي موسيقي كلاسيك را دارد.
• در كودكي زياد شر و شور نبود اما بسيار كنجكاو بود، به طوري كه در غياب برادرش به اتاق او ميرفت و تمام كتابهاي نقاشياش را زير و رو ميكرد.
• برادر نقاشش (حميد) در سوئد زندگي ميكند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثير فراواني از او بگيرد.
• اولين تئاتر زندگيش را در دبستان بازي كرد. او در اين تئاتر نقش لوطي را به خوبي ايفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.
• همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوري كه آشنايي با كارهاي «سالواتور دالي» تاثير زيادي بر روي او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران مشهود است.
• در شانزده سالگي جذب تئاتر شد و اولين كار حرفهاياش را تمرين كرد اما اين كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بيشتر با تئاتر آشنا شود.
• همه با حضورش در عرصه هنر موافق بودند. هنوز هم اعضاي خانوادهاش بهترين كارشناسان و منتقدان كارهايش هستند.
• با مدرك ديپلم علوم انساني سال 1361 به راديو رفت و در اين رسانه ملي به فعاليت پرداخت.
• مدت شش، هفت سال گوينده و بازيگر يكي از مجموعههاي پرطرفدار راديو به نام «داستان شب» بود.
• همزمان با كار راديو از فعاليتهاي تئاتر غافل نميشد و چند نمايش را به روي صحنه داشت، كار گويندگي باعث كامل شدن صداي او شد.
• سال 1366 اولين تئاتر طنزش را بازي كرد. اين تئاتر كه «پانسيون» نام داشت در تئاتر مولوي روي صحنه رفت.
• در اواخر 1371 در نمايشي در نياوران، نصرا... رادش، سليمانيفرد و صيادي را كشف كرد كه بعدها در بسياري از كارها با او همكاري داشتند.
• گروه مديري به سرعت به شهرت رسيد. در سال 1372 با داريوش كاردان اولين برنامه نوروزي خود را ساخت.
• در سال 1373 طنز متفاوت «ساعت خوش» را ساخت كه با استقبال فراواني از سوي مردم روبهرو شد.
• ساعت خوش يكي از بهترين و پربينندهترين برنامههاي طنز تلويزيوني شد اما به دليل مشكلاتي كه به وجود آمد برنامه تعطيل شد.
• با وجود دامن زدن مطبوعات به حاشيهها مديري هرگز اسير حواشي مطبوعات و شايعههاي فراوان نشد و كارش را ادامه داد.
• از ساعت خوش به بعد دور مطبوعات را خط كشيد و بسيار كم مصاحبه كرد. او هنوز هم از مطبوعات دلخور است.
• فيلم ديدار ساخته محمدرضا هنرمند هم كه قبل از ساعت خوش با بازي مهران مديري ساخته شده بود پاسوز «ساعت خوش» شد و به موقع اكران نشد.
• اوايل دهه 70 از راديو به تلويزيون رفت و در تلويزيون اولين كارهاي او «نشانههاي نور» و «باغ گيلاس» بودند.
• مردم كه تا آن زمان با صداي او آشنا بودند در باغ گيلاس با چهرهاش نيز آشنا شدند. او در اين سريال تا حدودي به شهرت رسيد.
• در سال 1371 وارد سينماي حرفهاي شد. در «ديگه چه خبر» دستيار طراح صحنه بود و عضو گروه كارگرداني تهمينه ميلاني.
• با نوروز «77» دوباره به جعبه جادويي برگشت اولين تصويرش را مردم بعد از پنج سال نشناختند و موهايش كاملا سفيد شده بود.
• با جنگ 77 توانست 85 درصد مردم ايران را پاي تلويزيون بنشاند. نبوغ او در عدم تكرار خود و نوآوريهاي پايانناپذيرش است.
• علت موفقيت او ارائه شيوه جديد مجريگري و بازيگري و حضور توامان نقش و واقعيت است، با يك دوربين غوغا كرد و به
شيوه تئاتري كار را بدون قطع ميگرفت.
• اولين كسي است كه طرح برنامههاي نود قسمتي و روتين را اجرا كرد. او اعتقاد دارد بايد با مردم صادق و روراست بود.
• هنوز هم خيليها از سوژهها و ايدههاي او كپيبرداري ميكنند. مديري در موسيقي و خوانندگي هم دستي بر آتش دارد. حتي كنسرت هم اجرا كرده و تيتراژ شبهاي برره و باغ مظفر را خودش خوانده است.
• او اولين برنامهسازي است كه پشت صحنه كارهايش را به مردم نشان داد.
• صداقت را بزرگترين صفت آدمي ميداند. او معتقد است چرا مردم نبايد حقايق، اشتباهات و تپقهاي ما را ببينند.
• متاهل است و صاحب يك پسر و يك دختر است.
• در كارش بسيار جدي است و براي كارش زمان ميگذارد به طوري كه در طول يك كار كمتر ميتواند به خانوادهاش سر بزند و آنها را ببينند.
• سال 1378 اولين كاست دكلمه او به بازار موسيقي آمد.
• «از روي سادگي» اولين آلبوم پاپش بود كه در سال 1378 به بازار آمد و با استقبال طرفدارانش روبهرو شد.
• آشنايي با حميد و مجيد آقاگليان زندگي حرفهاي او را عوض كرد و با پاورچين به خلق شاهكاري بدون تكرار رسيد.
• با جايزه بزرگ در نوروز 1384 ثابت كرد توان مديريت هر كاري را دارد.
• تنها بازيگر و سازنده تاريخ نمايش ايران است كه صرف نامش در اثري، مردم را پاي تلويزيون ميخكوب ميكند. حضور در كنار او مبدل به رمز موفقيت خواهد شد.
مجتبي رمضاني/ خانواده سبز
اين بار دختران جوان در مشهد قرباني نقشه هاي پليد سرنشينان پيكان كرم رنگي شدند كه پس از تعرض، اموال همراه طعمه هايشان را به سرقت مي بردند؛ پليس جنايي هشدار داد: اين حوادث در پي سوارشدن قربانيان به خودروهاي مسافركش شخصي طي ساعتهاي پاياني شب رخ داد. به گزارش خبرگزاری «انتخاب» به نقل از ايسنا، رسيدگي به اين پرونده زماني در دستور كار مأموران پليس آگاهي مشهد قرار گرفت كه دختر 28 ساله اي كه در يك آموزشگاه زبان مشغول به كار بود روز 14 آذرماه سال جاري، شبانه به كلانتري «سجاد» مراجعه و ادعا كرد: ساعت 35/20 دقيقه از يكي از خيابانهاي مشهد به عنوان مسافر سوار دستگاه خودروي پيكان كرم رنگ كه جز راننده، دو سرنشين جوان نيز داشت، شدم. دختر جوان با اعلام شكايت به پليس گفت: پس از طي مسافتي، راننده مسير خودرو را تغيير داد، به همين دليل به موضوع مشكوك شدم و به او اعتراض كردم كه ناگهان دو سرنشين ديگر به من حمله ور شده و سرم را به زير صندلي برده و با تهديد چاقو، مرا وادار به سكوت كردند.
وي افزود: به اين ترتيب متهمان، مرا به مسير جاده «مشهد- چناران» انتقال داده و در آنجا هر سه به من تعرض كرده و در ادامه محتويات كيفم را به سرقت بردند. در ادامه اين گزارش، شاكي اظهار داشت: پس از سرقت محتويات كيفم، سرنشينان خودروي پيكان، مرا مورد ضرب و شتم قرار داده و سپس در محدوده قاسم آباد مشهد رهايم كردند كه براي تشريح حادثه به پليس مراجعه كردم.
* تكرار حادثه
به دنبال اينكه تيم ويژه اي از كارآگاهان پليس آگاهي مشهد، رسيدگي به اين پرونده را آغاز كرده بودند و بررسي آلبوم عكس متهمان سابقه دار و تردد خودروها در منطقه وقوع حادثه نيز در حال پيگيري بود، اين بار دختر 22 ساله اي كه پرستار بود با مراجعه به يكي از مراكز انتظامي اعلام كرد: مقارن ساعت 30/21 دقيقه روز 18 آذر ماه، در حالي كه قصد داشتم به عنوان مسافر از احمدآباد به نقطه اي ديگر عزيمت كنم، سوار يك دستگاه سواري پيكان كرم رنگ شدم. در حالي كه با اظهارات اين دختر جوان، پليس متوجه تغيير محل ارتكاب جرم توسط متهمان شده بود، تكرار حادثه ابعاد نگران كننده اي را به موضوع داد، زيرا در بررسي ادعاهاي شاكي، مأموران پي بردند: سرنشينان پيكان كرم رنگ با همان شيوه قبلي پس از تهديد دختر جوان با چاقو، وي را به زير صندلي برده و با وادار كردن به سكوت، قرباني را به جاده فردوسي انتقال داده و پس از آن كه هر سه متهم به دختر جوان تعرض كرده اند، با ضرب و شتم وي، محتويات كيفش را به سرقت برده و او را در نزديكي مشهد رها كردند.
* قربانيان پيكان كرم رنگ
در حالي در حاليكه اقدامها براي شناسايي متهمان در ميان مجرمان سابقه دار و گذاشتن كمين در نقاط ارتكاب جرم بي نتيجه مانده بود، پليس مشهد با شكايتهاي جديد ديگري از سرنشينان پيكان كرم رنگ مواجه شد؛ به طوري كه سه زن كه به ترتيب كارمند 29 ساله، كارشناس ارشد حقوقي 26 ساله و كارآموز وكالت 26 ساله بودند طي شكايتهاي جداگانه اي، مدعي شدند توسط سرنشينان خودروي پيكان كرم رنگ به خارج از مشهد منتقل شده و پس از ضرب و شتم و سرقت اموال همراهشان، رها شده اند. اين اظهارات در حالي است كه بررسيهاي به عمل آمده حاكي از آن است كه به احتمال زياد اين سه تن نيز در جريان سرقت به عنف از سوي سرنشينان پيكان مورد نظر مورد تعرض قرار گرفته اند، اما حاضر به اعلام شكايت در اين خصوص نشدند.
دستگيري سردسته باند
به گزارش ايسنا، با توجه به حساسيت اين پرونده ها، اقدامهاي وسيع و همه جانبه اي با اخذ دستورات قضايي در اين خصوص آغاز شد تا اين كه سرانجام مأموران با به دست آوردن اطلاعاتي مبني بر تردد يك دستگاه سواري پيكان كرم رنگ در يكي از خيابانهاي شهر، موضوع را تحت بررسي قرار داده و با انجام يك عمليات غافلگيرانه، جوان 21 ساله به هويت «صادق» در نزديكي يكي از شكارگاههايش شناسايي و دستگير شد. با انتقال متهم به پليس آگاهي، او ابتدا منكر هر گونه ارتكاب جرمي بود، اما در مواجهه حضوري با قربانيان در حالي كه شناسايي شد، سرانجام لب به اعتراف گشود و طي اعترافهايي به پليس گفت: من به همراه دو تن از دوستانم به هويت «علي» و «حميد» با خودروي پيكان كرم رنگ كه متعلق به پدرم بود، از قوچان به مشهد آمديم و با طرح نقشه اي براي شكار دختران پولدار وارد عمل شديم. متهم در ادامه از حضور فردي به هويت «اسماعيل» در ارتكاب يكي از جنايتهايش، مأموران را مطلع كرد.
دستگيري متهمان ديگر
بدين ترتيب با شناسايي ديگر متهمان اين پرونده، مأموران موفق شدند، هر دو آنها را به دام بيندازند.
اين گزارش همچنين حاكي از آن است كه متهمان در بازجويي هاي پليسي علاوه بر ارتكاب 5 فقره سرقت به عنف كه همراه با دو فقره تجاوز نيز بوده است، اعتراف كردند: در موارد ديگر نيز مبادرت به شكار و سرقت به عنف دختران جوان با همين شگرد كرديم، اما به علت شكايت نكردن مالباختگان، در حال حاضر اين اتهامها قابليت رسيدگي ندارند.
برخي جزاير مصنوعي در حال ساخت امارات كه كاملا به ساحل وصل ميشوند، اين نگراني را به وجود آورده كه كه امارات در آينده ادعا كند، اين منطقه سرزمينهاي اين كشور است.
اما مشكل ديگر جزاير مصنوعي امارات اين است كه بهرهبرداري شماري از اين جزاير به خارجيان واگذار ميشود و سرمايهداران آمريكايي در برخي از اين جزاير سرمايهگذاري كردهاند و امكان به وجود آمدن جزاير آمريكايي در خليج فارس طي سالهاي آينده نيز دور از ذهن نيست.
امارات تاكنون حدود ده جزيره را روي دريا مورد بهرهبرداري قرار داده و برخي ديگر را تا سال 2009 و بقيه را نيز تا 2012 به بهرهبرداري خواهد رساند.
هرچند به دنبال پيگيريها و بررسيهاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي، وزارت امور خارجه نيز وارد شده و نامه اعتراضآميزي نوشته است، پيگيري نكردن جدي اين اقدامات امارات متحده عربي و احتمال ادعاي مرزي در آينده، ميتواند دعواي حقوقي بين دو كشور ايجاد كند.
بنا بر اين گزارش، هماكنون اين جزاير مصنوعي، فلات قاره به شمار نميروند و مرز آبي قبلي امارات ملاك است، اما با گسترش اين جزاير، امارات ميتواند ادعاي تغيير مرزها را داشته باشد كه در اين راستا ايران نبايد فرصت و زمان را از دست بدهد.
وقوع جنايت
به گزارش ايسنا و خبرنگار ما شامگاه بيست و هفتم آذر ماه سال جاري، دختري طي تماس با پليس از به قتل رسيدن پدر، مادر و خواهرش در منزلشان در كوچه زارع پور، خيابان غياثي خبر داد. بر اساس اين گزارش با حضور ماموران پليس و كارآگاهان اداره ويژه قتل پليس آگاهي در موقعيت، مشخص شد كه عامل يا عاملان جنايت پس از به قتل رساندن مرد ٥٥ساله اي به هويت «امامقلي» و همسر وي به هويت «معصومه» ٠٥ساله، دختر ١٢ساله آنها به نام «زينب» را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده اند.
آغاز پيگيري ها
در حالي كه خواهر «زينب» كه پس از مراجعه به منزل با جسد اعضاي خانواده اش روبه رو شده بود، به ماموران گفت كه به احتمال زياد «مهدي»، همسر «زينب» مرتكب اين جنايت شده است، بررسي ها نيز نشان داد: همسايه ها روز حادثه، «مهدي» راكه سراسيمه در حال فرار بوده است مشاهده كرده اند. به گزارش ايسنا، «زينب» از يك سال و نيم قبل با همسرش «مهدي» اختلاف پيدا كرده و به منزل پدري اش بازگشته بود و به اين ترتيب از اين زمان به بعد چند بار از سوي «مهدي» تهديد به مرگ شده بود.
اين در حالي بود كه اقوام مقتولان نيز به پليس گفتند كه «مهدي»، چندي پيش اعضاي اين خانواده را تهديد به مرگ كرده بود.
داماد خانواده مظنون اصلي
به اين ترتيب با انجام تحقيقات تكميلي و محرز شدن وقوع اين جنايت از سوي داماد خانواده، «مهدي» ٠٣ساله به عنوان مظنون اصلي تحت تعقيب پليس قرار گرفت.
شناسايي ردپاي «مهدي» در اراك
بنابراين گزارش در حالي كه بررسي هاي پليس نشان داد متهم اهل اراك بوده و به احتمال زياد در شهرك ولي عصر (عج) اين شهرستان مخفي شده است، كارآگاهان اداره ويژه قتل پليس آگاهي پايتخت با اخذ نيابت قضايي به اراك عزيمت كرده و پس از چند روز تعقيب و مراقبت، متهم را ساعت ٠٣:٩روز سوم دي ماه در منزل دوست معتادش دستگير كردند.
اعترافات هولناك متهم
بر اين اساس متهم پس از دستگيري بلافاصله لب به اعتراف گشود و در اعترافات هولناكي به ماموران، گفت: روز حادثه به منزل پدرزنم رفتم و در حالي كه او در منزل تنها بود، ابتدا بر سر اختلافات قبلي با او درگيري لفظي پيدا كردم و پس از اين كه درگيري بالا گرفت با چاقويي كه همراه خود داشتم، چندين ضربه به بدنش وارد كردم و او را به قتل رساندم. «مهدي» در ادامه اعترافاتش اظهار كرد: قصد خروج از خانه را داشتم كه همسرم به همراه مادرش به منزل آمدند و من نيز كه ترسيده بودم آنها مرا لو دهند، ابتدا مادر همسرم را با ضربات چاقو به قتل رساندم و به همسرم پيشنهاد كردم كه با من بيايد تا فرار كنيم.
وي افزود: وقتي او پيشنهاد مرا نپذيرفت، او را نيز با چاقو به قتل رساندم و پس از اين كه حلقه ازدواجمان را از دستش خارج كردم، تلفن همراهش را نيز برداشتم و به اراك متواري شدم.
انتقال متهم به پليس آگاهي تهران
سرهنگ سلطاني، معاون پليس آگاهي تهران بزرگ با تاييد اين خبر گفت: «مهدي» هم اكنون در حال انتقال به تهران است تا با انتقال به اداره ويژه قتل پليس آگاهي مورد بازجويي قرار گيرد.
پسر جواني كه با تغيير چهره خود به شكل دختر اقدام به كلاهبرداري و شيادي ميكرد، زماني كه براي سوءاستفاده از تغيير چهرهاش به اداره اطلاعات پليس رفته بود، دستگير شد.
سرهنگ حميد اندرزچمني رئيس مركز اطلاعرساني فرماندهي انتظامي استان تهران با بيان اين خبر افزود: در اوايل ديماه سال جاري مأموران پليس اطلاعات شهرستان اسلامشهر در اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي و گشتزني در ساعات شب، يك واحد صنفي متخلف را در خيابان نوري كه از مناطق جرمخيز ميباشد به علت فعاليت پس از ساعت 24 پلمپ كردند.
دو روز بعد از پلمپ اين واحد صنفي فردي با معرفي خود به عنوان مرجان در پوشش دخترانه و با آرايش غليظ و تحريكآميز به اداره پليس اطلاعات اسلامشهر مراجعه و ضمن نسبت دادن خود به يكي از مسئولان انتظامي با چربزباني و حركات غير متعارف درخواست كرد واحد صنفي موردنظر از پلمپ رها شود. رئيس مركز اطلاعرساني فرماندهي انتظامي استان تهران در ادامه گفت: مأموران پليس اين فرد دخترنما را به علت عدم رعايت حجاب و ظاهر نامناسب جهت ارشاد در اختيار مأموران پليس زن اسلامشهر قرار دادند. كه مأموران در حين بازجويي به رفتارهاي وي مظنون و متوجه شدند كه مرجان پسر ميباشد. سرهنگ چمني اظهار داشت: با توجه به اينكه بين واحد صنفي پلمپ شده و فرد مراجعهكننده هيچ نوع ارتباط حقوقي وجود نداشت و تصديگري آن را دو برادر به عهده داشتند، متهم دستگير شده به نام محمدعلي 18 ساله تحت بازجوييهاي پليسي قرار گرفت كه اعتراف كرد: «من از 6 سال پيش در پوشش دختران ظاهر ميشدم و با استفاده از اين پوشش با فريب دادن اقدام به كلاهبرداري ميكردم.»
محمدعلي يا همان مرجان در ادامه گفت: در نزد خانواده خود با وضعيت پسرانه و واقعي حضور پيدا ميكردم ولي در بيرون از منزل با مراجعه به منازل دوستان از پوشش دختران استفاده ميكردم.
رئيس مركز اطلاعرساني فرماندهي انتظامي استان تهران خاطرنشان كرد: در ادامه تحقيقات و بررسيها مشخص شد كه متهم سابقه دستگيري قبلي نيز در اين خصوص داشته و داراي دو جلد شناسنامه به نامهاي مرجان و محمدعلي ميباشد كه يكي از شناسنامهها را به مبلغ 200 هزار تومان از خيابان گمرك تهران خريداري كرده و جهت اهداف سو خود استفاده ميكرده است و همچنين با مراكز فساد در ارتباط بوده است و مدتي نيز در آرايشگاه زنانه فعاليت كرده است.
گفتني است، تحقيقات در اين خصوص همچنان ادامه دارد.
چمني در اين باره گفت: آنچه كه همواره سبب توفيق مجرمان و بزهكاران با استفاده از اين روش براي دستيابي به اميال و اهداف سودجويانه و پلبدشان شده، سستي در اعتقادات و ضعفهاي اخلاقي در ميان طعمههاي انتخابي است. وي اضافه كرد: جواني كه با آرايش و پوشش زنانه و با بهرهگيري از جذابيتهاي خاص توانسته است مردان را قرباني اهداف خود كند، تنها از يك روزنه اين امكان را براي خود ممكن كرده و آن سستي اعتقادات و تمايلات خاص در ميان برخي افراد است. مركز اطلاعرساني فرماندهي انتظاني استان تهران در اين راستا هشدار داد كه هوشياري و دقتنظر شهروندان در پي رعايت موازين اخلاقي و اسلامي ميتواند عامل بسيار مؤثري در پيشگيري از ارتكاب اين جرايم با شگردهاي مشابه باشد.
تصميم خونين يك زن كه با همدستى مرد مورد علاقه اش همسر خود را به قتل رسانده است، از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران تحت رسيدگى قرار خواهد گرفت.كيفرخواست اين پرونده تلخ از سوى معاون دادستان شهررى صادر شد و در آن زن و مرد گناهكار شناخته شدند.
ساعت ۱۲ و ۳۰ دقيقه روز ۲۸ بهمن ماه سال ۸۴ جسد سوخته مرد ناشناسى در حالى كه با ضربات چاقو به قتل رسيده بود، در خيابان خاوران كشف شد.با گذشت ۱۰ روز از كشف اين جسد مردى با مراجعه به كلانترى شهررى اعلام كرد برادرش به نام ايرج روز ۲۷ بهمن ماه وقتى از خانه خارج شده، ديگر بازنگشته و ۴ روز قبل نيز همسر برادرش به همراه ۲ كودك خود ناپديد شده است.با ادعاهاى اين مرد، مأموران با رديابى تلفن خانه همسر ايرج، پى بردند وى از مدت ها پيش با ۲ مرد جوان آشنايى داشته و روز پنجم اسفند ماه نيز به همراه يكى از آنها متوارى شده است.همزمان با ناپديد شدن ايرج و پيدا شدن جسد سوخته، كارآگاهان در برابر يك جنايت خونين قرار گرفتند.مأموران با فاش شدن اين جنايت به دستور بازپرس دانشور تحقيقات گسترده اى را آغاز كردند و با دستگيرى يكى از مردان، راز جنايت خاموش فاش شد.اين مرد در بازجويى ها گفت: مدت ها پيش يكى از دوستانم به نام حسين با اين زن رابطه داشت و چند بار نيز من او را ديده بودم. روز حادثه دوستم به من گفت همسر اين زن پى به آشنايى آنها برده است و او قصد دارد تا با همسر اين زن صحبت كند. او از من خواست تا با خودرو به در خانه آنها برويم. در آنجا وقتى همسر اين زن سوار خودرو شد، در بين راه با يكديگر درگير شدند و حسين با ضربات چاقو همسر اين زن را به قتل رساند و سپس جسدش را در حوالى خاوران به آتش كشيد.با اعترافات اين مرد چند روز بعد عامل جنايت به همراه همسر قربانى با مراجعه به اداره آگاهى تسليم پليس شدند.به گزارش خبرنگار ما، با انجام تحقيقات و بازجويى از متهمان پرونده با صدور كيفرخواست از سوى قاضى شهيديان، معاون دادستان شهررى در اختيار دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت.
رئيس پليس راهنمايي و رانندگي گفت: از سال 86 تمام گواهينامهها در كشور به صورت هوشمند و با شكلي ثابت صادر ميشود. سردار محمد رويانيان، رئيس پليس راهنمايي و رانندگي، در گفتوگو با ايلنا گفت: گواهينامههاي هوشمند گواهينامهاي رسمي و واحد است كه شكل ثابتي داشته و داراي امكانات هوشمند است. وي افزود: امكانات هوشمند گواهينامه، تسهيلات را براي دارندگان گواهينامه ايجاد ميكند و پليس نيز در كنترل افراد و تخلفات رانندگي راحتتر عمل ميكند. رويانيان، با تاكيد بر اين كه گواهينامههاي جديد به شكل هوشند صادر خواهد شد، خاطرنشان كرد: براي هوشمند شدن گواهينامههاي فعلي فراخوان نميشود؛ زيرا اين امر مردم را دچار مشكلاتي خواهد كرد. به گفته وي، به تدريج و در زمان تمديد يا تعويض گواهينامههاي فعلي از سال آينده، نسبت به تبديل آن به گواهينامههاي هوشمند اقدام ميشود. رئيس پليس راهنمايي و رانندگي يادآور شد: بيش از 19 ميليون گواهينامه در كشور وجود دارد كه اطلاعات آن به يك بانك تبديل شده و بر اين اساس ميتوان تخلفات مردم را روي گواهينامهها ثبت كرد.
رويانيان افزود: با ثبت تخلف روي گواهينامه، تخلفات رانندگي در سوابق هر فرد موجود و قابل پيگيري خواهد بود.
خانم «گوندولا م. تنگتماير»، روزنامهنگار يهودي آلماني، چندي پيش گزارش سفر خود براي كشف آثار زندگي يهوديان در جمهوري اسلامي ايران را منتشر كرد.گزارش خانم «تگتماير» از آن رو جذاب و خواندني است كه وي ابتدا با واهمه و ابهامات زيادي از جمهوري اسلامي و زندگي يهوديان در ايران، وارد تهران و اصفهان شده و جستجوهاي مرحله به مرحله و محتاطانه خود از آثار يهوديت در ايران را روايت كرده است.در بخشي از اين گزارش آمده است: خيلي خوشحالم، ولي ناگهان شك و دلهره دوباره آزارم ميدهد. آخرين شب در آلمان مكرر به وضع پرتنش در ايران ميانديشم. مشاجره اتمي و دستگيري سيزده ايراني يهودي در تابستان 1999. آنان را به اتهام جاسوسي براي اسرائيل دستگير كرده بودند. ده نفر از آنان در يك دادرسي بحثانگيز به ده سال زندان محكوم شدند... .از اخبار پيش از اسلام ميدانيم كه اصفهان در آن زمان از دو بخش تشكيل يافته بود: شهر «جي» كه بعدا شهرستان ناميده شد و محله يهوديان در بيرون حصار شهر به نام «يهوديه». جامعه يهودي احتمالا در زمان ساسانيان به خواست زن يهودي يزدگرد اول در اينجا سكني گزيد. در خبر ديگري آمده است كه يهوديه در قرن ششم پيش از ميلاد پس از بازگشت يهوديان از اسارت بابل بنيادگذاري شده است. اصفهان زماني مركز معنوي يهوديان در ايران به شمار ميرفت. در قرن دوازدهم، «بنيامين فون تودلا»، جهانگرد يهودي از دوازده هزار يهودي در اصفهان خبر داده است... .
اولين نگاهم در كنيسه ميافتد به قاليهاي قيمتي، به ويژه كاشيهاي بسيار زيبايي كه با تكنيك ايراني هفترنگ نقاشي شدهاند و در مساجد هم ديده ميشوند، نظرم را جلب ميكنند. موسي ما را به ديگر اعضاي جامعه يهودي كه با مهرباني ما را ميپذيرند، معرفي ميكند. براي عكسبرداري به من استثنائا اجازه داده ميشود كه به بخش مردان بروم. زنان در اينجا بايد پوشش اسلامي را رعايت كنند. با روسري موهايمان را ميپوشانيم. زني نميبينم كه لباس مخصوص يهوديان را پوشيده باشد... .در پاسخ به اين پرسش كه آيا هيچ درباره مهاجرت به اسرائيل فكر نكردهايد، او و زنش پاسخ ميدهند: «ايران ميهن ماست، ما خود را ايراني ميدانيم، ايراني يهودي. مهاجرت به اسرائيل يا به هر كشور ديگر براي ما به هيچ وجه مطرح نيست». درباره مشاجره راجع به برنامه هستهاي، پسر بزرگ ميگويد: «ما مخالف بمب اتمي هستيم. ولي هيچ كشور ديگر نيز چنين حقي ندارد. براي برخي از كشورها اين حق شناخته ميشود. اگر آمريكا و اسرائيل به ما حمله كنند، به رغم بعضي از انتقادهايي كه از دولت خود داريم، دست به دست هم داده از ميهمان به عنوان ايراني دفاع خواهيم كرد»... .
چند دقيقه بعد وارد قديميترين كنيسه ايران ميشويم. گويا، 2500 سال پيش ساخته شده است. كنيسه و قبرستان به نام «سارح بت اشير»اند. اين زن بنا به افسانهاي در اينجا مدفون است و از قدسيان محلي به شمار ميرود و گويا از نوادگان يعقوب، نياي يهوديان بوده است. او به يعقوب اطلاع داده كه پسرش يوسف را حيوانات درنده نكشتهاند، بلكه زنده است و بر مصر حكومت ميكند. در كتاب آفرينش آمده است: «او چنگ خود را برداشت و نزد يعقوب نشست و به آواز گفت: عمويم يوسف زنده است و بر سراسر سرزمين مصر حكومت ميكند». يعقوب او را دعاي خير كرد و به شكرانه اين خبر به او وعده حيات ابدي داد. برخي از حوادث بزرگ تاريخ يهود با نام او در ارتباط است. علاوه بر آن در فهرست 22 زن عادل آمده و جزو هفت شخصيت عهد قديم است كه گويا زنده به بهشت خواهند رفت... .
اما سخني با مسئولين امنيتي استان :
آقايان مسئول ! مگر نه اينكه شهيد مايه عزت است نه مايه ذلت چرادر تشييع جنازه؛ شهيدان زارع و ثاني حيدري را از حاشيه هاي شهر عبور داده و از مركز شهر عبور نداديد ؟! و چرا تشييع پيكر شهيد ثاني حيدري روز جمعه برگزار نشد تا همگان عمق فاجعه را در يابنند !آقايان مسئول چرا از توزيع بيانيه اي كه در حين تشييع جنازه شهيد ثاني حيدري صورت گرفته بود جلوگيري بعمل آورديد و توزيع كننده را بازداشت كرديد كه با اصرار مردم مجبور به آزادي وي شديد ! آيا مردم خود نمي دانند اهمال كاري و سستي در كدام نهادها مشهود است ؟!
-مسئول محترم صدا و سيماي استان چه اشكال داشت در چهارشنبه شبي كه مشغول پخش برنامه سريال از شبكه استاني هامون بوديد به دو جمله زيرنويس قناعت مي كرديد و مراسم تشييع جنازه شهيد را اعلام مي نموديد؟.
-مسئول محترم آيا نمايش دو عكس مظنون در سيماي استان جهت پاسخ به افكار عمومي كافي است آيا اين فرافكني نيست !؟
چرا وقتي كه پدر شهيد جهت پيدا شدن گمشده خود به استانداري مراجعت مي نمايد تا عكس وي را به ايشان بدهد با بي احترامي ايشان را بيرون مي كنند . چرا وقتي كه 2 نفر فاميل شهيد به فرمانداري مراجعت مي كنند.اعلام ميشود كه جلسه است و حاضر به پذيرفتن كسي نيستند.
آقايان متولي امنيت وظيفه شما آيا فقط همين هست ! آيا اگر( زبانم لال) فرزند رعناي شما را با دست و پاي بسته و گردن و صورتي كبود از شدت ضربات وارده و در كمال بي رحمي خفه نمايند و درون كيسه اي در كوچه اي رها كنند و يا در عقب جعبه اي بمب گذاري شده به همراه بمبي كه منفجر مي شود شهيد نمايند شما همين طور سكوت مي كنيد .تا كي بايد از احساسات مذهبي مردم سوء استفاده كنيم و بگويئم كه اين جوان به آرزوي خود كه شهادت بود رسيد آيا اين جمله از شما سلب مسئوليت مي كند . و يا آيا در باغ شهادت باز باز است ؟.
در پايان ضمن تشكر و قدرداني از تعدادي از مسئولين كه وقت خودصرف خدمت به مردم اين استان مي كنند.
از مسئولين امنيتي استان نيز عاجزانه درخواست دارم ديگراجازه ندهيد شاهد ضجه و ناله مادران جوان از دست داده باشيم .
در پايان جهت آگاهي مردم، بيانيه اي كه از توزيع آن جلوگيريشد، همراه عكسهايي از شهيد و محل يافتن جنازه شهيد حضورتان در پی می آید:
بار ديگر ياران شيطان و مزدوران بيگانه ، با نهايت رذالت به نام دين ، اوج جهالت ، بي ديني و خباثت را با شهادت مظلومانه ، جواني بيگناه و در پي امرار معاش حلال ، نه قاچاق و خريد و فروش مواد مخدر را به نمايش گذاشتند ، و اما دو سخن ، يكي با دشمنان دين و مملكت و يك سخن نيز با مسئولين استان.
و امّا سخني با دشمنان ؛
بيچاره هاي پست و حقير و قابل ترحم ، امروز محافل كينه توز صهيونيستي ، جنگ احزاب با اسلام و مسلمين دارند و به اسلام و پيامبر اعظم (ص ) و قرآن با سوژه دين خشونت ، پيامبر خشونت و كتاب خشونت طلبانِ تروريست ، حمله مي كنند و شما با شقاوت ، سنگدلي و قساوتهاي ننگين ، آنهم به نام دفاع از دين ، جاده صاف كن قدرتهاي استكباري براي اثبات ماهيت تروريستي دين مبين و حيات بخش اسلام هستيد . والحق كه بهتر از اين نمي شود به كفار صهيونيستي خدمت نمود . مهمتر اين كه اين جنايات عليه مردمي انجام ميشود كه كشورشان كانون موج بيداري و مقاومت اسلامي و سياسي در جهان اسلام و تمام دنياست . لذا اين ملت شماها را مجسمة حقارت و خودفروشي و رذالت و بيگانه پرستي و اشقي الاشقيا مي داند و بدتر از شما كساني هستند كه مؤيد و مشوق شما حتي با سكوت مرگبار و معني دار خويش مي باشند . و بدانيد كه اين ملت ، شهادت را سعادت و تاج شرافت مي دانند و با اين خيمه شب بازيهاي پست فطرتانة شما دست از دين و انقلابشان بر نمي دارند .
و امّا سخني با مسئولين استان ؛
حضرات مسئولين ، دشمن قوي نيست . قبول داشته باشيد كه شما نبايد ضعيف عمل كنيد . تا قبل از حادثه تاسوكي گفته مي شد كه : دستگاه قضايي قوي عمل نمي كند . حال ضمن تشكر و سپاس فراوان و اعلام حمايت همه جانبه از قاطعيت و شجاعت دستگاه قضايي ، ديگر چه بهانه اي داريد ؟!
راستي مي توانيد تدابير امنيتي بازدارنده خودتان را چند روز قبل از انتخابات و بعد از آن به مردم بگوئيد ؟! آيا نبايـد مردم بدانند كه چرا بعضي از مسئولان امنـيتي استان به بحـث امنيت استان توجهي ندارند آيا صرف ادعا و امتيازگيري و گزارشهاي كذا و كذب و تسليح افراد شرور و عامل خريد و فروش مواد مخدر ، يعني تلاش صادقانه براي تأمين امنيت مردم ؟! چرا بعضي با دعواهاي سياسي شخصي ، اين همه امكانات را براي تأمين امنيت مردم معطل و منفعل دارند ؟! نقطه كور در عدم هماهنگي مسئولين امنيتي و سياسي و حتي نقطه كور در عدم هماهنگي مسئولين نظامي و امنيتي چيست ؟! بخدا دشمن قوي نيست ، قبول داشته باشيد كه شما هماهنگ و قوي و به موقع عمل نمي كنيد ! امروز سلاح مجاز و غيرمجاز در دست چه كساني است ؟! كاري نكنيد كه با غفلت و بعضاً اهمال كاري، آن همه خدمات شايان توجه دست اندركاران تأمين امنيت به يكباره زير سئوال رود ؟
كاري نكنيد كه مردم از مسئولين نااميد شوند و خود براي تأمين امنيت اقدام كنند.
در پايان با صراحت اعلام ميشود كه انتظار جدي ما جابجائي بعضي مسئولين پرحرف ، پرادعا و كم اثر و مسئوليت نشناس در هماهنگي هاي امنيتي استان مي باشد و چنانچه پاسخ مناسبي همراه با اقدامات موثر صورت نگيرد ، ماهيت اين افراد را افشاء خواهيم نمود و …
والسلام
دوستان و خونخواهان شهيد
شوراي تامين زاهدان با صدور اطلاعيهاي همراه با عكس، از شناسايي دو نفر از عوامل بمب گذار در اين شهر خبر داد. در اين اطلاعيه از عموم مردم خواسته شده در معرفي محل اختفاي عوامل بمب گذار با نيروهاي امنيتي انتظامي همكاري كنند. بر اساس اين اطلاعيه: با گزارشهاي مردمي يك محموله مواد منفجره قبل از انفجار، در زاهدان كشف شد. صبح روز چهارشنبه يك محموله سنگين مواد منفجره قبل از انفجار با گزارش مردمي توسط پرسنل جان بر كف انتظامي كشف شد. شوراي تامين شهرستان زاهدان عاملين اصلي اين اقدام را شناسايي كرده است. عناصر پليد كه در دو واقعه كشتار مردمي تاسوكي و دارزين نقش اصلي و محوري داشتهاند، از صحنه متواري شدهاند.در اين اطلاعيه با اشاره به عكسهاي منتشر شده از اين دو عنصر خرابكار، از عموم مردم و شهروندان تقاضا شده به محض مشاهده آنها و يا كسب هرگونه خبر و اطلاعي از موقعيت اين دو محكوم فراري و مرتبطين آنان، مراتب را بلافاصله به شماره تلفن ۱۱۰انتظامي و يا ۱۱۳ستاد خبري اطلاعات استان سيستان و بلوچستان اعلام كنند. اين اطلاعيه افزود: همچنين هشدار داده ميشود افرادي كه به هر عنوان و تحت هر شرايطي نسبت به اسكان، پشتيباني و همراهي عناصر مذكور و اعضاي گروهشان همكاري كنند، به عنوان معاونت در جرم تحت پيگرد قانوني قرار گرفته و به اشد مجازات خواهند رسيد.ماموران انتظامي زاهدان با همكاري يگان ويژه روز گذشته از يك دستگاه خودروي سرقتي ۱۱۵پوند تي.ان.تي را قبل از انفجار كشف كردند.
|
|
|
|
|
|
|



/ali.jpg)