مدير كل سياسي و انتخابات استانداري سيستان و بلوچستان :
۲۱ مرداد ماه ۱۳۸۵ ساعت : ۴۹ , ۰۰
خبرگزاري انتخاب : سلطانعلي مير از آن دسته محافظه كاران معتدل و منطقي است كه طرفدارياش از تفكر احمدي نژاد به قبل از انتخابات باز مي گردد؛ حداقل من از اين مساله باخبرم. وي 44 ساله، متولد زابل و فوق ليسانس علوم سياسي است. پيك حاج قاسم مير حسيني، در سال 1359 وارد سپاه شد و در عمليات هاي متعددي حضور يافت. اين بار نه در قامت معاون سياسي سپاه كه در هويت مدير كل سياسي و انتخابات استانداري با وي به گفت و گو نشستم. مصاحبه قبلي ما به تاريخ 17 خرداد 84 و ايام انتخابات باز مي گردد، آنجا كه فحواي تيتر اول نشريه از قول وي: <ييس جمهور بايد عدالت محور باشد> محمود احمدي نژاد بود. اصرار براي اينكه پشت ميزش بنشيند فايدهاي نداشت؛ البته نميدانم چرا گفت: ما آنجا را براي شما آماده كرديم! با خود گفتم نكند لابلاي شاخههاي سبز آن گلدان
مصنوعي، ميكروفون كار گذاشتهاند و شايد هم معاون محترم سياسي از lcd اتاقش نظارهگر يك گفت و گوي زنده است. بگذريم، آنچه ميخوانيد ماحصل 5/1 ساعت گفت و گو با ايشان است:
* جناب آقاي مير، شنيده بوديم كه براي دكترا مي خوانيد، صحت دارد؟
اولاً خوشحالم از زيارت شما، چرا كه ارادت ويژهاي نسبت به مجموعه تان دارم.
آن نكتهاي كه فرموديد براي دكترا ميخوانيد درست نيست؛ البته يك مرحله شركت كردم و مرحله بعد هم موقعيت فراهم شد، اما به دليل ضرورت هاي كاري و شرايط استان منصرف شدم.
* مدرك ليسانس و فوق ليسانس را از كدام دانشگاهها اخذ كرديد؟
ليسانس را از دانشكده تربيت مربي قم و فوق را هم از دانشگاه آزاد تهران مركزي. سال 68 تا 73 بطور متوالي در قم و تهران بودم و پايان نامه ام را نيز با آقاي زيبا كلام و دكتر رحماني گرفتم.
* پايان نامه در چه خصوصي بود؟
فوق ليسانس در مورد بحران افغانستان و چگونگي شكلگيري طالبان بود وليسانس با عنوان بحران در سيستان و بلوچستان كه تقريباً عميق و جامع كار شده بود.
* اگر موافقيد با چند واژه شروع كنيم؛ تعريف شما از سياست چيست؟
سياست يكي از مفاهيمي است كه تعاريف متعددي دارد و هر كس از آن تعريفي داشته، اما آن چيزي كه مصطلح است به معناي تدبير و مديريت كردن است. شايد به عدد جمعيت استان از سياست تعريف داشته باشيم.
* به شخصه سياست ورزي را مي پسنديد يا صاحبنظر بودن؟
من بيشتر صاحب نظر بودن را.
* اما الان كه در عرصه سياست ورزي هستيد؟
خب، سياست ورزي هم به نوعي صاحب نظر بودن و كار فكري را مي طلبد. اگر در عرصه سياست، تئوريك و انديشه اي عمل شود از سياست زدگي جلوگيري مي شود. من فكر ميكنم صاحبنظر بودن بر سياست ورزي مشرف است. اگر صاحبنظر باشيم، از افراط و تفريط و برخوردهاي كليشه اي جلوگيري مي شود. اگر مديران ما داراي انديشه باشند در عرصه اجرايي به مراتب موفق ترند تا اينكه بگوييم اين شما و اين عرصه مديريت، برو در اين مسير و مأمور و معذور باش. در مجموع سياست ورزي و صاحب نظر بودن مي تواند مكمل هم باشد.
* اساساً چگونه شد كه مدير كل سياسي استانداري شديد؟
قبلاً هم بحث هايي بود و صحبت هايي در گوشه و كنار شد. من در دوران بعد از انقلاب تمايل نداشتم وارد دستگاه اجرايي شوم. در دوران دوم خرداد هم آقاي حسيني به ما پيشنهاد داد كه شما بياييد در مجموعه استانداري.
* روي چه حساب؟
يك جلسه شوراي تامين در استانداري بود كه آقايان باقر كرد، مرحوم هاشم زهي و حسيني حضور داشتند. در آنجا يك سري بحثهاي تئوريك و فكري مطرح شد و ايشان هم عنوان كرد كه مايلم در استانداري هر جايي كه تمايل داريد از شما استفاده كنم.
بعد من نپذيرفتم و گفتم كه تمايل ندارم؛ البته يك بخشي هم به نوع گرايشات فكري آنها بر مي گشت. اما بعد از شرايطي كه در تير ماه 83 رخ داد و تحولاتي ايجاد شد، احساس كردم با دولت فعلي همدلي و همسويي بسيار نزديكي وجود دارد. تا اينكه پيشنهاد شد و ما وارد اين عرصه شديم.
* مشخصاً چه كسي پيشنهاد داد، استاندار، معاون سياسي و يا ...؟
پيشنهاد از طرف مجموعه استان بود. هم آقاي صادقي يك سري صحبت هايي داشتند و هم خود استاندار. ما هم با نگاه صرفاً اعتقادي پاي به مجموعه گذاشتيم. احساس هم مي كنم دولت نياز دارد. يعني انديشه احمدي نژاد نياز به مساعدت دارد. شرايط هم سخت است و افرادي مي خواهد كه از تمام وجود خرج كنند، مثل دوران جنگ. اگر اين طور نباشد به شعارهاي دولت، به احمدي نژاد و انقلاب خيانت شده است.
* مي خواهم وارد مقوله اي شوم كه البته قبلاً هم در اين خصوص بحث كردهايم. ببينيد آقاي مير، در دولت جديد بسياري از نيروهاي سپاه وارد عرصه اجرايي شدند. يك طيف معتقدند كه سپاه يك مجموعه صرفاً نظامي نيست و توانش را در عرصههاي مختلف به اثبات رسانده، اما عدهاي هم ميگويند نظاميها بايد به پادگان برگردند و همه چيز سر جايش خودش قرار گيرد. تحليل شما چيست؟
من قبلاً هم عرض كردم، سپاه يك نهاد صرفاً نظامي نيست. اصلاً فلسفه وجودي سپاه دفاع از انقلاب و آرمانهاي آن بود. حتي قانون اساسي هم رسالت اصلي سپاه را دفاع از دستاوردهاي انقلاب بيان كرده. خود ما هم كه وارد سپاه شديم با نگاه ايدئولوژيك بود.
آن موقع بحث بود كه 90 درصد اعتقادي و 10 درصد نظامي. منتها ضرورتهاي انقلاب به گونهاي شد كه سپاه وارد فاز نظامي شد.
معتقدم سپاه در عرصههاي مختلف درخشش خوبي داشته، حتي در همين استان در مباحث فكري، تئوريك، روشنگري و اقتصادي.
البته الان بنده بعنوان يك سپاهي با شما حرف نمي زنم، الان فلسفه وجودي و كاري بنده هيچ ربطي به سپاه ندارد. بله سپاهي بودم، اما الان با يك هويت سياسي جديد كار مي كنم. نه اينكه انديشه و ايده عوض شده باشد، انديشه همان آرمان هاي انقلاب و شهداست، ولي فعلاً با هويت نظامي كار نمي كنم.
* بالاخره آن هويت در گرفتن اين پست بيتاثير نبوده است.
من هويت دانشگاهي هم دارم، شما اين را هم ببينيد.
* يعني به هويت مدرس دانشگاه بودنتان نگاه كردند و پست دادند؟
نه، مجموعه استانداري بر اساس شناخت من از استان دست به چنين انتخابي زدند. بالاخره من 10 سال كار فكري كردم؛ در دانشگاه، جلسات پرسش و پاسخ و محافل ديگر. نمي خواهم مبالغه كنم، اما نسبت به خيلي از كساني كه در استان هستند شناخت بهتري از شرايط سياسي، بافت اجتماعي و فرهنگي استان دارم. به قول بعضي ها توي يك چهار ديواري منحصر نبودهايم. در همان سپاه بيش از هزار نفر هادي سياسي دانشگاهي و بيش از هزار نفر مسئول سياسي داشتيم. از آن طرف كار فكري، پژوهشي و كتاب نوشتن هم در دستور كار من بود. يعني هم هويت دانشگاهي داشتم و هم نظامي، البته با رويكرد سياسي و فرهنگي.
بنابراين اجباري در پذيرفتن اين سمت نبود و علت اينكه پذيرفتم، همسويي با دولت نهم، آگاهي سياسي و برنامه هاي سياسي بود كه احساس كردم پياده كردن آن نتايج خوبي خواهد داشت.
البته يك دست صدا ندارد، بايد يك سيستم با هم هماهنگ باشند.
* در گفت و گويي كه قبل از انتخابات با هم داشتيم، جدايي نظاميان از سياست را با جدايي دين از سياست قياس كرديد. دلم ميخواهد دوباره اين ديدگاه را توجيه كنيد، ضمن اينكه نيم نگاهي هم به جمله معروف امام كه سپاه نبايد به عرصه سياست ورود كند، داشته باشيد.
ببينيد، من الان در موضع دفاع از سپاه نيستم كه بخواهم اين مقوله را پاسخ بدهم، شما بايد وارد فاز خودمان شويد.
* يعني به كلي ارتباطتان را قطع كرديد و هيچ وابستگي نداريد.
الان ارتباط ندارم. ممكن است ارتباط رسمي در قالب جلسات شوراي تامين و امثال آن داشته باشيم. يك نكته را عرض كنم، ببينيد وقتي مسووليت سپاه دفاع از انقلاب و مواجهه با تهديدات باشد، اين حرفها جايگاه ندارد. اگر تهديد سياسي باشد، سپاه به اقتضاي آن وارد عرصه سياسي خواهد شد. اگر تهديد فرهنگي باشد به همين نحو، اگر ...
* ببخشيد، نظر امام هم همين است؟
بله نظر امام هم همين است. امام مي گويد وارد دسته جات و احزاب سياسي نشويد، وارد بازيهاي سياسي نشويد، اما دفاع سياسي، دفاع فرهنگي و نظامي، جزء رسالتهاي تعريف شده سپاه است. اين، دو تا مقوله است كه بعضاً خلط مي شود. يعني اگر اپوزسيون و جريان مخالف، نظام را مورد تهديد قرار داد، سپاه بايد دست روي دست بگذارد و ببيند چه مي شود؟ قطعاً نه. امام اينجا مي گويد چون اقتضاي تهديد سياسي است، اقتضاي دفاع هم سياسي مي شود. بنابراين اين مساله با مقوله ورود به دسته جات و تشكلهاي سياسي متفاوت است.
* جناب مير، مشخصاً چه كسي معاون سياسي سپاه بود، چون خيلي روشن نبود و برخي ميگفتند آقاي خسروي معاون است.
نه بنده حدود 10 سال مسئول معاونت سياسي سپاه بودم. البته پله به پله هم بالا آمدم؛ مربي سياسي بودم، مدرس عقيدتي- سياسي بودم، بعد شدم جانشين سياسي و بعد هم مسئول سياسي سپاه؛ ارشد هم بودم، يعني تمام نيروهاي سپاه اعم از قدس، انصار، زميني و دريايي كه در چابهار بود مسئوليت سياسي اش با ما بود.
* از اين بحث خارج شويم. مي خواهم يك مثال بزنم و نظرتان را راجع به آن جويا شوم: يك فردي داريم داراي تجارب بالاي سياسي، فردي كه بخشدار بوده، فرماندار بوده، مدير سياسي بوده و الي آخر، اما به لحاظ تئوريك، دانش چنداني ندارد. يك نفر هم داريم كه فرضاً دكتراي علوم سياسي دارد اما كار سياسي نكرده است. به نظر شما كداميك مهم تر است. اصلاً كداميك موفقترند؟
من معتقد به تلفيق اين دو هستم. يعني عاليترين شكلش اين است كه هم در بعد تئوريك و هم در بعد تجربي، توانمند باشد. اما به هر دوي اينها اشكالاتي وارد است. آن كسي كه تئوريك كار كرده، بايد يك سري مراحل آزمون و خطا را سپري كند و آن كسي هم كه تجربي كار كرده شايد به روزمرگي بيفتد.
* به روزمرگي بيفتد يعني چه؟
يعني آن كسي كه تجربي كار كرده است، شايد نتواند پيش بيني كند كه افق آينده سياسي ما چه خواهد بود. خلاقيت و نوآوري از وي گرفته مي شود. يك سيكل كاري مشخص در ذهنش است و بر اساس همان پيش مي رود. به صرف تحصيل هم نمي شود يك كسي را وارد كار سياسي و اجرايي سنگين كنيم.
* اگر نه تئوري بداند و نه تجربي چطور؟
اگر هيچ كدام را نداشته باشد، يعني نه تجربه و نه دانش، طبيعي است به كاري كه به وي واگذار شده، لطمه مي زند. حداقلش اين است كه رو به جلو حركت نخواهد كرد، تحول آفرين نخواهد بود و در جا خواهد زد.
* استدلال برخي در مورد استاندار همين است كه ايشان نه به لحاظ تئوري و نه تجربي، توان سياسي ندارد. براي اين ديدگاه چه پاسخي داريد؟
آقاي استاندار رييس دانشگاه بوده است؛ اصلاً دانشگاه يك محيط سياسي است. خيلي جاها اين حرفها را در مورد آقاي دهمرده ميزنند و اين يك غفلت است.
در سياسي ترين شرايط، دكتر دهمرده مسئوليت دانشگاه سيستان و بلوچستان را داشت، مسئوليت دانشگاه زابل را داشت. كارهاي اجرايي متعددي همچون مسئوليت سازمان عمران سيستان را به عهده گرفته است. اينكه خالي الذهن باشد، نبوده. خود دانشگاه به آن عظمت با بيش از 10 هزار دانشجو يك كار اجرايي سياسي است؛ من تعجب مي كنم كه مي گويند ايشان تجربه سياسي ندارد.
وقتي ايشان براي وزارت مطرح مي شوند، حتماً بر اساس يك كار كارشناسي بوده است.
* آقاي مير، فارغ از هويت مدير كل سياسي، نظرتان را در خصوص انتصابها بگوييد. بالاخره شما تازه آمديد و به هنگام اكثر انتصابها مدير نبوديد. خواهش مي كنم شفاف پاسخ دهيد؟
قبل از اينكه نظر خودم را بگويم، به ديدگاهها اشاره مي كنم. الان دو ديدگاه مطرح است: ديدگاه سياه و سفيد. يك ديدگاه ميگويد كل انتصابها غير كارشناسي بوده و هيچ كدام بر اساس معيار و برنامه حساب شده نبوده است، كه اين را بنده قبول ندارم، چرا كه در خيلي موارد شرايط علمي و اصولگرايي رعايت شده است. ديدگاه ديگر هم اين است كه هر آنچه انجام داديم صحيح و سالم بوده كه اين را هم قبول ندارم. خب، ببينيد وقتي خود آقاي احمدي نژاد مي گويد: <ما بايد در كابينه و انتصاب مديران تجديد نظر كنيم، برخي افراد بايد بروند و افراد جديد بيايند>، همين نگرش بايد در استان ما هم
پياده شود.
* پس با استناد به اين ديدگاه مي شود در انتصابها بازنگري كرد؟
بله، اصلاً ورود و فلسفه وجودي من براي همين است. البته برخي مي گويند كه ديگر كار از كار گذشته و با ناراحتي مي گويند اين هم از دولت احمدي نژاد !
اما من نگاهم اين نيست، ما بايد آسيب شناسي كنيم؛ برخي مديران با سرعت بسيار بالايي در حال حركت هستند، شعار و مرام دولت را هم درك كرده اند. برخي حركت متوسط و ميانه اي دارند كه بايد شتاب بگيرند و يك درصدي هم روزشان را شب مي كنند و نظاره گر هستند و چه بسا مباني اصولگرايي را هم ندارند.
معتقدم بايد در برخي انتصابها تجديد نظر كنيم. در آستانه تشكيل دولت احمدي نژاد بايد يك بررسي جدي داشته باشيم، كار كارشناسي كنيم كه خروجي عملكرد مديران به چه شكل بوده است. احمدي نژاد هم طبق گفته خودش با هيچ كس عقد اخوت نبسته كه تا پايان 4 سال مدير باشد. معيار، عملكرد مديران است.
* يكي از نمايندگان مدعي بود كه در انتصاب مديران خلاف قانون انجام شده است. در اين خصوص چه توجيهي وجود دارد؟
من تعجب مي كنم، انتظارم اين است كه دوستان، بعد مثبت قضيه را ببينند. ما از مجموعه مديراني كه منصوب كرديم شايد يك نفر فوق ديپلم باشد، آن هم با فعاليت و سوابق سياسي آنچناني.
اصلاً درصد كساني كه آقاي دكتر دهمرده با تحصيلات عاليه دانشگاهي بكار گرفته بالاتر از دورههاي قبلي است. درخواست من اين است كساني كه اين بحث ها را مطرح مي كنند اين روي سكه را هم ببينند. مثلاً در همين بخشي كه بنده هستم، مدير قبلي ليسانس بوده، اما بنده فوق ليسانس هستم. و يا معاونت عمراني داراي مدرك دكتراست. آيا درست است كه ما شأن خودمان را پايين بياوريم، بگرديم يك مورد را پيدا كرده و روي آن مانور بدهيم. نماينده بايد كلان نگر باشد و در مباحث فراتر از اينها وارد شود. نبايد بر اساس يك مصداق، حكم كلي صادر شود؛ الان اينگونه شده كه يك مورد پيدا مي
كنيم، مي گوييم فلان مدير تجربه ندارد و بعد آن را تعميم مي دهيم كه كل مديران بي تجربهاند و انتصابها كارشناسي نبوده است.
بايد نيمه پر ليوان هم ديده شود و در خصوص نيمه خالي هم نقد منصفانه بشود. من نقد منصفانه را خيلي مي پسندم. اصلاً خود ما را نقد كنيد كه 2 ماه اينجا آمديم، چه كرده ايم. من حتي، يكي دو مورد از هفته نامه شما در آوردم كه خيلي جالب بود و بعد هم به مسئول مربوطهاش تذكر دادم كه خودش را اصلاح كند و اتفاقاً اصلاح هم شد.
* اما برخي مي گويند مديران استان اصلاً نقدپذير نيستند، چه منصفانه و چه غيرمنصفانه؟
نه، اين طور نيست؛ اما نقدها بعضاً از حد نقد ميگذرد. مثلاً در همين مصاحبه اخيرتان، سوالات را طور خاصي طرح كرده بوديد و متانت نشريه را مخدوش كرديد ) ! (
* يعني سوال چالشي طرح نكنيم؟
چرا، طرح بشود، اما برخي چيزها واقعاً كليشه اي شده و پيش پا افتاده است. يعني موجب موضع گيري مي شود. باز هم عرض مي كنم نقد كنيد، حتي از استاندار، اما منطقي و اصولي.
* بالاخره اگر حرفهاي نماينده ايجاد موضع ميكند، خودش بايد پاسخگو باشد. ميتوانست معمولي جواب بدهد و يا اصلاً جواب ندهد.
من معتقدم جايگاه و وجاهت شما بايد حفظ شود و اينگونه موارد به صلاح نيست.
* يكي از روزنامه هاي استاني مقالهاي با عنوان استانداري يا سيستانداري چاپ كرده بود. مضمونش اين بود كه انتصابات با نگاه قومي و باندي صورت ميگيرد نه شايسته سالاري. همچنين يكي از تئوريسين هاي استانداري در مصاحبه با نشريه شهر آفتاب اينگونه استدلال كرده بود كه در گذشته ميگفتند اصفهان داري، بعد هم شد خراسان داري و الان هم سيستان داري. شما هم چنين منطقي داريد؟
اگر كسي گفته است قبلاً اصفهان داري بوده و الان هم سيستان داري خودش بايد پاسخگو باشد، اما بر اساس آمار و ارقامي كه ما داريم در خيلي جاها درصد نيروهاي سيستاني بكار گرفته شده يا همان سطح قبلي است و يا كاهش پيدا كرده، اما ممكن است در يك حوزه بيشتر شده كه حساسيت ايجاد كرده است.
مثلاً چند جا آن ظرافت ها رعايت نشده، چند غير بومي جابجا شده و بجاي آنها بومي آمده است، بعد همين چند مصداق را به كل تعميم داده اند. من به بخشي از اين آمار اشاره مي كنم: مثلاً در بخش فرمانداران قبل از انتصاب استاندار، آمار بلوچ ها 5/37 درصد بوده و الان شده است 60 درصد. آمار فرمانداران سيستاني قبلاً 25 درصد بوده و بعد از انتصاب دكتر دهمرده شده است 30 درصد كه آن هم به دليل زهك بوده است، چرا كه زهك يك بخش بوده. بخشداران بلوچ نيز 61 درصد بوده اند و الان 60 درصد كه البته روبه افزايش خواهد بود چون برخي از بخشداران ما هنوز منصوب نشدهاند. در همين قسمت بخشداري،
آمار اهل سنت 52 درصد بوده كه به 60 درصد افزايش پيدا كرده است.
آمار مديران استاني بلوچ، قبل از انتصاب 9 درصد بوده كه به 12 درصد افزايش پيدا كرده است. آمار مديران سيستاني 36 درصد بوده كه به 38 درصد رشد يافته. انتصاب غير بومي ها 53 درصد بوده كه بعد از انتصاب 50 درصد شده است. انتصاب اهل سنت 8 درصد بوده كه به 10 درصد افزايش پيدا كرده است. مدير استاني اهل تشيع نيز قبل از انتصاب دكتر دهمرده 91 درصد بوده و بعد شده است 90 درصد. حالا آيا درست است كه به خاطر يك درصد زمين و زمان را به هم بريزيم !
البته من با اين تفكر كه بگوييم بومي و غير بومي، سيستاني و بلوچ و نمي دانم بيرجندي و يزدي مخالفم و مديري هم كه با قالب فكري ناسيوناليسي وارد گود شود، صددرصد شكست خواهد خورد. كساني بايد وارد گود شوند كه نگاه كلان استاني داشته باشند؛ اينجا سيستان و بلوچستان است، شيعه و سني داريم، كرد، ترك و لر داريم. اين ادبيات جواب نمي دهد. بعضاً ميبينيم كه افراد شاخص اعم از سياسي و مذهبي در تريبونها اين جور حرف ميزنند و اين به جز افت و عقب ماندگي براي استان نتيجه ديگري نخواهد داشت. البته بايد حساب توده مردم را از مسئولين جدا كرد. انصافاً مردم ما با هم مشكلي
ندارند، بايد به مسوولين بگوييم كه برويد با هم به تفاهم برسيد.
* بحث هم همين است كه مسوولين موجب رواج اين تفكر مي شوند. مثلاً مي گويند قبل از اينكه به شايسته سالاري، تعهد و اصولگرايي نگاه شود، قوميت ملاك قرار مي گيرد.
نه اين طور نيست. من در خيلي از جلسات خصوصي بودم، چنين نگاهي نيست. پارامترهايي كه ما داريم اصولگرايي، تجربه، تخصص و تعهد است و چنين چيزي كه تاكيد بر اصالت شخص شود نبوده است.
يك نكته مهم هم تعريف بومي و غير بومي است. من معتقدم همه كساني كه ساكن زاهدان هستند و در زاهدان زندگي مي كنند بومي هستند؛ حالا مي خواهد مال كرمان باشد يا بيرجند. وقتي ساكن و بزرگ شده اينجاست، بومي حساب مي شود. نگاه دولت هم اين است كه از همين بومي ها براي مديريت استفاده شود؛ اگر اين ادبيات، فرهنگ عمومي بشود خيلي از مشكلات حل خواهد شد. اصلاً دين ما هم اين را مي گويد، مگر در جنگ مي گفتند كه اين كجايي است و آن كجايي؟
اگر غير از اين باشد مي شود ناسيوناليستي.
* دوم خرداديها هم جايگاهي دارند؟
ببينيد، نگاه احمدي نژاد حزبي و جناحي نبود. نگاه دولت فرا جناحي است، هر كس كه تعهد و تخصص داشته باشد و همچنين رويكردهاي دولت را بپذيرد، از وي استفاده خواهد شد. اصلاً در همين كابينه احمدي نژاد كساني هستند كه به هاشمي راي دادند، بنابراين سياست احمدي نژاد در انتصابها و انتخابها با دولت گذشته خيلي متفاوت است.
اصولگرايي يك انديشه اي است كه خيلي از دوم خرداديها هم داراي آن هستند. اصولگرايي يك جريان و حزب نيست ، معيارهاي مشخص و كلي دارد.
* اما آقاي استاندار در جلسه اي خطاب به دوم خردادي ها گفته بود كه برويد گوشه اي بنشينيد، شما باختهايد و الي آخر. اين حرفهاي شما با حرفهاي استاندار متضاد است يا شايد شما جور ديگري فكر مي كنيد؟
خب در آن جريان كساني را هم داشتيم كه به شدت با دولت مشكل داشتند. اگر صحبتي شده منظور يك طيف خاص بوده نه كل آنها. الان در خود همين مجموعه مديران، كساني هستند كه با دولت قبل همكاري مي كردند. فرمانداري داريم كه اصلاً منصوب آقاي اميني است و الان هم جزء فرمانداران نمونه است. بنابراين فكر مي كنم يك صحبت كلي بوده و منظور، يك گروه خاص بوده است.
* آخر همان گروهي كه شما مي گوييد پاسخ دادند كه خود استاندار دور اول در ستاد معين بوده و دور دوم هم در ستاد هاشمي.
اين يك ادعا بيش نيست. بيايند ثابت كنند. اصلا ً بر اساس ابلاغ وزارت آموزش عالي نبايد روِساي دانشگاه در اين مباحث وارد شوند. اين هم يك جور كلي گويي است، مورد بياورند كه ايشان در فلان ستاد بوده است.
* نماينده زاهدان در مجلس، در دانشگاه با اين لحن گفته بود كه <دهمرده مثل من زبان ديپلماسي ندارد> شما به عنــــوان مديــــر ايشان چطور فكر ميكنيد؟
من معتقدم كه آقاي دهمرده زبان ديپلماسي خيلي خوبي دارد. حالا بايد از آقاي شهرياري پرسيد كه منظورشان چه بوده است. من در اين 2 ماه جلسات مختلفي با ايشان بوده ام و اين از آن سوژه هاي خبرنگاري است كه يك كلمه را انتخاب كرده و بعد روي آن مانور مي دهند. من فكر مي كنم شهرياري به شوخي يك صحبتي كرده و بعد هم نشريات ما آن را بزرگ كردند. من طي اين مدتي كه با دكتر دهمرده كار كردم، معتقدم اين جمله در مورد ايشان صحت ندارد.
* پس چرا با گذشت قريب به يكسال، ايشان حتي يك نشست مطبوعاتي نداشته اند؟
خب مشغله هاي كاري زياد بوده است.
* يعني هيچ فرصتي پيدا نشده است؟ حتي يكبار زمان اين نشست به مطبوعات اعلام شد، اما صبح همان روز لغوش كردند.
خب ما به عنوان مركز اطلاعات و اخبار استانداري در خدمت شما هستيم.
البته مصاحبه هاي متعددي با شبكه خبر و صدا و سيما داشتهاند، حالا با مطبوعات را نمي دانم. اين سوال را هم مي توانيد از خودشان بپرسيد.
بالاخره يك بخشي هم به آقاي صادق معاون سياسي تفويض شده است.
* ما چند بار براي مصاحبه با آقاي صادقي اقدام كرديم، اما ايشان تمايلي نشان ندادند؟
ولي آقاي صادقي خودش قبول ندارد و اعلام آمادگي كرده است. ديشب كه شما تماس گرفتيد، گله شما را به آقاي صادقي منتقل كردم و ايشان اظهار تمايل كردند.
* آقاي استاندار چقــــدر اهل مطالعــــه نشريات هستند؟
ايشان اخبار و سايتها را تعقيب مي كنند. يكسري موارد را كه شامل اخبار كشوري، استاني و سايتهاست تقريباً هر شب به ايشان مي دهيم.
* هر چه خودتان بخواهيد جدا مي كنيد يا خود نشريات هم به دست ايشان مي رسد؟
نه، به دستشان مي رسد، اما بالاخره مشغله ايشان هم زياد است. شايد بطور مرتب موفق به مطالعه نشوند. من در اين مدت بيشترين ارتباط را با خبرگزاريها، سايت ها و نشريات برقرار كردم و جلساتي نيز برگزار شد.
بالاخره يك پيامش اين اس* به عنوان مدير كل سياسي استانداري، توجيهتان از ديوار دور استانداري چيست؟ ت كه ما ناامني را پذيرفتهايم و با اين كار موجب دامن زدن به احساس نا امني شده ايم. پيام ديگرش هم اين است كه هر كس مي تواند دور خانهاش حصار بكشد، هر كس هم نميتواند بايد در انتظار ناامني باشد!
اين را بايد از كساني كه قبلاً بوده اند بپرسيد، من در اين بخش وارد نمي شوم.
* جناب مير، برخي معتقدند كه استانداري از ماجراي گاز كشي به استان بهره برداري سياسي ميكند. يعني در هر جلسهاي ميگويند كه ما گاز را به استان آورديم. (كه البته هنوز نيامده) همه ميدانيم كه اين يك پروژه ملي است و دولت و مجلس گذشته نيز در آن نقش داشتهاند. حتي با وضع نا معلومي كه در قرار داد ايران و هند پديد آمده، معلوم نيست كه اين قضيه به سرانجام برسد و اصلاً توجيه اقتصادي داشته باشد يا نه. اساساً اين قرار داد بين سپاه و وزارت نفت امضاء شده و مجموعه استان نقش خاصي ندارد. با اين تفاسير آيا درست است كه مرتب از آن بهره برداري سياسي كنيم؛ به نظر شما
اين توهين به شعور و آگاهي مردم نيست؟
بالاخره اين يك كاري بوده كه همه اعم از نمايندگان، استانداري و خود آقاي احمدي نژاد در آن دخيل بوده اند و اگر پيروز سياسيست براي همه است. من اطلاع دارم كه استانداري اقدامات جدي در اين خصوص به عمل آورده و اين به معناي نفي فعاليت بقيه نيست. يعني اگر من مي گويم كه در بحث گروگان گيري اين كار شد و چند گروگان آزاد شد، به اين معنا نيست كه من انجام دادم. بعضي مواقع به عنوان مركز اطلاعات و اخبار استانداري خبري را اعلام مي كنم كه يك درصد هم در اجراي آن نقش نداشته ام. بله، اين يك پروژه سنگين ملي است كه همه دخيل بودهاند، اما نبايد تلاشهاي استاندار كه شايد
چند ساعت در روز بيشتر نخوابد، ناديده گرفته شود. كسي كه عمرش را در خدمت به استان صرف كرده ؛ در زندگي اش هم يك ريال مال حرام ديده نمي شود و همين جا هم حقوق استانداري را نمي گيرد.
* حقوق استاندار چقدر است؟
نمي دانم.
* خود شما چقدر حقوق مي گيريد؟
من اينجا مامور هستم و از سپاه حقوق ميگيرم.
* پس چرا گفتيد هويت نظامي و سپاهي نداريد!
خب، چون مامور هستم از آنجا حقوق مي گيرم، اما از لحاظ سياسي وابستگي ندارم.
اما آقاي دهمرده همين دو روز پيش هم اعلام كرد كه من يك ريال از استانداري دريافت نميكنم، هر كس مي تواند ثابت كند. نه حقوق، نه اضافه كار و اينها صفات خوبي است.
* تعامل استانداري با نمايندگان مجلس چگونه است؟
درب استانداري به روي همه نمايندگان باز است. با برخي نمايندگان هم ارتباط بسيار صميمي داريم. اما تعامل يك طرفه هم نمي شود و مثلاً فلان نماينده كه با اصل وجودي استاندار مخالف بوده و روز انتصاب ايشان استعفا داده، نبايد انتظار داشته باشد كه استاندار برايش فرش قرمز پهن كند و بگويد بفرما.بنابراين تعامل يك امر دو طرفه است.
با برخي تعامل بسيار صميمي و عاطفي داريم و حتي ارتباط تلفني تنگاتنگ. نمي شود كه از يك طرف فرياد همدلي سر دهيم و از طرف ديگر وحدت را به هم بزنيم. در همين مدت با خيليها تعامل داشتيم؛ نخبگان اهل سنت و تشيع، مطبوعات و...
حتي كساني آمدند كه به قول خودشان 27 سال است پايشان به استانداري باز نشده.
به هر صورت الان هم آمادگي داريم كه با نمايندگان ارتباط داشته باشيم.
* با همه نمايندگان؟
بله، با همه تعامل خواهيم داشت. نماينده ميتواند يك پشتوانه استراتژيك براي مجموعه استان باشد. در مباحث سياسي، اقتصادي و امنيتي. من اين گسست را به صلاح استان نميدانم.
* پس اين فرش قرمز را براي پيمان فروزش هم پهن مي كنيد؟
(با خنده) بله، اما وقتي مي گويند چهار ديواري و يا استعفا مي دهند ... ما استقبال مي كنيم، اما مقدمات تعامل هم بايد فراهم شود.
* قدري هم به مقوله ناامني بپردازيم. تحليلتان از حادثه تاسوكي چيست؟
حادثه تاسوكي را من قبلاً تحليل كردم. اين حادثه را فراتر از جريان قومي و يا شيعه و سني مي دانم. قبل از اين حادثه آقاي جرج بوش در يكي از كشورهاي همسايه با مخالفين نظام جلساتي داشتند. اصلاً روي 4 استان كار شده بود: كردستان، خوزستان، آذربايجان و سيستان و بلوچستان كه يكسري آشوبهاي قبيله اي در اين مناطق ايجاد شود.
برنامه ريگي هم با همين مبنا طراحي شد . شما ببينيد فيلم برداري كردن، حرفهايي كه زده شد، جدا كردن شيعه و سني و اينكه چه كسي زابلي است و چه كسي غير زابلي و حتي بحث خود استاندار. بعد هم بلافاصله حادثه برود روي آنتن شبكه الجزيره و راديو صداي ايران. طي اين 27 سال كجا ما شاهد بوديم كه اتفاقات بلافاصله روي آنتن برود. پس اين نمي توانست كار چنين گروهي باشد. گروهي كه شما ديديد اقدامشان فاقد اوليه ترين اصول عمليات است. پس ساپورت و توجيه و جنگ هاي رواني از جاي ديگري بود. من فكر مي كنم سيستان و بلوچستان از يك اتفاق ناگوار نجات پيدا كرد. چون همان موقع عده اي آمدند
كه ما بايد تلافي كنيم و حتي بحث مسلح شدن مردم را مطرح كردند. اگر بحث به سمت جنگ داخلي شيعه و سني مي رفت، خاموش كردنش به راحتي امكان پذير نبود.
بعد هم حادثه دارزين و خوزستان رخ داد، بنابراين اين موارد را مي توان در يك راستا ارزيابي كرد.
كشتار هم در همه ادوار گذشته بوده است. اينكه مي گويند به خاطر استاندار بومي بوده را قبول ندارم. شما در دوره هر استانداري نگاه كنيد، چهل، پنجاه كشته داشته ايم. اما اين يك حركت شجاعانه و قهرمانانه نيست، اينكه مردم عادي را به رگبار ببندند. يا اينكه گفته ميشود مديريت استان تجربه سياسي و نظامي ندارد، اما در استان كرمان كه حادثه دارزين رخ داد، استاندار نظامي بود و از فرماندهان ارشد و توانمند سپاه پاسداران. بعد هم اگر كساني كشته و دستگير شدند در سيستان و بلوچستان بود.
بالاخره اقدامات خوبي همچون برخورد با اشرار، باندهاي شرارت و دستگيري گروگان گيران شده و افق روشني در خصوص بحث هاي نظامي و سياسي خواهيم داشت.
* اينكه گفتيد استاندار كرمان نظامي است، به ذهنم رسيد كه يكي از امامان جمعه گفته بود، بنده وقتي از استاندار در خصوص مسائل امنيتي سوال كردم ايشان گفته اند: <من يك معلم هستم نه يك نظامي و مسائل امنيتي به من ربطي ندارد.>
نه، اين را ايشان نگفتند، بقيه گفتند. الان استاندار يك معلم نيست، يك مسئول سياسي است و مسئول كل استان. خودشان اصلاً چنين حرفي نزدند. حالا اينجا معلم بود، اما آن استان كه آقاي رئوفي فرمانده لشكر 41 بود و عمليات هاي نظامي زيادي را عليه عراق سامان داد. اگر گفته شده، حرف بقيه بوده و آقاي دهمرده اصلاً چنين حرفي نزده است. بالاخره ايشان رييس شوراي تامين و مسئول امنيت استان است.
* اين شايعه كه گفتند خطاب به گروگان گيران تاسوكي گفته شده: <اشكالي ندارد، گروگان ها را بكشيد، ما از قبل آنها را شهيد حساب كرديم> صحت دارد؟
خير، اين هم جنگ رواني و تبليغات منفي است.
* خانواده گروگان ها مدعي بودند در روزي كه مقابل استانداري تحصن كردند، شما قول داديد كه به گروگان گيران پول پرداخت مي كنيد. ماجرا چه بوده است؟
ما نگفتيم. حتي توصيه كرديم كه آنها هم پول ندهند. كسي كه گفته بيايد ثابت كند. در آن جلسه من بودم و حاج حسن نوري. ما هيچ قولي براي پرداخت پول نداديم.
* سرنوشت دو تن از ديگر گروگان ها بنام كاوه و زاهد شيخي به كجا انجاميد. اينكه مي گويند كشته شده اند...؟
اين اطلاعات، ضد و نقيض است. همين آقاي زاهد شيخي پس از اينكه گفتند كشته شده، با خانواده اش تماس گرفت. نميتوان به اين موارد اعتنا و اكتفا كرد.
* كساني كه آزاد شدند با پرداخت پول بوده يا ريش سفيدي ؟
ما پول نداديم. اقدامات مشترك شوراي تامين، معتمدين و كشورهاي همسايه بوده است.
* لابد شما نداديد، اما يك نفر را واسطه كرديد؟!
نه، واسطه هم نكرديم. ما به عنوان نظام، پولي پرداخت نكرديم.
* از فرار سرمايه هاي مادي و هجرت نخبگان آماري داريد؟
به نظرم مبالغه مي شود. يعني اين طور كه بگويند نخبگان رفتند و سرمايه ها خارج شد، نيست. اتفاقاً احساس امنيت خوبي وجود دارد و سرمايه گذار ديگر نگران سرمايه گذاري اش نيست.
* كار كارشناسي كرده ايد؟
نه، اما بررسي كه كرديم، اينگونه نيست. اگر مصداق و موارد خاص داريد، اعلام كنيد. اين هم در راستاي همان جنگ تبليغاتي است. ادعا مي شود، در مطبوعات هم ديده ايم، اما حقيقتاً مدرك و سندي وجود ندارد.
* زمان اندك است و شما هم مي خواهيد تشريف ببريد. تحليلتان از مطبوعات استاني چيست؟
من يك نشاط و شادابي خاصي در مطبوعات استاني مي بينم كه واقعاً در خور تحسين است. مطبوعاتي كه بي حال باشند و كاري به كار كسي نداشته باشند، مورد پسند نيست. اما يك نكته بايد مدنظر قرار بگيرد كه در اين نشاط به سمت اصلاح شرايط بروند نه تخريب فضا.
بايد عملكرد تك تك مسوولين نقد شود، اما نقد منصفانه نه جهت دارد و مساله دار.
از نشريه شما هم انتظار اين است كه وارد مسائل حاشيهاي نشود. نگاهي كه به صبح زاهدان وجود دارد متفاوت و يك نگاه عميق و كارشناسي است. نشريه منتسب به شهيد مزاري است و بايد متانت آن حفظ شود.
* البته ما منتسب نمي دانيم، ما معتقد به كار حرفهاي هستيم و سعي كرديم از ايشان خرج نكنيم.
بخواهيد يا نخواهيد منتسب هست. بالاخره اخلاق حرفه اي وجود ندارد. وقتي بخواهند گير بدهند، نمي گويند عماد، مي گويند شهيد مزاري، مي گويند مسجد علي ...
نه اينكه تعريف و تمجيد كنيد، اگر من ريگي در كفش دارم بايد همه بدانند. در انتصابات و حوزه كاري ام بايد پاسخگو باشم و...
* پس نگاه مجموعه نسبت به صبح زاهدان مثبت است. چون برخي مواقع مي شنويم كه در بولتن هاي داخلي تان عليه ما مطالبي نوشته مي شود.
من نگاه مثبتي به كليت مجموعه دارم. يكسري بولتن داريم كه مطالبي از سايت استخراج شده و... ( با مكث ) البته من آن قدر مشغله دارم...
در مورد مطالب تذكر دادم كه حق نداريد عليه صبح زاهدان و مسجد مطلبي بنويسيد. يك نمونه اش را من الان اينجا دارم، اخباري كه از سايتها توسط مركز اطلاعات و اخبار استانداري چاپ مي شود ...
* پس زير نظر شما چاپ مي شود؟
بله، اخبار سايتها، نشريات كشوري و محلي، مسائل لبنان و غيره كه ساعت 10 صبح در اختيار معاونين و مديران استانداري، فرمانداران و بخشداران قرار مي گيرد. يكسري نويسنده مثل آقاي خسروي و برخي هم از بيرون داريم.
علاوه بر اين نشريه كه به بررسي اخبار مي پردازد، يك نشريه ديگر بنام آينه داريم كه آن را محتوايي كرديم تا بينش مجموعه بالا برود.
* جناب مير، موارد ديگري هم مثل تحزب، ngo ها، انتخابات خبرگان و شوراها و... بود كه فرصت نشد مطرح كنيم.
بله، انشاء ا... يك فرصت ديگر در خدمتتان هستيم.
از اينكه وقت گذاشتيد سپاسگزارم؛ سلام خبرنگاران را به استاندار برسانيد.
*گفت و گو: عماد مزاري
سردبير هفته نامه صبح زاهدان











به نقل از آسوشيتدپرس، «شيخ صفر الحوالي»، مفتي وهابي در وبسايت خود اعلام نموده است: حزبالله كه معني آن حزب خداست، در حقيقت حزب شيطان است و همچنين گفته كه براي حزبالله دعا نكنيد.اين فتوا بنا بر اين نظريه، از سوي وهابيون صادر شده كه شيعيان رافضي هستند. اين فتوا، پيرو فتواي مشابهي صادر شده كه در سه هفته پيش، توسط روحاني ديگري به نام سعودي «شيخ عبدالله بن جبرين»، صادر شده بود، آمده است.


دو نمونه تعظیم. انها در برابر چه کسی تعظیم کرده اند؟
