خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: در حالي كه حمايتهاي ابهامآميز برخي مراكز امنيتي از «محمدرضا ـیزدی»، سلطان شكر ايران، ادامه دارد، راديوي وابسته به سازمان «سيا» در يك گاف عجيب رسانهاي، يكي از مراجع تقليد را سلطان شكر ايران خطاب كرد!
برخي كارشناسان، ادامه حمايتهاي مشكوك و جلوگيري از اطلاعرساني از تخلفات «محمدرضا ـ ي» و نيز مجازات او را زمينهساز سوءاستفاده رسانههاي بيگانه و تخريب وجهه مراجع تقليد ارزيابي ميكنند.
اين فرد از تابستان سال گذشته، از سوي حفاظت اطلاعات دستگاه قضائي بازداشت شده، اما تاكنون هيچگونه اطلاعرساني نسبت به پرونده وي، حجم تخلفات، ثروت نامشروع و هنگفت و ارتباطات وي با مسئولان نشده است.
گفته ميشود، سلطان شكر ايران با برقراري ارتباطات ويژه با تعدادي از مسئولان و چهرههاي متنفذ كشور در برابر پيگيري قانوني، مصونيت يافته و حتي نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي، كه تخلفات وي را پيگيري ميكردند، دچار مشكلات متعدد و پروندهسازي شدند.
«محمدرضا ـ ي» كه تا چندي پيش، كارمند ساده شهرداري كرج بود، با شگردهاي عجيب به تصاحب كارخانههاي قند و شكر پرداخته است و در حالي كه بنا به ادعاي راديوي سازمان «سيا»، تعدادي از كارخانجات توليد شكر به يك مرجع تقليد واگذار شده، مؤسسه فرهنگي وابسته به اين مرجع تقليد نيز در شمار كارخانههايي است كه به بهاي سه ميليارد تومان از سوي سلطان شكر ايران خريداري شده، اما با بيمحل بودن چكهاي «محمدرضا ـ ي»، هماكنون اين پرونده در دستگاه قضائي سرگردان است.
برخی از مقامات جمهوری اسلامی گفتند مانع اصلی واردات شكر برطرف شده است و قاعدتا بايد بهای اين كالا كاهش يابد. يكی از وارد كنندگان عمده شكر به ايران، آيت الله العظمی ناصر ....است، و تعدادی از كارخانجات توليد شكر در ايران از سوی دولت جمهوری اسلامی به فرزند وی واگذار شده است. به گفته سايت بازتاب، اين پسر و پدر عملا سلطان شكر ايران به شمار میروند. از سوی ديگر، گزارشها حاكی است كه به اصرار آيت الله ناصر.... و آيت الله العظمی محمد.......دولت از پرداخت يارانه ما به التفاوت قيمت شكر وارداتی با شكر توليد داخلی به كارخانجات قند و شكر كشور امتناع كرد و توليدكنندگان قند وشكر در ايران مجبور شدند هزاران كارگر خود را اخراج كنند. با اين حال، يك كارشناس در ايران به ...... گفت توانائی توليد در ايران بيشتر از نياز داخلی است ولی واردكنندگان شكر مانع ار كار كارخانه های داخلی می شوند.
مصرف سالانه شكر در ايران معادل يكهزار و 400 هزار تن است كه از اين ميزان يكهزار و 70 هزار تن در داخل كشور توليد می شود و بايد 330 هزار تن شكر هر سال وارد كرد درصورتی كه هم اكنون حدود 530 هزار تن شكر وارد می شود.
كارخانه های قند و شكر در ايران زير 70 درصد توانايی توليد كار می كنند زيرا وارد كنندگان شكر با عرضه ارزان توليدات خارجی مانع كار اين كارخانه ها با ظرفيت كامل هستند.
دولت تاكنون مابه التفاوت بهای عرضه شكر وارداتی با شكر توليد شده را به كارخانههای قند می پرداخت و به اين سبب كارخانه های داخلی قادر بودند با شكر ارزان وارداتی رقابت كنند، اما با اعمال نفوذ وارد كنندگان شكر، پرداخت اين مابه التفاوت – بعنوان حركت به سوی بازار رقابتی – مانع اصلی ورود بی حد و مرز شكر به ايران به واسطهگی آيات عظام ناصر و محمد برطرف شده است.
كارخانه های قند وابسته به مجتمع های كشت و صنعت در نقاط مختلف كشور – عمدتاً در جنوب ايران - كه توسط دولت از حدود 45 سال پيش آغاز به فعاليت كردند در سالهای اخير به بخش خصوصی واگذار شده اند و صاحبان جديد نه تنها از ظرفيت كامل اين كارخانه ها استفاده نمی كنند، بلكه با بيكار كردن كاركنانشان سعی می كنند سود خود را مآلا با فروش تاسيسات كارخانه ها به حداكثر برسانند.
در گزارشهای متعددی از كارخانه هايی ياد می شود كه توسط دولت به قيمتهای بسيار نازل به بخش خصوصی – عمدتاً آقازاده ها و .....- واگذار شده و صاحبان جديد بعد از مدتی آنها را تعطيل كرده و زمين و تاسيسات را به فروش رساندند.
روزنامه جمهوری اسلامی اين هفته نوشت تا پيش از واگذاری كارخانههای قند به بخش خصوصی 35 هزار نفر مستقيم و غيرمستقيم برای مجتمع كشت و صنعت چغندر قند دزفول كار می كردند كه اكنون همه بيكار شده اند.
هفته پيش كارگران كارخانه قند دزفول در نامه ای به آيت الله العظمی ناصر... از وی خواستند به فرزند خود بگويد كه دستمزد عقب افتاده 6 ماهه كارگران را بپردازد و كارخانه را به تعطيل نكشاند.
محسن سازگارا، كه خود سالها در مديريت صنايع كشور كار كرده می گويد: آيت الله العظمی ناصر – معروف به ....- كه مرجع تظلم واقع شده، يكی از روحانيانی ست كه انحصار واردات شكر را دارد و عملاً خود باعث بيكاری هزاران نفر شده است.
به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، مجتمع كشت و صنعت چغندر قند دزفول كه بزرگترين مجتمع توليد شكر در خاورميانه است، در معرض انهدام كلی است.
جناب آقای حاج شيخ احمد جنتی
خطيب محترم جمعه تهران
سلام عليكم
ساليانی است كه ترجيح میدهم از راه دور و از طريق نطق و نامه با شما سخن بگويم و مردم را هم در جريان اين گفت و گو قرار دهم بهخصوص آنكه شما خطيب جمعه تهران هم هستيد و به اتكای اهميت و قداست اين جايگاه رفيع میتوانيد دايره مخاطبانی وسيع بيابيد و هماوردان شما از چنين نعمتی محروم هستند. فاشگويی آنچه قصد بيان آن را دارم نيز بدان جهت است كه خطبههای نماز جمعه تهران چه بخواهيم و چه نخواهيم يكی از تريبونهای نيمهرسمی نظام جمهوری اسلامی است و من برای نشان دادن اينكه آنچه در برخی خطبهها و خطابهها ارايه میشود، الزاما بيانگر مواضع نظام و دوستداران آن نيست، ناگزيرم نامههايی صريح و سرگشاده بنويسم. از جمله اين خطابهها يكی هم آخرين خطبهی شما دربارهی نامهی آقای محمود احمدینژاد به آقای جورج بوش است. نامهای كه برای اولين بار در جمهوری اسلامی به قلم يكی از مقامات ايرانی خطاب به مقامات آمريكايی نوشته شده و اينجانب فارغ از انگيزهی نوشتن اين نامه يا محتوای آن اميد دارم كه اين نامه فتح بابی شود تا همهی دلسوزان نظام بتوانند راه برونرفت از چالشهای سياست خارجی را بجويند و حاصل كار گشودن باب گفت و گو به سود ملت شريف ايران باشد.
اما آنچه سبب شگفتی اينجانب شد، اظهارات شما در خطبهی نماز جمعه 22 ارديبهشت ماه بود. آنجا كه گفتهايد: «اين نامه الهام خداوند است. خداوند به مردم و اين مملكت عنايت دارد و ما بايد قدر اين عنايت را بدانيم. اين حركت در تاريخ سابقه نداشته و ادامهی راه امام (ره) در اين راستا است. همانطور كه امام هم در نامهی خود به گورباچف اشاره كرد كه قدرت شوروی رو به افول است. حال چه كسی جرأت دارد به آمريكا بگويد كه قدرتش رو به افول است. آغازگر اين حركت امام بودند و آن نامه را به گورباچف نوشتند. رييسجمهور به همتای خود نامه نوشتند و اين نامه واقعا نامهی عجيب و غريبی است. به نظر من بايد اين نامه را بچهها همه بخوانند. در مدارس و دانشگاهها خوانده شود، صدا و سيما مكرر بخواند و در آينده نيز در كتابهای درسی قرار داده شود. اين نامه چيز سادهای نيست ... اين مرد (آقای احمدینژاد) واقعا مردی شجاع، متدين و مقتدر است كه به حرف خود ايمان دارد. اين مرد آبروی مملكت و اسلام است. همانطور كه گفتم اين نامه، الهام است و خداوند لطف دارد و میخواهد قدرت اين مملكت را زياد كند و به اين نحو الهام میكند. در داخل و خارج كجا چنين نامهای نوشته شده است كه اينگونه همه را مبهوت كرده باشد».
اما جناب آقای جنتی! به همان اندازه كه شما از نامهی آقای احمدینژاد مبهوت شديد، من از سخنان شما مبهوت شدم! از شما كه شاگرد امام (ره) بوديد و حداقل انتظار آن بود كه بنا به آموزههای دينی و حوزوی حرمت استاد خويش را نگه داريد و از قياس نادرست بپرهيزيد. سبحانالله از اين شيربازار كه كار انقلاب و بنيانگذار آن به جايی رسيده كه شاگرد امام از سر مصلحت، اشتراك در حروف را برای تشبيه «شير» به «شير» كافی میداند. من بسيار متاسفم كه نه تنها اين جفا به امام (ره) از جانب يكی از شاگردان وی صورت میگيرد، بلكه علاقهمندان امام، فضلای حوزه، روحانيان انقلابی و روزنامههايی كه خود را اصولگرا میخوانند، در برابر سخنان شما سكوت كردهاند. هرچند كه برخی از همين روزنامههای اصولگرا ترجيح دادند تعبير «الهام الهي» را از سخنان پخش شده شما از صدا و سيما سانسور كنند.
امام راحل بنيانگذار نظام جمهوری اسلامی بود، نه كارگزار آن و موسس گونهای از حكومت بود كه در آن جمهوريت و اسلاميت همپای هم حركت میكردند نه چنان كه برخی میخواهند جدای از هم. امام راحل فقيه و فيلسوف و عارف و رهبری بینظير بود كه بر اساس درد و دغدغه دين و بنا به وظيفه و جايگاه عاليه دينی و سياسی خود، نامهای به ميخاييل گورباچف رهبر اتحاد شوروی نوشت تا او را از بيراهه الحاد به سوی راه توحيد رهنمون شود و با او بنا به دانش و بينش خود از فلسفه الهی و اسلامی سخن گفت و به خوبی زبان محاجه با گورباچف را به عنوان ماركسيستی ملحد میدانست، هر چند كه پارهای از اهل ظاهر از امام انتقاد كردند كه چرا به جای دعوت رهبر شوروی به مبانی كلامی امام صادق (ع) از فلسفه ملاصدرا سخن میگويند. غافل از آنكه آن فقيه فقه جعفری به خردمندی میدانست، دعوت به حقيقت را بايد از كجا آغاز كند.
امام (ره) حتی برای ارسال نامه و ابلاغ پيام خويش به جای اعزام گروهی از ديپلماتهای وزارت امور خارجه هياتی به رياست فقيه و فيلسوفی مهذب يعنی آيت الله جوادی آملی تعيين كرد. يعنی كتاب كريم و نامه حكمت آميز امام را حكيمی از همان تبار تا مقصد همراهی كرد. هنگامی كه گروهی به رياست وزير امور خارجه وقت اتحاد شوروی راهی ايران شدند تا پاسخ نامه را دهند و از مناسبات ديپلماتيك دو كشور سخن گويند امام بر میخيزند و میگويند مقصود من روابط سياسی نبود، بلكه گشودن دريچهای از معنويت بر روی شما هدف من بود. بدين ترتيب امام از موضع يك حكيم الهی نه مسوول اجرايی آن نامه تاريخی را نوشتند. شما در واقع بدون توجه به « مشبه » و « مشبه به» نامه امام به گورباچف را با نامه اخير آقای احمدی نژاد به بوش شبيه سازی كردهايد. اما نامهای كه شما آن را با نامه امام مقايسه كردهايد در كجای تاريخ قرار دارد؟
نامهی مورد اشاره شما به قلم مدرسی از مدرسان دانشگاه علم و صنعت با تحصيلاتی در سطح دوره دكترای مهندسی عمران (با گرايش ترافيك) نوشته شده است. اينجانب هيچ اشارهای به انتخابات سال گذشته رياست جمهوری نمیكنم. اما معتقدم جايگاه مقام رييس جمهوری چنان نيست كه جناب عالی توصيف میكنيد. به راستی درباره كدام يك از روسای جمهور گذشته ايران در مقام رياست جمهوری چنين اوصافی به كار رفته است؟ در ميان روسای جمهور گذشته ما افرادی با سوابق درخشان انقلابی و سياسی، دانش آموخته حوزههای علميه و نيز شهيد بلند مرتبهای داشتهايم كه هرگز به صفت الهام الهی توصيف نشدهاند اما شما اين وصف را در حق يك مهندس عمران به كار میبريد و نامه امام به گورباچف (رهبر حكومتی مادی كه با همه اديان الهی میجنگيد) را با نامهای قياس میكنيد كه خطاب به فردی نوشته شده كه دست كم در ظاهر مومن به تعاليم حضرت مسيح است و حداقل ملحد نيست و بنا به دين و آيين خود عمل میكند و حتی حرمت پاپ به عنوان رهبر كاتوليكهای جهان را حفظ می كند و زانوی او را میبوسد، البته میتوان بلكه بايد رفتارهای دور از تعاليم مسيح و جنگ طلبی جورج بوش را به نقد كشيد و ظاهرا نويسنده نامه چنين قصد و هدفی داشته اما نمیتوان آقای احمدی نژاد را با امام خمينی و جورج بوش را با ميخائيل گورباچف قياس كرد كه اين جفايی بزرگ به امام و خطايی آشكار در فهم جهان معاصر است.
از سوی ديگر متاسفانه جناب عالی در غلو جايگاه نامه مورد اشاره عملا ملت ايران را تحقير كردهايد. اسلام و ايران
انديشمندان بسياری دارند كه هر يك بر تارك گوشهای از قطعات تاريخ اين سرزمين میدرخشند و آموزههای آنان در كتابها و رسانه ها مورد تدريس و تحقيق دانش آموزان و دانشجويان قرار میگيرد. كشور ما حافظ و سعدی و فردوسی كم ندارد كه مسوولان اجرايی در مقام متفكران الهی قرار گيرند. مسوولان كشور هر اندازه كه انديشمند و محقق و متفكر هم باشند آموزگار ملت نيستند چرا كه ظهور و خروج آنان از حكومت بر اساس معادلات قدرت صورت میگيرد، نه تحولات حوزه معرفت.
بر اين اساس در كداميك از كتابهای درسی و دانشگاهی متونی از مقامات سياسی و اجرايی كشور به عنوان متن درسی چاپ شده است؟ كداميك از روسای جمهور گذشته به صفت رياست جمهوری خود انديشمند و متفكر خوانده شدهاند؟ ميزان رای كدام منتخب ملت به عنوان ميزان انديشه ملت معرفی شده است؟
آيا چنين سخنان غلوآميزی در تاريخ ايران به دولتمردان و شهروندان كم آسيب زده است؟ و مگر آموزش كردهايم كه علمای اسلام چگونه با غلو برخورد كردهاند؟
روايت شده است كه وقتی خطيبی در محضر آيت الله بروجردی مرجع عام شيعيان كار خود را راحت می كند و برای امام زمان (عج) و آيت الله بروجردی يك صلوات مشترك از جماعت میطلبد آن مرجع، دقيق يادآوری میكند مرزها را بر هم نزنيد و ما را همسايه امام زمان (عج) نكنيد. مگر از ياد بردهايم كه امام خمينی در توصيف چگونگی شكل گيری استبداد گفته بودند كه « ديكتاتور از مادر ديكتاتور زاده نمیشود؟ » مگر از ياد بردهايم كه آن فقيه موسس نظام جمهوری اسلامی چگونه با غلو مبارزه میكرد و حتی هنگامی كه دو برادر عزيزمان جناب آيتالله مشكينی و جناب آقای فخرالدين حجازی از امام ستايشی كردند كه ممكن بود غلو تلقی شود. ايشان چگونه با اين ستايشها در همان جلسه مخالفت كردند و اجازه ندادند دامنه غلو حتی به جلسهای ديگر كشيده شود؟ در موردی ديگر هنگامی كه در يكی از جلسات مجلس شورای اسلامی آيات و رواياتی خوانده شد كه ممكن بود در تطبيق با شخصيت امام خمينی به نظر برسد ايشان بلافاصله توسط مرحوم حاج احمد خمينی به رييس وقت مجلس جناب آقای هاشمی رفسنجانی ابلاغ كردند از چنين قياسهايی بپرهيزند.
اين همه از آن رو بود كه امام خمينی به خوبی میدانستند غلو میتواند حتی انسانهای شايسته را به تدريج به اشتباه اندازد و يا تملق و چاپلوسی آنان را تا مرز ادعای خدايی و الهام الهی پيش برد.
جناب آقای جنتی
چند سال پيش كه برای اولين بار به صورت علنی از شما گله و گلايه كردم فرزند گرامیتان جناب آقای علی جنتی از شب سختی گفت كه گذرانديد و مرا شرمنده خود ساخت كه چرا چنين شبی را برای شما ساختم. اكنون اما ديگر از جناب آقای علی جنتی شرمنده نيستم؛ چرا كه از سخنان اخير شما به راستی برای حفظ جمهوريت نظام و حرمت روحانيت و حفظ باورهای دينی مردم احساس خطر میكنم. شما به عنوان فردی معتقد آيا نگران نيستيد كه غلو و اغراق دربارهی رابطهی خدا و بندگانش پايههای ايمان مردم را سست سازد؟
سخن گفتن شما در جايگاه يكی از شاگردان امام و حوزههای علميه آن هم از نهاد نماز جمعه ممكن است همه را به اين گمان برساند كه روحانيت در صف غلوگويان و مسحوران قدرت قرار گرفته است. من برای اولين بار اين نامه را به نام شيخ مهدی كروبی امضا میكنم تا مردم حرفهای من و شما را به پای روحانيت ننويسند يا اگر حرف يكی از ما دو نفر را به حساب روحانيت مینويسند سخن ديگری را نيز به حساب روحانيت بگذارند. اين نامهای است كه از شيخ مهدی كروبی به شيخ احمد جنتی كه هيچكدام معيار و نمايندهی همهی اسلام و روحانيت نيستند و هريك با استناد به سنت پيامبر و مكتب اهل بيت گوشهای از معارف دينی را ارايه میكنند يكی بر مدار غلو میچرخد و ديگری از غلو پرهيز میكند. يكی حتی امام راحل را با محك عقل میپذيرد و ديگری حتی مقامات اجرايی و عرفی را به مدد الهام الهی تقديس میكند. يكی به استناد ميراث امام خمينی به ميزان بودن رای ملت برای همه مقامات معتقد است و ديگری بیتوجه به ميراث آن امام حتی عرفیترين مقامات اجرايی را قدسی میخواند. يكی از جمهوريت غنوده در دل اسلام سخن میگويد و ديگری بر طبل الوهيت بندگان خدا میكوبد و اين دو راه است و دو مقصد. حتی اگر رهپويان آن راه فرزندان يك انقلاب باشند.
بنابراين پيشنهاد میكنم با انجام نظرسنجی مشخص شود كداميك از اين دو راه مطلوب نظر مردم است. نظرسنجیای كه در دو سوی آن اين دو طرز تفكر به رای گذاشته شود.
اميدوارم در آينده اگر آقای احمدینژاد قصد نگارش نامهای ديگر برای سران جهان و دعوت آنان كردند دست كم اين نامه را به دست فردی چون شما بسپارد تا حضرتعالی بتوانيد اين «الهام الهي» را از نزديك دريابيد.
علاقهمند
شيخ مهدی كروبي»
مشاور رييسجمهور در امور روحانيون شتابزده خود را به قم رسانده و در پاسخ به انتقادهای تندی كه مراجع اين شهر نسبت به تعبير احمد جنتی از نامه احمدی نژاد به بوش در نماز جمعه تهران كرده گفت:
بعضی از غافلان فكر میكنند احمدینژاد آمده تا روحانيت را كنار بزند، درحاليكه اين حكومت روحانيت است كه توانسته چنين ثمرهای را به جهان عرضه كند.
گفته می شود مراجع قم به رهبر نيز پيغام داده اند كه جلوی احمدی نژاد را بگيرد و به احمد جنتی هم توضيح بدهد كه در نماز جمعه هرچه از دهانش در آمد نگويد. حرف های او در باره الهام الهی بودن نامه احمدی نژاد كفر است!
اين درحالی است كه زمزمه احتمال عمليات كودتائی و حذف گروه وسيعی از روحانيون از حكومت و برگرداندن آنها به شهر قم بالا گرفته و خطر نظامی ها و دولت نظامی به رهبر نيز گوشزد شده است. بر همين اساس طی روزهای گذشته رئيس ضد اطلاعات سپاه پاسداران پس از 27 سال تغيير كرد و با حكم رهبر يك حجت الاسلام جانشين مرتضی رضائی شد تا روحانيت خيالش از كودتای سرداران سپاهی آسوده شود.
![]()
در تاریخ نام افرادی که انسان کشته اند بخوبی یاد نشده است . چنگیز مغول وقتی به دنیا امد. پنجه دستش را محکم فشرده بود . دستش را به زور باز کردند . کف دستش لکه خون بود . بزرگی که در مجلس نشسته بود . افسرده شد . و گفت اینده از ان چنگیز خواهد بود اما به خون!!!با حمله چنگیز به ایران انروز و عراق و کشورهای اسیایی و... هزاران خون بی گناه برای یک وجب خاکی که از خودش نبود ریخته شد . تاریخ گواهی میدهد که نام چنگیز جز به بدی ثبت نشده . اینک چنگیز کجاست . ؟ صدام وقتی به دنیا امد خانواده ای فقیر داشت اما پدرش ازراه دزدی خانواده را تامین میکرد . پدرش مرد ومادرش از راه .... شکم صدام را سیرمیکرد ... صدام هرچه بزرگتر میشد خشم و نفرت از انسانها را در دلش میپروراند تا اینکه بزرگ و بزرگتر شد . او به خیالش که مغولهایی که از سمت ایران به عراق حمله کرده اند ایرانی ها بودند . انتقام قرون وسطی را اینک خواست از ایرانی ها بگیرد .با دوازده لشکر و ۲۰۰۰ هواپیما و ۵۰۰۰ تانک به ایران حمله کرد . اما بعد از ۸ سال دست از پا درازتر . زبون و خوار برگشت . او هزاران نفر را در طول مرز و شهرهای ایران کشت . و صدها نفر را در داخل عراق زنده به گور کرد .اینک او کجاست؟در طول ۸ سال جنگ که مردم مشغول جهاد و مبارزه برای دین و شرف و وطن بودند . عده ای کوردل در دل شب در کوهای کردستان سر مبارزان وطن را هدیه برای خانواده اشان میفرستادند . ان کوردلان اینک کاسه گدایی در شهرهای اروپا برای یک لقمه نان به سوی اربابان خود دراز کرده اند .منافقین به اسم خلق و برای رسیدن به حکومت صدها نفر انسان بی گناه . پیر و جوان را کشتند و مثله کردند بعد هم رفتند به دامان اربابان شان . واینک در یک پادگان با خفت و خاری در حالی که حق نگاه به ناموس خود را ندارندگشنه یک لقمه نان برای زنده ماندن هستند و امریکاییان مثل سگ جلویشان نان میاندازند .و در این استان .همه هونخوارانی که میخواهند دادشاه بلوچستان شوند تاریخ را اگر سواد دارند بخوانند . نام کدام بلوچ به قهرمانی ثبت شده است . دادشاه یا همه انانی که شکمهای انها با لقمه حرام پر شده و هیچ ابای از ارتکاب جنایت خباثت . قتل عام و وحشیگری ودرنده خویی ندارند ؟. فرزندان این خون خواران به کدامین خصلتهای نیاکان خود ببالند . مادرانی که این فرزندان را در دامانشان پرورانده اند شرمشان نمیشود .قوم بلوچ باید به این جوانان برومند خود ببالد ومباهات کند. این جانیان دست پرورده کدام مکتب و ایین هستند که بی محابا در دل شب خون بی گناهان را میریزند. کدام مکتب یکتا پرستی ست که وجدانها را در درون سینه هاشان خفه کرده تا خونخواری برای متاع دنیا دل اورا نلرزاند. در تمام ادیان اسمانی این تنها قوم یهود هست که برای تصرف دنیا باید از روی خون بیگناهان بگذرد . ودر ۷۲ فرقه اسلام فقط این وهابیت ساخته شده دست انگلیس هست که برای حفظ وهابیت و نه اسلام خون دیگر مسلمانان رامباح دارد . اما ایا قوم بلوچ که افتخارش اطاعت از فرامین پیامبر و صحابه گرام او هست در تاریخ زندگانی این عزیزان دارد که خون بیگناهی را ریخته باشند . ایا تاریخ از انها جز کرامت و رحمت و مهربانی درس دیگری اموخته است که جانیان کوردل در دل شب انسانهای بی گناه را از خودروی شخصی خودشان پیاده کنند و به رگبار گلوله ببندند این مرام وخصلت شیطانی را تاریخ فقط از صهیونیستها به یاد دارد کجای ایین بلو نوشته اند که برای دل خود خون بیگناه را بریزند .باشد تا خداوند تقاص همه شهدایی که در دشت سیستان و کرمان خونشان بی گناه ریخته شده بکیرد ان روز دیر نخواهد بود خداوند بندگان خودش را دوست دارد . جانیان کوردل و بی شرم هم خوب میدانند که ان شهدا بی گناه بودند اگر یک ذره هم خدا را شناخته باشند به یقین هیچ مفری برای گریز از اتش خشم خدا ندارند . انروز دیر نخواهد بود همانگونه که همه خون خواران عالم هرگز روز خوش نداشتهاند . خداوند نمی گزارد که خون هیچ بی گناهی پایمال شود همه انسانها بندگان خدا هستند او میداند که کجا و کی انتقام بی گناهان را از بندگان شیطان صفت بگیرد انروز دیر نخواهد
گروهی مسلح شامگاه شنبه جاده کرمان-بم را بسته و ظاهرا در کشتاری بدون تبعيض 11 سرنشين چهار اتومبيل را به قتل رسانده اند.
بنابه اين گزارش حادثه در کيلومتر 35 جاده بم به کرمان روی داد و مهاجمان اتومبيل ها را پس از قتل سرنشينان به آتش کشيده اند.
انگيزه حمله و هويت عاملان آن مشخص نيست.
شاهدانی که مهاجمان سعی داشتند اتومبيل آنها را متوقف کنند اما موفق به فرار شدند به ايرنا گفتند: "افراد مسلح كه شمار آنها بين سه تا پنج نفر بود قصد متوقف كردن خودروی ما را داشتند كه با توجه به وضعيت غيرعادی به هشدارهای آنان توجه نكرديم و از صحنه جنايت گريختيم، اما مورد اصابت گلوله قرار گرفتيم."
ايرنا تعداد اين شاهدان را ذکر نکرده است اما می گويد آنها در تيراندازی مهاجمان زخمی شده اند.
بنابه اين گزارش شاهدان و منابع آگاه حاضر در محل گفتند "اشرار" پس از توقف خودروها، سرنشينان را به حاشيه جاده برده و پس از ضرب و جرح، آنان را در نزديک ترين گودال در چند متری حاشيه جاده با دستهای بسته به قتل رساندند.
بنابه اين گزارش مهاجمان سپس خودروها را به آتش کشيدند.
ظاهرا تنها يک كودک ۱۰ساله از حمله جان سالم به در برده است.
نيروی انتظامی می گويد سرگرم تحقيق درباره اين حادثه است.
به گزارش ايرنا اجساد مقتولان به شهرستان بم انتقال يافته و تردد در محور بم - كرمان ساعاتی پس از حادثه به وضعيت عادی بازگشت.
اين دومين حمله مردان مسلح طی چند ماه اخير در جاده های ايران است.
اواخر اسفند ماه افراد مسلح با لباس مبدل پليس در منطقه تاسوکی واقع در جاده زاهدان به زابل در جنوب شرق ايران، دست کم 21 نفر را کشته و شش نفر را زخمی کردند که شماری از مسئولان استان سيستان و بلوچستان از جمله فرماندار زاهدان در ميان قربانيان بودند.
گروهی موسوم به "جندالله" مسئوليت آن حادثه را به عهده گرفت و مقامات ايرانی آن حمله را دارای انگيزه سياسی دانستند. به علاوه آنها آمريکا و بريتانيا را متهم کردند در آن حمله نقش داشته اند.
محمد باقر ذوالقدر، قائم مقام وزير کشور ايران، هدف مهاجمان در حمله سيستان و بلوچستان را فتنه انگيزی و تحريک اختلافات قومی و مذهبی در آن استان دانسته بود.
استان سيستان و بلوچستان و همچنين کرمان از گذرگاه های اصلی قاچاقچيان مواد مخدر در ايران است و درگيری بين آنان و مأموران دولتی در اين استان بارها روی داده است.
گروه جندالله، حدود پنج ماه پيش نيز شماری از مرزبانان ايرانی را به گروگان گرفت و خواستار آزادی 16 تن از اعضای زندانی خود شد؛ اما بعدا دولت ايران اعلام کرد که سربازانش بدون دادن هيچ امتيازی آزاد شده اند.
مسئولان جمهوری اسلامی، جندالله را يک گروه "راهزن" دارای گرايش های وهابی و سلفی معرفی کرده و گفته اند که اين گروه با شبکه القاعده در ارتباط است. اما اين گروه ادعا می کند که برای حقوق مذهبی و قومی بلوچ های سنی مبارزه می کند.
منابع خبری ايران اوايل ماه جاری گزارش دادند که نيروهای مسلح جمهوری اسلامی چهار شورشی سنی مذهب
وابسته به گروه "جندالله" را در شرق کشور در نزديکی مرز پاکستان و افغانستان دستگير کرده اند.
نظریه: به نیروی محترم انتظامی و انبوه قرارگاه های مستقر در استان سیستان و بلوچستان تبریک عرض می کنیم ..
فصل تابستان بازار فروش و خرید میوه حسابی گرم میشود خیلی از جوانان بیکار با خرید یک وانت قراضه و یا پیدا کردن محلی دنج و یا تهیه گاری اقدام به فروش میوه در سطح شهر مینمایند . نکته جالب توجه اینکه بعضی از این فروشندگان مثلا دوره گرد و ثابت قیمت میوه را از مغازه ها هم گرانتر میدهند البته انصافا بعضی از انها هم واقعا مراعات مردم را میکنند . در این بین. این سووال مطرح می شود که این همه کاسب دوره گرد با مجوز چه سازمانی اقدام به ارئه خدمات به مردم می کنند .طی یک پرسو جویی که از این فروشندگان داشته اکثرا اذعان داشتند که بابت یک روز فروش میوه در حاشیه خیابانها مبلغ 5000 تومان به ماموران شهرداری پرداخت می کنند. البته نرخها متفاوت هست. مثلا فرشندگان ثابت گوشه خیابان روزی 10 تا 15000تومان . گاری ها روزی 2 تا 3000 تومان و وانتها روزی 5تا 7000تومان پرداخت می کنند .حال بایک حساب سر انگشتی اگر تعداد این فروشندگان 100 نفر در شهر زاهدان باشند و میانگین پول گرفته شده هم روزی 8000تومان باشد سر جمع درامد شهر داری محتر م زاهدان روزانه فقط 800000تومان وماهیانه 24000000تومان میشود 4000000تومان ان را هم کسر میکنیم 20000000تومان درامد ماهیانه شهرداری از جیب دیگران .خواهشی که از شهرداری داریم اینکه از این مبلغ ماهیانه 5000تومان به رفتگر خیابان محله ما اضافه بکنند تا این رفتگر شریف کوچه ما را که انباشته از اشغال و لجن شده تمیز کند . ضمن اینکه انتخابات شورای شهر هم نزدیک است
سال۸۵ درحالی شروع شد که احتمال ان میرود که دولت اقای احمدی نژاد با چالشهای عدیده ای روبرو شود. در پایان سال گزشته هیئت دولت با مجلس دست و پنجه نرم کرد تا بتواند لایحه بودجه را از تصویب بگذراند .بالاخره با کلی رایزنی و تغیرات پشت پرده مجلسیان و دولتیان به توافقات رسیدند. اما اخرش نفهمیدیم که بودجه کی تصویب و ابلاغ به دولت شد.اخر مجلس عادت کرده بود به برنامه های که هرگز منافع مردم را در بر نمی گرفت البته احتمالا تمام گیر مجلس برای این بود که دولت اعتبارات قوه محترم مقننه را کاهش داده بود.! در ابتدای سال با گرم شدن هوا بحث پوشش و حجاب از دل مجلس شروع و باتجمع تعدادی از خواهران مقابل مجلس و حضور سریع اقای با هنر در میان تجمع کنندگان موضوع رسانه ای شد . انگاه نیروی انتظامی به عنوان بازوی فرهنگی برای برخورد با بد حجابی وارد صحنه شد . این حرکت را بگزارید در کنار شایعاتی که اوایل دولت احمدی نژاد بر سر زبانها انداختند مبنی بر جدا کردن مسیر تردد خانمها در پیاده روها و جدا کردن اتوبوسها ی واحد ( و احیانا اتوبوسهای برون شهری) جدا کردن کلاسهای درس در دانشگاه هاو همش جدا کردن!! و احمدی نژاد اولین واکنش رسمی و جدی خودش را با حضور خانمها در مکانهای ورزشی اعلام کرد . بحث تجدید نظر قانون داشتن ماهواره در مجلس خواست مطبوعاتی و رسانه ای شود که مجددا نیروی انتظامی وارد صحنه شدو اعلام کرد که با دارندگان ماهواره بر خورد و شدت عمل نشان داده خواهد شد. این برخوردها همه در دولت اقای احمدی نژاد انجام می شود . چرا؟۱- احتمالا انتخابات شورای شهر نزدیک هست. ۲- اقای احمدی مقدم قبلا یکی از نیرو های تحت امر اقای قالیباف بوده. ۳- اقای احمدی نژاد رغیب اقای قالیباف بوده . ۴- و ایا تبدیل احمدی نژاد به یک نماد خدمت به مردم به مذاق بعضی ها خوش خواهد امد. ؟ بعضی ها در مجلس گفته اند که ما اشتباه کردیم که به اقای احمدی نژاد رای دادیم!!!

